داستان ساخت ناوشکن،داستان بسیار قشنگی است که نشان از رسیدن دارد در جاده خواستن و کوشیدن.
بی شک، هر ملتی که تلاش کند،
تلاشی پی در پی، پیگیر و خستگی ناپذیر،
به مقصد و هدف خود خواهد رسید.
البته، این مقصد و هدف تنها در ساخت یک ناوشکن خلاصه نمیشود بلکه همه ابعاد یک جامعه و همه جهت های آن باید پیشرفت کند اما همین ساخت ناوشکن نشان از این دارد که میتوان رسید.
اما رسیدن، همیشه بعد از رهبری و مدیریت کلان، تلاش اجزاء و ارکان و اشخاص یک جامعه را طلب میکند.
بی شک، رسیدن مستلزم تلاش و کوشش خارق العاده آدم های یک جامعه است. تلاشی که فراتر از یک زندگی معمولی خواهد بود.
در داستان ساخت ناوشکن، فرازی وجود دارد که برایم بسیار جالب بوده است. فرازی که هر خواننده و شنونده را به گفتن احسنت و آفرین به پدید آورندگان آن وا میدارد.
هر چند نوشتن ما میتوانیم در جای جای مراسم افتتاحیه شائبه سوء استفاده یک جریان سیاسی خاص را بر می انگیزاند اما همگان میدانند که چنین کاری تحت مدیریت و فرماندهی حضرت فرماندهی کل قوا و بر اثر تلاش شبانه روزی قریب به ١٢ سال صورت گرفته است و دامنه آن بسی فراتر از شعارهای صرفا" انتخاباتی ی جریان خاص است.
کاش، چنین رهبری و چنین عزمی در همه زمینه ها وجود داشت.کاش چنین عزمی را مدیران اجرائی کشور هم داشتند و کاش افق دید مدیران ارشد اجرائی کشور نیز این قدر فراخ و گسترده بود. چیزی که باعث آن میشد که مزه و طعم ٣٠ سال انقلاب را همگان و در همه ابعاد بچشند:
اما داستان این غول آهنی را بیشتر از بچهام دوست دارم:
مغموم و آویزان کنار ناوشکن قدم میزدم. طولش تقریباً هم اندازه طول زمین فوتبال است و عرضش کمی بیشتر از طول هلیکوپترهای معمولی. جلویش یک توپ و دو تیربار دارد، وسطش چهار موشک چینی و عقبش 4 موشک آمریکایی. میتواند در شعاع 3000 مایلی عملیات کند و قابلیت حمل هلیکوپتر دارد. ایران با ساختن این ناوشکن چهاردهمین کشور طراح و سازنده این دست جنگافزار است. اینها را مردی سفیدپوش به یکی از بچههای تیم خبری میگفت. نزدیک شدم و سلامی کردم و ایستادم به گوش دادن. افسر سفیدپوش میگفت: یادم نمیرود 12 سال پیش رهبر توی همین ساختمان ـ و با دست ساختمانی را پشت حوضچه نشانمان داد ـ آمده بود بازدید، یک ماکتی را از همچین ناوشکنی دید.
سوال کرد و گفتیم این ناوشکن چیست و چه خصوصیاتی دارد. بعد ایشان گفت خوب شما که ماکتش را ساختید چرا خودش را نمیسازید؟ بعد هم جدیتر شدند و دستور ساخت ناوشکن با قابلیت حملی هلیکوپتر و پرتاب موشک را صادر کردند. ما 12 نفر بودیم که بعد از دستور رهبر تا مدتی گیج بودیم. دو سه ماهی طول کشید تا به خودمان بیاییم که میخواهیم چکار کنیم. مطالعات روی آب و ورقهای مخصوص و نیازهای خودمان و خصوصیات ناوشکنهای موجود در جهان شروع شد. همان موقعها بود که بچهام به دنیا آمد. بعد با دست به ناوشکن اشاره کرد و گفت: این غول آهنی هم سن بچه من است ولی بیشتر از بچهام دوستش دارم. صبح زود میآمدیم روی آن کار میکردیم و وقتی برمیگشتم خانه هم ساعت 12 ـ 11 شب و بچه خواب. بچه را مادرش بزرگ کرد، این غول را هم ما. 65 نفر شبانهروز مستقیما روی آن کار کردیم. چهار ساله اصل کار تمام شد، قرار بود موتورش را یک شرکت آلمانی بدهد که بعد از چهار سال برو و بیا آخرش به خاطر تحریم نداد. بعد یک شرکت فرانسوی قرار شد سیستم رانش را بدهد بعد از سه سال فقط موتور را داد. ما هم همه طراحیها را براساس موتور آلمانی کرده بودیم، مجبور شدیم کلی ناوشکن را عوض کنیم. حالا فرانسویها هم گیربکس و شفت و پروانه را ندادند. دیگر تصمیم گرفتیم خودمان بسازیم، گفتیم گورپدرشان! یک روز یکی از بچهها گفت رضا من دارم گیربکس طراحی میکنم. رفتم پای کامپیوتر دیدم توی اتوکد چند تا دایره کشیده! ولی باور کنید خودش گیربکس را طراحی کرد و یک شرکت هم توی اصفهان ساخت. فقط 4 ـ 3 کشور توی دنیا میتوانند یک چنین گیربکسی طراحی و تولید کنند، شاهکار بود، شفت 12 متری ساختیم. الان دیگر هر شناوری بخواهیم میتوانیم بسازیم. الان از خوشحالی نمیدانم چکار بکنم. شاید یک مدت بروم استراحت کنم. این یک شاهکار است. شما شاید خیلی سر درنیاورید. در خاورمیانه و خلیجفارس هیچ کس حتی فکر ساختن چنین چیزی را هم نکرده که ما ساختیمش!

برگرفته شده از اینجا
و از اینجا
هر چی فکر میکنم میبینم بعضی ها خیلی دلشان خوش است.
نشسته اند و خیالبافی میکنند که این جریان،ریشه فلان چپاولگر را زد و دست بچه های فلانی را قطع کرد و حال زاده های فلان آقا را گرفت و بالاخره اینکه عجب آدم عجیب و غریبی ست فلانی. اما به امثال ما اصلا" فکر نمی کنند که با دیدن بعضی چیزها،خیالات بد میکنیم و کسی هم نیست که ما را توجیه کند تا شیر فهم شویم.
این روزها من پیدا نمی کنم آدمی که خیلی قبولش داشته باشم و از وضعیت فعلی ننالد و یا نگران اوضاع اقتصادی نباشد.
بعنوان یک جوان ایرانی،برایم هیچگاه حضور آقای محصولی-کسی که بدون داشتن هیچ برند و فعالیت تجاری ممیز و مبرز و مشخصی ثروت های میلیاردی جمع کرده است- در یک دولت اسلامی که حرف کار کردن برای مردم را میزند،قابل توجیه نیست.
انتضار دارم کسی که از محل کسب و کار توانسته است ثروتمند شود را بیشتر بشناسم تا او را برای خودم الگو قرار دهم.
انتظار دارم شرکت و برند تجاری و نام محصولات ت ولیدی توسط کارخانه های ایشان را بدانم تا آنها را الگوی خودم قرار دهم.
انتظار دارم کتبهای مجموعه خاطرات ایشان در مورد روش های مدیریت و اصول مدیریت و کسب و کار ایشان را بدانم تا آنها را الگوی خودم قرار دهم.
اما دریغ.
انتظار دارم چنین شخصی بشود وزیر و مسئول وزارت کار تا برای جوانها از همان مسیری که خودش کسب کرده است،کانونهای کسب و کار ایجاد کند تا جامعه از توان و استعداد ایشان بهتر و بیشتر استفاده کند.
اصلا" چنین شخصی حیف است وارد سیاست و وزارت کشور و انتخابات شود بلکه مثل یک گوهر ناب فقط و فقط در زمینه ایجاد شغل و نشان راههای کسب و کار تلاش کند.
از آغاز آمدن ایشان به وزارت رفاه من معنی انتخاب این وزارت خانه را نمیفهمیدم . و با خودم میگفتم کاش ایشان به وزارت اقتصاد یا کار میرفتند. علی الخصوص بواسطه وجود مجموعه شرکت های شستا که در سالهای اخیر دلیل حرف و حدیث هائی پیرامون سازمان تامین اجتماعی و وزارت رفاه بوده است.

اما امروز خبر انتقال کل تشکیلات شستا به وزارتخانه آقای محصولی را خواندم.
خدا کند این ها همه برای کمک به ما و سایر برادران و خواهران مستضعف و نیازمند خدمات حمایتی باشد.
والله هو العالم
پیچ تلویزیون را باز میکنم تا محمد صادق کمی سرگرم شود و کول مرا رها کند.
بر روی تصاویر حرم امام رضا(ع)،
طلبه جوانی در حال صحبت کردن درباره این روز است.
بی جهت،
به سمت برادران شهرداری تهران می رود و حرفی هم نثار زحمتکشان شهرداری میکند.
گوئی این روزها،
برای تداوم حضور در صدا و سیما،
رعایت برخی اصول لازم است.
تبری و تولای دولتی!
یعنی دوستی بی حد و حصر با دوستان دولت و دشمنی بی حد و حصر با غیر دوستان دولت.
از هر فرصتی باید استفاده شود.
تقبل الله.
یکی از مطلعین فضای وب می فرمودند که در وب فارسی مطلب درباره حضرت محمد مصطفی (ص) کم است و این باعث شده است جستجوگران بدنبال آن حضرت در وب به سمت و سوی سایت های عربی و وهابی بروند و بدنبال این بود که این عادت برای جوانان فعال در فضای وب بوجود آید که در صدد تولید مطلب در طول سال و بویژه ایام مذهبی درباره شخصیت حضرت محمد مصطفی (ص) باشند.
از میان احادیث و روایات، آنهائی که از مرحله خروج از خانه تا کار و فعالیت و کسب درآمد و رفتار با مردم جامعه راههائی به شخص نشان دهند، به نظرم مفید ترند. بقول یکی از دوستان در دانشگاه "احادیث عملی".
اجالتا" تعدادی از سخنان پیامبر اسلام را مرتبط با مبحث کلی مدیریت و کسب و کار و درآمد در اینجا درج میکنم:
1. هر چه فرزند آدم پیرتر می شود، دو صفت در او جوان تر می گردد: حرص و آرزو.
2. دو گروه از امت من هستند که اگر صلاح یابند، امت من صلاح می یابد و اگر فاسد شوند، امت من فاسد می شود: علما و حکّام.
3. شما همه شبان و مسئول نگاهبانی یکدیگرید.
4. ناداری بلاست؛ از آن بدتر، بیماری تن، و از بیماری تن دشوارتر، بیماری دل.
5. از لِجاج بپرهیزید که انگیزه آن، نادانی و حاصل آن، پشیمانی است.
6. مبادا که ترس از مردم، شما را از گفتن حقیقت باز دارد!
7. چون تو را ستایش کنند، بگو ای خدا مرا بهتر از آنچه گمان دارند بساز و آنچه را از من نمی دانند بر من ببخش و مرا مسئول آنچه می گویند قرار مده.
8. به صورت متملّقین، خاک بپاشید.
9. راستی به دل آرامش می بخشد و از دروغ، شک و پشیمانی می زاید.
10. دلباختگی، کر و کور می کند.
11. دانش را به بندِ نوشتن در آورید.
12. تا عقل کسی را نیازموده اید، به اسلام آوردن او وقعی نگذارید.
13. زیان نادانان، بیش از ضرری است که تبهکاران به دین می رسانند.
14. هر صاحب خردی از امت مرا چهار چیز ضروری است: گوش دادن به علم، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل کردن.
15. مؤمن از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی شود.
16. من برای امت خود، از بی تدبیری بیم دارم نه از فقر.
17. خداوند، مؤمن صاحب حرفه را دوست دارد.
18. چه خوب است ثروت حلال در دست مرد نیک.
19. دوستی خود را به دوست ظاهر کن تا رشته محبت محکم تر شود.
20. آفت دین سه چیز است: فقیه بدکار، پیشوای ظالم، مقدس نادان.
21. مردم را از دوستان شان بشناسید، چه، انسان همخوی خود را به دوستی می گیرد.
22. در بهبودی کار دنیا بکوشید اما در کار آخرت چنان کنید که گویی فردا رفتنی باشید.
23. روزی را در قعر زمین بجویید.
24. چه بسا که از خودستایی، از قدر خود می کاهند و از فروتنی، بر مقام خود می افزایند.
25. خدایا! فراخ ترین روزیِ مرا در پیری و پایان زندگی، کرامت فرما.
26. سه امر، شایسته توجه خردمند است: بهبودی زندگانی، توشه آخرت، عیش حلال.
27. خوشا کسی که زیادی مال را به دیگران ببخشد و زیادی سخن را برای خود نگاه دارد.
28. این همه حرص حکومت و ریاست و این همه رنج و پشیمانی در عاقبت!
29. هر جا که بدکاران حکمروا باشند و نابخردان را گرامی بدارند، باید منتظر بلایی بود.
30. نفرین باد بر کسی که بار خود را به دوش دیگران بگذارد.
31. زیبایی شخص، در گفتار اوست.
32. عبادت، هفت گونه است که از همه والاتر، طلب روزی حلال است.
33. نشانه خشنودی خدا از مردمی، ارزانی قیمت ها و عدالت حکومت آنهاست.
34. هر قومی شایسته حکومتی است که دارد.
35. از ناسزا گفتن، به جز کینه مردم، سودی نمی بری.
36. پس از بت پرستیدن، آنچه به من نهی کرده اند، در افتادن با مردم است.
37. کاری که نسنجیده انجام شود، بسا که احتمال زیان دارد.
38. آنکه از نعمت سازش با مردم محروم است، از نیکی ها یکسره محروم خواهد بود.
39. از دیگران چیزی نخواهید گرچه یک چوب مسواک باشد.
40. هر که صبح کند و به فکر اصلاح کار مسلمانان نباشد، مسلمان نیست.
خدا را شکر.
خدا را شکر کسانی که ٢۵ خرداد شلوغ کردند،
١٣ آبان شلوغ کردند،
١۶ آذر شلوغ کردند،
عاشورای حسینی، شلوغ کردند،
٢٢ بهمن نتوانستند شلوغ کنند.
و یا نخواستند شلوغ کنند.
و یا برایشان نیارزید که شلوغ کنند.
خلاصه اینکه، خدا را شکر که مراسم ٢٢ بهمن امسال هم همانند همه سالهای گذشته با حضور پر شکوه مردم جنوب شهر و شمال شهر، مردم دارا و مردم ندار، مردم با ظاهر مذهبی و مردم با ظاهر غیر مذهبی،مردمان صاحب اصلی این انقلاب و نظام برگزار شد و این بار کسی نتوانست به آنها انگی بزند.

کاش آن آمدن ٢۵ خرداد به همین خیابان آزادی و همین خیابان انقلاب و همین میدان آزادی را هم در جهت رشد و بالندگی این انقلاب میدانستیم و این همه فجایع و کشتار و بی آبرویی به بار نمی آمد.
و مهم تر از همه اینکه،
در این ماهها برای رفع مشکلات این مردم کار میشد.
توی مغازه ام.
تلویزیون دارد یک جلسه بسیار صمیمی هیئت دولت آقای رجائی را در محضر حضرت امام رضوان الله تعالی علیه نشان میدهد.
حضرت امام (ره) هم با روی گشاده با آن لحن ملکوتیشان، کنار هیئت دولت نشسته اند و دارند شاگردان و مریدان خودشان را نصیحت میکنند و باید و نباید میکنند.
کمی بعد،
دوربین زوم میکند بر روی چهره شهید رجائی و شهید باهنر.
.
.
با خودم فکر میکنم که چرا در طول این سالها،
هیچگاه تلویزیون دیدار حضرت امام(ره) با دولت آقای موسوی را نشان نداده است؟
چرا در این دوران بعد از انتخابات برای تلطیف احساسات مردمی که به میرحسین موسوی رای داده اند و بی شک او را دوست هم داشته اند، تصویری از آن همه سالها پخش نمی کند؟

چرا هی همه میخواهند این بنده خدا را در مقابل قرار دهد؟
چرا او را در کنار قرار نمی دهند و بجایش سعی دارند او را کنار بزنند؟
بی شک،
طرفداران میر حسین موسوی هم،
کم کم،
خودشان را کنار احساس میکنند.
کاری که اصلا خوب نیست.
اینکه قشر وسیعی از جامعه را هی ترد کنند و هی بترسند که آنها ١٣ آبان نیایند عرض اندام کنند، ١۶ آذر نیایند عرض اندام کنند، ٢٢ بهمن نیایند عرض اندام کنند و ... .
خدا کند،
٢٢ بهمن امسال،
همه با هم بیایند،
کسی شعار بر علیه کسی ندهد.
کسی دیگران را خس و خاشاک و معاند و منفاق و ... نخواند.
در سالروز پیروزی انقلابی که همه ما در سرد و گرمش، در تلخ و شیرینش، در شادی و غم اش، بعنوان یک امت واحده مسلمان، شریک بوده ایم.
خدا کند.
در همین زمینه بخوانید
زمانی بود که همه جا حرف از سازندگی بود و دولت،دولت سازندگی بود.
زمانی هم بود که همه جا صحبت از اصلاحات بود و دولت،دولت اصلاحات بود.
اما امروز،
نمیدانم دولت چیست،
اما هر از چندی یکبار هم پیچ این رادیو و تلویزیون را باز کنیم و به آن گوش دهیم و نگاه بیندازیم،حرف از محکومیت و دستگیری و زندانی نمودن است.
آدم از بس اخبار سازندگی و اصلاحات و پیشرفت و وحدت و صلح و صفا نمیشنود، متهوع میشود.
کاشکی اینطور نبود،
کاشکی
با این اظهارات جناب وزیر راه ما که نفهمیدیم 30 سال سابقه و داشتن تجربه خوب است یا بد؟
اگر بد است پس این آقای بهبهانی پیرمرد توی هیئت دولت و در راس وزارتخانه مهمی چون وزارت راه چه کار میکند؟
ماجرای سانحه هواپیمای توپولوف شرکت تابان در مشهد و تلاش خدمه هواپیما برای نجات آن یک نفر بیمار و آن 160 نفر مسافر را خواندم. فکر میکنم تقصیر بیشتر گردن سازمان هواپیمائی کشور و فرودگاه مشهد است که به خلبان اجازه حرکت از اصفهان را داده است. چون مسیر اصفهان مشهد حدود 40 دقیقه بیشتر نیست و بعید است ظرف این مدت 40 دقیقه هوا آنقدر بد شده باشد که خلبان نتواند بنشیند. فرودگاه مشهد میتوانسته با بررسی دقیقتر وضعیت هوا اجازه بلند شدن به مقصد مشهد را از همون اصفهان ندهد.
قسمت دوم،کتک کاری در مجلس بود.
نماینده وزارت راه فی الفور مجوز شرکت تابان را باطل کرده است. معلوم است این آقا اصلا نمیداند که شرکت بالاخره سرمایه گذاری شده است،پرسنل دارد، هزینه شده است، برنامه ریزی شده است و .... ، چون این کاره نیست جهت فرار از سوء مدیریت خودش فی الفور فرمان ابطال مجوز شرکت تابان را صادر میکند و یک کشیده محکم هم نوش جان میکند. کشیده ای که خیلی ها امروز و در میان مدیرانی که سرمایه های این مملکت را در حال باد دادن هستند، لایق آنند.
قسمت سوم، فرمایشات گهربار وزیر محترم راه و ترابری، این افتتاح کننده بزرگ راه آهن اصفهان-شیراز بود. لازم به ذکر است، هفته پیش که اصفهان بودم، شخصا دروغ بودن کل ماجرای افتتاح راه آهن اصفهان - شیراز را پیگیری کردم و اینکه در قسمتهائی از مسیر حتی ریل های موقت را هم برداشته اند و .... . :
آقای بهبهانی وزیر راه و ترابری در پاسخ به اینکه علیرغم عنوان شدن فعالیت نیروهای انسانی قوی و با تجربه در این بخشها چرا اغلب سوانح ناشی از خطای نیروی انسانی است؟ گفت: اشکال کار غره شدن است؛ غره شدن به اینکه ما عالی هستیم از همه بدتر است وگرنه افراد مبتدی دقت بیشتری دارند و همیشه آنهایی که فکر میکنند در دنیا بهترین هستند در هچل میافتند.
بهبهانی خاطرنشان کرد: لوکوموتیوران قطاری که چند روز اخیر در خط مشهد ـ تهران دچار سانحه شد 30 سال تجربه داشته است.
البته فرمایشات اینچنینی بدرد کلاس اخلاق میخورد اما جواب خوبی از یک مدیر اجرائی درباره دلائل سانحه نیست.البته ایشان لطف فرموده و نگفته اند که قسمت اینچنین بوده و ما چه کاره ایم.
متن خبر در سایت خبری عصر ایران
این روزها همه به فکر خوشه اند.
و هی پشت سر هم پیامک خوشه یی می آید.
اما در این میان، دو پیامک قشنگ امام زمانی آمد.
اگر در طول هفته هم به فکر خوشه های خودم بوده ام،
خوشه هایی که وضعمان را نه تنها خوبتر،
که بد تر هم خواهد نمود،
پیامک این دوستان، عصر جمعه ها مرا به یاد امام زمانمان (عج) می اندازد:
جناب علی نیک:
کسی نیامده جز او سر قرار خودش
نشست غرق تماشای آبشار خودش
چه انتظار عجیبی است اینکه شب تا صبح
کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش
جناب صمد صداقتی:
یک چشم زدن غافل از آن یار نباشیم
شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم
امسال قانون بودجه بسیار با تاخیر به مجلس ارائه شده است.
اما نکته جالب برای ما کامپیوتری ها این بود که شنیدیم سی دی حاوی اطلاعات بودجه ارائه شده به ریاست محترم مجلس شورای اسلامی از طرف رئیس جمهور فخیمه، سی دی خام بوده است.
در آن تشکیلات عظیم،اینکه یک سی دی آن هم سی دی مهمی مثل بودجه خام بوده،نشان از خیلی چیزها است.
خدا آخر و عاقبت ما را با اینجور برنامه ریزی ها به خیر کند.
الهی آمین:
اما اصل خبر :
سایت عصرایران مدعی شد:
رییس جمهور که امروز برای ارائه لایحه بودجه به مجلس شورای اسلامی رفته بود، به جای لوح فشرده بودجه سال 89 سهوا یک عدد سی دی خام تحویل علی لاریجانی رییس مجلس هشتم داد.
به گزارش خبرنگار عصرایران، این اتفاق نادر در شرایطی روی داد که احتمالا به دلیل اشتباه صورت گرفته هنگام رایت سی دی بودجه سال 89 به خوبی در آن ذخیره نشده است. با این حال بعد از مشخص شدن خام بودن سی دی، مسوولان نهاد ریاست جمهوری به سرعت دستور دادند که نسخه اصلی بودجه به مجلس منتقل شود.
این در حالی است که علاوه بر لوح فشرده بودجه 89 متن اصلی بودجه از سوی احمدی نژاد به لاریجانی ارائه شده بود.
حاج منصور ارضی، مداح معروف کشور، اسفندیار رحیم مشایی را با سلمان رشدی مقایسه کرد.
به گزارش رسانه نیوز، این مداح حامی دولت روز سه شنبه در مراسم زیارت عاشورا در حسینیه صنف لباس فروش ها در اظهارات کم سابقه ای بیان کرد که این آقایی که ادعای آسمانی بودن دارد از سلمان رشدی هم بدتر است.
حاج منصور ارضی در ادامه با اشاره به سیاستهای جدید فرهنگی دولت به رهبری مشایی، گفت: «این فرد کارهایی که خاتمی و ابطحی در دوره گذشته با کمک هم نتوانستند انجام دهند یک تنه دارد انجام می دهد.»
وی پیش از این در مسجد ارک تهران در هنگام ورود رئیس جمهور نسبت به برخی اطرافیان وی هشدار داده بود که مورد استقبال حاضرین در جلسه قرار گرفت.
حاج منصور ارضی از مداحان حامی دولت است که حتی در سفرهای استانی مدتی با اعضای هیات دولت همراه بود.
در همین زمینه عصر ایران نوشت:
جهان نیوز نوشت: حاج منصور ارضی مداح معروف کشور، اسفندیار رحیم مشایی را با سلمان رشدی مقایسه کرد.
این مداح حامی دولت روز سه شنبه در مراسم زیارت عاشورا در حسینیه صنف لباس فروش ها در اظهارات کم سابقه ای اعلام کرد: "این آقایی که ادعای آسمانی بودن دارد از سلمان رشدی هم بدتر است."
حاج منصور ارضی در ادامه با اشاره به سیاستهای جدید فرهنگی دولت به رهبری مشایی، افزود: "این فرد کارهایی که خاتمی و ابطحی در دوره گذشته با کمک هم نتوانستند انجام دهند یک تنه دارد انجام می دهد.
وی پیش از این در مسجد ارک تهران در هنگام ورود رئیس جمهور نسبت به برخی اطرافیان وی هشدار داده بود که مورد استقبال حاضرین در جلسه قرار گرفت.
حاج منصور ارضی از مداحان حامی دولت است که حتی در سفرهای استانی مدتی با اعضای هیات دولت همراه بود.
عصرایران: هر چند ممکن است ایراداتی نسبت به برخی مواضع مشایی وارد باشد، ولی مقایسه یک مسلمان شیعه با مرتدی به نام سلمان رشدی - که آن اهانت ها را به ساحت قدسی رسول الله (ص) داشت - هرگز نمی تواند منطبق با آموزه های امام حسینی باشد که شخصی مانند منصور ارضی ، ادعای ارادتمندی و مداحی اش را دارد.
متاسفانه برخی افراد عادت کرده اند هر که از او خوششان نمی آید را با کفار و منافقین مقایسه کنند و شمر و یزید و معاویه و اخیراً هم سلمان رشدی بخوانندش و گویا واقعاً ترک عادت هم موجب مرض است!
به مدعیان دینداری و ارزش گرایی ، قویاً توصیه می کنیم ، مدتی را به سکوت و مطالعه در آموزه های دینی بپردازند و از جمله برای یک بار هم که شده ترجمه قرآن را بخوانند تا لااقل بفهمند که آنچه می گویند و عمل می کنند ، با اسلام محمد و علی و حسین ، فرسنگ ها فاصله دارد ؛ آن گاه ، یا رفتارهایشان را اصلاح کنند و یا لطفی به دین و دینداران کنند و از آن پس به نام دین و به حساب دین سخن نگویند تا هزینه ندانم کاری ها و کج روی هایشان بر دوش شریعت پاک محمدی نیفتد.
بعضی وقت ها که سوار بی آر تی میشوم
در فشار جمعیت و ازدحام جوانان ایرانی، به آن young man که بعنوان آرم شرکت سازنده اتوبوسهای دو کابینه بی آرتی نمایان است فکر میکنم گه ماچه گناهی کرده ایم که باید جوانان ما محتاج یانگ من های چینی باشند. آنان در شادی و غرق در خلاقیت و کار و کسب درآمد بشوند و جوانان ما خموده و ناراضی و خیلی ها معتاد،نا توان درازدواج ناتوان در داشتن مسکن نا توان در کسب درآمد و رهنمون به سوی طلاق و ترک زندگی مشترک؟
این سایت یانگ من های چین است.
ما همه تکنولوژی برای ساخت داخلی و مصرف داخلی و حتی صادرات این ماشین ها را داریم. نیروی کار هم فراوان داریم.
از کارگر تا مهندس و مدیر.
از بی آر تی که میخواهم خارج شوم، دستگاههای کارتزن همیشه خراب توجه ام را به خود جلب میکند.
از پله های برقی که میخواهم پائین بیایم، آرم شیندلر بر روی پله برقی ها.
سایت شیندلر سوئیس هم این است.
ما همه آنچه برای ساخت پله برقی لازم است را داریم.
از کارگر تا مهندس و مدیر.
سوار مترو میشوم.
توی مترو باز پله برقی خارجی میبینم.
قطار و واگن و لکوموتیو خارجی می بینم.
ما وقتی تونل اش را می سازیم،
همه اینها را هم می توانیم بسازیم.
کارگرهای ما زحمت میکشند تونل اش را میسازند.
ساخته های دیگران می آیند و توی این تونل هایی که به زحمت ساخته شده اند، جولان میدهند.
برای ساخت همه اینها ما نیرو و امکانات داریم.
از کارگر تا مهندس و مدیر.
مطلب زیر را بخوانید تا بدانید ما چقدر بدبختیم.
ما چقدر بیچاره ایم.
ما چقدر داریم بی گناه می میریم.
ما چقدر داریم بی گناه نفله میشویم.
ما چقدر باید رئیس جمهور و سیستمی را آرزو کنیم که ما را ببرد به سمت و سوی درست.
کارگرهای ما،
مهندسان ما،
مدیران تحصیل کرده ما را
ببرد به سمت و سوی سازندگی.
به سوی یک اقتصاد و صنعت پویا که در آن استعدادها و توان ایرانی شکوفا شود.
نفس بکشد.
بالنده شود.
و در نهایت بی نیاز شود.
::::::::
وضعیت صنعت واگنسازی و به طور کلی صنایع مرتبط با حمل و نقل در ایران بازار داغی را برای شرکتهای چینی فعال در این عرصه به وجود آورده است.
به گزارش ایسنا، چندی پیش یک روزنامه چینی گزارش داد که در چارچوب قراردادی 425.5 میلیون یورویی محمولهای شامل 14 لکوموتیو برقی ساخت این کشور از طریق کشتی به ایران صادر شده است.
این محموله در راستای قرارداد امضا شده میان نورینکو و شرکت واگنسازی تهران در تاریخ سوم ژانویه به ایران صادر شده است.
اما نکته جالب اینجاست که قرارداد یادشده بزرگترین قرارداد صادراتی تاریخ صنعت لکوموتیو چین محسوب میشود. در واقع می توان اعتراف کرد که تضعیف صنایع داخلی مرتبط با حوزه حمل و نقل طی چند سال اخیر باعث شده تا چینیها در بخشهایی مانند تامین لکوموتیو و واگن مترو سهم عمده از بازار ایران را به خود اختصاص داده و از ایران سود کلانی را به جیب بزنند.
هماکنون یکی از محصولاتی که به رقم داخلیسازی نسبی آن همچنان از خارج وارد میشود، واگن است. کارشناسان دلیل اصلی واردات بیرویه واگنهای خارجی به کشور را تعرفه بسیار پایین واردات (5 درصد برای لکوموتیو و 15 درصد برای واگن مسافری و باری) میدانند. این تعرفه پایین از یک سو و همراهی نکردن سیستم بانکی کشور در ارایه تسهیلات به صنعت واگنسازی کشور باعث شده تا سیل واردات واگنهای دست دوم از کشورهایی مانند روسیه و چین به ایران همچنان ادامه پیدا کند.
در این بین عملکرد بهرهبرداران و از جمله شرکت رجا نیز انتقاد شدید فعالان صنعت واگنسازی کشور را برانگیخته است. در حالی که مسوولان وزارت راه و شرکت رجا بهرهبرداری هرچه سریعتر از ناوگان ریلی و افزایش ظرفیت حمل و نقل ریلی کشور را وظیفه اصلی خود میدانند، در همین حال فعالان صنعت واگن سازی کشور به این نوع نگاه مسوولان وزارت راه انتقاد کرده و آنرا مغایر با قانون استفاده از حداکثر توان ساخت داخل میدانند.
قانونی که به منظور استفاده هرچه بیشتر از توان فنی مهندسی تولیدی، صنعتی و اجرایی داخلی در اواخر سال 1375 در مجلس شورای اسلامی تصویب شد تا سرانجام پنج سال بعد یعنی در سال 1380 آییننامههای اجرایی آن در هشت بند توسط هیات دولت تصویب و به دستگاههای مروبطه ابلاغ شود. با این وجود به نظر میرسد بسیاری از فعالان صنعتی کشور و از جمله فعالان صنعت واگنسازی نسبت به اجرایی نشدن این قانون انتقاد دارند.
در چنین شرایطی واگن سازان ایرانی هر یک با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنند. از یک سو واگن پارس به عنوان بزرگترین واگنساز ایرانی از عدم سفارش رنج میبرد و از سوی دیگر ایدرو نیز موظف شده که هرچه زودتر سهام خود را در شرکت واگن سازی پلور سبز بابت رد دیون دولت به سازمانی غیرصنعتی یعنی صندوق فرهنگیان واگذار کند.
واگنسازی زرند کرمان هم که در سال 1384 با ظرفیت تولید سالانه 400 دستگاه واگن باری و 100 دستگاه واگن مسافری بین شهری کار خود را آغاز کرده بود، بعد از مدت نسبتا کوتاهی به دلیل اقدام شرکت رجا در تحویل نگرفتن 200 دستگاه واگن سفارشی خود با تعطیلی مواجه شد.
در همین حال غلامرضا رزازی - مدیرعامل شرکت واگن پارس - پیش تر در گفتوگو با ایسنا با اشاره به مشکلات پیش روی صنعت واگنسازی کشور عنوان کرده بود که با توجه به شرایط کنونی نمیتوان به آینده این صنعت امیدوار بود.
وی همچنین از کاهش 70 درصدی تولید واگن پارس به دلیل واردات گسترده واگنهای دستدوم روسی و چینی به کشور خبر داده بود.
این واردات بیرویه در حالیست که چند ماه پیش کارگروه حمایت از تولید نیز طی مصوبهای به همه دستگاههای دولتی اعلام کرد که نباید اقدام به واردات کالاهایی کنند که مشابه آنها در کشور تولید میشود. با این وجود به نظر میرسد هماکنون این مصوبه در بسیاری از موارد عملا اجرا نمیشود.
از سوی دیگر عباس حاج فتحعلیها - معاون بهرهبرداری و نوسازی ایدرو - نیز چندی پیش خبر داد که کمیتهای در وزارت صنایع و معادن پیگیر مشکلات صنعت واگنسازی کشور بوده و به زودی گزارش خود را در این باره به وزیر صنایع و معادن ارایه میکند.
گزارشی که به نظر میرسد هنوز به وزیر ارایه نشده یا دستکم اگر ارایه شده جزئیات آن منتشر نشده است.
در همین حال قرار بود در مورد افزایش تعرفه واگن به کشور نیز تصمیمگیری شود که به نظر میرسد هنوز در این زمینه نیز کار خاصی انجام نشده است.
محرم و صفر ماه عزادری است.
ابام عزارداری تاسوعا و عاشورا و اربعین حسینی و ایام رحلت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص).
بسیاری ها طول این دوماه را سیاه می پوشند.
اما شیخ ما فرمودند که در نیمه اول ماه صفر ولادت دو معصوم است.
و فرموده اند که شیعیان ما از سرشت با فضیلت ما آفریده شده اند در شادی ما شاد و در غم و اندوه ما،اندوهگین اند.
پس نیمه اول صفر را به شادی میلاد همانهائی باشید که در عزایشان محزون هستید و عزاداری میکنید.
بدنبال پخش صحبت های آقای دکتر اطاعت در برنامه رو به فردا که روزنه کوچکی از دادن فرصت به جناح بایکوت شده انتخابات بری بیان آراء و نظرات خود در صدا و سیما را نوید میداد، خبرگزاری فارس از مصاحبه ها ی مکرر روستائیان عزیز خبر داده است:
......
....
یکی از اهالی روستای خلیل آباد این شهرستان گفت: تعجب میکنم آقای اطاعت که خود معروف به این لقب (کذاب) است چرا دیگران را دروغگو معرفی میکند، وی از صدا و سیما خواست از افراد واقعبین حتی مخالف در چنین برنامههایی دعوت شود.
همچنین یکی دیگر از مصاحبه شوندگان ضمن تشکر از برگزاری مناظرهها گفت: نمیتوان خدمات دولت نهم را در این منطقه نادیده گرفت و مناظرهها هم جنبه مثبت دارد و هم منفی.
یکی از اهالی روستای خسویه هم به اطاعت گفت: تعجب میکنم که میگوید در این منطقه کاری نشده است او که خودش را نماینده مردم میدانست مردم او را به عنوان نماینده قبول نداشتند.
دیروز یک از دوستان فعال در حوزه نشر تماس گرفت و درباره امکان همکاری متقابل با هم صحبت کردیم.
پرسیدم، اوضاع کسب و کار و رونق در حوزه شما چطور است؟
اول گفتند که مشکل فقط صد سال اولش است که الحمد لله چهار سال و نیم اش گذشته است.
خواهش کردم لطف فرموده جر زنی نکند چون اگر ٢٢ خرداد را در نظر بگیریم، نزدیک به چهار سال و ٨ ماهش گذشته است تازه چشم به هم بزنیم دو سال دیگرش هم میگذرد آن وقت به امید و دلخوش ٢٢ خردادی دیگر خواهیم بود که بقول حضرت امام رضوان الله تعالی علیه، انتظار فرج از نیمه خرداد کشم.
گفتم حالا مشخصا وضع چظور است. آیا چرخ میچرخد؟
فرمودند: پرتیراژترین ها ۵٠ هزارتا در سال بفروش میرسند. در حالی که این میزان در بسیاری از کشورهای برای کتابهای پرتیراژ حدود سک میلیون تا است. بنابراین با این اعداد و ارقام نه ناشر میتواند حسابی باز کند و نه نویسند و نه ما شرکت های توزیع و تبلیغ و واسطه در حوزه کتاب و نشر.
امروز،
از میدان انقلاب رد میشدم.
آقاهه صدا میزد، ۶ هزار عنوان کتاب نایاب و کمیاب در یک دی وی دی با ۵٠ درصد تخفیف
یعنی فقط ٣ هزار تومان.
این روزها، نه کتاب خریدن لذت دارد و نه کتاب فروختن و نه کتاب نوشتن. فقط کتاب خواندن لذت دارد. خداوند لذت کتاب خواندن را از ما نگیرد.
این روزها به دلیل تبلیغات منفی برخی از رسانه های غربی، عکس ها و خاطراتی از ساده زیستی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در فضای اینترنت ثبت شده است. من جمله عکس زیر :

تصور میکنم،
این روزها عده ئی خاص با سوء استفاده از قدرتی که دارند،
دعوای بین طرفداران به اصطلاح خودشان نامزد مغلوب در انتخابات در باب کارآئی دولت را به دعوای این عده با ولایت فقیه و یا بالاتر از آن امام حسین(ع) تبدیل میکنند.
این عده،
خدا کند که واقعا" از ولی فقیه زمان خجالت بکشند و این قدر بر طبل اختلاف و دعوا نکوبند.
این قدر همه چیز را به وسط دعوا نیاورند تا در این دعوا همه چیز نابود و نیست شود.
در همین زمینه بخوانید سرمقاله جمهوری اسلامی ایران را :
هر چند اراده بیگانگان بر اینست که نگذارند ایران کشوری مستقل پیشرفته و آزاد باشد اما این اراده شوم فقط تا بهمن ماه 1357 عملی بود و با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 نفوذ آمریکا انگلیس و صهیونیسم بین الملل که تا آن زمان حاکمیت ایران را در دستان خود داشتند قطع شد و اراده ملت ایران جای اراده آنها را گرفت . این جابجائی هرچند برای قدرت های شیطانی بسیار گران تمام شد و آنها برای باز گرداندن نفوذ خود به عرصه حاکمیت ایران از هیچ توطئه ای فروگذار نکردند ولی استقرار نظام جمهوری اسلامی و پایه های مستحکمی که توسط امام خمینی برای این بنای رفیع تدارک دیده شد چیزی نبود که با تکان های ناشی از این توطئه ها بلرزد و آسیب ببیند.
این واقعیت همواره در کلام امام خمینی به این شکل بیان میشد که قدرت های خارجی نمی توانند به نظام جمهوری اسلامی آسیبی برسانند اما امام همواره نسبت به خطری که این نظام را از درون تهدید می کند هشدار می دادند. اختلاف و تفرقه رفاه طلبی دنیازدگی بدبینی قدرت طلبی و خودمحوری اموری بودند که امام خمینی از آنها به عنوان مواد اولیه کارگاه خطرسازی یاد می کردند و همگان را به پرهیز از آنها توصیه میفرمودند.
بدون مجامله بگوئیم و بپذیریم که امروز آن خطر رخ نموده و همه را تهدید می کند. البته ما چه بخواهیم و چه نخواهیم چه بپذیریم و چه نپذیریم زنگ خطر به صدا درآمده است . خطر زنگ می زند اما برای ورود اجازه نمی گیرد و منتظر باز شدن در هم نمیماند حتی از در بسته هم وارد می شود.
با اینحال هنوز دیر نشده و فرصت مقابله با این خطر وجود دارد بشرط آنکه به هشدار آن پیر فرزانه توجه کنیم و توصیه هایش را بکار ببندیم .
اولین توصیه اینست که هر کسی تلاش نکند خود را تبرئه نماید و طرف مقابل را مقصر جلوه دهد. دوم اینست که طرفین بپذیرند که اشتباه کرده اند. سوم آنکه برای تعیین میزان اشتباهات چانه زنی نکنند مهم این نیست که هر طرف چه میزان اشتباه کرده بلکه پذیرفتن اصل اشتباه مهم است . چهارم اینکه همه درصدد جبران این اشتباهات برآیند و اراده ای جدی برای این کار داشته باشند و پنجم اینکه همه حفظ نظام را اصل بدانند و برای تامین این هدف که اساس است هر جا که لازم باشد گذشت کنند.
امروز دانستن صورت مساله بسیار مهم و حیاتی است . بدون آشنائی باصورت مساله و یا با پاک کردن آن نمی توان خطر را احساس کرد. هیچیک از دو طرف هم نباید ناامید باشند فقط با امید است که می توان برای حل مشکل اقدام کرد و موفق هم شد.
اجمالی از صورت مساله فعلی اینست :
1 ـ مردم در موقعیت ها و مناسبت های مختلف نشان داده اند که با اسلام انقلاب و نظام جمهوری اسلامی همراهند و برای حفظ استقلال ایران و پاسداری از اعتقادات خود آمادگی دارند هر هزینه ای را بپردازند. بدون آنکه وارد ماهیت حوادث ماه های اخیر شویم این واقعیت را همه با تمام وجود لمس کرده ایم که وقتی پای مقدسات و اساس و اصول به میان می آید همه مردم به صحنه می آیند و از هیچ تلاش و کوششی برای پاسداری از آنها دریغ نمی نمایند.
2 ـ همین مردم با اظهارنظرهائی که می کنند این واقعیت را هم نشان داده اند که از دعواها خسته شده اند و تحمل ادامه این کشمکش ها را ندارند. مردم ایران از اینکه برای حفاظت از استقلال کشور و پاسداری از دین و اعتقادات و مقدساتشان تا ابد در صحنه باشند هرگز احساس خستگی نمی کنند ولی از اینکه مشاهده کنند مسئولان و نخبگان و فعالان سیاسی کشور به جان همدیگر افتاده اند و وقت و امکانات کشور در این میان تلف می شود و دشمنان نیز شادی می کنند خسته می شوند و ادامه این وضعیت را تحمل نمی کنند.
3 ـ علاوه بر خسته شدن مردم احساس خطر هم می کنند . دعواها در هفته های اخیر بقدری بالا گرفته و تند و خشن شده که همه را نگران کرده است . به کف زدن ها و ابراز احساسات عده ای خاص نگاه نکنید توده مردم از اینکه اطراف دعوا برای همدیگر خط و نشان می کشند و به همدیگر عناوینی همچون یزید و ابن زیاد و عمر سعد و شمر میدهند نگران می شوند و به همدیگر می گویند آیا قرار است در آینده شاهد جنگ داخلی و برادرکشی باشیم این نگرانی و احساس خطر را باید عقلای قوم جدی بگیرند و برای رفع آن چاره ای بیاندیشند.
4 ـ گستاخی هاو اهانت ها به مقدسات بسیار زیاد شده و تردید نباید کرد که این روند به نفع کشور و ملت نیست . هیچکس نباید از شعارهای گستاخانه ای که علیه مقدسات دینی و ملی و حاکمیتی داده می شود خرسند باشد. این سیل که به راه افتاده اگر متوقف نشود همه چیز را با خود می برد و گزینشی عمل نخواهد کرد. این گستاخی یکباره متولد نشده نتیجه عملکردهای ناصواب است . هرچه زودتر باید ریشه ها را شناخت و سوزاند تا جلوی این سیل بنیان کن گرفته شود.
5 ـ ادبیات خشونت آفرینی که اکنون بسیاری از زبان ها قلم ها و بلندگوها و متاسفانه بعضی از منبرهای نماز جمعه را در بر گرفته بهیچوجه در شان نظام جمهوری اسلامی نیست . نظام جمهوری اسلامی یک نظام اخلاقی و فرهنگی است که باید با کارکرد مومنانه و متدینانه خود جامعه را به سوی اخلاق و احترام و ادب و متانت و اخوت و وحدت سوق دهد نه تهمت و بی حرمتی و تهدید و اختلاف و تفرقه . امروز ادبیات بعضی زبان ها و قلم ها و بلندگوها ادبیات خون است و چنین ادبیاتی از ساحت مقدس نظام جمهوری اسلامی دور است . اینکه از روی خشم و عصبانیت سخن از جویدن خرخره طرف مقابل به میان بیاید و این و آن از منبر نماز جمعه مفسد فی الارض معرفی شوند و از فلان بلندگو فتوای قتل صادر گردد و تکفیر و تفسیق به نرخ شاه عباسی و سکه رایج جامعه تبدیل شود با کدامیک از موازین اسلامی سازگاری دارد آیا اسلام جدیدی درحال ظهور است که درباره آن تاکنون در هیچ کتابی چیزی نخوانده ایم
6 ـ در کشور ما فرهنگ اعتراض جائی ندارد . نه اینکه فقط حقوق معترضین به رسمیت شناخته نمی شود بلکه حتی خود معترضین هم قواعد اعتراض را رعایت نمی کنند. به جای آنکه در موقع مقتضی مواضع خود را با صراحت روشن کنند همواره حرف خود را تکرار می کنند و ساختارشکنان را محکوم نمی کنند. طرف مقابل هم تا زمانی که معترض مواضع و دیدگاه های خود را درباره مسائل مختلف روشن نکرده او را آمریکائی و انگلیسی و منافق و ضد نظام و مخالف امام حسین علیه السلام معرفی می کند و هنگامی که صریحا علیه منافقین و آمریکا و انگلیس موضعگیری می کند و در بیانیه خود می نویسد « السلام علیک یا اباعبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم وعدو لمن عاداکم » می گویند ببینید او ثابت کرده که در اردوگاه عمر سعد است ! تا زمانی که فرهنگ اعتراض در جامعه ما اینگونه بی حساب و کتاب است و طرفین به قواعد آن پای بندی نشان نمی دهند ما نمی توانیم شاهد شکوفائی آرمان های نظام اسلامی باشیم .
7 ـ رسانه ها و متولیان امور رسانه ای که باید فرهنگ ساز باشند و بستر حاکمیت عقل و قانون و اخلاق و تدین و تعهد را در جامعه فراهم کنند خود دچار مشکلات حاد هستند. رسانه ملی کشور را خیابان یکطرفه ای می داند که هیچکس حق ندارد در جهت مقابل حرکت کند و متولیان مطبوعات وقتی آن بخش از بیانیه فلان شخص معترض که در حمایت از نظام و ابراز تنفر از آمریکا و انگلیس و منافقین است در یک روزنامه چاپ می شود به آن روزنامه به خاطر آنکه تیتر خبرش سبز بود تذکر می دهند! گوئیکه این حضرات دستگاه « نیت خوان » دارند و می توانند کشف کنند که قسمت فنی روزنامه که به آن تیتر رنگ سبز داده هدفش سبز معاویه ای بوده یا سبز علوی !!
8 ـ سیاست حذف اکنون تا سرمایه های ملی دینی و سیاسی در بالاترین رتبه ها پیش رفته است . این تیغ تا کجا قرار است به بریدن ادامه دهد این چه تفکری است که حتی مرجع تقلید را نیز مشمول تیغ حذف میداند و به جای شنیدن سخنان او و به جای راه انداختن بحث علمی با او و نقد فتاوای او اعلام عدم صلاحیت را ترجیح می دهد ما با مواضع سیاسی و بعضی از فتاوای آیت الله صانعی موافق نیستیم اما سیاست برخورد را به نفع روحانیت و نظام جمهوری اسلامی نمیدانیم . اینکه فردی از رسانه ملی چنین بحثی را مطرح کند و آقای صانعی را با آقای شریعتمداری مقایسه کند و نتیجه بگیرد همانطور که آنجا اعلام عدم صلاحیت برای مرجعیت کار درستی بود اینجا هم درست است این یا ناشی از بی اطلاعی است و یا خود را به بی اطلاعی زدن . زیرا آقای شریعتمداری از دهه 30 با دربار شاه مرتبط بود و بعد از پیروزی انقلاب غائله خلق مسلمان را به راه انداخت و در کودتای قطب زاده شرکت داشت و به این جرم های سنگین فاقد صلاحیت برای مرجعیت شناخته شد. چنین واقعه ای را با آنچه این روزها رخ داده مقایسه کردن آنهم از رسانه ملی یا مطبوعات رسمی و یا بلندگوی مجلس آیا حتی مادران تازه فرزند مرده را به خنده وادار نمی کند اگر به جای این اقدام غیرمدبرانه تلاش های وسیعی برای جذب و یا حل مشکلات از طریق نقد علمی صورت می گرفت فواید بسیاری عاید میشد بدون آنکه زیان های فعلی حاصل شود. میدانید حاصل کار آقایان چیست افزایش مقلدان آقای صانعی کما اینکه حاصل یکطرفه رفتن های رسانه ملی نیز بالا رفتن سرسام آور مشتریان تلویزیون های ماهواره ای و رادیوهای بیگانه بوده است و زهی تاسف از اینهمه بی تدبیری .
9 ـ یک جریان صاحب اقتدار در کشور اکنون فقط بر طبل جنگ می کوبد و هر اقدامی برای آشتی را محکوم و طرد می نماید . از ابتکارات این جریان اینست که همه را به جان همدیگر انداخته و حملات را متوجه اساس نظام ساخته و خود را دور از تیررس شعارها و حملات نگهداشته و همواره منتظر فرصت است تا از این آب گل آلود ماهی مقصود را بگیرد. به جرات می توان ادعا کرد که هدف این جریان از اینهمه هیزم ریختن به تنور داغ دعواها خدمت به نظام و دین خدا و پیغمبر و مردم نیست . حرف های دیگر درباره این جریان بماند برای بعد...
10 ـ امروز آتش اختلاف به خانه ها راه یافته و دشمنی های سنگینی میان پدران و فرزندان مادران و دختران و برادران و خواهران پدید آورده است . این اختلاف حتی به درون جبهه اصولگرایان نیز نفوذ کرده و همان جریان افراطی هر سخن خردمندانه ای را اگرچه از درون همین جبهه و از افراد شناخته شده در جهت وحدت و حل مشکل صادر شود محکوم می نماید و خود او را به انواع تهمت ها متهم و به شکل های مختلف تخریب می کند. این یعنی خطر!
اکنون با ترسیم صورتی اجمالی از مساله روز جامعه میخواهیم بر این واقعیت تاکید نمائیم که علیرغم این وضعیت بغرنج و پیچیده معتقدیم راه باز است . درست در همین شرایط دشواراست که باید عقلای قوم وارد صحنه شوند و با سرپنجه تدبیر مشکل را حل کنند.
حل این مشکل به مشخص کردن محور نیاز دارد. محور باید ولایت فقیه باشد همان که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر آن تکیه دارد. ما معتقدیم رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای محور وحدت هستند و همه باید زیر چتر ولایت فقیه با تدبیر و درایت عمل کنند و به حل مشکل بپردازند. ما معتقدیم باید همه بزرگان و نخبگان و حتی سران معترضان پشت سر رهبری قرار بگیرند و برای پایان دادن به وضعیت کنونی تلاش کنند. این کاری است قابل انجام که فقط به مقداری شجاعت تدبیر و از خودگذشتگی نیاز دارد. ولایت فقیه ستون فقرات نظام جمهوری اسلامی است و امروز دشمنان ملت ایران برای درهم شکستن این نظام و ستون فقرات آن بسیج شده اند. غفلت عقلای قوم در این برهه حساس تاریخ بشدت زیان بار است زیانی که هرگز قابل جبران نخواهد بود. خشونت و برخورد و حذف نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه اوضاع را پیچیده تر خواهد کرد. راه حل فقط تدبیر است و این راه باز است .
ما که دوران جبهه و جنگ را درک کرده ایم می فهمیم که چه کسانی برای جبهه و جنگ زحمت کشیدند و چه کسانی فقط خوردند و بردند.
چه کسانی بچه هایشان شهید شدند و چه کسانی فقط بچه های دیگران را فرستادند تا شهید شوند.
چه کسانی کنار زن و دخترشان بودند و چه کسانی زن و دخترشان طعم تلخ سختی های بعد از شهادت را چشیدند و کشیدند.
چه کسانی سختی جانبازی و سختی قطع نخاعی و سختی همسر جانباز بودن را چشیدند و چه کسانی فقط و فقط در این دوران پر خطر و بعد از آن در ناز و نعمت بودند و بچه هایشان را هم در ناز و نعمت بزرگ کردند و از بیت المال به هر عنوان چقدر بردند.
من به شخصه از این همه هجمه سنگین به سردار رضائی، از این همه دشمنی با سردار قالیباف فقط و فقط این را می فهمم که عده ئی دین را،منبر را ، روضه امام حسین (ع) را ، سفره حضرت رقیه را و ... را فقط و فقط برای رسیدن به مقاصد دنیائی خود می گویند و میخواهند و در این را به هیچ چیز رحم نمی کنند حتی به خود دین.حتی به خود روضه امام حسین(ع). پناه به خدا از دست این ها.
متن زیر را در سایت عصر ایران به قلم دکتر غلامعلی رجایی خواندم:
وقتی طبل پایان جنگ با پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام خمینی(ره) - که بر مبنای توجیه کارشناسان و مسئولان مورد اعتماد ایشان و به دلیل وجود برخی تنگناها و واقعیتهای موجود در کشور صورت گرفت - به صدا درآمد، این فکر حتی به ذهن یکی از بروبچههای جنگ که امام به همه آنها تا پایان عمر مبارکش محبت تام و تمام داشت خطور نمیکرد که روزی برخی از رسانههای مکتوب و غیرمکتوب عرصه تاخت وتاز به ساحت فرماندهانی شود که با مدیریت امام هشت سال جنگی سخت و نابرابر را با نصرتهای لایزال الهی و حضور الهی مردم در صحنههای جنگ اداره و به پیش بردند و خود و ملت خود را از آن سرافراز و سربلند بیرون آوردند.

در این روزگار غربت مردان جنگ، اعضای "حزب نشسته! دوران نورانی دفاع" که همواره در برابر مردان ایستاده در عرصههای آتش و خون احساس حقارت میکنند، هر از چندگاهی نقبی به تاریخ جنگ میزنند و با اغراض پست سیاسی خویش، به تفسیر ناشیانه و سلیقهای و سطحی این دوران عظیم و سرنوشتساز در تاریخ معاصر ایران میپردازند.
اینان که از سبک و سیاق مطالبشان کاملاً پیداست غالباً دستی برآتش جنگ نداشته و یا کمتر داشتهاند و با حقایق و واقعیتهای آن کاملاً بیگانه هستند، با طرح اندکی از حقیقت و واقعیتهای جنگ و با دیده بستن بر بسیاری از ابعاد پنهان جنگ که بر آنها به هر دلیل ناشناخته مانده و یا از آن بیاطلاع هستند، با نیت مصادره آبروی مردان جنگ به نفع نشستگان و گریزانهای از جنگ و از میدان به در نمودن چهرههای درخشان دفاع مقدس که امام بارها و بارها مراتب ارادت و علاقه خود را به آنان ابراز و اظهار مینمود، به تخریب وجهه مردان نامآور دفاع مقدس و خدشه به وجاهت و حیثیت آنها میپردازند که در این میان سهم عمدهای از این حملات، متوجه فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس دکتر محسن رضایی شده است که امام با احترام از او به "آقا محسن" یاد میکرد و بارها و بارها گل لبخند را با گزارشها و تدابیر خود بر لبان مبارک امام نشاند و رهبری در حکم انتصاب ایشان به دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورخه 18/6/1376 خطاب به ایشان نوشتند: شما بحمدالله در این مدت با مجاهدتهای خود در عرصههای دفاع مقدس، بارها موفق شدید که قلب امام راحل و دل امت مسلمان را شاد کنید.
هفتهنامه «پرتو» در شماره 501خود که در مورخه 29/7/88 منتشر شده، در مقالهای به قلم مسعود شفیعیکیا با عنوان مذکرات غیر رسمی برخی افراد و نوشیدن جام زهر توسط حضرت امام، به طرح مباحثی پرداخته که برای روشن شدن حقیقت و تنویر ذهن خوانندگان گرامی و دفاع از حرمت و حریم سرداران محبوب امام و مردم، به طور مختصر به شبهات و اتهامات موجود در این نوشته اشاره میشود.
پیش از پاسخ به این موارد، خاضعاته و برادرانه به دست اندرکاران نشریه «پرتو» برادرانه توصیه میشود با توجه به حساسیت شرایط کنونی، با پرهیز از استفاده سیاسی و ابزاری از طرح مفاهیم مقدس تاریخی مرتبط، حماسه ملت بزرگ ایران در صورتی که درصدد رازگشایی از تاریخ جنگ هستند و در این زمینه تکلیفی بر عهده خود احساس مینمایند، کسانی را به این عرصه بگمارند که از توان و ظرفیت و آگاهی نسبی و متوسطی برخوردار بوده و با بهرهمندی درست از همه اطلاعات و اسناد جنگ، بتوانند به تحلیل قضایای مورد نظر بپردازند و از عهده انجام صحیح این امر مهم برآیند.
نویسنده کم اطلاع از وقایع جنگ که با طرح بعضی پرسشها احساس میکند به فتوحات دست نیافتنی درباره مقطع پذیرش قطعنامه دست یافته، تلاش نموده در یادداشت خود با طرح برخی پیشداوریها، ماهی خود را از آبی که گل آلود کرده است بگیرد.
وی در این یادداشت با نادیده گرفتن نقش جدی نظارت دقیق حضرت امام بر روند جنگ و عملکرد فرماندهان به گونهای از رابطه امام و فرماندهان سخن گفته که گویی امام در کنج خانه خود در جماران نشسته و بر عملکرد فرماندهان جنگ کمترین نظارتی نداشته و فرماندهان و سران نظام نیز بدون اطلاع و فارغ از سازوکارهای دقیق و متعدد نظارتی حضرت ایشان، مشغول انجام امور و در مقطعی مذاکره و لابد سازش! با طرف آمریکایی بودهاند و هرگاه که تشخیص میدادهاند محور جنگ را مطابق سلیقه شخصی در شمال یا جنوب و بدون اطلاع و نظارت و نظر امام کشور قرار میدادهاند!
آیا بهتر از این میشود با شئون و منزلت حضرت امام بازی کرد و آن را به سخره گرفت و 8 سال مدیریت دقیق و ارتباط تنگاتنگ ایشان را با جنگ و سیستم فرماندهی آن نادیده گرفت و به زیر سوال برد؟
اینک برای پرهیز از طولانی شدن این نوشتار و صرفاً در جهت روشن شدن برخی حقایق و بیان واقعیتهای جنگ به نکات زیر اشاره میشود:
1- آمدن مک فارلین به تهران
همانگونه که بر همگان آشکار است، در آمدن مک فارلین به تهران، سپاه و فرمانده سپاه هیچگونه سهم و نقشی نداشته و از قرار مسموع، ایشان با هدایت یکی از مشاوران نخست وزیر وقت با بعضیها ملاقاتهایی داشته است و سپاه در این ماجرا به نوعی نقش کنترل این حادثه را ایفا کرده است.
هدف سپاه ـ که نگران تأثیر این مذاکرات بر روند جنگ و روحیه رزمندگان اسلام بود ـ از ورود به این مسأله صرفاً در این جهت بود که مسئولان وقت در چارچوب مسأله جنگ و تأمین نیازهای آن پیش روند و تأمین برخی نیازهای تسلیحاتی جبههها محور و موضوع اصلی مذاکره باشد و جالب اینکه پس از طرح نیازهای سپاه در مذاکرات بود که مک فارلین در مذاکره عقب نشینی کرد و کمی بعد صهیونیستها در ترفندی آشکار، روند این مذاکرات را در یکی از رسانههای وابسته به خود در لبنان آشکار نمودند تا این مذاکرات به نتیجه مطلوب نرسد.
در اینجا اگر این سوال پیش میآید که چرا سپاه که وظیفه و مسئولیت جنگ را برعهده داشت، در این مذاکرات شرکت نمود. باید گفت وقتی سپاه مسئولیت بخش مهمی از اداره جنگ را برعهده دارد و روند امرجنگ را متأثر از حوادث پشت جبهه میداند، چگونه میتواند از پشت صحنه جنگ و مسائل پشت جبهه غفلت نماید و نگران تأثیر این مسائل بر کل جریان جنگ نباشد؟
2- پذیرش قطعنامه 598
از دیگر محورهای ذکر شده در هفته نامه «پرتو»، تحلیل و بررسی شرایط جمهوری اسلامی و نقش فرمانده وقت سپاه و دیگر مسئولان در تحمیل پذیرش قطعنامه 598 به امام است!
نویسنده با استناد به بیانی از دکتر محسن رضایی مبنی بر اینکه ایران یک سال قبل از پذیرش قطعنامه در 24 تیرماه 67 توسط امام، این قطعنامه را پذیرفته بود، آن را مغایر با بیانات امام در این مورد دانسته که ایشان فرمودهاند: من تا چند روز قبل به همین شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ معتقد بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن میدیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن خودداری میکنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد، و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم.
در این زمینه توجه به نکات زیر ضروری است:
1- همانگونه که از بیانات امام استفاده میشود، ایشان برخلاف ادعای نویسنده مقاله ضمن رد هرگونه اتهام و شائبه عدم هماهنگی فرماندهان جنگ، با ایشان در تعیین سرنوشت جنگ مراتب تعهد و دلسوزی و صداقت آنان را مورد تأیید خود قرار دادند.
2- همانگونه که دکتر رضایی در آن مصاحبه گفته، هرچند جمهوری اسلامی ایران در تیرماه 67 قطعنامه 598 را پذیرفت، اما این پذیرش پس از مدتها بحث و مذاکره مسئولان سیاسی نظام در داخل و خارج از کشور در مورد بندهای مندرج در این قطعنامه بود که نتیجه این مباحث تماماً به اطلاع امام میرسید و امام نیز مخالفتی با روند مذاکرات مسئولین در مورد بندهای قطعنامه نداشت.
3- اهمیت بندهای قطعنامه تا بدان حد بود که رئیسجمهور وقت ـ آیت الله خامنهای ـ در مصاحبهای که با خبرنگاران رسانههای مختلف در سازمان ملل داشتند، با اعلام اینکه جمهوری اسلامی قطعنامه را خواهد پذیرفت، این پذیرش را مشروط به مسائلی دانستند و دکتر علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه وقت نیز در این رابطه صریحاً اظهار داشت که جمهوری اسلامی قطعنامه را میپذیرد اما بر جابهجایی بندهای قطعنامه تأکید دارد.
در مجموع میتوان گفت، چنین به نظر میرسد امام از طرفی ضمن اینکه به پذیرش قطعنامه تمایلی نداشته و پذیرش آن را بمثابه نوشیدن جام زهر میدانستند، ولی با ادامه روند مذاکرات مسئولان نظام درباره نحوه پذیرش آن مخالفتی نداشته و مانع کار آنان نمیشدند و احیاناً به دنبال ایحاد شرایط بهتری برای پایان جنگ بودند.
3- تغییر محور جنگ ازجبهههای جنوب به شمال غرب کشور
هر کس اندک آشنایی با تاریخ عملیاتهای هشت سال دفاع مقدس داشته باشد، بهخوبی میداند که اگر چه ثقل و محور عملیاتهای رزمندگان اسلام در جبهههای جنوب بود اما رویکرد کلی عملیاتهای رزمندگان اسلام منحصر به جبهههای جنوب
نمیشد و به تناوب عملیاتهایی نیز در جبهههای شمال و میانی کشور انجام میشد که برای نمونه میتوان به بعضی از عملیاتها مانند والفجرها و نصرها و... اشاره نمود.
نکته مهمی که در این باره باید به عنوان یک حقیقت مسلم در تاریخ جنگ به آن اشاره نمود، این است که حضرت امام به عنوان فرمانده کل قوا در جریان انجام همه عملیاتها بودند و مستمراً مراحل و نتایج نبرد به ایشان منعکس میگردید.
سوال اصلی ایناست که در حالی که هیچ چیز از ایشان در جنگ پوشیده نبود، چگونه نویسنده مقاله تغییر موقت محوریت جنگ از جبهههای جنوب به شمال در سالهای پایانی جنگ را بدون کسب نظر حضرت ایشان ممکن میداند و امام را به مثابهبه کسی میداند که فرماندهان جنگ بدون مشورت و کسب نظر ایشان در هر کجا که میخواستند عملیات میکردند و ایشان را تنها از نتایج تلخ و شیرین عملیاتها با خبر میساختند!
آیا این گونه تحلیلهای سطحی و شخصی، اهانت به امام و منزلت رفیع ایشان نیست؟ آیا کسی در این حقیقت کمترین تردیدی داشته و دارد که اگر نظارتها، هدایتهای مستمر و هوشمندیهای مستمر امام نبود، پایان جنگ برای ملت ایران نتیجهای دیگر در
برداشت؟
در پایان، سخنی با نویسنده مقاله و دیگرانی که پرداختن به مسائل جنگ را وسیلهای برای عقدهگشایی سیاسی خود نمودهاند و با این میراث عظیم امام و رزمندگان و ملت شریف و بزرگ ایران بازی میکنند:
شما براستی اگر قصد رازگشایی از حوادث جنگ را دارید، بهتر است بدون هرگونه غرض سیاسی به این ساحت وارد شوید و به جای اینکه به چهره مردان جنگ و فرزندان امام چنگ بزنید و هرازگاهی، محبوبهای امام از بیت شریف ایشان یا فرماندهان مورد اعتماد امام که جای جای صحیفه نور پر از عبارات تأیید شده حضرتشان درباره آنان است را به گمان خود به مسلخ توهم و تحریفتان
بکشانید، کمی هم به فکر حفظ میراثهای ارزشمند امام باشید. میراثی که با نثار خون بهترین جوانان و فرزندان این آب و خاک به دست آمده و باید درکمال دقت وامانت به نسلهای آینده سپرده شود.
روزگار عجیبی است. قاعدین دیروز از مجاهدان جنگ طلبکار شدهاند!
آری افسوس که جعبه سیاه جنگ گشوده نشد،افسوس که جنگ را قیامتی نبود تا در همان زمان پایان جنگ تکلیف کسانی که به رغم آن همه خروشهای روح اللهی قدم به میدانهای شرف و مبارزه در جبهه نگذاشتند، به گونهای روشن شود تا امروز بدهکاران دیروز در قیافه طلبکاران بیمایه، درصدد مصادره سرمایههای جنگ به نفع خود نباشند.
ما خودمان بچه روستا بوده ایم.
در روستا زاده و بزرگ شده ایم.
اما هیچوقت بزغاله نداشتیم و خیلی فرق بزغاله و بز و گوساله و گوسفند را نمیدانم. اما گاوها را به خوبی مشناسم.
در خبرها خواندم که اینهائی که در روز عاشورا آمده اند بیرون و اغتشاش کرده اند< بزغاله خطاب شده اند.
الته در روز عاشورا که من از میدان آزادی تا هیئت دانشگاه را به دلیل بسته شدن خیابان آزادی پیاده رفتم،
خیلی بزغاله ندیدم
همه اش همین افراد عادی بودند که یا مثل من داشتند میرفتند هیئت
یا از هیئت داشتند می آمدند.
یک تعداد زیادی هم نیروی انتظامی با موتور در طول خیابان در حال مانور بودند.
شاید این مانور و تعداد زیاد نیروهای انتظامی باعث شده است یک عده ای خاص که اصلا جزو عزاداران هم نبوده اند بیایند و یک غلطی بکنند هر چند تا اندازه ای بر اثر تحریک.
اما خواندن همه آنها بعنوان بزغاله همچین کمی تا قسمتی رکیک است.
اما تصاویر بزغاله در اینترنت:



در خبرها خواندم که گویا 200 میلیون تومان به هنرمند قبلا محبوب خانم هدیه تهرانی وام داده اند. آن هم توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری. البته خانم تهرانی از دهانشان در رفت و این را گفتند و بعدها سازمان میراث فرهنگی اطلاعیه دادند که بنده خدا فقط 80 میلیون تومان وام گرفته و چون خیلی ذوق زده شده است فکر کرده است که 200 میلیون است.
شاید هم مابقی کمک بلا عوض بوده است.
خوش به حال هدیه تهرانی.
خوش به حال نیکی کریمی
خوش به حال هانیه توسلی
و حتی خوش به حال بازیگر سریال نرگس که این روزها به رغم ممنوع التصویر بودن
فیلم جدیدش در حال مجوز گرفتن برای اکران است.
خوش به حال این ها که مقامات می آیند و با این ها عکس میگیریند و یا حداقل خداوند به این ها توفیق داده است که با معاون اول ریاست جمهوری مکتبی ترین دولت عکس یادگاری بگیرند.
توفیقشان مزید.

اما بالا غیرتا اگر معاون اول و یا سخنگو و یا مسئول دفتر آقای خاتمی یک چنین عکسی میگرفت باهاش چه کار میکردند؟
دیشب برنامه 90 آقای فروسی پور را دیدم
هر چند خیلی فوتبالی نیستم اما از بیانات متقن و شیوا و صریح جناب آقای دادکان اظهارات ضعیف و غیر قابل قبول آقای کفاشیان در برنامه 90 آقای فردوسی پور دیشب فهمیدم که حداقل اوضاع در دولت آقای احمدی نژاد در زمینه فوتبال افتضاح است. به کار گماردن افراد ضعیف جوابگو نبودن در مقابل ضعف ها و نتایج، به سخره گرفتن شعور و فهم مردم و ارائه پاسخ های سرسری و غیر فنی و غیر کارشناسی و در نهایت تضعیف حیثیت و آبروی چندساله این ملت درمقابل کشورهای دیگر منطقه و جهان نضیر امارات < قطر < بحرین < آنگولا و .... و در نهایت تیدیل شادی مردم به خمودگی و سرافکندگی و شکست و برباد دادن سرمایه های این مملکت از نتایج مدیریت در حوزه فوتبال است.
بعید میدانم در حوزه های دیگر
در 90 سیاسی
در 90 اقتصادی
در 90 فرهنگی و حتی در 90 انرژی هسته ای این حق مسلم ما
اوضاع بهتر باشد.
در همه زمینه ها به نظر میرسد اگر کارشناسان خبره و منتقد و در عین حال زیرک بیایند، خیلی خوب میتوانند مدیران و وضعیت کنونی را به چالش جدی بکشند.
چالشی که به نفع ملت است.
چالشی که به نفع مردم است.
چالشی که باعث میشود افراد شایسته از افراد غیر شایسته متمایز شوند.
پس از ماهها تخریب شبانه روزی میر حسین موسوی توسط صدا وسیما و رسانه های مرتزق شونده از دولت به نپر میرسد رهبری معظم انقلاب اسلامی قصد دارند این همه ظلم و سستم بر میرحسین این فرزند برومند انقلاب توسط برخی جهال را جبران کنند و ١۴ میلیون دوستدار میرحسین را که مسلما علاقه شان به ایشان هر روز بیشتر و بیشتر خواهد شد را همچنان در خط انقلاب و ولایت فقیه محفوظ نگاه دارند و دست ردی بزنند بر سینه تندروهایی که این روزها بزغاله بزغاله کردنشان آبرویشان را برده ا ست.
نماینده رهبر معظم انقلاب با خانواده مرحوم علی حبیبی موسوی دیدار کرد.
به گزارش جهان در این دیدار نماینده رهبر معظم انقلاب مراتب همدردی و ابراز تاسف ایشان را نسبت به ترور مشکوک مرحوم حبیبی به خانواده وی ابلاغ کردند.
گفتنی است این دیدار در فضای صمیمی انجام گرفته است.
همچنین خبرنگار جهان با خبر شد احتمال معرفی علی حبیبی موسوی خامنه پس از اثبات ترور او در حوادث روز عاشورا به عنوان شهید وجود دارد.
یک مقام عالی رتبه با توجه به شناخت خانوادگی از مرحوم حبیبی موسوی در جمعی اعلام داشته اند: "بنده آن مرحوم را می شناختم، انسان متدینی بودند، ممکن است که جزء معترضین باشد اما مخالف نظام نبوده است".
لازم به ذکر است مرحوم علی موسوی حبیبی خامنه خواهرزاده میرحسین موسوی است.
1-همیشه همیشه و تا بوده و بوده است، علمای راستین دین خود را در برابر مجاهدان و جهادگران کوچک میدانسته و میدانند. در طول جهاد و جبهه و جنگ هر گاه که مجاهدان جبهه های جنگ و ایثار به محضر عالمان دین و امامشان حضرت روح خدا میرسیدند همواره با احترام و تکریم و لطف ایشان مواجه میشدند. مستمسک همه آنان هم کریمه فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً بوده است. جائی که پای همه علما را در برابر مجاهدان سست می نمود و به فرمان قرآن آنان را وادار به ادای احترام به مجاهدان می نمود و این رویه ای بوده که علمای ما داشته اند و به آن قائل بوده اند چه رسد به طلبه هائی که بی شک در مراتب بسیار پائین تر از علما و اساتید هستند.
2-آقای پناهیان از جمله کسانی است که برای این حقیر هیچگاه سخنان ایشان دلنشین نبوده است. شاید به این دلیل هم باشد که همیشه سخن ایشان را با عمل ایشان دور میدانم. کم کم گذر زمان به اینجا میرسد که باورهای ما نسبت به این آدم ها قوت میگیرد و آنها را از لیست افراد قابل اعتناء و اعتماد خود خارج میکنیم و شاید وقتی دیگر شنیدن و گوش سپردن به حرف آنان را خطا و گناه بدانیم.اینان میشوند مصداق سخنرانانی که آدم برود چند کلمه ای بخواند بهتر از آن است که برود و پای صحبتشان بنشیند.
3-اخیرا" که خیلی از چیزها بر عکس شده و به تبع شلوغی شهر قورباغه هم هفت تیر کش شده است، جناب پناهیان بی توجه به جایگاه و اندازه و مقدار خود، به مجاهد بزرگ 8 سال جهاد و دفاع مقدس تاخته است. اینکه از این تاختن ها چه چیزی عائدشان میشود الله اعلم .





4-جناب حجت الاسلام پناهیان که در دانشگاه هنر سخن گفته است، با برخی بیپرواییها که امروز نقل و نبات برخی مجالس شده (آن گونه که رسانهها روایت کردهاند)، برخی اتهامات را به اشخاصی از جمله محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران در هشت سال دفاع مقدس، بیمهابا و غیر اخلافی وارد کرده و به این هم بسنده نکرده، جملاتی را به امام راحل نسبت دادهاند که معلوم نیست در جلسه روضه امام حسین (ع) آن قایم در امر به معروف و نهی از منکر، کدام هدف را دنبال میکند؟!
پناهیان در بخشی از سخنان خود که امید به تکذیب یا تصحیح آن میرود، خطاب به آقای رضایی گفته است، «یک بچه هم عقلش تا قوزک پایش هم نمیرسید، آمده میگوید که امام بعدها فهمید که قطعنامه جام زهر نبوده است و بعدها شیرینی آن را چشید».
صرفنظر از این که آقای رضایی چنین جملهای را گفته باشد یا خیر که از ظاهر امر برمیآید که چنین نگفته است و جملات دیگری را بیان کرده که تنها مربوط به امام و پذیرش قطعنامه نبوده، بلکه ایشان با بیان تلقی پذیرش قطعنامه ، رشادتهای رزمندگان اسلام پس از پذیرش را نیز بیان و آن را به شیرینی تعبیر میکند، استفاده از تعبیر «یک بچه که عقلش تا قوزک پایش هم نمیرسد...» درباره کسی که فرمانده هشت سال سپاه را در شرایط جنگی آن همه از سوی حضرت امام داشته است.
آقای پناهیان که به ظاهر در دفاع از حضرت امام برآمده است، آیا امام عزیز که با مدیریت، تدبیر و رهبری انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند و ده سال نیز آن را با هشیاری تمام رهبری کردهاند، چگونه یک چنین فردی که شما با آن ادبیات از آن یاد کردهاید، به فرماندهی سپاه ـ که بخش اعظم جنگ را بر دوش داشت ـ واگذار کردهاند؟
آیا این گونه دفاع از امام است یا حمله به ایشان؟
شما میتوانید مخالف کسان یا کسانی باشید، اما پرسش این است که چرا برای بیان مخالفت خود با افراد از امام آن هم به بدترین نحو ممکن بهره میگیرید؟
مخالفت شما با آقای رضایی همین بس که گفتهاید، «ما هشت سال جنگ، تو را تحمل کردیم؛ آیا بس نبود»؛ هرچند معلوم نکردید، شما در هشت سال دفاع مقدس کجا بودهاید و چه مسئولیتی داشتهاید؟
آیا از فرماندهان عالیرتبه جنگ یا مسئولان ارشد کشور بودهاید که مجبور به تحمل فرمانده منصوب حضرت امام شدهاید؟ آیا این تحمل ، مخالفت با نظر صریح امام نبوده است؟
آقای پناهیان، هزینه از بنیانگذار جمهوری اسلامی برای ابراز مخالفت خود با افراد آن هم در شرایطی که کشور هر روز نیاز بیشتری به نظریات و دیدگاههای حضرت امام داریم و از سوی دیگر هر روز از ایشان فاصله میگیریم به چه هدفی انجام میگیرد؟
دفاع از امام یا سنگر گرفتن ناشیانه پشت مواضع و سخنان امام برای رسیدن به اهداف خود.
اگر آقای رضایی آن است که شما با بداخلاقی تمام یاد کردهاید، چرا اکنون چنین فردی در جایگاه عضو و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم رهبری انقلاب است؟
آیا اینگونه تعابیر شما جفا به امام و رهبری نیست که منصوبان گذشته و کنونی آنها را این گونه یاری کنید.
آقای پناهیان به این هم بسنده نکرده و جملهای را به امام روحالله منصوب کرده که هر چه در صحیفه امام گشتم، آن را نیافتم. وی مدعی شده است که امام فرمودهاند: «اگر میدانستم مردم این گونه از جنگ حمایت میکنند، قطعنامه را نمیپذیرفتم». آقای پناهیان این جمله را از کجای صحیفه امام استخراج کردهاید؟ این جمله حتی با سلوک و منش حضرت امام هم تطابق ندارد.
امام راحل حتی در قضایای عزل بنیصدر پس از رأی مجلس چنین نمیگویند یا در قضایای آیتالله منتظری که خدایش رحمت کند، همچنین تعابیری نفرمودند. با وجود آن که تأکید کردند «از ابتدا هم با انتخاب شما مخالف بودم».
از سوی دیگر، پس از پذیرش قطعنامه و یورش دوباره لشکریان صدام حسین به خاک کشورمان، برخی فرماندهان جنگ را بر آن داشت تا با توجه به حضور گسترده مردم، جنگ را ادامه دهند که امام فرمودند:
"همانگونه که قبلا گفتیم، با مردم خود با صداقت صحبت میکنیم. ما در چهارچوب قطعنامه 598 به صلحی پایدار فکر میکنیم و این به هیچ وجه تاکتیک نیست، ولی سلحشوران ارتش اسلام باید خود را آماده کنند که اگر دشمن به حملاتی دست زد، جواب مناسبی به آن بدهند. فرزندان انقلابیام، توجه کنند که امروز روز حضور گسترده در جبهههاست. فکر نکنید که دیگر جنگ تمام شده است، خود را مسلح به سلاح ایمان و جهاد کنید. بر دشمن غدار رحم جایز نیست. اینها همه حرفهایشان یک فریب است. ما میخواستیم به دنیا ثابت کنیم که صدام معتقد به مجامع بینالمللی نیست و ما تا قبول قطعنامه از سوی عراق، جواب دشمنان اسلام را در جبههها خواهیم داد.»
صحیفه امام ج. 21 صفحه 102 تاریخ 31 تیرماه 1367
همچنین حضرت امام در 26/6/67 در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه میفرمایند: «ما در سیاست خود برای رسیدن به صلح در چهارچوب قطعنامه شورای امنیت جدی هستیم».
حال از کجای این جملات حضرت امام آنچه که آقای پناهیان نسبت داده، استخراج میشود.
در صحیفه امام بعد از تاریخ 26/6/67 به جز یک پیام به تاریخ یکم آذر ماه 1367 درباره هفته بسیج مستضعفین، هیچ مطلب دیگری درباره قطعنامه 598 و ادامه جنگ به چشم نمیخورد.
لینک مطلب اخیر
ما سبز نیستیم
ما به موسوی هم رای نداده ایم تا مورد اتهام قرار بگیریم
اما به خدا قسم باور بفرمائید که ما ١١ ماه است حقوق نگرفته ایم.
مابقی عکس های مربوط به استقبال سرد مردم فارس از رئیس جمهوری عزیزمان را از سایت محترم نو اندیش و آدرس زیر ببینید
زمینهای برنج در شهرهای شمالی کشور درحالی زیر کشت کیوی رفته که در ماههای اخیر مسوولان محلی خود را برای جشن خودکفایی برنج آماده میکنند.
دنیای اقتصاد: در آستانه جشن خودکفایی برنج کیوی جای برنج شمال را گرفت.
کشاورزان شمالی میگویند کشت کیوی کمهزینه و راحتتر از برنج است ضمن اینکه درآمد آن نسبت به برنج به مراتب بیشتر است
از شمال کشور خبر رسیده کشاورزان برای پایان دادن به ماجرای «واردات برنج هندی» تصمیم گرفتهاند کشت برنج در زمینهایشان را برای همیشه متوقف کنند.
برنجکاران شمال از آنجایی که خود را در جنگ با برنجهای دانهبلند خارجی شکست خورده میدانند مدتی است به کشت کیوی روی آوردهاند. اما همین مدت کم، رضایت زیاد برنجکاران از شغل جدیدشان را به همراه داشته است.
کشاورزان شمالی میگویند کشت کیوی کمدردسر است و درآمد آن نسبت به برنج مناسبتر است.
زمینهای برنج در شهرهای شمالی کشور درحالی زیر کشت کیوی رفته که در ماههای اخیر مسوولان محلی خود را برای جشن خودکفایی برنج آماده میکنند.
کیوی در ماههای اخیر فقط زمینهای برنج را اشغال نکرده است. چایکاران نیز به دلیل مشکلاتی که سالهاست با آن روبهرو هستند اکنون کشت کیوی را به چای ترجیح میدهند.
مشکلات موجود در بخش کشاورزی به ویژه در استان گیلان در سالهای گذشته و روند تمام نشدنی آن تا به امروز، کشاورزان برنجکار و چایکار را بر آن داشته که به جای این دو محصول مهم، مزارع و باغات خود را به زیرکشت کیوی ببرند، چنانچه طی چند سال گذشته این روند سیر صعودی داشته است.
این در حالی است که رها شدن شالیزارها و باغات وسیع چای و تغییر کاربری آنها در درازمدت؛ مشکلات اقتصادی مردم منطقه را دو چندان کرده است.
کشت سنتی، بالابودن هزینههای جاری، عدم برنامهریزی پایدار، بالا بودن میانگین سنی بهرهبرداران و پایین بودن دانش فنی مولدین، خرد بودن اراضی و پایین بودن مالکیتها، جمعیت و توسعه ارقام پرمحصول، واردات بیرویه و محدودیتهای آب و هوایی از مهمترین مشکلات تولید محصول برنج است.
محصول برنج کشور از مراحل مختلف تولید تا عرضه در بازارها با مشکلات عدیدهای روبهرو است، یکی از مهمترین این مشکلات کشت سنتی است. مراحل مختلف کشت برنج از آمادهسازی زمین تا نشاء، همچنان به روشهای سنتی انجام میشود. این مهم علاوه بر تحمیل رنج و زحمت بسیار برای شالیکاران، موجب افزایش هزینههای تولید، افزایش مشکلات آبرسانی و کاهش توان رقابتی برنج ایرانی در بازارهای داخلی و جهانی است. در حالی که کشت مکانیزه توسط ماشین در یک روز حداقل یک هکتار زمین است، اما این میزان عملکرد برابر با کارکرد 25 کارگر نشاءکار میباشد، البته بنا به نظر کارشناسان کشت سنتی میزان ضایعات برنج را نیز تا حد زیادی افزایش میدهد.
سالانه تعداد زیادی خانوار تمامی مراحل کاشت، داشت و برداشت محصول برنج را به طور سنتی انجام و از این راه امرار معاش میکنند، حال در صورت مکانیزه شدن کامل برنجکاری چه سرنوشتی در انتظار آنان خواهد بود؟
از دیگر مشکلات کشاورزان که طی سالهای نه چندان دور اتفاق افتاده، پیشروی آب دریا و غرقابی شدن زمینهای کشاورزی است که باعث تغییر بافت خاک شده و خسارات
جبران ناپذیری را به اقتصاد خانوارهای کشاورز وارد کرده است. علاوه بر آن کشاورزانی که بر اثر حوادث تنها منبع درآمد خود را از دست میدهند اغلب رو به سوی مشاغل کاذب میآورند.
امسال هزینه کارگر برای کشت زمین بین 30 تا 35 هزار تومان و هزینه نشاءبرنج نیز که معمولا توسط زنان گیلانی انجام میشود بین 14 تا 15 هزار تومان در روز ودر نقاط مختلف استان متغیر بوده است.
اغلب کشاورزان از هزینههای کمرشکن تولید برنج به شدت گلایهمندند. آنان هزینه تهیه ادوات کشاورزی نظیر تیلر، تراکتور و کمباین و نیز سم و بذرهای مناسب را بسیار بالا عنوان میکنند و توانایی کافی برای تهیه آن ندارند.
کشاورزان معتقدند پس از تحمل ماهها سختی و تلاش شبانه روزی، سود حاصل از کار ما نصیب واسطهها و دلالان میشود.
یکی دیگر از نکات مهم عدم علاقه جوانان به ادامه راه پدرانشان است. زمینهای شالیکاری عموما از نسلی به نسل دیگر به ارث میرسد، این موضوع سبب قطعه قطعه شدن شالیزارهای بزرگ شده و یکپارچگی خود را از دست داده است. تغییر کاربری اراضی و عدم استفاده از کشت مکانیزه در زمینهای کوچک از مهمترین تبعات کوچک شدن این اراضی است البته عدم علاقه جوانان که اکثرا به زندگی در شهر و استفاده از امکانات موجود در آن علاقهمندند و از طرفی هم شغل پدرانشان را سخت و طاقتفرسا و از همه مهمتر کمدرآمد میدانند و بستری را نیز برای ادامه زندگی در روستا فراهم نمی بینند، از دیگر دلایل خرد شدن اراضی شالیکاری است،بسیاری از این جوانان معتقدند که میتوان با تغییر کاربری و به دنبال آن فروش زمینها شرایط بهتری را برای زندگی در شهر ایجاد کرد.
امان از واردات بیرویه
هم کشاورزان و هم کارشناسان اعتقاد دارند که مهمترین مشکل برنجکاری واردات بیرویه و بیش از نیاز برنج است. همه ساله با وجود اینکه برنج مرغوب ایرانی در انبارها موجود است برنج تایلندی و پاکستانی و به تازگی هندی به وفور در بازار یافت میشود. البته بنا به گفته کارشناسان؛ ما نیاز به واردات برنج داریم اما این واردات بیش از حد نیاز بوده و کشاورزان را با مشکل مواجه میسازد.
به گفته کارشناسان موسسه تحقیقات برنج کشور موضوع جلوگیری از واردات یک مفهوم اشتباه در ذهنهای غیرتخصصی است و عملا یک دریافت غلط را در جامعه تبلیغ کرده و انتظاری غیرواقع را در نزد مردم ایجاد کرده است. کشور ما با 2 میلیون و 200 هزار تن تولید حتی با سرانه مصرف نزدیک به توصیههای بهداشتی کماکان نیازمند حدود 500 هزار تن واردات خواهد بود، ضمن اینکه کنترل قیمت بازار در محدوده منطقی از وظایف دولت میباشد. آنچه مهم است محاسبه علمی و دقیق نیاز وارداتی بوده و به نظر میرسد آنچه در کشور اتفاق میافتد اشتباه در محاسبه این نیاز است و مهمترین راهکار برای حل موضوع، تعامل جمعی و منطقی برای برآورد صحیح نیاز وارداتی است.
برنج دومین محصول استراتژیک کشاورزی پس از گندم محسوب میشود؛ چرا که این محصول به تنهایی غذای نیمی از مردم جهان را تامین میکند. در گذشته به غیر از استانهای شمالی کشور، مصرف برنج در بین مردم ایران کمرنگ بود، اما طی چند دهه گذشته با توجه به تنوع غذایی برنج میزان مصرف آن در سبد غذایی کشور افزایش یافته است.
گزارشهای موجود میزان مصرف سالانه برنج در کشور را حدود 6/2 تا 3 میلیون تن عنوان میکند. استانهای گیلان، مازندران و گلستان مهمترین تولیدکنندگان برنج کشور هستند که در این میان سهم استان گیلان با 238 هزار هکتار شالیزار سالانه تا یک میلیون تن شلتوک است.
مشکلات مطرح شده تعدادی از کشاورزان را در طول سالهای گذشته بر آن داشته تا زمینهای شالیکاری خود را به باغات کیوی تبدیل کنند و تعدادی نیز با عدم کشت طی چند سال توانستند اجازه تغییر کاربری زمینهای خود را بگیرند و با فروش زمین، بخشی از مشکلات خود را هموار کردند اما این مهم ضربه سنگینی به پیکر نحیف کشاورزی گیلان و اقتصاد منطقه و به تبع، کشور وارد ساخته است.
همه این مشکلات در حالی وجود دارد که بسیاری از مسوولان صحبت از خودکفایی برنج به میان میآورند.
استاندار گیلان بارها اعلام کرده که در گیلان برای خودکفایی برنج انگیزه بسیار خوبی وجود دارد و همدلی و همراهی همه کشاورزان و مسوولان برای این منظور ضروری است.
روحاله قهرمانی در تیر ماه سال جاری اعلام کرد که کشت دوم سبب ایجاد تحول در اراضی شالیکاری و کشاورزی گیلان میشود و تشویق و برنامهریزی در این خصوص از سیاستهای اصلی استان بوده و با توجه به سال اصلاح الگوی مصرف و کمبود آب در سالهای اخیر، تغییر الگوی کشت برنج در شالیزارهای گیلان امری ضروری است.
وی همچنین افزود: کشت برنج به روش خشکهکاری از جمله راههای غلبه بر خشکسالی است و کاهش مصرف آب، صرفه جویی در هزینههای نشا و تسهیل در امور زراعی را به همراه دارد، همچنین این روش سبب افزایش یک میلیون و 500 هزار تن ظرفیت تولید برنج کشور شده و با این اقدام زمینه خودکفایی برنج آماده میشود، امیدواریم با آمادگی همه جانبه استان و کشور در اجرای این طرح سال آینده شاهد برگزاری جشن خودکفایی برنج کشور در گیلان باشیم.
استاندار گیلان توجه به صنعت کشاورزی در استان را بسیار مهم و ضروری دانسته و بارها اعلام کرده است که کشاورزی یکی از ظرفیتهای توسعه گیلان بوده و با استفاده از استعدادهای بالقوه بخش کشاورزی و گسترش و توسعه صنایع تبدیلی جانبی میتوان گامهای مهمی در راستای حمایت از صنعت کشاورزی برداشت.
اما به نظر میرسد رها ساختن شالیزارها به قصد تغییر کاربری و فروش، افزایش روزافزون تبدیل شالیزارها به باغات کیوی، عدم علاقه جوانان به ادامه دادن شغل پدران و... بین برنج و خودکفایی فاصله ایجاد کرده، فاصلهای که به نظر زیاد میرسد.
کیوی در مزارع چای
متاسفانه به دلیل وجود مشکلات صنعت چای طی سالهای گذشته انگیزه چایکاران نیز به مانند برنجکاران به ادامه کار کاهش یافته و این مهم سبب تغییر کاربری زمینهای زیادی در طول این سالها شده است، البته این تغییر کاربریها و به دنبال آن فروش زمین یا کشت محصولات دیگری از قبیل کیوی کشاورزان چایکار را تا حدی از بحران مالی دور کرده اما ضربات جبرانناپذیری را به صنعت چای وارد کرده است.
بحران چای سالها بر پیکر نحیف کشاورزی کشور به ویژه استان گیلان ضربههای سنگینی وارد ساخته است. قربانی اصلی این بحران که تاکنون هزینههای زیادی را متحمل شدهاند همانا چایکاران یعنی تولیدکنندگان این محصول استراتژیک و محبوب میباشند.
برای حل این بحران تاکنون تلاشهای فراوانی از سوی مسوولان امر صورت گرفته است اما این تلاشها نافرجام بوده و چایکاران همچنان با مشکلات دست و پنجه نرم میکنند. اعطای وام به کشاورزان و صاحبان کارخانههای چایسازی، مطرح کردن بحث مافیای چای، گذراندن قوانینی برای بهبود وضعیت چای و... از جمله برنامههایی است که تاکنون به اجرا گذاشته شده است.
خرید برگ سبز چای از چایکاران، عملآوری، فروش، واردات و صادرات در کمتر از نیم قرن گذشته در انحصار دولت بوده است، طی این سالها دولت برگ سبز چایکاران را به نرخ مصوب خریداری میکرد و آن را پس از عملآوری و تبدیل به چای خشک به صورت خالص یا مخلوط با انواع چایهای خارجی به بازار عرضه میکرد. این مسائل موجب شد تا کیفیت چای ایرانی روند نزولی را طی کند و چایکاران به امید خرید تضمینی برگ سبز، تنها کمیت را مد نظر قرار داده و از کیفیت غافل بمانند.
بیتوجهی در چیدن برگ سبز و توجه به برداشت انبوه باعث شد تا چای ایرانی هرگز نتواند جایگاه واقعی خود را در میان مصرفکنندگان پیدا کند، در حالی که به گفته بسیاری از کارشناسان، چای ایرانی بهترین چای دنیاست و در این شکی هم نیست، زیرا تمام کسانی که چای خالص ایرانی را مصرف کرده باشند دیگر نمی توانند چای دیگری بنوشند.
بنا به گفته ایرج هوسمی، رییس اتحادیه شرکتهای تعاونی چایکاران کشور؛ نه چای ایران مشکل دارد و نه چایکاری، بلکه در کار چایسازی و چایکاری مشکلآفرینی میکنند، برای حل معضل چای عزم و اراده وجود ندارد.
وی گفته است: پیشنهاد ما قطع واردات غیرمجاز و بیرویه، تعیین تکلیف برای چایهای سنواتی، تعیین متولی برای چای در چرخه تولید و تعیین جایگاه و مقام چایکار و چایساز است. البته این بخشی از پیشنهادهای ما و نه تمامی آن است. ضمنا افزایش قیمت تضمینی و خرید تضمینی برگ سبز چای هیچ یک کارساز نبوده و تولید چای میبایست به طور اصولی ساماندهی شود نه مقطعی.
هوسمی تصریح کرد: با توجه به اینکه نزدیک به 2 ماه از برداشت آخرین محصول چای میگذرد، اما هنوز قیمت برگ سبز آخرین دور پرداخت نشده است در حالی که خبر پرداخت آن از سوی مسوولان اعلام شده است.
همه ساله چایکاران از مسوولان استان و کشور درخواست رسیدگی اساسی به مشکلاتشان را دارند. سرمازدگی نیز عامل دیگری است که بر کیفیت چای تولیدی تاثیر فراوانی داشته است.
در حال حاضر حل مشکلات صنعت چای یکی از مهمترین مسائل است، زیرا کشاورزان چایکار که از زحمتکشترین اقشار جامعه میباشند سالهاست که شرایط نامطلوبی را سپری میکنند، آینده چای به تصمیمات حال بستگی دارد، تصمیماتی که میبایست آینده نگر باشد.
دلبری کیوی برای کشاورزان شمالی
کشت کیوی در استان گیلان رونق گرفته و کشاورزان و باغداران به دلیل درآمد خوب این محصول نسبت به سایر محصولات باغی به کشت و تولید کیوی روی آوردهاند.
تمایل به تولید این محصول تا جایی است که باغداران و کشاورزان در برخی از نقاط استان به ویژه در شرق و غرب، شالیزارها و باغات چای و مرکبات را به مرور زمان تبدیل به باغ کیوی کردهاند. روند تبدیل درختان مرکبات و میوههای بومی حتی در حیاط خانههای مناطق شرق و غرب گیلان نیز به وضوح مشاهده میشود.
شاید اقتصادی بودن کشت کیوی مهمترین دلیل روند روبهرشد نابودی میوههای بومی از جمله: ازگیل، به،گوجه سبز، انبه، انجیر، انواع گلابیهای محلی و حتی انگور به ویژه در شرق گیلان باشد.
تعدادی از کشاورزانی که باغات خود را به کشت این محصول اختصاص دادهاند، معتقدند کشت کیوی و درآمد حاصل از آن با محصول برنج قابل مقایسه نیست، با وجود اینکه تلاش و زحمت ما برای برنج بسیار بیشتر بود، اما درآمد قابلقبولی نداشتیم در حالی که شرایط کیوی به گونهای دیگر است و ما سالانه با فروش چند تن کیوی مبلغ قابل قبول تری را نسبت به برنج، چای و مرکبات کسب میکنیم و در عین حال برای برداشت آن نیز هزینهای به مراتب پایینتر از سایر محصولات متحمل میشویم. همه ساله بعد از نیمه مهرماه برداشت کیوی از باغات آغاز میشود.
این روزها همه سایت ها و خبرگزاری ها سیاست زده شده اند. چیزی می نویسند که تندرو های یکی از طرف ها خوششان بیاید. برای افرادی مثل ما که معتدل تر هستیم و در عین میدانیم که هیچ یک از طرفین آش دهن سوزی هم نیستند و پر هستند از خطا های ریز و درشت، کمتر مطالبی هست که جذاب باشد.
این روزها تحلیل های سیاسی هیچ یک از طرفین را نمی توان قبول کرد.
هر کدام به نحوی در حال کتمان واقعیت ها هستند.در این میان صدا و سیما در این خیل خبرنگاران و گزارش گرانش فقط و فقط توجه خودش را به مسائل سیاسی و تحلیل های خاص خودش که نه قابل شنیدن و دیدن است و نه قابل باور متمرکز کرده است. کمتر برنامه ای است در صدا و سیما که یک روح خسته و یک ذهن جستجو گر را اقناع کند و کمتر خبرنگار و گزارشگری است که حرف اش را فدای جریانات تند سیاسی نکند.
مطلب زیر از سایت تابناک است.
میگوید در اون سالها سرباز بگیری بود و من رو بردند به سرباز خونهای در مشهد…
هنوز 45 روز نگذشته بود، که دلم برای خانوادهام تنگ شد.
اما مرخصی ندادن، منم بدون مرخصی و پای پیاده، از مشهد تا طرقبه (18 کیلومتر) دویدم و بعد از دیدن خانواده، دوباره از طرقبه تا مشهد را دویدم و رفتم پادگان …
پادگان، که رسیدم دیدم گروهبان متوجه غیبت من و چند نفر دیگه شده، که همه رو به خط کرد و گفت دور پادگان رو باید بدوید …
شروع به دویدن که کردیم بعد از 1000 متر سربازهای دیگه خسته شدند، اما من دور کامل دویدم و ایستادم…!
فرمانده گروهان که دویدن من رو ندیده بود، گفت: مگه نگفتم دور کامل باید بدوی؟!
خلاصه، دو دور دیگه به مسافت 8 کیلومتر دویدم و سر حال، جلوی فرمانده ایستادم و همین باعث شد مسیر زندگیام تغییر کند…!
یک روز، من رو با یک جیپ ارتشی به میدان سعدآباد مشهد بردند، برای مسابقه…
رئیس تربیت بدنی تا من رو دید، گفت: چرا کفش و لباس ورزشی نپوشیدی؟
گفتم: ندارم …!
گفت: خوب برو سر خط الان مسابقه شروع میشه ببینم چند مرده حلاجی؟
خلاصه با پوتین و لباس سربازی دویدم و دور اخر همه داد میزدن باریکلا سرباز …
برنده که شدم دیدم همه میگن سرباز رکورد ایران رو شکستی …!
من اون روز با پوتین و لباس سربازی رکورد ایران رو شکستم و بهم کاپ نقرهای دادن…!
خبر رکورد شکنی من خیلی زود، به مرکز رسید و بهم امریه دادن تا برم تهران …
با اتوبوس به تهران رفتم و پرسان پرسان، خودم رو به دژبانی مرکز رسوندم و با فرمانده لشگر که روبرو شدم، گفت: تو همون سربازی هستی که با پوتین رکورد شکستی؟
گفتم: بله قربان …
گفت: چرا این قدر دیر آمدی و سریع من رو سوار ماشین کردند و به استادیوم امجدیه بردن، که قرار بود مسابقه بزرگی انجام بشه.
مسابقه دو 5000 متر بود و من کفش و لباسی رو که رئیس تربیت بدنی مشهد داده بود، پوشیدم و رفتم لب خط…!
یک دفعه صدای تیری شنیدم و هراسناک این طرف اون طرف رو نگاه کردم ببینم چه خبره؟ که دیدم رئیس تربیت بدنی با عصبانیت میگه چرا نمیدوی؟ بدو..!
من نگاه کردم، دیدم، که اون 17 نفر دیگه، مسافتی از من دور شدن و من تازه فهمیدم، که صدای شلیک تیر برای اغاز مسابقه بوده و من چون در مشهد فقط با صدای حاضر رو ) مسابقه رو شروع میکردم اینجا هم منتظر همون کلمه بودم،نه صدای تیر …
خلاصه شروع کردم به دویدن و یه عده هم من رو هو میکردن و میگفتن:
مشهدی تو از اخر اولی …!
دور سوم رو که دویدم تازه به نفر اخر رسیدم و تازه گرم شده بودم …!
در دور بعد متوجه شدم، که نفر چهارم هستم و با خودم گفتم:
خدا رو شکر لااقل چهارم میشم…!
سه دور تا اخر مسابقه مانده بود، که دیدم فقط یک نفر با فاصله از من جلوتره…!
دور اخر خودم رو به پشت سرش رسوندم…
به خط پایان نزدیک میشدیم که جلو زدم و اول شدم …!
باز هم رکورد ایران رو شکسته بودم و از عزیز منفرد، که سالها قهرمان ایران بود جلو زده بودم…!
اینها حرفهای استاد علی باغبان باشی، قهرمان دو ایران است، که 29 سال متوالی بدون حتی یک باخت، مقام نخست مسابقات را در ایران داراست و جالب است، بدانید که تا به حال این رکورد در هیچ رشته ورزشی در دنیا شکسته نشده…!
باغبان باشی 219 مدال اسیایی و جهانی دارد و در 4 مسابقه المپیک شرکت کرده !
ادیب زاده میگوید: زمان شاه شنیدم که پای باغبان باشی شکسته …!
با گروه فیلمبرداری رفتیم و وقتی با اون مصاحبه کردم با ناراحتی گفت: دکترها گفتهاند باید یک پای من رو قطع کنند …
شب، که فیلم پخش شد 50 خط تلفن جام جم توسط مردم اِشغال شده بود و همه با عصبانیت میخواستن یه جوری به علی باغبان باشی کمک کنن …
همون شب، رضا پهلوی، که در اون زمان ولیعهد بود و نزدیک به 17 سال داشت، به آقای جهان بانی، رئیس سازمان ورزش (که اوایل انقلاب اعدام شد) دستوری داده بود، که او هم شبانه به در خانه باغبان باشی رفته بود و پاسپورتش را درست کرده بودند و روز بعد ساعت 11 صبح از فرودگاه زنگ زد که: مثل اینکه معجزه شده و من برای درمان به نیویورک میروم.
در نیویورک پایش را یک پروفسور بزرگ عمل کرد، بعد از دو ماه، که برگشت از همان فرودگاه مهرآباد به ما زنگ زد، که من میخواهم به زودی در یک مسابقهی دو و میدانی شرکت کنم و شما را هم دعوت میکنم.
علی باغبان باشی، وقتی در زمان ریاست جمهوری خاتمی به مراسم تقدیر و نکوداشت پیشکسوتان دعوت شد، زمانی که نام باغبان باشی، در مراسم از طریق بلندگو اعلام شد، خاتمی از یکی از حاضران پرسید: مگر باغبان باشی زنده است؟!
و چه ضیافتی بود، در آغوش کشیدن و اشک به چشم آوردن خاتمی برای قهرمانی که نام ایران را بر بلندای المپیک جهانی فریاد کشید …!
باغبان باشی، اکنون 84 سال سن دارد و هنوز فعالیت ورزشی میکند…!
اخرین باری، که باغبان باشی را دیدم، دور میدان دروازه قوچان بود؛ به گرمی حال و احوال کردم و او گفت:
شما مگه من رو میشناسی؟
لبخندی زدم و گفتم: تمام دنیا شما رو میشناسن…!
باغبان باشی، هنوز در طرقبه زندگی میکند و روحیه شاد و ورزش کاری دارد …
متن زیر نامه سراسر محبت علامه طباطبایی قدس سره خطاب به شاگرد خویش حضرت آیت الله جوادی آملی دامت برکاته است .مطالعه و دقت در کلمات مورد استفاده خالی از لطف نیست.

قم ـ خدمت ذی شرافت فخر الاعلام و زبده المحققین العظام حجت الاسلام آقای جوادی دامت برکاته مشرف آید.
به عرض شریف می رساند: امیدوارم که قرین عافیت و موفقیت بوده و پیوسته از عنایات عالیه حق عزّ اسمه و توجّهات سامیه حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه بهره مند می باشید. با حذف مقدمات عرض می شود که آقایان متصدّیان امور مدرسه حقّانی در خصوص درس فلسفه که از جنابعالی توقع داشتند و دارند به تصوّر اینکه بنده زورم به جناب عالی می رسد! و اگر جدا خواهش کنم رد نخواهید کرد، بنده را تحت فشار قرار داده اند و حقّا هم اگر جنابعالی نپذیرید، این درس متروک خواهد شد. لذا جدّا خواهشمندم از هر راه امکان پذیر اگر چه کم و زیاد خالی از مشقّت نباشد این مسئله را پذیرفته یک ساعتی برای این تدریس اختصاص بدهید و ضمنا ما را نیز از فشار آقایان نجات دهید.
ان تنصرواالله ینصرکم و یثبت اقدامکم . والسلام علیکم و رحمة الله
محمد حسین طباطبایی.۱۳ رجب ۵۰.
آیت الله جوادی آملی در پاسخ برخی که پس از چندی پی گیر جواب نامه فوق بودند اظهار می دارند:
علامه طباطبایی (قدس سره) نامه ای برایم نوشت که آن را بوییدم و بوسیدم و بر مردمک دیده نهادم .
وارستگان و عارفان سیر الی الحق را سلوکی است که میتواند برای همه شیفتگان و روندگان مایه امید و چراغ راه باشد:
خبر اول :
استاد برجسته حوزه در ادامه با اشاره به تلاشهای گسترده دشمنان در مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: دشمنان شب و روز علیه نظام اسلامی فعالیت میکنند و نیروهای خودی باید در سایه اخلاق و تقوا خود را قوی کرده و به مقابله با تهدیدات دشمنان برآیند.
وی عمده کارهای بسیج را در دو بخش کلان و داخلی عنوان کرد و گفت: در بسیج باید دو کار انجام شود، کار اول، کارهای کلان مانند برگزاری رزمایشها و… است و دومین کار، کارهای داخلی مانند فعالیتهای هفته بسیج و انجام کارهای فرهنگی است و باید توجه داشته باشد که دشمن از کدام سو میآید.
آیتالله جوادی آملی با اشاره به فرمایش حضرت علی(ع) ادامه داد: حضرت امیرالمؤمنین (ع) در جنگ جمل وقتی پرچم را به دست محمد بن حنفیه داد، فرمودند: دو کار را انجام بده، اول پایت را مثل میخ به زمین بکوب تا متزلزل نشود، دوم نگاه کن که دشمن تا کجا صف کشیده و اتاق جنگش تا کجاست، دقت کنید که اتاق جنگ در شام است و ما داریم در کوفه میجنگیم و در اتاق جنگ مسیحی و کافر هستند اما ما مسلمانها داریم با هم جنگ میکنیم.
وی افزود: در کارهای داخلی و خارجی و در آمادگی و هوشیاری باید به این مسئله توجه داشته باشیم که اتاق جنگ دشمن کجاست.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، حفظ نظام و کشور جمهوری اسلامی ایران را معجزه الهی دانست و با اشاره به جریان طبس، اظهار داشت: در جریان طبس آنها کارشناسی همه جانبه کرده بودند، اما قدرت خداوند را منظور نکردند و این معجزهای بود که خداوند به ما عطا فرمود.
وی با اشاره به هجمه تبلیغاتی دشمنان ادامه داد: در شرایط فعلی فضا خیلی طیب و طاهر نیست و ما باید در فضای لرزان دقیق باشیم، زود باور نباشیم و با نگرشی همه جانبه و هوشیاری کامل، با حل مشکلات پیش رو از خدا بخواهیم که ما را به غیر خود حواله نکند.
خبر دوم :
آیت الله جوادی آملی در دیدار با علی عسکری رئیس سازمان امور مالیاتی کشور که در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۸۸ در سایت تابناک منعکس یافته به نکات مهم اشاره کرده بود که برایتان می فرستم:
«1- اگر کسی سنگی به بدنش زدند دردی احساس نکرد معلوم است که یا خواب است یا حسی نسبت به درد ندارد، حال اگر چند کارگر را اخراج کردند، ما نیز باید این درد را حس کنیم. بعضی از کارگران که حقوقی کمتر از 300 هزار تومان داشتهاند اخراج شدهاند و اینها توان پرداخت اقساط وامهای دریافتی را ندارند، چگونه میتوانند مالیات بدهند.
2- سرمایه عظیمی به نام نفت در داخل کشور است، اگر روزی به
جایی برسیم که نفت بفروشیم و کشور را اداره کنیم ورشکست میشویم. یک وقت نفت فروخته می شود تا کارخانه ایجاد گردد و سدی ساخته و انرژی تولید شود،این تبدیل سرمایه به سرمایه است، اما اگر نفت فروخته شود و در قبال آنبرنج و موز و ... وارد گردد، این تبدیل سرمایه به درآمد است.
3- براساس روایتی از امام علی (ع) ملتی که خاک و آب به اندازه کافی دارداگر بخواهد مواد غذایی وارد کند خدا او را از رحمت دور کرده است. جهنم فقط برای آدم شرابخوار نیست برای آدم بیعرضه هم هست. ما آب و خاک زیاد داریم.»
خبر سوم :
آیت الله جوادی آملی در نماز جمعه خود گفت:
"مردم صدها مشکل دارند که باید این را امام جمعه بیان کند و اگر بیان کرد و مشکل مردم رفع شد، نشانه این است که خوب بیان کرده اما اگر مشکل مردم رفع نشد، امام جمعه نتوانسته است مطلب را خوب بیان کند. بسیج باید غربال شده و نیروهای مخلص بسیجی اجازه ندهند برخی افراد مغرض در میان آنها نفوذ کنند
خبر چهارم :
استعفای حضرت آیت الله جوادی آملی از امامت جمعه قم
در همین رابطه
چند روزی را بوشهر بودم.
فردا هم قرار است که اگر خدا بخواهد به سمت تهران بیایم.
این چند روز برایم خیلی موفقیت آمیز و پرکار بود.
امروز برای خرید مقداری میگوی تازه بوشهر، به بازار ماهی و میگوی بوشهر رفتم.
طبق معمول، از کسی که قبلا هم می شناختمش، خرید کردم.
میگوی تازه دریائی و یا میگوئی که با آب دریا پرورش یافته باشد، عطر بسیار خوشایندی دارد که کاملا از میگوی کهنه و مونده قابل تشخیص است اما همیشه اعتماد به یک فروشنده، چیز دیگری است.
کمی هم خرما و شیره و ارده بوشهر خریدم.
وقتی با تاکسی بر می گشتم،
خانوم روسی با مردی که همراهش بود، از وسط خیابان رد شد.
چهره و نوع پوشش کاملا تابلو بود.
مرد بوشهری با لهجه شیرین بوشهری در حالی که به هر دو آنها چشم غره میرفت،
گفت:
فقط بخاطر همی دولا دستمالی که روی سرشان گذاشتن ماهی از کارگرهای ما بیشتر پیل می گیرن.
این ها همچنان با ما نامردی میکنن.
سال ٨٠ قرار بید تحویل بدن و شرشون رو کم کنن اما هنوزم که هنوزه نامردی میکنن.
می خورن و می خوسن و پیل می برن.
مرد 300 میلیاردی کابینه ،
در وزارت رفاه،
به فکر رفاه من خواهد بود و یا خدای ناکرده، افزایش میلیاردهای خود در وزارتخانه ای که سازمان تامین اجتماعی اش و تشکیلات مالی و اقتصادی وابسته اش عین طلای ناب می ماند.
خدا همه را از هرچی خطای آشکار و پنهان است، مصون بدارد.

تقدیم به محمد حسین و محمد صادق.
دوست گرامی و عزیزم جناب آقای مهرداد در دو پست اخیرشان دو کاریکاتور درزمینه کار گروهی و تیمی گذاشته بودند که دیدنی هستند.

و این یکی :

اما امروز یک جور دیگری از کار گروهی از یکی از خبرگزاری ها
تحت عنوان حال و هوای کار و مدیریت در ایران:

البته این هم یک جور کار گروهی است.
و یا شاید کار نکردن گروهی.
نخستوزیر دوران امام تاکید کرد:اجرای متوازن قانون میتواند همه را دور یک میثاق ملی جمع کند.
میرحسین موسوی در گفتوگو با پایگاه خبری جماران و در پاسخ به سوالی درباره بحث وحدت در کشور گفت: وحدت بخشی از رویکردی است که حضرت امام خمینی(ره) از اول انقلاب تا آخر عمرشان به آن توجه میکردند. امام کاملا توجه داشتند که مهمترین سرمایه ما وحدت ملی است و تلاش میکردند این وحدت در گستردهترین شکل خودش وجود داشته باشد. مردم دور هم باشند. هیچ نوع متن مهمی از ایشان نمیبینیم که به این مساله تاکید نکرده باشند.
وی وحدت را همزاد قبول کثرت اندیشههای سیاسی و فکری در جامعه معرفی دانست و گفت: کثرت اندیشهها و نظرات، امام را آزرده و پریشان نمیکرد بلکه اینها را به عنوان نعمتی برای جمهوری اسلامی میدانست. به نظر من، گاهی خود ایشان با مهر تاییدی که روی این مساله مینهادند اختلاف را به عنوان یک ضرورت مطرح میکردند که درخشندهترین رفتار امام در این خصوص، رضایت کامل ایشان با تشکیل مجمع روحانیون مبارز است.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس بحرانهای دهه اول را بهانه محدود کردن فضای سیاسی از سوی حاکمیت ندانست و گفت: در عرف ملی و جهانی، رهبری کشوری که انقلاب کرده و درگیر آشوبهای داخلی و جنگ خارجی است، باید به این سمت گرایش داشته باشد که اندیشهها و افکار مختلف را در یک کانال قرار بدهد و سعی کند یک اندیشه در کشور حاکم باشد، ولی امام با تاکیدی که روی تشکیل مجمع روحانیون داشتند، نشان دادند که وجود مستقل دو گروه مجمع روحانیون و جامعه روحانیت مبارک بوده و این کثرت ضروری است.
مبادا به دلیل طرح تنگنظرانه مباحث فقهی، مردم آزادی خود را از دست بدهندموسوی به فرازی از "منشور برادری" درباره باز بودن باب اجتهاد در نظام اسلامی اشاره کرد و خاطرنشان کرد: امام توجه داشتند که مبادا تکیه بر نظام ارزشی اسلامی و مباحث تام فقهی، منجر به این شود که اندیشههای دیگر و حتی خود این اندیشهها خفه شوند و امکان بروز و ظهور پیدا نکنند. امام مدام تاکید میکردند که در زمینههای فقهی نظرات مختلفی گرداگرد مسائل گوناگون میتواند وجود داشته باشد.
وی ادامه داد: به نظرم میآید که این موضعگیری ایشان که خیلی صریح و روشن است، تنها جنبه فقهی ندارد و متوجه فقها نیست بلکه بیش از فقها، به نظر من دغدغه مردم مدنظر امام است که مبادا به دلیل طرح مباحث تنگنظرانه این بحثها، مردم در حصاری قرار گیرند که آزادی خود را از دست دهند. امام در باب باز بودن باب اجتهاد در جمهوری اسلامی، میفرمایند در مسائلی که ادعای اجماع هم شده است، اقوال مخالف وجود دارد. این مساله مهمی است. یعنی یک مساله فقهی وجود دارد که تا الان علما روی آن اجماع کردهاند. بنابه فرمایش امام حتی در این مساله هم امکان اختلاف است. اگر دقت کنیم ایشان معتقد به یک نوع تسامح و مدارا است. فضا را برای مجتهدها باز میکند تا بتوانند بر اساس مسائل و رویدادهای جدیدی که در فضای مدرن در حال رخ دادن است، نظر دهند.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس خاطر نشان کرد: حتی امام به مردم عادی که فقیه نیستند و به نظرات کارشناسی فقها رجوع میکنند، پیام داده که نسبت به مساله خیلی تنگ نگاه نکنند و بدانند که اندیشههای گوناگون راجع به آن وجود دارد.
تکیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن میتواند کشور را دچار بنبست کندموسوی معتقد است که اسلامی که امام به آن اشاره دارد اسلامی است که دائم با مسائل گوناگون جامعه درگیر است و نظریاتش در حال تغییر و متناسب با شرایط جدید است و در حال پاسخ به آنها است.
وی یادآور شد: قرآن، اسلام و انقلاب واژههایی هستند که معانی سیالی دارند که بر اساس مسائل مختلف معانی گوناگون پیدا میکنند و حوزوی آشنا به مسائل و روشنفکرها، مسؤولان، مجریان و مدیران که با اندیشههای امام جوش خوردهاند با این نگاه میتوانند مشکلات را حل کنند و گرنه یک حالت تنگنظرانه همیشه حاکم خواهد بود.
نخستوزیر دوران امام ادامه داد: حضرت امام در رابطه با تنگنظری و تحجر، با توجه به بروز برخی مسایل بارها صحبت کردهاند که شاید هنوز برخی از آنها منتشر نشده باشد. ایشان توجه دارند که تکیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن میتواند کشور را دچار بنبست کند.مواردی هست که امام اخطارهای شدیدی به برخی افراد دادند که ذهنیت تنگی داشتند و مواظب بودند که این مساله نظام را با بنبست مواجه نکند.
موسوی با اشاره به تفکر فقهی امام در حوزه آزادی بیان گفت: اولین ویژگی این تفکر این است که خیلی راحت نمیشود افراد را تکفیر کرد و آنها را خارج از مدار دین به حساب آورد. نمیشود به اعتبار اینکه کسانی که مختصر اختلافی با نظرات رسمی در یک گروه یا جمعی دارند، به عنوان افرادی که مخالف دین و نظام هستند، قلمداد کرد و مورد حمله قرار داد. این تنگنظریها به نوعی بر روشنفکران اعمال شده و به نوعی دیگر بر فقها. امام این نگاه را مخالف وحدت بر سر منافع ملی میدانستند.
وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمیشودنخستوزیر دوران امام در ادامه تاکید کرد: از نظر امام وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمیشود. در وحدت مورد تاکید امام، فامیل و دوست و آشنا به هم باج نمیدهند بلکه امام وحدت را به مولفههای منافع ملی و حیات طیبه نظام اسلامی برمیگردانند و همه جا به آن تاکید میکنند. بحث بر سر خدمت و ارزشهای بسیار اساسی و بنیادی است که کشور را برومند کند. منشور برادری حضرت امام، کاملا به مسائل حیاتی جامعه معطوف است. صلاح گروههای مختلف سیاسی، فقها، روحانیان، روشنفکرها و مردم است که روی آن فکر کنند و اندیشههای مختلف آنها بر اساس این پیام به هم پیوند بخورد.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه لحن حضرت امام در نامه به جریانات سیاسی موجود چگونه بود، اظهار داشت: حقیقت این است که در آن شرایط که خود نامه هم به آن معطوف است، اختلافهایی وجود داشت و جناحبندیهایی هم بروز کرده بود. شخصیتها در نهادهای موازی حضور داشتند که این نهادها به جناح مخصوص خودشان تعلق داشت. دفتر تبلیغات اسلامی در کنار سازمان تبلیغات اسلامی، انجمن اسلامی در کنار جامعه اسلامی و غیره وجود داشت. در نهادهای مختلف چنین تقسیمبندی وجود داشت. آنچه من در رابطه با حضرت امام دقت کردهام ایشان در حوزه اقتصاد، معیشت، رفاه و ... ترجیحهایی داشت که من فکر میکنم با نظریات دولت خیلی نزدیکتر بود؛ یعنی با جناحی که آن موقع سر کار بود.
وی افزود: اما هیچکدام از این اختلافها، منجر به این نشد که در حلقه پیرامونی ایشان، افراد متعلق به جناحهای مختلف حذف شوند. همه اینها یکپارچه حضور داشتند. آقایان عسگراولادی، مهدویکنی، موسوی خوئینیها بودند، آقای موسوی اردبیلی هم بود. این افراد همه در کنار امام بودند. بودن یک جناح در کنار امام به معنی حذف جناح دیگر نبود.
موسوی تصریح کرد: این حلقهها، واسط ارتباط امام با بخشی از قاعده جامعه بودند. یقینا افردای که از طریق آقای موسوی خوئینیها که امروز مورد اتهام و فحاشی قرار گرفتهاند به امام وصل میشدند، از طریق آقای مهدوی کنی نمیتوانستند وصل شوند. همانهایی که از طریق آقای مهدویکنی به امام وصل میشدند و سخنان اینها از طریق ایشان به گوش امام میرسید یقینا نمیتوانستند از طریق آقای موسوی خوئینیها وصل شوند. این خودش یک روش خوبی بود. برای همین ایشان در مقابل حذف هر کدام از این چهرهها در گرداگرد خودش به سختی مقاومت میکرد و همه تا آخرین دم در کنار ایشان ماندند. حذف اینها، موجب اختلال میشد و این اختلافات را به بدنه اجتماعی میکشاند.
وی خاطرنشان کرد: حذف هر کدام از این چهرهها، به معنای حذف یک قاعده اجتماعی نبود، چرا که قاعده که حذف نمیشود، بلکه رابطه رهبری و بخشی از قاعده اجتماعی قطع میشد. به نظر میرسد این مساله غیر از اینکه بعد اعتقادی داشت، یک جنبه استراتژیک هم در ذهن امام داشت. ایشان هر کسی را که قصد خدمت داشت و نیت پاک داشت، در انقلاب اسلامی و نظام به نوعی مشارکت میداد.
تساهل و مدارای جامعه نسبت به اندیشههای مختلف کم شده استموسوی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا شرایط امروز خطیرتر است یا شرایط آن دوران؟ خاطرنشان کرد: ما میتوانیم از گذشته درس بگیریم، اما دو موقعیت دشوار را به سختی میتوان روی هم انداخت و با هم مقایسه کرد. ما آن موقع تازه انقلاب کرده بودیم و تازه از سلطه رژیمی درآمده و رو به نظام جدیدی آورده بودیم. نظام سابق ریشه عمیق تاریخی داشت و اثر خود را در فرهنگ، سیاست، اجتماع و ساختارهای حکومت گذاشته بود. به علاوه حرکتی که انقلاب آغاز کرده بود برخلاف نظم موجود جهانی تلقی میشد و به خاطر همین دشمنان زیادی در سطح جهان بود که مشکلات زیادی مثل کودتای نوژه، شورشها و حمله صدام برای ما به وجود آورده بودند. در سطح بینالمللی هم حرکتهای دیگری وجود داشت. آنچه در این شرایط به ما قدرت میبخشید، وحدت و همدلی بر گرداگرد یک ایدئولوژی بسیار پیشرفته، مترقی و به روز و یک نوع صیانت از این وحدت در مقابل امواج فتنههایی که میتوانست این وحدت را مورد حمله قرار دهد، وجود داشت.
وی افزود: در حال حاضر یقینا خطرهای آن موقع را به آن شکل نداریم اما اینکه الان احساس میکنیم آسیبپذیرتر شدهایم. به نظر من عامل آن مشکلات داخلی است. زمان جنگ بهرغم همه مشکلات، احساس قدرت وصف ناپذیری میکردیم ولی الان چنین احساسی وجود ندارد.
موسوی معتقد است امروزه تساهل و مدارای جامعه نسبت به اندیشههای مختلف در سطح سیاسی بسیار کم شده است. آن موقع مشکلات اگر چه بیشتر بود، تحمل و سعه صدر هم بیشتر بود. اندیشههای مختلفی که با هم اختلافاتی داشتند میتوانستند در کنار هم کار کنند ولی الان متاسفانه چنین حالتی وجود ندارد.
ارزشها در اقتصاد و تجارت و فرهنگ فرق کرده استنخستوزیر دوران دفاع مقدس در تبیین تفاوتهای دهه اول و فضای فعلی کشور از حاکمیت ارزشهای بنیادی در آن دوران یاد کرد که همه را برای اجرای سالم قوانین بسیج کرده بود.
وی خاطر نشان کرد: آن موقع اگر فساد اقتصادی مطرح میشد، سریع مورد توجه قرار میگرفت. کوچکترین فسادی، بزرگ دیده میشد. اگر در سطح دولتی گفته میشد که 10 هزار دلار گم شده و تکلیفش روشن نیست و مشخص نیست کجا هزینه شده، ممکن بود که منجر به سقوط دولت شود. در حالی که الان بحث میلیاردها دلار هست ولی هیچکس حساسیت نشان نمیدهد. من نمیخواهم کسی را متهم کنم اما اینها مسائلی را در کشور به وجود میآورد که ما را آسیبپذیرتر میکند. آن موقع دغدغه همه رسیدن به این مساله بود که همه مردم از نعمات و امکانات و از فرصتهایی که یک کشور و نظام میتواند داشته باشد، بهرهمند بشوند و صادقانه این خدمات در اختیار همگان گذاشته شود. بحث، بحث مردم بود. متاسفانه امروزه این ارزشها در اقتصاد و تجارت و فرهنگ فرق کرده است.
موسوی به هدفمند کردن یارانهها اشاره کرد و گفت: همین لایحه هدفمند کردن یارانهها اگر اول انقلاب بود، به این شکل طرح نمیشد. اصل این لایحه چیز بدی نیست. اما اینکه ما بیاییم از یک طرف حذف یارانهها را مطرح کنیم و بنزین را گران کنیم و از سوی دیگر بودجه مترو داده نشود. از یک طرف امور مردم به دلیل بهای سنگین بنزین مختل شود و از طرف دیگر به تامین وسایل حمل و نقل عمومی اهمیت ندهیم، برای مردم مشکل ایجاد میکند. همه زندگی و شغل و درآمد ملت به رفت و آمد بستگی دارد. اگر ما حمل و نقل را گسترش داده باشیم این گرانی بنزین بار زیادی را روی هزینههای خانوار وارد نمیکند. اما اگر به دلیل وجود پارهای از مسایل بین دولت و شهرداری، ارز مورد نیاز مترو تامین نشود و در حالی هدفمند شدن یارانهها تصویب شود که مشکلات زیادی مثل قرار داشتن مترو در بدترین شرایط تامین بودجه وجود داشته باشد، چوب این مسائل را مردم میخورند.
وی تاکید کرد: لایحه هدفمند کردن یارانهها اگر خوب اجرا شود، دولت کارآمدی داشته باشد و از همه نیروها خوب استفاده کند و مشکلات مردم را حل کند، ممکن است به کشور کمک کند. اما اگر اینگونه نشود، خداوند با هیچ کسی عهد و پیمان نبسته است. اگر داد مردم را دربیاورند، آنان را در برابر دولت قرار میدهند.
هنوز هم ذائقه دهه اول انقلاب در دل مردم مانده استوی با بیان اینکه حتی در شرایط جنگی افکار عمومی اجازه اظهارات متناقض و سیاستهای دوگانه به دولت نمیدادند، گفت: اینکه یک نفر از یک طرف حرفهایی بزند و از طرف دیگر کارهایی کند که پاسخی برای اعمال خود نداشته باشد، اشتباه است. الان ما چنین چیزهایی را زیاد داریم. این مساله ما را آسیبپذیرتر میکند و مشکلات ما را زیاد خواهد کرد.
نخستوزیر دوران امام از دهه اول به عنوان یک نوستالوژی یاد کرد و گفت: این حسی که در سطح ملی به دهه اول انقلاب وجود دارد، ناشی از این است که در شرایط آن دوران چون مردم میدانستند که همه توان نظام و دست اندرکاران در خدمت حل کردن مشکلات آنان است اگر جایی هم کم و کسری میدیدند، تحمل بالایی داشتند. میآمدند پشت سر دولت قرار میگرفتند.
وی ادامه داد: مردم با کم و کسریهای کشور که خیلی زیاد هم بود و ناشی از فقر و جنگ و انفجار کشتیهای نفتی، خطوط انتقال گاز و محدودیتهای واردات و صادرات بود، میساختند. مشکلات را حس میکردند ولی فریادشان بلند نمیشد، چون میدانستند که هم خودشان، هم کسانی که در خدمتشان هستند برای حل این مساله تمام توان خود را به کار گرفتهاند. برای همین با یک همکاری وسیع و صبر بزرگ در سطح ملی روبرو بودیم که هم اختلافات را از بین میبرد، هم مشکلات را حل میکرد و هم پشتوانه قوی برای نیروهای رزمنده ما در جبهه بود. در چنین شرایطی که کمبودهایی وجود داشت، مردم بچههای خود را به جبهه میفرستادند و طلاهای خود را به دولت میبخشیدند تا بلکه بخشی از هزینههای جنگی را تامین بکنند. این مساله احساسی از امنیت و آرامش را در کشور ایجاد میکرد که هنوز هم ذائقه و سابقهاش در جامعه مقداری مانده است. الان متاسفانه چنین چیزهایی نیست.
اجرای متوازن قانون اساسی همه را دور یک میثاق ملی جمع میکندموسوی در پاسخ به این پرسش که اصولی که بر آنها باید وحدت کرد چیست؟ چگونه باید وحدت را تعریف کرد؟ چرا به نظر میرسد در مفاهیم اساسی مانند منافع ملی یک تعریف واحد مورد قبول و اجماع نیست؟ گفت: به این دلیل که توجهی به قانون اساسی نداریم. در متن قانون اساسی همه مسائل به صورت متوازن در مطرح شده است و نمیشود ما بخشی را برجسته نگاه کنیم و بخش دیگر را کم رنگ ببینیم. الان جناحها و مسئولان مختلف به مذاقشان خوش میآید که تکهای را برجسته کنند و تکه دیگر را ضعیف کنند؛ این درست نیست. اینها بخشهای به هم پیوسته است. مخصوصا بخش مربوط به آزادیها (آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی عقیده ... )، شوراها، اصل عدم تجسس، مساله زبان قومیتها و آموزش آنها و ...، اینها هیچ خطری را برای کشور ایجاد نمیکنند بلکه وحدت بخش هستند. بنده نوعی نمیتوانم با سلیقه خود بگویم که اجرا یا عدم اجرای این اصل، صلاح نیست.
وی تصریح کرد که در زمان جنگ در کشورهای مختلف، انتخابات یا انجام نمیشود و یا بسیار تصنعی برگزار میشود. در زمینه اجرای قانون مشکل پیدا میشود اما در تمام دوران جنگ ما با وجود همه بحرانها و مشکلات وسیعی که بود «انتخابات»ها بهرغم هزینههایی که داشت، پشت سر هم انجام شد و نظام به قوت خود باقی ماند. کسی به ذهنش نرسید که کار دیگری کند. تنها موردی که تاخیر انداخته شد، اجرای قانون شوراها بود. دلیل آن هم نظریات مختلف مسوولان بود وآن زمان من اعتقاد داشتم برای عدم تمرکز دولت قانون شورا یکی از مهمترین راهکارهای ممکن است. برخی مخالف این بودند میگفتند زمان جنگ احتمال دارد مشکلات اساسی در برخی از مناطق خصوصا مناطق مرزی داشته باشیم. ما در دولت اقدام کردیم قانون را به مجلس بردیم و زمانی هم برای انتخابات شوراها معین کردیم. در آستانه انتخابات، عدهای از استاندارها به امام نامه نوشتند که این مساله به تاخیر انداخته شود. حضرت امام ملاحظه کردند. بعد در جلسه روسای سه قوه تصمیم بر این شد که انتخابات به بعد از جنگ وانهاده شود. بحث این بود که ما همه اصول را پیاده کنیم ولی الان این اعتقاد زیاد وجود ندارد. برخی اصول پررنگ شده و برخی اصلا کنار گذاشته شدهاند. عدم اجرای درست قانون میتواند یکی از عوامل تفرقه باشد و از سوی دیگر اجرای متوازن آن میتواند همه را دور یک میثاق ملی جمع کند.
شکستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین حلال مشکلات ما نیستموسوی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا فربه شدن قرائت برخی از اصول قانون اساسی موجب نشده است که اصول دیگر به خودی خود کمرنگ شود، گفت: مشکلاتی در جامعه داریم که بخشی از آن به میراثهای ما برمیگردد. رفتار، علایق و کردار سیاسی ما بیش از شکل و ظاهر قانون اساسی در موضعگیریهای نظام ما موثر واقع شده است و گرنه ما در جهان کشورهایی داریم که از نظر شکلی و محتوایی جوامعی کاملا دموکرات و باز هستند اما وقتی به قانون اساسی آنها توجه میکنیم و به رویههایی که باید به آن رجوع کنند، نگاه میکنیم، میبینم که خشکتر از قانون اساسی ما در آن کشورها وجود دارد، ولی رویههایی که برای نهادینه کردن مردم سالاری در آن کشورها استقرار پیدا کرده، منجر به این شده که تفسیر آن چارچوبهای خشک سنتی، مشکلی برای دموکراسی و آزادی به وجود نیاورد. نمونهاش چند کشور اروپایی که اگر نگاه کنید اصول بسیار سنتی مبتنی بر نظام شاهنشاهی در آن هست.
وی اضافه میکند: شکستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین بهخصوص قانون اساسی حلال مشکلات ما نیست. این خودش میتواند یک نوع آشوب و آشفتگی را در کشور ایجاد کند. توجه به مسائل اجتماعی-سیاسی ریشهداری که در تاریخ کشور و فرهنگ ما وجود دارد، مهم است. مخصوصا اگر ما دقت بکنیم که خود قانون اساسی نیست که در حقیقت این مساله را ایجاد میکند بلکه نوع تلقی از قانون است که با تکیه بر نیروهای اجتماعی و فرهنگی به این مشکلات عمق میبخشد.
موسوی تاکید کرد: یک ذهنیت نقاد مردمی که نسبت به سرنوشت خود حساس هست، با استفاده از تمام فرصتها برای جمع شدن بر اصول قانون اساسی میتواند به ما مجال دهد که ما تفسیرهای متعالیتر این قانون را اجرا کنیم. البته قانون اساسی هم وحی آسمانی نیست و بر اساس مقتضیانت زمان میتواند در چارچوب پیشبینی شده مورد تجدیدنظر قرار گیرد.
وی ادامه داد: من مشکل را بیش از آنچه که فربه بودن یک اصل و سنگینی بر اصلهای دیگر ببینم، در برخی از سنتهای اجتماعی فرهنگی میبینم که با رویههای نادرست انباشت شده در طول تاریخ و ایجاد رویههای غلط جدید، به نوعی به کرختی رسیده است. کرختی تنها به حکومت مربوط نیست. به کسانی که شهروند عادی هستند هم مربوط میشود. البته من نقش تربیتی حاکمیت در فرهنگپذیری جامعه و آشنایی آنها با حقوق خود را خیلی موثر میدانم. وقتی حضرت امام برمیتابید که افکار و اندیشههای مختلفی وجود داشته باشند، این خودش در فرهنگ جامعه تاثیر زیاد میگذاشت. امام دائم به ملاکها و معیارهای جمعی در تصمیمگیریها برمیگشت.
موسوی در ادامه با بیان اینکه شیوه تفسیر حاکمیت در رابطه با قانون اساسی از یک سو اهمیت فوقالعادهای دارد و در سوی دیگر، سمتگیری مردم و روشنفکرها هم اهمیت زیادی دارد، اظهار داشت: امام حق را گرفتنی میدانند. آزادی را گرفتنی میدانند. آزادی را جزو حقوقی میدانند که باید مردم دنبال کنند و به از دست دادن ارزشهای بنیادی تن در ندهند. این برای ما یک اصل است. اگر در یک نظام، مردم برایشان عادی باشد که حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویند، آن نظام به سوی دیکتاتوری و خشونت سیر میکند. اینجاست که نقش مطبوعات، رسانهها، روشنفکران، مردم، ادبیات سیاسی و فرهنگی اهمیت پیدا میکند.
وی تصریح کرد: البته همه نظامها با این مساله روبرو هستند. در کشورهایی که جامعه کمی به پختگی رسیده است، یک ذره محدودیت که در برابر حقوق مردم ایجاد میشود، بلافاصله موج اعتراض ایجاد میشود و این کار نهادینه شده است.
نخستوزیر دوران امام یادآور شد: ما از دوران مشروطیت قدمهای زیادی پیش گذاشتیم. وضعیت امروز ما نه با دوران مشروطیت و نه با سی سال پیش قابل مقایسه نیست. قدمهایی پیش گذاشتیم اما اینکه بگوییم این راه در نقطهای به پایان رسیده و مردم بروند در خانه خود بخوابند و هیچ خواستهای نداشته باشند و مساله خودبهخود حل شود، اشتباه است. مطالبه مردم از حاکمیت و تفسیر روشن اندیشانه حاکمیت از قانون اساسی به نحوی که به ملت کمک کند، راهحل مشکلات است.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس تاکید کرد: حساسیت شدیدی در فرامین حضرت امام نسبت به مسائل مالی بود. یک زمانی در کشور این بحث آغاز شد که نیروهای مسلح نیاز مالی دارند و باید وارد فعالیتهای تجاری شوند. من مخالف بودم و اعتقاد داشتم که این مساله کشور را با مسائل مختلفی روبرو میکند. میگفتند نیروی نظامی میخواهد کار عمرانی کند. من گفتم نیروی نظامی که در پی آن باشد که قیمت دلار چند است، دیگر به وظایف خود عمل نمیکند. استدلال آنها این بود که در قانون اساسی اصولی داریم که در زمان صلح، ارتش و سپاه میتوانند در سازندگی کشور کار کنند. من گفتم، بله در حد خود میتوانند این کار را کنند بدون اینکه از انجام وظایف خود جدا شوند و نیازی نیست که در مسائل مالی وارد شوند. نیازهای مالی آنها باید در دولت و وزارت دفاع حل و فصل بشود.
وی ادامه داد: بنده اعتقاد قطعی دارم که واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه، نه به نفع اقتصاد کشور است و نه به نفع سپاه و نه نفع کلیت نظام. این رویکرد به تنهایی میتواند کشور را در معرض خطر قرار دهد.
موسوی افزود: در سه چهار سال اخیر اینگونه مسائل ابعاد وسیعتری پیدا کرده است. توسعه موسسات پولی عجیب و غریب هم در میان نیروهای نظامی و انتظامی مشکل ایجاد کرده و هم در میان مردم.
وی در این باره که امام در نامه خود از واسطههایی سخن می گوید که القای بدبینی میکنند و توصیه موکد دارند که از اینها پرهیز شود، اینها چه کسانی هستند و چکار میکنند؟ گفت: هستند کسانی که نان خود را از این راه میخورند. واقعا من نمیدانم دین و ایمان دارند یا نه. الان فضای تهمت خیلی رواج دارد. ما افرادی داریم که اگر پروندههایشان با نگاه امام گشوده شود پروندههای بسیار آلودهای دارند. اینها آمدند یکدفعه یک حرکت عظیم مردمی را میگویند که به منافقین ارتباط دارند و ... . اینها همان کسانی هستند که آتش بیار معرکه هستند و نفع خودشان برای رو نشدن پروندههایشان در این است که دائم این اختلافات را در کشور به هم بزنند و بدبینی ایجاد کنند. در حالی که به سود همه هست که حقوق مردم را بشناسند و خوشبینی ایجاد کنند. اینکه یک عدهای این وسط بیافتند و بگویند این با بیگانه ارتباط دارد و ... این کار بزرگ کردن بیگانه است. اگر بیگانهها اینقدر بزرگ هستند که میتوانند این همه آدم را به صحنه بیاورند که ما باید دستهایمان را ببریم بالا و از کل انقلاب اسلامی استعفا بدهیم.
موسوی در پاسخ به سوالی که این فضای بدبینی را چه کسانی میسازند؟ گفت: یقینا یک عده از ساختن فضای بدبینی سود سیاسی میبرند و عدهای دیگر سود شخصی. مشهور بود که کسی در حضور حضرت امام واقعا جرات اینکه از دیگری غیبت کند و جوسازی و بدگویی کند، نداشت. ایشان در همان جا جواب تندی میداد. بنده مواردی شاهد بودم که امام در برابر این مسائل تند میشد. این اثر جانبی در جامعه داشت. اینکه باید مراقب کسانی که آتش بیار معرکه هستند و فضا را آلوده میکنند، بود.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر تحلیلاش از اینکه امروز عدهای بر ضرورت وحدت تاکید میکنند و گروهی با مساله وحدت مخالف هستند و یا اینکه مسائلی از سوی برخی از افراد مطرح می شود، میگویند اول محاکمه بعدا وحدت، اظهار داشت: در این میان آنچه مطرح نیست، معنای وحدت است. یک عدهای نفعشان بر این است که در این کشور اختلاف باشد و دایره نظام و متن نظام روز به روز تنگتر و لاغرتر شود. امام سعی میکرد که متن واقعی انقلاب و جامعه غنی باشد. بزرگترین حجم را داشته باشد و حاشیه، کوچکترین حجم ممکن را داشته باشد. موقعی که در وصیت نامه سفارش میکنند که کسانی که از انقلاب بریدند، بازگردند؛ نشان میدهد که حتی آن حاشیه کوچک را هم بر نمیتابند. میخواهند همه در دریای وحدت قرار گیرند.
امروز حاشیه نظام از متن پررنگتر شده استموسوی در ادامه با بیان اینکه امروزه حاشیه نظام از متن فراتر رفته است، گفت: آنچه امروزه اتفاق افتاده این است که حاشیه از متن فراتر رفته است و متن خیلی لاغر شده است. من فقط نمادین میگویم که در این حاشیه تعداد وسیعی از مدیران و روحانیون، بخشی از مراجع، چند رییس دولت و حتی رییس مجلس داریم. به این که نمیشود حاشیه گفت. این نقل مکان است. در چنین حالتی آن کسانی که در متن اصلی باقی میمانند به دلیل عدم برخورداری از این حاشیه بزرگ، مجبورند در یک حالت پادگانی و فیزیکی به افراد معدودی تکیه کنند و این همان چیزی است که به نفع کشور ما نیست.
وی افزود: مصلحت کشور این است که آن فضایی که به عنوان غیر خودی برای خود تعریف میکنند، در کوچکترین سطح و اندکترین وجه ممکن باشد. اگر غیر از این باشد، باید در رفتار خود شک کنیم. نمیشود که در کشور هزاران هزار مدیر برجستهای که خدمت کردهاند همه را کنار بگذاریم و به حاشیه ملحق کنیم.
وی ادامه داد: الان یک عدهای کشف کردهاند که موسوی خوئینیها تودهای است؛ یعنی همین شخصی که شاگرد امام است. میگویند گروه فرقان پیش ایشان درس خواندهاند. اگر اینجوری باشد فکر میکنم ما در نظام یک نفر را نمیتوانیم پیدا کنیم که با این و آن ارتباط نداشته باشد. وقتی ما مسائل را به این اندازه تقلیل میدهیم این نشان بیماری است که در جامعه ما گسترش پیدا کرده است. همه باید نگران باشیم.
موسوی گفت: یک همایش دوسالانه کاریکاتور گذاشتیم و بیش از صد نفر از بهترین کاریکاتوریستها اعلام کردند که ما در این دوسالانه شرکت نمیکنیم. این اتفاق بزرگی است. ما اگر این را علامت بگیریم، مشکلات را حل میکنیم. علامتها همیشه در کلان جامعه نیست. اگر در بخشی از جامعه آنها را ببینیم، میتوانیم به حل مشکلات برسیم. اینکه بیشتر اهالی سینما، نویسندهها، نقاشها و ... در حاشیه قرار میگیرند، علامت خطر برای کشور است.
ما دچار کرختی جذاموار شدهایم
موسوی در ادامه در توصیف اوضاع امروز به این نکته اشاره کرد که ما دچار کرختی جذاموار شدهایم و در همین خصوص خاطر نشان کرد: ما دچار کرختی جذاموار شدهایم. یک یخشهایی از بدنه انقلاب جدا میشود و متوجه نمیشویم. این وضعیتی است که ما الان متاسفانه داریم و نگرانی امام در منشور برادری توجه به این قضیه است که حساسیت ها را در اوج خودش در میان نیروهای مسوول حفظ کنند.
وی ادامه داد: در اوایل سال 58 چند نفر از هند آمدند و خواهان حضور گروهی در آن جا جهت معرفی انقلاب اسلامی شدند. بنده از طرف شهید بهشتی مامور شدم که پس انتخاب چند نفر به هند رفتیم. یک روز که روی پلههای مسجد جامع دهلی نشسته بودیم دیدم کنار من یک جذامی نشسته است که قسمتی از انگشتان و پاهایش افتاده است. از یک دوست هندی پرسیدم که چرا اینجوری شده؟ گفت، بدن این فرد کرخت است. وقتی تکه تکه میافتد شخص متوجه نمیشود. ما دچار کرختی اساسی جذاموار شدهایم. وقتی میبینیم افرادی که برای نظام دل میسوزانند و چیزی از نظام نمیخواهند و حرفشان هم بازگشت به قانون اساسی و اصول است و ما راحت آنها را مورد هتاکی قرار میدهیم و حتی مثلا به آقای کروبی حمله فیزیکی میکنیم، باید بدانیم که یک کرختی اساسی پیدا کردهایم.
به نفع کشور است که بر سر قانون اساسی اجماع کنیمموسوی در پایان این گفتوگو تاکید کرد: آنچه من مطرح میکنم از نظر سیاسی به عنوان یک فرد کوچک که مختصر آشنایی با وضع کشور دارم این است، به نفع کشور ما است که بر سر یک امر مهم و بنیادی به نام قانون اساسی اجماع کنیم. ممکن است بنده و شما عقاید متنوع و مختلفی داشته باشیم ولی لازم است که بر همین قانون اجماع کنیم و مشکلات را حل کنیم، از این تفرق بیرون آییم و اصلاحات خوبی را در کشور انجام دهیم. من این را بهترین مساله برای اجماع میدانم. خود قانون اساسی هم وحی نیست و اگر لازم باشد میتواند اصول آن مورد تجدیدنظر قرار گیرد، همانطور که در سال 68 اینچنین شد. ما اگر این اجماع را داشته باشیم، در فضایی که حضرت امام در این منشور میفرمایند، قضیه بهگونهای خواهد بود که باز هم مردم مدافع ارزشهای اسلامی خواهند بود. اگر مشکلات حل شود مردم دنبال حاکمان میآیند، ولی اگر ببینند که آنها را بدبختتر میکنند، فشار بیشتر میکنند، مشکلات را زیاد میکنند. به نظر من اصلا نمیشود روی آن حساب کرد.
وی ادامه داد: اینکه به مردم بگوییم بهرغم همه بدیها، ضعفها و فسادها پشت حاکمیت بایستید، جوانمردانه نیست. نظام باید مشکلات همه مردم را حل کند یا اینکه در جاهایی که نمیتواند کاری بکند، مردم را قانع سازد. از تکنولوژی هستهای تا سیاستهای اقتصادی و کارآمدی. مردم از این نظام انتظار دارند.
موسوی همچنین هشدار داد: مردمی که در انقلاب به صحنه آمدند یقینا برای این تحمل این همه مشکل نیامدند. آنها آمده بودند تا به رفاه و آزادی برسند. اگر درست عمل نکنیم این فضا از دست میرود، نه اینکه ما میخواهیم از دست برود، خودش میرود. حکومت باید مشکلات مردم را حل کند. مثل دفاع مقدس که اگر مردم نبودند دشمنان میآمدند کشور را میگرفتند. آنها که دیگر چرتکه نمیانداختد که اینها مسلمان هستند و باید مراعات کنیم. مشکلات کشور همچنین شکلی دارد. اگر دولت در مسائل مختلف کارآمد نباشد مردم برنمیتابند و اعتراض میکنند. عدم کارآمدی به طور قطع به سلب مشروعیت نظام ختم میشود.
لینک خبر : سایت تابناک
امروز پنجشنبه است.
صبح که می آمدم، شمار متکدیان در مترو و ایستگاه خطوط اتوبوس های بی آر تی و بخصوص بالای پله برقی قابل توجه بود.
عصر و غروب که به خانه برمیگردیم، شمار زنان خیابانی که بر سر چهار راه ها و کنار اتوبان هستند، قابل توجه خواهد بود.
امروز از سایت جهان میخواندم که اکثر دوستی های پسر و دختری در تهران به روابط ناخواسته و یا خواسته منجر میشود.
به نظر میرسد بر خلاف فضای گل و بلبل رسمی، در اندرون جامعه ما خبرهای دیگری هست و فقر و فساد خانواده ها و جوانان ایرانی را نشانه گرفته است.
فقر و فساد پنهان
لینک ١
لینک ٢
خبر آنلاین ـ میرحسین موسوی مذاکرات هستهای ایران با کشورهای پنج بعلاوه یک در ژنو را "حیرت انگیز "خواند.
رادیو فردا مدعی شد:
آقای موسوی در دیدار با مهدی کروبی گفته است اگر قول و قرارهایی که در ژنو داده شده، اجرا شود، زحمات هزاران دانشمند در کشور بر باد میرود و اگر اجرا نشود زمینه اجماعی را برای تحریم گسترده علیه ایران فراهم خواهد کرد.
میر حسین موسوی افزوده: اینها نتیجه ماجراجویی و عبور از اصول و منافع ملی در سیاست خارجی است.
آقای موسوی چنین سیاستی را "کرنش در مقابل آمریکا" توصیف کرده است.
بر پایه گزارشها، هیات نمایندگی جمهوری اسلامی در مذاکرات ژنو که یک ماه پیش انجام شد، با پیشنهاد کشورهای پنج بعلاوه یک در اصول موافقت کرد تا بخش عمده اورانیوم غنی شده با غلظت پائین در ایران را به روسیه بفرستد تا پیشتر غنی شده و سپس در فرانسه به میلههای سوخت تبدیل و به ایران بازگردانده شود.
منبع خبر :
سرویس اقتصادی «تابناک» ـ امروز بسیاری از روزنامهها و خبرگزاریهای کشورمان در خبری آوردند که مؤسسه مطالعاتی «لگاتوم» با معرفی شاخص جدیدی به نام «رونق»، رتبه ایران در میان 104 کشور در این شاخص را 94 اعلام کرده است.
بر پایه این گزارش، مؤسسه «لگاتوم»، شاخص جدیدی را با نام شاخص «رونق» برای مقایسه کشورهای جهان ارائه کرده است. این شاخص دربرگیرنده مفهوم کلی رونق به معنای برخورداری از ثروت مادی و کیفیت زندگی و در واقع، حاصل ترکیب میزان رونق اقتصادی و کامیابی اجتماعی در هر کشور است و بر پایه 9 فاکتور تهیه شده که عبارتند از: رشد و بنیانهای اقتصاد کلان، کارآفرینی و ابتکار، نهادهای دمکراتیک، آموزش، بهداشت، امنیت و ایمنی، نحوه اداره حکومت، آزادی فردی، و سرمایه اجتماعی.
در گزارش سال 2009، 104 کشور از نظر شاخص رونق، بررسی شدهاند که فنلاند در رأس این ردهبندی و زیمبابوه در پایان قرار گرفتهاند. ایران نیز در این رده بندی جایگاه 94 ـ یعنی ده کشور مانده به رتبه آخر ـ را از آن خود کرده داده است. رتبه ایران در 9 فاکتوری که مبنای تهیه این شاخص بوده نیز عبارت است از: رشد و بنیانهای اقتصاد کلان 79 ، کارآفرینی و ابتکار 69، نهادهای دمکراتیک 93، آموزش 59، بهداشت 70، امنیت و ایمنی 88، نحوه اداره دولت 102، آزادی فردی 101 و سرمایه اجتماعی 82.
کشورهای فنلاند، سوئیس، سوئد، دانمارک، نروژ، استرالیا، کانادا، هلند، آمریکا و نیوزیلند به ترتیب ده کشور نخست دنیا از نظر شاخص رونق هستند. کشورهای زیمبابوه، سودان، یمن، آفریقای مرکزی، کامرون، پاکستان، نیجریه، تانزانیا، الجزایر و کنیا نیز ده کشور آخر این فهرست اعلام شده اند. رتبه برخی دیگر از کشورها عبارت است از: انگلیس 12، آلمان 14، ژاپن 16، هند 45، امارات 47، کویت 52، اندونزی 61، چین 75، عربستان 81، مصر 88 و کامبوج 93.
انتشار این خبر و اعلام رتبه 94 ایران در شاخص «رونق»، بیانگر این واقعیت تلخ است که که ایران برای رسیدن به اهداف سند چشمانداز بیست ساله که مهمترین شاخصه رونق اقتصادی و سیاسی کشور به شمار میرود، روند رو به جلویی را پشت سر نمیگذارد و یا دستکم بسیار کند در راستای اهداف این سند پیش میرود.
از آنجا که چنین مؤسساتی معمولا گزارشهای خود را با تحلیل و ارزیابی گزارشهای رسمی کشورها منتشر میکنند، میتوان گفت که با لحاظ احتمال اندکی انحراف در محاسبات، این گزارش نشانگر وضعیت کنونی جامعه ما باشد.
اگر قرار باشد ایران در سال 1404 به بالاترین شاخص اقتصاد، رفاه، امنیت و دیگر موضوعات هدف قرار داده شده در سند برسد، حساسیت به چنین گزارشهایی و تجدید نظر در برخی سیاستهای اجرایی ضروری است.
جای تأسف است که برخی از کشورهای همسایه که کمتر از نیم قرن از تشکیل آنها میگذرد، در رتبههایی قرار بگیرند که بسیار بالاتر از ایران هستند و این زنگ هشداری است برای ما به شمار میرود.
منبع : تابناک دات آی آر
جسته و گریخته درباره احتمال اعدام شدن بهنود شجاعی و التماس و تلاش هنرمندان از خانواده مقتول برای گرفتن رضایت و گذشت و عفو و بخشش چیزهائیی شنیده بودم تا اینکه امروز در سایت گل آقا این مطلب را خواندم:
بچه کشی
دو تا بچه دو تا بچه روی بچه تاکید میکنم باهم دعوا میکنند یکی با چاقو یکی با شیشه به هم حمله میکنند و یکی میزنه اون یکی میمیره، میتونست برعکس باشه. دو تا بچه نمیخواستند قتل کنند میخواستند دعوا کنند دو تا بچه. بعد دو تا آدم بزرگ صبح زود قبل آفتاب میروند میایستند جلو چوبه دار بعد اون بچه که خوب حالا انقدر بزرگ شده که بشه مجازاتی که برای خفاش شب و سعید حنایی در نظر گرفته شد برایش اعمال بشه، میافته به پایشون و میگه "منو نکشین منو نکشین" همون بچه ببخشید بچه نه چون حالا دیگه بزرگ شده چند دقیقه بعد معلق تو زمین و آسمون میرقصه. دو تا آدم بزرگ میرن خونهشون شاید به خودشون میگن خون بچهشون پامال نشده شاید هم یه چیز دیگه میگن، شاید هم یه چیزی از رو دوششون برداشته شده شاید هم برنداشته شده، هیچکدوم از اینا رو نمیدونم من فقط میدونم چهار سال پیش دو تا بچه داشتیم که حالا دیگه هیچکدومشون رو نداریم.
پینوشت بیربط: گاهی فکر میکنم تنها کاری که از من برمیاد نوشتنه و از نوشتن هیچ کاری برنمیاد.
بگو اینطور نیست.
از وبلاگ درگلستانه
وقتی گل آقا اولین نشریه طنز بچه ها را با شعار شادی حق بچه هاست راه اندازی کرد خوشحال بودیم که قدمی برای شاد بودن بچه ها برداشته ایم. وقتی هزاران نوجوان تحت عنوان همکار افتخاری به نشریه بچه ها...گل آقا پیوستند خوشحال بودیم نسلی در کنارمان رشد می کند که طنز و لبخند و شادی را می شناسد. وقتی همکاران نوجوان این نشریه بزرگ شدند و اهل هنر و ادبیات شدند خوشحال بودیم که فضایی دیگر را در جامعه مان تجربه خواهیم کرد. وقتی مجله بچه ها گل آقا به علت مشکلات مالی آنقدر تحلیل رفت تا سرانجام منتشر نشد حیرت زده بودیم که چطور یک نفر هم از مسوولان فرهنگی دلش هم نسوخت و کلمه ای نگفت و تلاشی نکرد. وقتی صبح روز 19 مهرماه بهنود شجاعی را به جرم کشتن نوجوانی دیگر به دار آویختند جواب حیرتمان را گرفتیم :
بچه ها را فراموش کرده اند.
این روزها آمار زوج های خوشبخت کم است.
شاید کسی بگوید:نه اینطور نیست. من خیلی ها را می شناسم که خوشبخت هستند.
اما من می گویم میزان رضایت و خوشبختی زوج ها را از زندگی شان می توان از میزان آمار طلاق خانواده ها فهمید و این کار مشکلی نیست.
از زوجهای جوان که بگذریم، افرادی مثل آقای کلهر که مشاور فرهنگی جناب رئیس جمهور اسلامی ایران است از سال ٨۴ به هر دلیلی با زن و بچه هایش زندگی نمی کند و این ها همه یعنی اینکه اوضاع فرهنگی خیلی هم خوب نیست.
این بلا را که دختری ٢۵ ساله از خانواده اش فرار کرده و رفته به بلاد فرنگ پناهنده شده را خداوند بر سر خانواده های ایرانی نیاورد.
اما در این فضای اخبار نا امید کننده مکرر در مکرر این مطلب از وبلاگ عکاسی :منصوره معتمدی به آدرس http://mansoreh.akkasee.com/15166
غنیمت است:

وقتی به دنیا آمد دو دست نداشت و این تنها دلیلی بود که پدر و مادرش او را رها کردند و به دست پرورشگاه سپردند.تا 5 سالگی نامی نداشت و او که فقط معلول جسمی بود در پرورشگاهی در کرمانشاه ، بین کودکان عقب مانده ذهنی پرورش یافت. تا اینکه جوانی 19 ساله بود که به آسایشگاه کهریزک تهران منتقل شد.

فاطمه نیز وقتی نوزاد بود دچار ضایعه نخاعی شد و در اثر عمل جراحی ، برای همیشه فلج ماند . تا سن 18 سالگی با پدر و مادرش زندگی میکرد اما بعد از آن احساس کرد اگر به کهریزک بیاید خانواده اش راحت تر زندگی می کنند.

بعد از چند سال زندگی در آسایشگاه ، احمد و فاطمه تصمیم به ازدواج گرفتند اما با مخالفت های آسایشگاه روبرو شدند . این بود که با ترفندی جالب و با اصرار زیاد ، بالاخره با هم ازدواج کرده و در یکی از خانه های زوج های معلول در آسایشگاه ساکن شدند.

احمد و فاطمه با وجود معلولیت جسمی شان تمام کارهای شخصی شان را خودشان انجام میدهند.

احمد و فاطمه در منزل.

احمد در حال مسواک زدن با کمک پایش.

قبل از بیرون آمدن از خانه ، احمد از فاطمه می خواهد به او ادکلن بزند.

احمد و فاطمه هر روز مسیر خانه تا کارگاه موسیقی را با هم طی می کنند.

احمد و دوستش مرتضی در حال نواختن موسیقی.

تقسیم کار در منزل احمد و فاطمه.

و بالاخره صرف ناهار و املت خوشمزه ای که فاطمه خانم پخته بود ...

و این بود از یک روز از زندگی عاشقانه احمد و فاطمه ...
و اینجا در این عکس هم احمد داشت ترانه دل دیوانه را برای فاطمه می خواند و او نیز گاهی زمزمه میکرد.
پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام . دل دیوانه
با غم دیرینه ام
به مزار سینه ام
بخواب آرام . دل دیوانه
فارس: رئیس اتحادیه چایکاران کشور خبر از تعطیلی بیش از 50 درصد کارخانههای چای شمال به دلیل واردات داد.
ایرج هوسمی در مورد اثر واردات بیرویه چای خارجی بر صنعت و کشاورزی چای ایران گفت: از 172 کارخانه چای سازی در شمال کشور در بیشترین زمان بهرهبرداری ، کمتر از 50 درصد کارخانهها راهاندازی شد و بقیه تعطیل هستند.
وی افزود: در دور اول چیدن برگ سبز چای 102 کارخانه باز بود و در حال حاضر بین 60 تا 70 کارخانه چایسازی فعالیت دارند.
هوسمی دلیل اصلی تعطیل بودن کارخانهها را در انبار ماندن چای از سالهای قبل دانست و گفت: علت مشکلات صنعت چای به دلیل واردات بیرویه چای خارجی اسانسزده و دارای عطر و طعم و رنگ شیمیایی است که باعث تغییر ذائقه مردم و رویگردانی از مصرف چای داخلی شده است.
رئیس اتحادیه چایکاران کشور گفت: یک هکتار باغ چای در طول دوره بهرهبرداری بین 125 تا 130 کارگر جذب میکند که 30 هزار هکتار باغ چای در کشور وجود دارد و بیش از 5 میلیون نفر کارگر روز در شرایط کنونی در آنها مشغول به کار هستند.
* ارتزاق 5 میلیون نفر از صنعت چای
هوسمی افزود: بهرهبرداری از چای شمال ظرف 6 ماه انجام میشود که حدود 5 میلیون نفر در حلقههای برداشت برگ سبز در باغ و چایسازی در کارخانهها مشغول فعالیت هستند.
وی افزود: دولت باید از صنعت چای کشور در مقابل واردات حمایت کند، زیرا این تعداد قابل توجه کارگر در صورت بیکاری از این صنعت ، جایی برای اشتغال ندارند و سرمایه هنگفتی برای به کارگیری آنها لازم است.
هوسمی بزرگترین خطر در مورد صنعت چای کشور را واردات بیرویه چای و ترک رویه سابق سازمان چای دانست و گفت: در گذشته کسری نیاز کشور با محاسبه دقیق از محل واردات چای خارجی به صورت رسمی و نیز اختلاط آن با چای داخلی تامین میشد.
وی افزود: بالاترین رقم تولید در سال 1368حدود 60 هزار تن چای خشک بود، در حالی که این رقم در حال حاضر حداکثر به 25 هزار تن رسیده، یعنی بیش از 50 درصد کاهش پیدا کرده که همه این کاهش از محل واردات غیر مجاز و غیر قانونی چای خشک انجام شده است.
رئیس اتحادیه چایکاران افزود: سازمانهای استاندارد و بهداشت وظیفه نظارتی خود در مورد چای وارداتی را انجام ندادند و اگر این کار انجام میشد، نباید بازار کشور جولانگاه انواع چای اسانسدار و عطری شیمیایی خارجی میشد، در حالی که چای طبیعی کشور در انبارها خاک بخورد.
* اختلاط چاره چای
هوسمی افزود: طبق برنامه سازمان سابق چای، در گذشته برای مردم شمال 25 درصد چای خارجی و 75 درصد چای داخلی و برای سایر استانها مانند خراسان،آذربایجان، یزد و سایر استانها 70 درصد چای خارجی و 30 درصد چای داخلی را مخلوط میکردند و هم چای ایران مصرف میشد و هم کسری نیاز با واردات رسمی تامین میشد.
وی افزود: سازمان گذشته چای خلاق بود و در صادرات و واردات نیز فعالیت میکرد و همه بودجه سازمان چای و حقوق کارکنان، لوازم و ساختمان از محل بازرگانی چای تامین میشد و ریالی از بودجه عمومی دریافت نمیکرد.
*دشمن صنعت چای را بیابید
رئیس اتحادیه چایکاران تصریح کرد: نمیدانم چه کسی در مورد صنعت چای دشمنی روا داشت و سازمان سابق چای منحل شد و اکنون که سازمان جدید چای به صورت نمادین احیا میشود، تا فعالیت آن و استقرار این سازمان نسل دیگری از باغهای چای از بین میرود.
هوسمی افزود: حرکات این سازمان بسیار کند است و راهکارهایی از محل برگزاری جلسات هنوز به دست نیامده تا آینده سازمان چای مشخص شود.
رئیس اتحادیه چایکاران افزود: مسئولان از 3 سال پیش بحث وارد کردن چای ایرانی در سبد مصرف خانوار را مطرح کردند، اما در حد حرف باقی ماند و هنوز یک کیلوگرم چای ایرانی نیز در سبد خانوار وارد نشده است.
هوسمی در پاسخ به این پرسش که چرا کشاورزان چایکار نسبت به معرفی و بازاررسانی محصول خود به مردم کشور اقدام نمیکنند، گفت: کشاورزان با مشکلات پیش آمده فقیر شدند و بدون کمک دولت حتی با همکاری کارخانههای چای امکان مقابله با واردات غیر قانونی چای را ندارند ، زیرا دلالان وارد کننده، محصول چای ایرانی نزد مردم بدنام کردهاند.
* چای زینتبخش عزا و عروسی ایرانی
وی افزود: در حالی که باغ چای و محصول ایرانی دست پرورده طبیعت است که هیچ یک از مضرات مواد شیمیایی در آن یافت نمیشود و مصرف چای ایرانی باعث آرامش اعصاب و رفع خستگی میشود، به گونهای که در فرهنگ ایرانی در مراسم عروسی و عزا و مهمانیها با چای از مردم پذیرایی میشود.
هوسمی افزود: متاسفانه محصولی که در فرهنگ ایرانیها رسوخ پیدا کرده بود بر اثر واردات بیرویه چای خارجی و تغییرات مسیر آنها روانه انبار شد.
هوسمی تاکید کرد:سازمان چای و یا کشاورزان به تنهایی نمیتوانند محصول چای ایرانی را به مردم معرفی کنند. همچنین کشاورز با کمبود درآمد قادر به تهیه برگ سبز مرغوب چای و ارائه به کارخانه نیست در نتیجه محصول کیفی تولید نمیشود.
رئیس اتحادیه چایکاران خواستار نظارت موثر سازمان چای بر کیفیت تولید چای داخلی و احیای باغهای چای و حمایت از کشاورزان داخل دانست.
بعضی وقت ها آدم فکر میکند خدا را حتما" باید در فلان هیئت بخواند.
شب قدر را باید حتما مجلس فلانی باشد.
البته امسال که قربانش بشوم هر چی روضه خوان معروف بود منع شده بودند.
سالیان سال مراسم معنوی شب قدر توسط حاج آقا ناطق نوری ادام الله توفیقاته در حرم حضرت امام برگزار میشد که امسال در پی ماجراهای جناب دحتر احمدی نژاد در مناظره معروف به نیت ریاست جمهوری، آقای ناطق منع شده اند و جلوی این کار گرفته شده است.
خلاصه اینکه یک عده آدمای بی نام ونشان امسال حجوم آورده بودند و بلندگوها را در شب احیاءبدست گرفته بودند تا خدای ناکرده عناصر بیگانگان و دنباله های داخلی مستکبران کسی حرفی نزد که اسلام و جمهوری اسلامی به خطر بیافتند.
خدا کند هم هیچگاه هم اسلام و جمهوری اسلامی بخطر نیافتد.
اصلا" جان ما فدای اسلام و جمهوری اسلامی.
عرض شود که،
امسال شب قدر اول را در شیراز بودم. خدا در شیراز هم بود. در کنار من هم بود.
شب قدر دوم را هم در بوشهر بودم. خدا در بوشهر هم بود. نزدیک من هم بود.
شب قدر سوم را هم در نزدیکی ساحل بوشهر بودم. خدا در آنجا هم بود. در نزدیکی من هم بود.
خلاصه اینکه،
خدا در همه جا هست.
شب قدر را در همه جا می توان بود.
مهم این است که از این شب ها و روزها، توشه ای برداریم برای فردای سخت و سنگین خود.
بویژه در این فضای سنگین سیاسی، خدا به داد همه ما برسد و هم ما را به راه راست و راه راستی و راه رسات قامتان هدایت فرماید.
دیشب برای مراسم افطاری به مسجد دانشگاه شریف رفته بودم.
دو نفر از دوستان زحمت افطاری را کشیده بودند و بسیاری از بچه های قدیمی دانشگاه هم آمده بودند.
مسعود نوری را پس از حدود 10 سال دیدم.
در بین راه و بر سر حبیب اللهی، تبلیغ برنج طوبی، کولاک میکرد.

کمی هم قبل تر، برنج محسن تبلیغ کرده بود.
توی تلویزیون هم که در این بحران رکود بی سابقه کسب و کار و فعالیت اقتصادی،بعد از تبلیغ پفک نمکی معمولا یکی در میان برنج های محسن و طوبی تبلیغ میکنند.

همه دست اندر کاران و صاحبان قدرت و مدیران امور دست در دست هم داده اند تا سفره ایرانی پر شود از برنج های چینی و تایلندی و هندی و پاکستانی و جیب های تاجران ایرانی که فقط از تجارت واردات بی رویه را می فهمند پر شود از پولی که در آن خون دل کشاورزان گیلانی و مازندرانی موج میزند و بالاخره به مدد این همه هماهنگی و مدیریت و به فکر مردم بودن،برنج کشاورزان چینی و تایلندی و هندی و پاکستانی و... به زمین نماند و صنعت کشاورزی آنها پر رونق باشد.
در این میان،
برنج گیلانی و برنج مازندرانی در دستان کشاورزان می ماند و جیبشان تهی تر میشود و دستشان محتاج تر.

با این وضع،
روزی را پیش بینی میکنم که کشت برنج در شمال کشور به مدد این نوع مدیریت،کاملا از بین برود و نابود شود.
همانند کشت توتون
همانند پرورش کرم ابریشم.

امروز تشکیلات دخانیات ایران فقط کارش شده است واردات و توزیع سیگار در حالی که در زمانی نه چندان دور، کشاورزان بسیاری کل کار و کشاورزی شان توتون بود.
توی همین شمال و توی همین گیلان و توی همین شهر صومعه سرا و اطراف.
و بسیاری از مردم، تکان عمده مالی زندگی شان ناشی از پرورش کرم ابریشم بود.
توی همین شمال و توی همین گیلان و توی همین شهر صومعه سرا شهر ابریشم و اطراف آن.

در وقایع بعد از انتخابات بسیاری ها همه چیز را به افرادی خارج از نظام که قصد انقلاب مخملی داشته اند نسبت میدهند و کمتر کسی است که بگوید بعضی ها هم اشتباه کرده ان: سهوا یا تعمدا"
این هم اعتراف سایت الف به بعضی چیزها :
عملکرد شخص رییس جمهور محترم را بعد از 22 خرداد را مرور میکنیم:
1. سخنرانی جنجالی در 24 خرداد و تحریک طرفداران نامزدهای مغلوب که در اردوکشیهای خیابانی طرفداران آقای موسوی و حوادث تلخ بعدی نقش موثری داشت.
2. انتصاب حیرتانگیز آقای رحیم مشایی به سمت معاون اولی ریاست جمهوری و مقاوت حیرتانگیزتر در برابر نامه رهبری برای عزل وی و بعد هم انتصاب وی به سمت حساس (ریاست دفتر رییسجمهور)
3. منحل کردن معاونت اجرایی رییس جمهور و افزایش اختیارات رییس دفتر
4. عزل شتابزده برخی از وزرای معترض به انتصاب آقای مشایی و اصرار بر عدم استفاده از همه آنها در دولت جدید
5. رد پیشنهادهای خیرخواهانه برای انتخابات وزرای کارآمد (حداقل از منظر نمایندگان مجلس و گروههای سیاسی) و اصرار بر گماردن افرادی برای پستهای حساس وزارتی در مبنای شاخصهایی که ظاهراً فقط آقای رییس جمهور و اطرافیانشان را قانع میکند.
رفتارهای رییس جمهور در ماههای اخیر هرکدام منشاء تنشها و اعتراضاتی شدهاند بطوری که می توان ادعا کرد آقای دکتر احمدینژاد اصولاً با رفتارهای خود عمداً یا سهواً در جامعه و فضایی سیاسی کشور تنش و جنجال تولید میکنند.
لینک مطلب
نامه توکلی به کروبی :
برادر ارجمند جناب آقای مهدی کروبی
با سلام واحترام
طی دو ماه و اندی که از انتخابات میگذرد جنابعالی بیانیهها و موضعگیریهای متعددی داشتهاید که لحن وادبیات آن با سوابق شما ناسازگار است و بیشترین نفع آن را تاکنون دشمنان امام (رحمه الله علیه) و دشمنان ملت ایران بردهاند. مطالبی که بعضا بیمحابا مطرح میکنید و چنانکه گفتهاید قصد ادامه دادن دارید، مرا بر آن داشت که به عنوان برادری که چندان بیانصافش نمیدانید مواردی را تذکر دهم که «ان الذکری تنفع المومنین».
از فردای روز رایگیری، به جای آنکه از حق قانونی خویش در اعتراض به نتایج، استفاده کنید و از مجاری قانونی و به روش قانونی، پیگیر باشید. بخشی از مردم را به خیابانها کشاندید و شد آنچه نباید میشد و چه جانها و مالها و آبروها که آسیب ندید. حالا مدتها تلاش مدبرانه از جمله تعقیب و مجازات آسیبزنندگان (از هر دو طرف و در هر مقام و لباسی) باید صورت گیرد تا شاید بخشی از آب رفته به جوی بازگردد.
تاسفبارتر آنکه در مقابله با اقدامات ناصواب که شاید برخی از آنها را باید جنایت نامید، راه نادرستی برگزیدهاید (اینجانب نیز به عنوان یک مسلمان انقلابی و نماینده مردم در مجلس در حد ضرورت از طریق رسانهها به این قبیل اقدامات غیر قابل تحمل اعتراض کردم و چندین برابر آن را به شفافترین وجه، از طریق مراجع مسوول و بدون کار تبلیغاتی دنبال کردهام) شما در این صحنه در حال فرو رفتن به چاه ویلی هستید که فقط لطف الهی و بازگشت به مبانی رفتاری گذشتهتان میتواند شما را از آن نجات بخشد.
در سخنان و نوشتههای خود تعابیر تند و گزندهای به کار میبرید که هر کدام تیری است که از چله کمان شما به سوی آبروی نظام ـ برخاسته از زحمات امام و متکی به رای مردم ـ رها میشود. لحظاتی با خدا و وجدان خود خلوت بفرمایید تا ببینید آب به آسیاب چه کسانی میریزید. من نه میخواهم و نه شاید بتوانم بر سر اینکه گفتهاید به قصد قربت و برای دفاع از نظام و امام(ره) چنین میکنید با شما محاجَه کنم. اما نتیجه رفتار و موضعگیریهای شما در این ایام، بهترین سلاح را برای حمله به جمهوری اسلامی به دست دشمنان داده است.
وااسفاء از اینکه مهدی کروبی انقلابی و منشا خدمات ارزنده، به سمتی برود که سرکرده گروهک منافقین که دستش تا مرفق به خون هزاران مرد و زن وکودک این کشور آلوده است به تجلیل از او بپردازد و حرفهای این پیر انقلابی را به عنوان بهترین سند اباطیل خویش ارایه کند و البته گفتن این حرفها را به زعم پلید خویش، کفاره گناهان دیروز کروبی بشمارد! باید خون گریه کرد و از غصه جان داد.
آقای کروبی!
فکر نمیکنید شما با ادعای خط امام بر امام، ظلم روا داشتهاید؟ آیا امام(ره) نفرمود: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیب نرسد». بنده و شما در قبال مردم و رهبری مسوولیم و یک وجه این مسوولیت نیز اعتراض موثر به کژتابیهای درون حکومت است ولی اعلان ختم جمهوریت وظیفه دیگری است. با این تصور که نظام در حال نابودی است، نمیتوانیم به روشهای نظام برکن، جمهوری اسلامی را از انحراف به راه صحیح برگردانیم.
جنابعالی در قضایای آقای منتظری به حق در صف اول موضعگیری علیه سیاهنماییهای صورت گرفته علیه نظام اسلامی، پشت سر امام قرار داشتید. اکنون چه شده است که به همان بلیه گرفتار آمده اید؟ و ناخواسته هیزم به تنور دشمنان زخم خورده امام و امت میافکنید؟ به راستی حدس میزنید که اگر امام امروز در قید حیات بود، با شما چگونه برخورد میکرد؟
جناب آقای کروبی!
میدانید که در این نقد خیرخواهانه در صدد تنزیه تندرویهای ناصواب مقابل یا نادیده گرفتن جرایم واقع شده نیستم ولی عرض میکنم نقش خویش را در این حوادث با چشم خیرخواهانه بیطرف هم ببینید. اینجانب و بسیاری از دلسوزان اسلام، مردم، انقلاب و ایران، امیدواریم شما در رویکرد امروزتان که بر خلاف مبانی و رویکرد دیروزتان است، تجدید نظر بفرمایید بدون آنکه در استیفای حقوق مردم لحظهای سستی به خرج دهید، مشروط بر آنکه روشی برگزینید که اولاً به استیفای حق کمک کند و ثانیاً دشمنان همین مردم، فرصت بهرهگیری نیابند و نقشههایشان در شکست وحدت ملی نقش برآب شود، نه آنکه خدای ناخواسته به مثل «یکی بر سر شاخه بن میبرید» مصداق یابد.
به امید وحدت و پیروزی مردم ایران اسلامی
احمد توکلی
منبع
**************************************************
نامه کروبی به توکلی:
برادر ارجمند جناب آقای دکتر احمد توکلی
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه مبارک رمضان
از سر لطف و محبت اقدام به نوشتن نامه ای بعنوان اینجانب فرموده اید که آنرا در روزنامه خواندم. در این مرقومه هم نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی و هم نسبت به ارادتمند، اظهار دلسوزی شده که جای تقدیر و تشکر است.
بر اساس دلسوزی نامه ای مبنی بر آنکه چنانچه تخلفی از سوی مامورین انجام شده است بررسی و در صورت صحت موضوع با قاطعیت برخورد گردد تا مبادا بار دیگر نظام همچون قضایای تلخ مرحومه زهرا کاظمی و مرحومه زهرا بنی یعقوب هزینه های گزاف پرداخته و آب در آسیاب دشمن ریخته شود که متاسفانه اینگونه در حق بنده اجحاف گردیده و این بلوای بازار مسگری را راه انداخته و به زعم خویش آنرا دفاع از نظام می پندارند که حقیر از فهم آن عاجزم.
علیهذا نه بعنوان پاسخگویی و نه از سر گلایه و اعتراض به بعضی داوریها که هم شما و هم جایگاه و هم شرایط شما را درک می کنم و هم این روزها چنان آماج حملات تند و بی حساب و کتابی هستم که در مواردی سیبل تمرین تیراندازان ناشی و افراد تازه کاری که رزم آزمایشی را تجربه می کنند نیز شده ام و افرادی که شمشیر و نیزه ندارند با سنگ و کلوخ در هوس جایزه و پاداش و به نیت رسیدن به کلاهی از این نمد، از لطف و مرحمت دریغ ندارند که به حمد الهی هیچکدام از این حرکتها کوچکترین خللی را در عزم قاطع بنده در دفاع و صیانت از نظام و انقلاب و راه امام بزرگوار نخواهد داشت، ولیکن فرصت را مغتنم دانسته، جهت تنویر ذهن شریف و استحضار ملت قهرمان و شریف ایران نکاتی را یادآور می شوم:
1. اینکه از سر دلسوزی مرا از سقوط در چاه ویل بر حذر داشته اید، گذشته از اداء تکلیفی سیاسی و اجتماعی و در فرصتی فراهم شده برای اعلام موضع شفقی در حق یک برادر دینی است اما در کنار ضرورت هر دو هدف یاد شده از امثال بنده و جنابعالی انتظار است در دفاع و دلسوزی از نظام و حقوق مردم که مصالح و منافع آنان مقدم بر حفظ و آسایش و عافیت طلبی افراد است به شفاف سازی و تعریف تمام ابعاد و علل و عواملی که سبب حفر و ایجاد این چاه ویل شده و راهکارههای عینی و عملی و واقع بینانه ای که باید به تخریب یا پلمپ این چاه ویل بکار گرفته شود بپردازیم. لذا بنظر می رسد باید همه عقلاء و اندیشمندان در حل این بحران یا معضل و یا فتنه بزرگ به گونه ای بگویند و بنویسند و رفتار کنند که قبل از آنکه دیر شود، نظام و مردم را از این چاه ویل نجات دهند.
2. از فردی فاضل مثل جنابعالی خصوصا" در ساحت نماینده مجلس و رئیس مرکز مهم و تاثیر گذار پژوهش های مجلس، یک بعدی نگری و یکجانبه داوری نمودن زیبنده نیست نه در بخش عتاب و خطاب به اینجانب و یادآوری نکاتی در خصوص بعضی نوشته و اظهار نظرهایم و غفلت از علل و عوامل اصلی این فضای ایجاد شده و آتش سنگین توپخانه صدها شخصیت حقیقی و حقوقی و دهها نهاد و تریبون که کشور را به فضای جولان و نمایش قدرت تبدیل نموده اند و نه در آن بخش که گفتن و نوشتن را خلاف مصلحت نظام تشخیص داده و به آن بپردازید ولی خطر سکوت و عافیت طلبی و در مواردی به زعم خویش مصلحت اندیشی یا به عبارتی دست بر کلاه خویش نهادن برای نظام را نادیده بگیرید! مگر جنابعالی هم از افرادی هستید که اعتقاد دارند باید تابلو دعوت به سکوت بیمارستانها را در جای جای نظام نصب نمایند! در حالیکه در عمل از شما غیر از اینرا دیده ایم، خصوصا" نامه ای که اخیرا" در ارتباط با اوضاع اقتصادی نوشته اید که محافل اقتصادی دنیا چنان به آن پرداختند که قاعدتا" باید همسایگی ما در چاه ویل را بپذیرید.
3. حرمت شکنی ها و حملات شدید برخی از شخصیت های حقوقی و حقیقی و دهها نهاد دولتی و تریبونهای نماز جمعه به فرزندان امام و انقلاب و دلسوزان نظام در سطوح مختلف بخصوص از ناحیه برخی جراید که متعلق به بیت المال بوده و مسوولیت سنگین خویش را با اطمینان خاطر از آنکه هیچ کس را یارای تعرض و بازخواست از آنان نیست، در بی آبرو ساختن، تهمت و افترا زدن و خراب نمودن چهره های خدوم نظام اعم از زن و مرد، روحانی و غیر روحانی، استاد و دانشجو دانسته و کسی را از گزند و سمپاشی های کریه آن امانی نیست.
آیا این وضعیت تاسف بار را نمی بینید ؟! چگونه است که از کنار این مسائل تلخ براحتی عبور می کنید؟!
4. همانطوری که اشاره نمودید ما نیز از ابتدا تمامی سعی و تلاشمان را مصروف داشتیم که مطالب بحق و قانونی خویش را از مجاری قانونی به نتایج انتخابات پیگیر باشیم ولی طبیعی است اتفاقات نادری که در روزهای قبل از انتخابات خصوصا ً روز رای گیری رخ داد: چگونگی چینش ناظرین و بازرسین، شمارش آرا و اعلام نتایج انتخابات در زمانیکه هنوز ساعت اخذ رای پایان نیافته از سوی سایت های حامی دولت و از همه مهمتر داوری شورای نگهبان که می بایستی اصل بی طرفی را رعایت می نمود، بی محابا و بدون پرده پوشی از یک کاندیدا حمایت های همه جانبه نمود و قبل از خاتمه بازی سعی و تلاش وافر می نمود تا تیم مقابل را به هر شکل ممکن برنده مسابقه قرار دهد!، فعال بودن اکثریت بدنه ی دولت در جای جای انتخابات و به نفع یک کاندیدا، تلاش همه جانبه ما برای بررسی شکایات و بازشماری آرا بصورت صحیح و سایر پیشنهادات همه و همه در مقاومتی آهنین و محکمی روبرو بود که در جهت سد خواسته های بحق رقبا خود نمائی میکرد، انصاف خواهید داد مردم خودشان جهت احقاق حقوقی که احساس میکردند از دست رفته و مرجعی را جهت طرح شکایات خویش نمی یافتند با مدنی ترین شکل و مسالمت آمیز ترین شیوه به خیابانها آمدند و تنها یک سوال داشتند (( رای ما چه شد )) و این ما بودیم که به خیل دریای بیکران مردم پیوستیم و مانند سی سال گذشته مردم طلایه دار و پیشگام و جلوتر از تمامی مسئولین و در کلیه پیشامد ها جلودار بودند.
حال سوال اینجاست که آیا ما بی قانونی کردیم یا آنها که صرفا ً قانون را در جهت منویات و در خدمت مقاصد خود میپندارند؟! آیا ما به سوی آبروی نظام تیر انداختیم یا این تیر منیت اصحاب قدرت بود که با یورش ناجوانمردانه به اجتماعات آرام و مدنی مردم، آنان را مورد ضرب و شتم، دستگیری و زندانی، رها کردن در بیابان ها و شکنجه و قتل قرار داد .
5. فرموده اید اگر امام امروز در قید حیات بود با شما چگونه برخورد می کرد؟
می خواهم اجازه بدهید همین سوال را من از جنابعالی داشته باشم و شما را مخاطب قرار دهم زیرا به عنوان شخصی که از جریان فکری حوادث اخیر دفاع می کنید و برای نمونه مثال هایی را هم در حوزه های مختلف مطرح کرده اید، بنظر می رسد این دفاع را باید مورد قضاوت افکار عمومی و وجدان های بیدار قرار گیرد تا مشخص گردد که چه اشخاص و گروه هایی آتش را شعله ور نموده و سلاح برای حمله به جمهوری اسلامی به دست دشمنان داده و میدهند.
الف : همگان اذعان دارند امام در دفاع جانانه و بی وقفه از جایگاه والا و مقدس مرجعیت که همواره در غیبت امام معصوم (ع) مهمترین عامل برای احیای اسلام ناب محمدی و احقاق حقوق حقه مردم می باشد، لحظه ای از مجاهدت و پایداری در این راستا دست بر نداشتند و تا آخرین لحظه عمر مدافع این اندیشه ناب بودند ولی متاسفانه سالهاست فضای سیاسی جامعه را چنان مسموم و آلوده کرده اند که حتی برخی از آن بزرگواران به جهت حفظ حرمت خویش و ترس از شکستن شیشه خانه هایشان در دفاع از حق، مجبور به سکوت گشته اند!
ب : جناب آقای توکلی آیا اصل شکل گیری این انقلاب همه به برکت مرجعیت نبوده؟! مگر نه آنکه نقش پر عظمت مرجعیت و شخص حضرت امام (ره) بعنوان یک مرجع عظیم الشان و عالیقدر به نحوی بود که در زندانهای رژیم گذشته از شما و مای زندانی مورد بازخواست های شدیدی قرار می گرفت.
ج : همانطوری که همگان اطلاع داریم امام مرجع بزرگ و با عظمتی بود ولی همین امام زمانیکه آیت الله سید حسن طاهری از سوی ایشان بعنوان نماینده عازم پاکستان می شود، امام تاکید می فرمایند در رابطه با تقلید بحث نکنید که مردم در انتخاب مراجع آزاد هستند فلذا مقلدین سایر مراجع را محترم شمارید.
د : زمانیکه من نماینده امام (ره) در حج بودم کسانی اصرار داشتند که منحصرا ً فتاوای امام در کاروانها و در ایام حج گفته و اجرا شود و از فتاوای سایر علما خودداری شود که این امر مورد اعتراض معظم له واقع و برآشفته شدند و فرمودند جلوی این مسائل را بگیرید، شما به تقلید مردم چه کار دارید و فتاوای علما همگی گفته و اجرا شود.
و یا در همان زمان برادر عزیزی که مشهور هم بود مقلد حضرت آیت الله العظمی خوانساری هستند و در بعثه هم حضور داشتند و مسوولیت سنگینی هم داشتند و در حالیکه مناسک مرحوم حضرت آیت الله العظمی خوانساری را در دست داشته و بدان عمل می نمودند ولی هیچ کس حق نداشت و جرات نمیکرد در خصوص مرجع تقلید ایشان مطلبی را بیان نماید.
ز : از موارد دیگر استقلال حوزه های علمیه و اداره آن توسط بزرگان حوزه است که امام (ره) بسیار حساس بودند.آیا در حال حاضر نیز به اتفاقاتی که قبلا" مکرر رخ داده و امروز نیز ادامه یافته که حتی در نماز جمعه مورد عتاب آیت ا... امینی نیز قرار گرفته، گلایه مند بوده و اعتراض خویش را همانند سایر بزرگواران علنی نموده اند.
6. جناب آقای توکلی من و شما از سال 59 وارد مجلس شدیم و سه دوره انتخابات مجلس در زمان حیات امام انجام گردید، نظارت شورای نگهبان بر این انتخابات و در زمان حیات ایشان چگونه بود؟ چه شده است که اکنون حاکمیت شورای نگهبان به شکلی مبدل گردیده که نظارت آنان عامل استقرار یک جریان فکری و حذف جریان فکری رقیب و به واقع دخالت صریح در اجرا گردیده است و متاسفانه نظام را از خدمات اجرائی افراد مومن، انقلابی و خدوم به نظام مقدس جمهوری اسلامی محروم نموده است.
لازم است به عنوان نمونه 3 نفر از مشاهیر را که برای اولین بار در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت گردیده اند را ذکر نموده و این سوال را مطرح سازم که آیا پاداش سالها خدمات ارزنده آنان بدینگونه بوده است؟! آیا شیوه امام (ره) در حفظ نیروهای خدوم و مسوولین دلسوز بدینگونه بود؟! با کمال تاسف عرض نمایم که کار بجایی رسیده که سرنخ جریانات اصولا ً از دست عزیزان شورای نگهبان خارج شده و این کارشناسان هستند که تعیین تکلیف می نماید.
الف: آقای دکتر عباسی فرد با سوابق 8 سال نمایندگی مجلس، قریب 12 سال حقوقدان شورای نگهبان، 10 سال خدمت در قوه قضائیه بعنوان معاون و رئیس دیوان عدالت اداری در زمان آیت ا.. یزدی، یک دوره حضور در مجلس خبرگان رهبری، به چه جرم و گناهی رد صلاحیت می شود؟!
ب: آقای دکتر سید رضا نوروززاده که 5 دوره متوالی و به مدت 20 سال نمایندگی مجلس را در کارنامه خویش دارد و نمونه انسان خدمتگزار و با صلاحیت، تحصیل کرده، متخصص و با سوابق درخشان می باشد، به چه گناهی برای مجلس هشتم رد صلاحیت می شود؟!
ج: آقای مهندس مرتضی الویری که سابقه مبارزه در زمان طاغوت، نمایندگی مجلس، شهردار تهران، معاون برنامه و بودجه و سفیر ایران در اسپانیا را دارد، به چه دلیل عقلی و شرعی رد صلاحیت می شود؟! جالب آنکه زمانیکه وی با بعضی از فقها و حقوقدانان محترم روبرو می شود و علت رد صلاحیت خویش را جویا می شود با کمال تعجب می پرسند مگر شما کاندیدا بودید برای مجلس هشتم؟!
آیا مجلسی که بفرموده امام می بایست در راس امور باشد و به مرکز همه ی قدرتها تبدیل گردد و مدرس ها در آن پرورش یابند، با ادامه چنین رویه ی ناصوابی امکان پذیر است؟!
یادمان نرفته که حضرت امام حتی در مورد مبحث ریاست جمهوری می فرمودند که بروید و مجلس را قوی تر نمائید. تشکیل چنین مجلسی در سایه ی رهنمودهای آن پیر فرزانه می توانست نقش نظارتی و تائید دولتها را بدون کوچکترین تحقیری به منصه ی ظهور رساند.
آیا اکنون و با وجود فشارهای سیاسی وارده، مجلس می تواند همان نقش واقعی خویش را که امام دنبال می کرد را ایفاء نماید؟!
7. مبارزه با خرافات و حاکمیت ارتجاع و چهره هایی که اصولا" امام (ره) ورود آنان را به منهاد های انقلابی منع فرموده بودند و کارهایی که موجب وهن نظام مقدس جمهوری اسلامی و توسط افراد خودسر انجام می شد و امام تاکید داشتند که از اعمال آنان جلوگیری و با مرتکبین به شدت برخورد و مسببین مورد محاکمه قرار گیرند و اتفاقاتی که در خیابانها و در تماس با اینجانب و هیات حقیقت یاب مجلس به آنها اشاره شد و مسائل اخیر همه و همه موجبات نشان دادن چهره غیر واقعی از اسلام و انقلاب و امام (ره) گردید و انصاف خواهید داد که عملکرد چه اشخاص و گروه هایی به مسوولیت خویش در قبال مردم و رهبری عمل نموده اند و سایر نمونه هایی که در این مقال، فرصت پرداختن به آنها میسر نمی باشد سوالی است که می بایست سناریو نویسان کودتای انتخاباتی و آمرین و مباشران و مجریان حوادث پس از انتخابات بدان پاسخ دهند که اگر امام امروز در قید حیات بود با آنان چگونه برخورد می کرد.
8. اما در راس نگارش نامه سرکرده منافقین (مسعود رجوی)
جناب آقای توکلی ما که به اتفاق در زندان بودیم و منافقین را می شناسیم، نوشتن نامه توسط او چه ارتباطی به من دارد؟! مگر شما اطلاع ندارید که من از داخل زندان با آنها درگیر و مشکل داشتم. خدا وکیلی واژه وااسفا و خون گریه کردن و از غصه جان دادن زیبنده مسببین و موثرین در جنایاتی که بعد از حوادث انتخابات روی داد، نمی باشد؟!
حال سوال نهایی این است، روشهای من نظام برکن، اعلام ختم جمهوریت نظام، تجلیل سرکرده منافقین، ظلم به امام و عدم حمایت از ولایت فقیه است؟! و بر سر شاخه نشستن و بن می برم یا کسانی که اعتراضات هوشمندانه و تظاهرات آرام و چند میلیونی که همگان شاهد بودند از میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی را دربر گرفته بود و تنها سوالشان این بود که (رای من چه شد؟) را به خاک و خون کشاندند و به زندان و شکنجه و قتل و ... دچار ساختند.
وجدان بیدار افکار عمومی و آیندگان در این خصوص بهترین قضاوت را خواهند داشت.
توقع بنده از جنابعالی که از زندان رفته های رژیم گذشته هستید و همیشه و در همه حال تمایز بین گروه های سیاسی را به راستی و درستی تشخیص می دادید و گرو ههای تروریستی من جمله منافقین را به خوبی می شناسید بیش از این بوده و این سخن جنابعالی برای من بسیار گران تمام شد. مطمئنا" شما از آن جمله افرادی که شناخت ندارند و یا مغرضند و یا جهل به گروه های سیاسی و ... دارند، نیستید که اگر جز این بود هرگز شما را مخاطب خویش قرار نمی دادم.
مواضع بنده چه در قبل از انقلاب و در دوران سخت و تلخ زندان های ستم شاهی و چه بعد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی همیشه شفاف و روشن بوده است.
در پایان لازم است به حضور عرض نمایم، که براستی آقای توکلی آن مصلحتی که باید همه بخاطر آن و برای پرهیز از سقوط در چاه ویل، دین و شرف و مردانگی و دنیا و آخرت خود را فدای آن کنیم تا مصلحت حکومت و خودمان حفظ گردد، اگر جنابعالی گفتن و نوشتن را خلاف این مصالح می دانید من رسما" اعلام می کنم امروز سکوت خلاف همه آن مصالح است.
به امید حصول و یکپارچگی و وحدت آحاد جامعه و حفظ دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی این میراث ارزشمند امام و شهیدان و ایثارگران گرانقدر.
مبادا توجه به یکسری امور ما را از توجه به امور بزرگتر غافل نماید.
( حفظت شئیا" غابت عنک اشیاءٌ )
مهدی کروبی
منبع
این روزها
یک چیزهایی می شنویم
یک چیزهای دیگری می بینیم
یک چیزهای دیگری توی کیهان و رجا نیوز می خوانیم
یک چیزهای دیگری توی اعتماد ملی و روزآنلاین می خوانیم.
یک چیزهای دیگری هم توی صدا و سیما می بینیم و می شنویم.
اما این آخری را
قربانش بشوم.
خیلی اتو کشیده است.
سوابق مردان بزرگ ایران انتخاب شده توسط رئیس جمهور.
اینان مدیران ارشد وزارتخانه ها خواهند شد و نفسی که آنها بدمند از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب ساری و جاری خواهد شد.
همه خوب و بد و زیبا و زشت های سالهای آینده ما در حوزه های مختلف به همین ٢١ نفر برخواهد گشت. خدا کند مسئولیت کارهایشان را نیز قبول کنند و خدای ناکرده روزه سکوت نگیرند.
این ٢١ نفر فهرست وزرای پیشنهادی رئیس جمهور احمدی نژاد برای ٢١ وزارتخانه به مجلس است.
شرح سوابق بعضی هایشان نیم صفحه هم نمی شود. اما خدا کند کار مهم بعدی شان که وزارت است بسیار چشمگیر و مرضی خدا و خلق خدا باشد.
وزارت آموزش و پرورش: سوسن کشاورز
- دکترای فلسفه تعلیم و تربیت
- معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی
**وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات: رضا تقی پور
- کارشناس ارشد مهندسی صنایع
- مدیر صنایع امنیت مخابرات - گروه صنایع مخابرات 1375- 1369
- مدیر عامل صنایع الکترونیک شیراز 1381 - 1375
- مدیر عامل صنایع مخابرات ایران 1386 - 1381
** وزارت اطلاعات: حجت الاسلام حیدر مصلحی
- دارای تحصیلات حوزوی در مقطع خارج فقه و اصول و کارشناس ارشد الهیات
- نمایندگی حضرت امام (ره) در قرارگاه کربلا و خاتم الانبیا در دوران دفاع مقدس
- نماینده ولی فقیه در نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی مقاومت بسیج
- مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت
- نمایندگی ولی فقیه و سرپرست کنونی سازمان اوقاف و امور خیریه
** وزارت امور اقتصادی و دارایی: سید شمس الدین حسینی
- دکترای اقتصاد بخش عمومی؛ بین الملل
- دبیر کارگروه تحولات اقتصادی با حکم رئیس جمهور
- رئیس کمیسیون اقتصادی دولت
- عضو کمیسیون تخصصی شورای بورس
** وزارت امور خارجه: منوچهر متکی
- وزیر امور خارجه دولت نهم
- نماینده دوره اول و هفتم مجلس شورای اسلامی
- معاونت ارتباطات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
- سفیر جمهوری اسلامی ایران در ترکیه و ژاپن
- معاون حقوقی، کنسولی و امور مجلس وزارت امور خارجه
- معاون امور بین الملل وزارت خارجه
** وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی : مرضیه وحید دستجردی
- دارای بورد تخصصی زنان
- عضو شورای آموزش پزشکی و تخصصی وزارت بهداشت از سال 75 - 1372
- عضو شورای سیاست گذاری وزارت بهداشت از سال 75 - 1373
- عضو شورای برنامه ریزی آموزش عالی کشور از سال 78 - 1371
- نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در دوره های چهارم و پنجم
- عضو شورای عالی نظام پزشکی کشور 79 - 1375
** وزارت تعاون : محمد عباسی
- دکترای مدیریت
- وزیر تعاون در دولت نهم
- نائب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی در مجلس هفتم
- معاون برنامه ریزی و اداری مالی استانداری مازندران
- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان های مازندران و گلستان
- معاون اداره کل آموزش و پرورش
** وزارت جهاد کشاورزی : صادق خلیلیان
- دکترای اقتصاد منابع طبیعی دانشگاه تربیت مدرس
- معاون و قائم مقام وزیر جهاد کشاورزی
- عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه تربیت مدرس
- عضو کمیسیون شورای اقتصاد کشور
- معاون موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور
-سرپرست دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس
** وزارت راه و ترابری : حمید بهبهانی
- دکترای راه و ساختمان از دانشگاه فلوریدای آمریکا و استاد تمام دانشگاه
- وزیر راه و ترابری در دولت نهم
- رئیس دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ایران از سال 1357 تا 1377 به مدت 20 سال
- مسئول ستاد رفاه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
- عضو شورای عالی برنامه ریزی وزارت راه و ترابری
- عضو شورای عالی مقررات ملی ساختمان وزارت مسکن و شهرسازی
** وزارت رفاه و تامین اجتماعی: فاطمه آجورلو
- دانشجوی دکترای روان شناسی تعلیم و تربیت
- نماینده کرج در مجلس شورای اسلامی دوره هفتم و هشتم
- عضو هیئت رئیسه تحقیق و تفحص از مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری
- عضو و مسئول کمیته معاونت دانشجویی تحقیق و تفحص از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
** وزارت صنایع و معادن : علی اکبر محرابیان
- مهندسی عمران از دانشگاه علم و صنعت
- وزیر صنایع در دولت نهم
- مشاور رئیس جمهور و رئیس ستاد طرح های ویژه در دولت نهم
- عضو شورای عالی فنی کشور
- رئیس و نماینده ویژه دکتر احمدی نژاد در ستاد تبصره 13
- مشاور شهردار تهران
** وزارت علوم، تحقیقات و فناوری : کامران دانشجو
- دکترای هوافضا از کالج لندن
- استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت
- استاندار تهران 87 - 84
- قائم مقام و معاون سیاسی وزیر کشور
- رئیس ستاد انتخابات کشور
** وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: سید محمد حسینی
- استاد و عضو هیئت علمی دانشکده الهیات دانشگاه تهران
- نماینده دوره پنجم مجلس شورای اسلامی
- معاون اجرایی صدا و سیما
- معاون پشتیبانی، حقوقی و پارلمانی وزیر علوم
- رئیس دانشگاه پیام نور و قائم مقام وزیر علوم
** وزارت کار و امور اجتماعی: عبدالرضا شیخ الاسلامی
- دکترای مهندسی عمران از دانشگاه علم و صنعت
- مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور در دولت نهم
- استاندار استان هرمزگان
- استاد و عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت
- دستیار ویژه رئیس جمهور در سازماندهی نیروی انسانی
** وزارت کشور : مصطفی محمدنجار
- کارشناسی ارشد در رشته مدیریت اجرایی با گرایش مدیریت استراتژیک از سازمان مدیریت صنعتی
- مسئول تعاون کل سپاه 1360
- قائم مقام گروه جنگ افزار وزارت سپاه
- معاون برنامه ریزی و توسعه ساصد
- وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در دولت نهم
** وزارت مسکن : علی نیک زاد
- رئیس سازمان مسکن و شهرسازی استان اردبیل
- معاون عمرانی استانداری اردبیل
- استاندار اردبیل
- معاون هماهنگی امور عمرانی و رئیس سازمان شهرداری ها و دهیاری های وزارت کشور
- عضو کارگروه توسعه حمل و نقل عمومی و مدیریت مصرف سوخت - دارای مدرک تحصیلی مهندسی عمران
** وزارت نفت: مسعود میرکاظمی
- دکترای مهندسی صنایع از دانشگاه تربیت مدرس
- وزیر بازرگانی در دولت نهم
- رئیس مرکز بررسی سیستم ها و افزایش بهرهوری
- رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل سازمان اتکا وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح
- رئیس دانشگاه شاهد
- رئیس مرکز مطالعات بنیادی
** وزارت نیرو : محمد علی آبادی
- دارای مدرک مهندسی عمران
- معاون عمرانی شهردار تهران از سال 84 - 82
- معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی در دولت نهم
- رئیس کمیته ملی المپیک
** وزارت بازرگانی : مهدی غضنفری
- معاون وزیر بازرگانی در توسعه روابط اقتصادی
- رئیس کل سازمان توسعه تجارت ایران وزارت بازرگانی
- عضو کمیته برنامه ریزی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
- رئیس دانشکده صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران
- مدیر تحصیلات تکمیلی دانشکده صنایع دانشگاه علم و صنعت
- مدیر دفتر برنامه ریزی دانشگاه دانشگاه علم و صنعت ایران
- مشاور سازمان بهره وری وزارت صنایع
- عضو هیئت علمی دانشگاه دانشگاه علم و صنعت ایران
- دکترای صنایع
صادق زیباکلام در باب امکان فعالیت سیاسی مهندس موسوی و تشکیلات " راه سبز امید " در نظام جمهوری اسلامی گمانه زنی نمی کند. او تنها به مسئولان نظام توصیه می کند که مانع از فعالیت " راه سبز امید " نشوند تا جامعه ایران به سمت رادیکالیسم و آنار شیسم سوق داده نشود.
وی بازداشت موسوی، خاتمی و کروبی را موجب شادی و خرسندی دشمنان نظام جمهوری اسلامی و تعمیق بحران سیاسی در کشور می داند.
گفت و گوی زیبا کلام با عصرایران را بخوانید:
به نظر شما تشکیلات " راه سبز امید " امکان فعالیت در نظام جمهوری اسلامی را پیدا می کند؟
به نظر من حتی اگر پاسخ این سئوال از نظر مسئولین نظام منفی باشد، باید آنها را تشویق و ترغیب کرد که اجازه بدهند " راه سبز امید " به عنوان یک تشکل بتواند فعالیت کند ، زیرا صرفنظر از اینکه ما نتیجه انتخابات را بپذیریم یا نپذیریم، واقیعت امر این است که انتخابات 22 خرداد نشان داد که طیف قابل توجهی از اقشار فرهنگی و تحصیلکرده جامعه ایران، حتی اگر آنها را سیزده میلیون قلمداد کنیم، انتقاداتی نسبت به وضع موجود دارند و کمبودهایی را احساس می کنند.
بنابراین مسئولین نظام نمی توانند به این قشر مهم جامعه ایران پشت کنند و بگویند برای ما مهم نیست که شما چه نظری دارید. حتی اگر ما فرض کنیم که احمدی نژاد 24 میلیون رای آورده است، باز هم این اشتباه خواهد بو د که مسئولین نظام بگویند ما آن 24 میلیون رای را داریم و این 13 میلیون هم می توانند هر طور که می خواهند فکر کنند.
عقل سلیم و آینده نظام ایجاب می کند که شرایط برای فعالیت قانونی، رسمی، علنی و باز " راه سبز امید " فراهم شود. این 13 میلیون باید برای طرح مطالبات خودشان یک " پلات فرم " داشته باشند. اگر حکومت به هر دلیلی این امکان را از این جمعیت سلب کند و نگذارد که اینها در یک چارچوب قانونی و علنی فعالیت کنند، مرتکب خبط و خطا شده است؛ زیرا این رویکرد، بسیاری از این 13 میلیون را به سرخوردگی و یاس سیاسی و اجتماعی می کشاند و ممکن است اقلیتی از آنها به حرکتهای آنارشیستی و اقدامات کور و رادیکال و افراطی روی بیاورند. بنابراین حکومت باید به " راه سبز امید " اجازه فعالیت بدهد.
آیا این " باید " عقلانی، عملاً لحاظ می شود؟
طبیعی است که آقایان ترجیح می دهد راه سبزی وجود نداشته باشد و مهندس موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی رفسنجانی و سایرین تسلیم شوند و سکوت کنند. طبیعی است که این شرایط از نظر ایشان مطلوبتر است. همچنانکه بنده به عنوان استاد دانشگاه برایم مطلوبتر است که دانشجویانم مرا سئوال پیچ نکنند و ایرادهایم را نگیرند. اما به آن دسته از ممسئولین نظام که سودای مخالفت با حرکت " راه سبز امید " را دارند، باید تذکر داد که اگر شما اجازه فعالیت سیاسی علنی و قانونی به این جمعیت معترض ندهید، عملاً دارید آنها را به سمت رادیکالیسم هل می دهید و این امر حتی به نفع خود شما هم نیست. باید به این قبیل مسئولین گفت که مخالفت شما با فعالیت " راه سبز امید " و تشکلهایی از این دست، بر خلاف مصالح و منافع خودتان هم است.
چرا مهندس موسوی حزب یا سازمان تاسیس نکرده است و عنوان " تشکیلات " را برگزیده است؟
من شخصاً فکر می کنم و این نکته را در یادداشتهای دو ماه اخیرم نیز گفته ام که تشکل مهندس موسوی نباید حزب باشد. زیرا ما الان حزب منتقد و مخالف داریم. احزابی مثل اعتماد ملی، مشارکت، کارگزاران سازندگی، توسعه و همبستگی، همگی احزابی مخالف و منتقد هستند.
اگر مهندس موسوی هم حزب تاسیس کند، این حزب جدید، حزبی همانند و همردیف سایر احزاب اصلاح طلب خواهد شد. این اقدام خیلی به جایی نمی رسد. اقدام درست همین است که مهندس موسوی یک جبهه یا تشکل فراگیر را شکل بدهد. زیرا این 13 میلیون دارای یک فکر و یک خط یا جناح سیاسی نیستند بلکه در نقاطی مهم و کلیدی با یکدیگر مشترک هستند. بنابراین اگر ما بخواهیم حزب تاسیس کنیم، این حزب کارایی یک تشکل فراگیری را که واجد اهداف کلی و اولیه مشخص باشد، نخواهد داشت؛ در حالی که در شرایط فعلی، کاربرد جبهه یا چیزی نظیر آن خیلی موثرتر خواهد بود.
ظاهراً "تشکیلات" نیازمند مجوز دولت برای فعالیت نیست. احتمالاً مهندس موسوی این نکته را هم مد نظر داشته است.
قطعاً همین طور است. یعنی با توجه به وزارت کشور دولت احمدی نژاد و اینکه اکثریت اعضای کمیسیون ماده 10 احزاب طرفداران دولت احمدی نژاد هستند، به احتمال بسیار زیاد، دولت احمدی نژاد به مهندس موسوی و هوادارانش مجوز فعالیت سیاسی در قالب یک حزب یا یک سزمان نخواهد داد. بنابراین مهندس موسوی با توجه به چنین دغدغه هایی بحث ایجاد یک تشکیلات عام و فراگیر را مطرح کرده است.
با فعالیت تشکیلات " راه سبز امید "، روش پیشبرد دموکراسی در ایران ارتقا پیدا نمی کند؟
شاید روش کار در مقایسه با سالهای اصلاحات فرق کند ولی به هر حال جریانات و تحولات سیاسی - اجتماعی، همواره دچار قبض و بسط و فراز و فرود می شوند؛ ممکن است گاهی اوقات عقب نشینی کنند و گاهی اوقات موضع رادیکال اتخاذ کنند. ولی به هر حال هدف، تحقق دموکراسی، تحقق جمهوریت، حاکمیت قانون، تثبیت آزادیهای سیاسی و حقوق شهروندی است.
به نظر شما " راه سبز امید " تا چه حد می تواند نیروهای اجتماعی دموکراسی خواه را جذب کند؟
ما نباید انتظار داشته باشیم که بلافاصله پس از آغاز فعالیت این تشکیلات سیاسی، همه آن 13 میلیون نفر بیایند و فرم عضویت " راه سبز امید " را پر کنند. مسلماً بخشهایی از آن 13 میلیون در مقایسه با بخشهای دیگر، بیشتر به دنبال تحقق دموکراسی در ایران هستند. شاید قشر قابل توجهی از آن 13 میلیون خیلی دغدغه چنین اموری را نداشته باشند و صرفاً از سر مخالفت با احمدی نژاد به مهندس موسوی رای داده باشند. ولی به هر حال این نکته مسلم است که چنین تشکلی برای تحقق دموکراسی و تامین حقوق شهروندی و حاکمیت قانون، می تواند اقشار و لایه های مهمی مثل دانشجویان، دانشگاهیان، روحانیان و حوزویان، فعالین حقوق زنان و اقلیتهای قومی را به سمت خودش حلب کند.
برخی اصولگرایان مهندس موسوی را متهم کرده اند که " راه سبز امید " مبتنی بر الگوبرداری از تجربه های گذار به دموکراسی در سایر کشورها است. فارغ از اینکه چنین امری در نفس الامر بلااشکال است، آیا این حرف اصولگرایان صحت دارد؟
به هر حال اگر شما بخواهید با " راه سبز امید " مخالفت بکنید، می توانید بگویید این تشکیلات از فلان جریانی که در فلان کشور دنیا باعث سقوط یک حکومت غیردموکراتیک شده، کپی برداری شده است. شما می توانید بگویید چون این یک تشکیلات فراگیر است، می تواند محل فعالیت دشمنان نظام مثل سلطنت طلب ها و منافقین و عوامل استکبار جهانی بشود. اگر بنا بر این باشد که جلوی فعالیت این تشکیلات را بگیریم، بهانه های زیادی می توانیم بیاوریم. ساده ترین بهانه هم این است که بگویند مهندس موسوی ، کروبی و خاتمی فعلاً در دادستانی انقلاب پرونده دارند و تا به پرونده هایشان رسیدگی نشود، نمی توانند هیچ تشکیلات و حرکت سیاسی را ایجاد و رهبری بکنند.
شما احتمال دستگیری مهندس موسوی و مهدی کروبی را در چه حد می دانید؟
ببینید بحث اصلی این نیست که ما ببینیم احتمال این امر 10 درصد است یا 60 درصد یا 90 درصد. آنچه که به طور عقلایی می توانیم بگوییم این است که به هر حال در درون حاکمیت، قطعاً عناصر تندرویی هستند که معتقدند مهندس موسوی و کروبی و خاتمی باید از همان روز اول دستگیر می شدند.
آنها می گویند بزرگترین اشتباه ما این بوده که این افراد را بازداشت نکرده ایم و الان هم داریم چوبش را می خوریم. اما در درون نظام جریانات معقول تر و معتدل تری هم هستند که به روح انقلاب اسلامی و شاکله اهداف این انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نزدیکترند و معتقدند که بازداشت مهندس موسوی، کروبی و خاتمی صرفاً به تعمیق و گسترده تر شدن شکافهای اجتماعی، افزایش نارضایتی ها و بحرانی تر شدن شرایط منجر می شود.
آنها به درستی معتقدند که با بازداشت این سه نفر بحران تمام نمی شود. بنابراین بین جریانات معتدل و تندروی اصولگرایان در این خصوص اختلاف نظر و کشمکش وجود دارد. اما من برای آینده نظام و یرای اینکه از این بحران به سلامت عبور کنیم، شخصاً دعا می کنم که تفکر اصولگرایان رادیکال حاکم نشود و امیدوارم که رای اصولگرایانی که متعدل تر و پخته تر هستند، بر کرسی بنشیندو مهندس موسوی و کروبیو خاتمی بازداشت نشوند.
بیایید فقط برای یک لحظه خودمان را به جای دشمنان نظام بگذاریم یعنی کسانی که به چیزی کمتر از فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران رضایت نمی دهند. آیا غیر از این است که آنها از خدا می خواهند که این سه نفر بازداشت شوند. آیا voa ، سلطنت طلبان، طرفداران مسعود رجوی و سایر مخالفان نظام از خدا نمی خواهند که مهندس موسوی ، خاتمی و کروبی دستگیر شوند تا بحران کنونی در نظام جمهوری اسلامی عمیق تر شود؟
پاسخ این سئوال خیلی روشن است. حالا دیگر باید دید که بین دو گزینه بازداشت و عدم بازداشت مهندس موسوی، خاتمی و کروبی، کدام یک به نفع نظام جمهوری اسلامی است و کدام یک به ضرر این نظام.
منبع
صادق خلیلیان -وزیر احتمالی وزارت جهاد کشاورزی

حمید بهبهانی -وزیر احتمالی وزارت راه و ترابری

عبدالرضا شیخ الاسلامی -وزیراحتمالی کار و امور اجتماعی

حیدر مصلحی وزیر پیشنهادی برای وزارت اطلاعات

منوچهر متکی -وزیر احتمالی وزارت خارجه

مرتضی بختیاری وزیر احتمالی برای وزارت

فاطمه آجرلو -وزیر پیشنهادی رفاه و تامین اجتماعی

سید شمسالدین حسینی -وزیر پیشنهادی اقتصاد

رضا تقیپور -وزیر احتمالی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

سوسن کشاورز -وزیر احتمالی برای وزارت آموزش و پرورش

سید محمد حسینی -وزیر احتمالی فرهنگ و ارشاد اسلامی

کامران دانشجو -وزیر احتمالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

علی نیکزاد -وزیر احتمالی مسکن و شهرسازی

مصطفی محمد نجار وزیر احتمالی برای وزارت کشور

محمد عباسی -وزیر پیشنهادی تعاون

علیاکبر محرابیان -وزیر پیشنهادی صنایع و معادن

احمد وحیدی وزیر احتمالی برای وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

مرضیه وحید دستجردی -وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

سید مسعود میرکاظمی -وزیر احتمالی نفت

محمد علیآبادی -وزیر احتمالی نیرو
در انتخابات اخیر بی شک بدنه کارشناسی جامعه علی الخصوص در ادارات دولتی در شهر تهران حامی و طرفدار کاندیدایی بودند که مربوط به نسل اول انقلاب بود.
جوانان و نوجوانان در تهران بی پروا و با تمام توان از میر حسین موسوی حمایت میکردند. کاندیدائی مربوط به دهه اول انقلاب و دوران حضرت امام رضوان الله تعالی علیه.
این خیل طرفدار بی شک در سالهای آینده نیز پر جوش و خروش تر خواهد بود و این ماجراهایی مثل بازداشت و بازداشتگاه کهریزک و شوی ابطحی ایران و ایرانی را رها نخواهند کرد. مطلب زیر را بخوانیدک
فرزانه رودی کارشناس ایرانی الاصل بررسی تغییرات جمعیتی در واشنگتن و مدیر موسسه ای به همین نام در واشنگتن ، می گوید با تغییر ترکیب جمعیتی ایران که در اثر رشد بی سابقه جمعیت ایران در دهه 1980 میلادی به وقوع پیوسته است ، بیش از 70 درصد جمعیت کنونی ایران زیر 30 سال سن دارند .
این کارشناس ایرانی الاصل در مصاحبه ای با نشریه اینترنتی " مرکاتور نت " در این باره می گوید : " سیاست ترویج افزایش جمعیت در دهه اول انقلاب و سپس جلوگیری از روند افزایش آن در دهه های دوم و سوم ویژگی خاصی به جامعه ایران بخشیده است . به طوری که هرم جمعیتی ایران را می توان به یک درخت کاخ تشبیه کرد که تنه و بالای آن کم حجم و میانه آن حجیم و پر شاخ و برگ است ".
این کارشناس می افزاید : " این ترکیب جمعیتی تاثیر خود را در وقایع اخیر پس از انتخابات ایران نشان داد به گونه ای که اکثر کسانی که با حضور در خیابان ها اعتراض خود را به نتایج انتخابات نشان دادند از میان جوانان بین سنین 15 تا 30 سال بودند ".
این کارشناس جمعیت می افزاید : " بیکاری در کنار بالا رفتن همه روزه هزینه های زندگی با تشدید محدودیت های اجتماعی زندگی از سوی دولت، وضعیت جامعه جوان ایرانی را به مرز غیر قابل تحمل رسانده است . در واقع اعتراض های گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در 2 ماه گذشته در ایران نه تنها صرفا بر سر انتخابات بلکه غلیانی اجتماعی از شرایطی است که جامعه ایران به ویژه جوانان در آن به سر می برند ".
در این زمینه پرفسور عباسی استاد دانشگاه ملی استرالیا معتقد است : " جمعیت جوان و تحصیلکرده ایران یک پتانسیل بسیار بزرگ برای جنبش دموکراسی خواهی در ایران به شمار می رود و با این پتانسیل ، قطعا ایران در سال های آتی شاهد تغییراتی عظیم در جهت دموکراسی خواهد بود".
در این گزارش آمده است : با وجودی که وجود یک جامعه جوان و تحصیلکرده یک مزیت بسیار بزرگ برای رشد و توسعه اقتصادی در ایران به حساب می آید اما با سوء مدیریت ها و عدم بهره گیری مناسب از این پتانسیل ، ایران هم اکنون با بیکاری 25 درصدی در بین جمعیت 18 تا 30 ساله خود روبروست .
منبع مطلب
فردا یا پس فردا ماه مبارک رمضان آغاز میشود.
یک ماه، میهمانی خدا.
یک ماه نگاه به خود به قصد خود سازی و اصلاح و تزکیه.
یک ماه،
نگاه به فقیر از خود.
نگاه به گرسنه تر ها
نگاه به تشنه تر
و نگاه داشتن نگاه از پلشتی ها و زشتی ها.
یک ماه،
دروغ نگفتن
و گوش ندادن به دروغ.
و باور ننمودن دروغ.
و نبودن با آدمهای دروغ و دروغ گو.
ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشود، و عبادت در یکی از شبهای آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیتای درست و دلی پاکیزه، پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»
آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزهداران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.
منابع :
مفاتیح الجنان، تفسیر نمونه، ج 1، ص 634؛ المیزان، ج 2، ص 15
.bmp)
امروزه هر جا سخن از استراق سمع و شنود مکالمات تلفن های همراه به میان می آید تصویری که در اذهان عامه نقش می بندد این است که در هنگام برقراری تماس ، مکالمات رد و بدل شده توسط دستگاهی واسط ضبط می شود و مورد شنود قرار می گیرد.این نوع استراق سمع اگر چه می تواند مورد استفاده قرار گیرد اما با پیدایش تلفن های همراه و گسترش ارتباطات سیار ، شیوه های جدید و کاراتری جهت شنود مکالمات و استراق سمع های محیطی به کار گرفته می شود.
هر تلفن همراهی قاعدتاً دارای یک میکروفون بسیار حساس است که همواره قابلیت فعال شدن را دارا می باشد.فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.
امروزه یکی از تجارت های پرسود برای شرکت های سازنده تلفن های همراه ، فروش دستگاه های فعال کننده میکروفون های تلفن های همراه و امکانات شنود این میکروفون های فعال شده می باشد.
این دستگاه ها قابلیت هایی به خریداران آنها می دهد که با استفاده از آن می توانند به راحتی ، تلفن همراه شخص مورد نظر خود را به میکروفون مخفی خود تبدیل نموده و کلیه مکالمات وی در محل کار ، منزل و یا حتی در جمع دوستان را به راحتی شنود نمایند.
البته این دستگاه های شنود تنها توسط شرکت های سازنده تلفن های همراه ، تولید نمی شودو سایر شرکت های تولید کننده نرم افزار های موبایل نیز می توانند در صورت داشتن کد های نفوذ به دستگاه های تلفن های همراه شرکتی خاص(مانند نوکیا) نرم افزار مناسب شنود این نوع تلفن های همراه را تولید نمایند.
البته فعال کردن این نوع سیستم ، عموماً نیاز به نصب نرم افزار مربوطه بر روی تلفن همراه افراد قربانی دارد که این عمل ممکن است از طریق ارسال پیامک ، بلوتوث و ... انجام گیرد.
در صورتی که فرد مهاجم بخواهد از شیوه ارسال پیامک برای نصب این نرم افزار مخفی استفاده نماید ، پیامکی عمومی مانند تبریک سال نو به طیف وسیعی از مشترکان یک شهر ارسال می کند و مشترکان تلفن های همراه نیز پس از خواندن این پیامک ، فرد مهاجم را در جایگذاری این جاسوس کوچک یاری می رسانند.
با استفاده از این تکنولوژی ، هر تلفن همراه یک جاسوس بالقوه می تواند باشد که حتی در صورت خاموش بودن دستگاه تلفن همراه نیز می تواند بسته به حساسیت میکروفون خود ، امواج صوتی را از شعاعی از محیط خود ، جذب و ارسال نماید.
لازم به ذکر است که این سیستم جاسوسی ، تنها محدود به شنود مکالمات محیطی نمی شود بلکه این دستگاه ها قادربه دسترسی به تمامی بخش های تلفن همراه از قبیل یادداشت های شخصی ، پیام های کوتاه ، لیست تماس ها و ... می باشند.
توصیه هایی برای مقابله با این جاسوس :
1. در صورتی که این سیستم جاسوسی توسط یکی از شرکت های سازنده تلفن همراه (مانند نوکیا) به فرد مهاجم فروخته شود ، عملاً هیچ کاری نمی توان انجام داد جز اینکه به هنگام حضور در جلسات کاری و خصوصی که اطلاعات با ارزشی (مانند اطلاعات مالی) ردوبدل می شود باتری موبایل خود را خارج کرده و فضای کاری را عاری از دستگاه تلفن همراه شرکت مورد نظر نمایید.
2. حتی الامکان شماره هایی که پیامک های گروهی ارسال می نماید را Ban نمایید.
3. پیامک هایی که از افراد ناشناس می رسد و دارای حجمی بیش از یک اس ام اس است را باز نکنید.
4. Bluetooth دستگاه موبایل خود را در مواقع غیر ضروری ، در حالت Off قرار دهید.
5. اطلاعات شخصی و حساس مانند رمز عبور سامانه بانکی ، شماره حساب و ... را در دستگاه تلفن همراه خود ذخیره ننمایید.
6. در بازه های زمانی کوتاه ، دستگاه تلفن همراه خود را Format نمایید.
7. به یاد داشته باشیم که دستگاه های تلفن های همراه نسل قدیم به دلیل قدرت پردازش و فضای حافظه اندک از امنیت به مراتب بالاتری نسبت به تلفن های نسل جدید برخوردار هستند.
8. توصیه ویژه : "شرکت نوکیا سابقه ای نه چندان درخشان در زمینه حفظ حقوق مشتریان دارد !"
نقل مطلب

حجتالاسلاموالمسلمین سیداحمد علمالهدی، در خطبههای عبادی سیاسی نماز جمعه امروز مشهد که در رواق امام خمینی(ره) حرم مطهر رضوی برگزار شد، تصریح کرد: کسی که با نامهاش خوراک یورش بیرحمانه دشمن به نظام را آماده میکند و نوشته او ابزار محکمی برای بردن آبروی نظام توسط دشمن میشود، عامل و عنصر استکبار است و نباید در دل ممکلت آزاد باشد.
امامجمعه مشهد گفت: آقایی که در نامهاش ادعاهای فوقالعاده میکند و به زندانهای کشور نسبتهایی میدهد که در شأن زندان ابوغریب است، باید بداند که در صورت عدم اثبات حرف خود، سرباز پیاده نظام دشمن محسوب خواهد شد.
حجتالاسلاموالمسلمین سیداحمد علمالهدی، در خطبههای عبادی سیاسی نماز جمعه امروز مشهد که در رواق امام خمینی(ره) حرم مطهر رضوی برگزار شد، تصریح کرد: کسی که با نامهاش خوراک یورش بیرحمانه دشمن به نظام را آماده میکند و نوشته او ابزار محکمی برای بردن آبروی نظام توسط دشمن میشود، عامل و عنصر استکبار است و نباید در دل ممکلت آزاد باشد.
به گفته وی، دستگاه قضایی باید فرد مدعی این ادعاها را که موجب جری شدن دشمن، بردن آبروی اسلام و مملکت امام زمان(عج) و نیز سراسیمه کردن مردم در داخل کشور شده است، مواخذه کند و از او اثبات حرفش را بخواهد.
علمالهدی معتقد است: از آنجا که این ادعاها باعث ترور شخصیت تمام مسوولان قضایی و امنیتی کشور شده است، مطرح کننده این ادعاها در صورت عدم اثبات حرفش یک تروریست است و باید جرم خود را بپذیرد.
عضو مجلس خبرگان رهبری، حوادث اخیر کشور را "فتنهالذهب" خواند و تاکید کرد: این حوادث موجب شد میزان خلوص و عیار نخبگان سیاسی معلوم شود که متاسفانه باید گفت برخی از این نخبگان در اثبات ادعای پیرویشان از ولایت فقیه دچار نقصان و مردود شدند.
وی با تاکید بر لزوم آزادی سیاسی در کشور، جامعهای را که به لحاظ سیاسی دچار تکصدایی شود، تقبیح کرد و ادامه داد: فضای سانسور و کنترل در کشور به مصلحت مردم و نظام نیست هر چند باید در کشور اندیشهها و جریانات سیاسی متفاوت وجود داشته باشد اما وقتی ولیفقیه تصمیم گرفتند، همگی باید پیرو تصمیم ایشان باشیم.
امام جمعه مشهد تصریح کرد: وقوع جنگ نرم در کشور ما مشهود است و امروز در وسط آن قرار داریم بهطوری که برخی وبلاگها، سایتها و پیامکها همان وظیفهای را ایفا میکنند که بمبافکنها و تانکها در تهاجمات نظامی عهده دارند.
وی افزود: با این قبیل سایتها و ابزار مشابه که در خدمت دشمن است، باید همان برخوردی را کرد که با ادوات نظامی دشمن در جنگها انجام میشود.
علمالهدی تصریح کرد : برای به دست آوردن آزادی موجود در کشور، بهایی ارزشمند چون خون شهیدان را دادهایم و اجازه نمیدهیم در این فضا تروریست آمریکایی و مزدور غربی پرورش یابد.
عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان تاکید کرد: همه حق دارند آزادانه حرف بزنند، بنویسند و نقد کنند به شرط آنکه مسوولیت تمام گفتار و نوشتار خود را بپذیرند.
اگر در جمهوری اسلامی، رفتار خلاف حیثیت و اخلاقی از سوی یکی از مأموران انجام گیرد، باید عزای ملی اعلام شود، چه برسد به اینکه اعمال شنیع علیه شماری از جوانان کشور صورت گرفته باشد، زیرا که سرمایه اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی، دستیابی به اخلاق و ارزشهای انسانی و اسلامی در اداره کشور بوده است.
اگر در جمهوری اسلامی رفتار خلاف حیثیت و اخلاقی از سوی یکی از مأموران انجام گیرد، باید عزای ملی اعلام شود، چه برسد به اینکه اعمال شنیع علیه شماری از جوانان کشور صورت گرفته باشد.
به گزارش «تابناک» صبح امروز، جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر با دکتر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کردند.
بنا بر این گزارش که مشروح آن در پایگاه اینترنتی محسن رضایی آمده است، در این دیدار، رئیس و شورای مرکزی این جمعیت، گزارشی از رخدادهای اخیر را به آگاهی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام رساندند.
دکتر احمدلو، رئیس جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر، در گزارش خود با اشاره به رخدادهای چند هفته گذشته اظهار داشت: محاکمات اخیر هم در شکل و هم در محتوا، نواقص حقوقی بسیاری دارد.
وی با بیان اینکه جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر، اقدامات فراوانی در راستای دفاع از حقوق مردم انجام داده است، افزود: جمعیت برای آزادسازی افرادی که جرمی مرتکب نشده بودند، تلاش بسیاری کرد و توانست در این مدت، عدهای از این گونه افراد را آزاد کند.
رئیس جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر اضافه کرد: جمعیت در این راستا، درباره بدرفتاری مأموران، گزارشهایی تهیه کرده که از راه مراجع قانونی در حال پیگیری آن است.
در ادامه این دیدار، محسن رضایی با قدردانی از تلاشهای جمعیت، حمایت همهجانبه خود را در راستای استیفای حقوق مردم اعلام کرد.
دکتر رضایی افزود: تقویت جمهوری اسلامی، صرفا به تأیید و تقویت نهادهای حکومتی و مقامات دولتی نیست، بلکه تلاش برای اصلاح رفتار آنها هم هست.
وی ادامه داد: اگر گزارشهای شما درباره بدرفتاری با مردم در خیابانها و زندانها درست باشد، دستکم باید همه مقاماتی که مسئول هستند، عزل و به دست دادگاه سپرده شوند.
وی اضافه کرد: اگر در جمهوری اسلامی، رفتار خلاف حیثیت و اخلاقی از سوی یکی از مأموران انجام گیرد، باید عزای ملی اعلام شود، چه برسد به اینکه اعمال شنیع علیه تعدادی از جوانان کشور صورت گرفته باشد، زیرا که سرمایه اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی، دستیابی به اخلاق و ارزشهای انسانی و اسلامی در اداره کشور بوده است.
رضایی با بیان اینکه بر شما تکلیف است که این گزارشها را برای مقامات مسئول کشور نیز بفرستید، خاطر نشان ساخت: از این گزارش، یک رو نوشت هم به بنده بدهید تا آن را پیگیری کنم.
گفتنی است، جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر که اعضای آن عمدتا از جانبازان دفاع مقدس هستند، مدتهاست با هدف دفاع از حقوق مردم در ایران فعالیت میکنند و برای چندمین بار است که با دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار و گزارش عملکرد خود را ارایه کردهاند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار با جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر، گفت: اگر در جمهوری اسلامی توسط یکی از ماموران عمل خلاف حیثیت و اخلاق صورت گیرد، باید عزای ملی اعلام شود چه برسد به اینکه اعمال شنیع علیه تعدادی از جوانان کشور صورت گرفته باشد .
به گزارش مهر، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی محسن رضایی ، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام صبح امروز چهارشنبه با جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر دیدار کرد و رئیس و شورای مرکزی این جمعیت، گزارشی از حوادث اخیر را به اطلاع دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام رساندند.
دکتر احمدلو، رئیس جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر، در گزارش خود ضمن اشاره به وقایع چند هفته گذشته اظهار داشت: محاکمات اخیر هم در شکل و هم در محتوا، نواقص حقوقی زیادی دارد.
وی با بیان اینکه جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر اقدامات فراوانی در راستای دفاع از حقوق مردم به عمل آورده است، افزود: جمعیت، برای آزادسازی افرادی که جرمی مرتکب نشده بودند، تلاش زیادی کرد و توانست در این مدت، عده ای از این گونه افراد را آزاد کند.
رئیس جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر اضافه کرد: جمعیت در این راستا ، درباره بدرفتاری ماموران، گزارشاتی را تهیه کرده است که از طریق مراجع قانونی در حال پیگیری آن است.
بنا بر این گزارش ، در ادامه این دیدار محسن رضایی ضمن قدردانی از تلاشهای جمعیت ، حمایت همه جانبه خود را در جهت استیفای حقوق مردم اعلام کرد.
رضایی افزود: تقویت جمهوری اسلامی صرفا به تائید و تقویت نهادهای حکومتی و مقامات دولتی نیست، بلکه تلاش برای اصلاح رفتار آنها هم هست.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: اگر گزارشات شما درباره بدرفتاری با مردم در خیابان ها و زندان ها درست باشد، تمامی مقاماتی که مسئول هستند حداقل باید عزل و به دست دادگاه سپرده شوند.
وی اضافه کرد: اگر در جمهوری اسلامی توسط یکی از ماموران عمل خلاف حیثیت و اخلاق صورت گیرد، باید عزای ملی اعلام شود چه برسد به اینکه اعمال شنیع علیه تعدادی از جوانان کشور صورت گرفته باشد زیرا که سرمایه اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی ، دستیابی به اخلاق و ارزشهای انسانی و اسلامی در اداره کشور بوده است.
رضایی با بیان اینکه بر شما تکلیف است که این گزارشات را برای مقامات مسئول کشور نیز ارسال کنید ، گفت : از این گزارش یک رو نوشت هم به بنده بدهید تا آن را پی گیری کنم.
جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر که اعضای آن عمدتا از جانبازان دفاع مقدس هستند، مدتهاست که با هدف دفاع از حقوق مردم در ایران فعالیت می کنند و برای چندمین بار است که با دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کرده و گزارش عملکرد خود را ارائه نموده اند.
الف: متن پیاده شده نطق امروز احمد توکلی، نماینده مردم تهران، ری و شمیرانات در مجلس:
به مردم ظلم نکنیم تا نظام پایدار بماند
اعترافات وقیحانه آمریکا و فرانسه به دخالت در امور داخلی ایران، هم شدت سلطهطلبی و دشمنی دولتهای غربی را با مردم و کشور ایران نشان داد و هم عمق غفلت یا تغافل برخی سیاستمداران داخلی را. دشمنی با انقلاب اسلامی همیشه بوده و تا وقتی که این انقلاب ماهیت خویش را حفظ کند، ادامه خواهد یافت. آنچه باعث تاثیر دشمنی خواهد شد، ضعف داخلی است. در فضا میلیونها میکروب و ویروس پراکنده است، پس چرا همه بیمار نمیشوند؟ میکروب خارجی وقتی موثر میشود که بدن ضعیف باشد. راه مصون ماندن نیز عبارت است:
1) وحدت حول ملی محور قانون
2) ظلم نکردن به حقوق مردم به ویژه حق امنیت و آزادی
3) داشتن دولتی کارآمد برای سامان دادن بهتر به زندگی مردم
درباره رعایت قانون سیاستمداران و حاکمان برای رعایت قانون شایستهترند. هر چه نتایج قانونشکنی تلختر باشد و یا مقام فرد قانونشکن بالاتر باشد، قانونشکنی بدتر است. حاکمان باید در اجرای قانون پیشقدم باشند.
ندیده گرفتن قانون از طرف رئیس جمهور قابل قبول نیست، آقای احمدی نژاد که رئیس جمهور قانونی کشور است و برای اجرای قانون سوگند خورده است، باید پایبند به قانون باشد و مثل گذشته عمل نکنند. به دو مورد که همین ایام که قانون شکسته شده است اشاره میکنم.
مجلس شورای اسلامی در قانون بودجه تصویب کرد که هیچ یارانهای برای واردات بنزین پرداخت نشود و بنزین وارداتی فقط آزاد فروخته شود. دولت در 4 ماهه نخست امسال 1 میلیارد و 106 میلیون دلار واردات بنزین داشته این کار غیر قانونی است. دست بردارید از قانونشکنی.
درخصوص ماه مبارک رمضان دیروز سخنگوی دولت اعلام کرد که ساعت کار از 9 صبح تا 2 بعد از ظهر خواهد بود. این کار نیز غیر قانونی است. سال 86 این کار را آقای احمدینژاد کردندف ما تذکر دادیم زیر بار نرفتند، در تاریخ 86.2.26 رئیس مجلس وقت، جناب آقای دکتر حداد، به رئیس جمهور تذکر داد که تصمیم هیئت دولت غیر قانونی است، متاسفانه هنوز دارند آن را اجرا میکنند. من خودم هم در 86.6.29 کتبا به آقای دکتر احمدینژاد نوشتم و تذکر دادم که تصرفات ایشان طبق قانون باید صورت بگیرد، نه به صلاحاندیشی شخصی ساعات خدمترسانی به مردم را کاهش دهد. ایشان قسم خوردهاند باید به لوازم آن ملزم باشند. اگر حاکمان قانون را رعایت نکنند چه میشود؟
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی برآورند غلامان درخت از بیخ
دیدیم که در حادثههای اخیر که به حقوق مردم ظلم شد، برخی از غلامان درخت را از بیخ درآوردند. حقوق دستهای از مردم در حوادث پس از انتخابات ضایع شد، چه به دست اغتشاش گران و چه به دست ماموران. البته معنی این سخن من این نیست که زحماتی را که برای حفظ امنیت کشیده شده نادیده بگیریم و تلاشهایی که برای خنثی کردن سوءاستفاده دشمنان شده را نادیده بگیریم. باید از همه آنها تشکر کرد اما واقعیت این است که در مورد بازداشت شدگان حقوقی ضایع شده و نقض شده است. آخرین موردی که من شنیدم و بسیار تاسف برانگیز است بازداشت غیر منطقی برخی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف است. به نحوه رفتار اعتراض دارم نه به محتوای کار برای اینکه محتوای کار تا پرونده بررسی نشود، حق قضاوت وجود ندارد تازه باید قاضی باشد که قضاوت کند. اگر به حوادث کوی دانشگاه 10 سال پیش رسیدگی میشد وموضوع دستخوش جناح بازیهای سیاسی نمیشد این جنایت این دفعه تکرار نمیشد. الان هم عرض میکنم باید به این جنایت رسیدگی شود و مسئولیت اصلی به عهده دو شخص است یکی رئیس شورای عالی امنیت ملی که رئیس جمهور است، یکی هم رئیس قوه قضاییه. من حدود سه هفته پیش نامه نوشتم به جناب آقای هاشمی شاهرودی و این وظیفه قانونیشان را به ایشان تذکر دادم. الان هم باز تکرار میکنم رئیس قوه قضاییه و رئیس جمهور که مسئول اصلی قوه قضایی و ضابطین دادگستری هستند مسئول اصلی هستند در این امر. در مورد آزادی که مهمترین گوهر الهی است که تقدیم بشر شده است فشار بیهودهای که بر بعضی رسانهها میآورند غلط است. این اشتباه است. این فشارها باعث میشود که دروغ پردازیهای بیگانگان که در حادثه کاه را کوه میکنند یا اصلا کاه نبوده را کوه میسازند مثلا کسانی را که به دلیل دیگری جان باختند یا اصلا زنده هستند کشته حوادث مکنند و اینها را میکوبند بر سر نظام. این از نتایج سوء رفتار ما در مورد آزادی رسانهها داخلی است. من همین جا از آقای رئیس مجلس خواهش میکنم اطلاع رسانی گروه تحقیقی که قرار دادند زودتر انجام بدهند. نمایندگان محقق هستند که بدانند همکارانشان که زحمت کشیدند و برای کشف حقیقت تلاش کردند به چه نتایجی رسیدند؟ اگر از نظر امنیتی صلاح نیست که ممکن است صلاح نباشد بی موقع اطلاعات افشا شود، جلسه غیر علنی بگذارند و گزارش همکاران را استماع کنند.
خلاصه من عرض میکنم که ما چه بخواهیم چه نخواهیم؛ چه دشمن ما فعال باشد که هست، و چه نباشد، اگر ظلم کنیم خودمان با دست خودمان نظام را از بین میبریم. امیرالمومنان علی (ع) در نامه به مالک اشتر فرموده: «انصف الله و انصف الناس من نفسک و من خاصه اهلک و من لک فیه هوی من رعیته» تویِ حاکم باید نسبت به حقوق الهی و حقوق مردم انصاف داشته باشی و در برابر تمنیات نفسانی خودت و اطرافیان خاصت و تمنیات افرادی از مردم که به آنان تعلق خاطر داری، میخواهد جناحتان یا حزبتان باشد، مقاومت کنی و حق مردم و خدا را رعایت کنی و اگر این کار نکنی بدان که خدا با تو دشمنی میکند و اگر حکومت به دست به ظلم بزند امیرالمومنین می فرمایند که هیچ چیز به اندازه ظلم زودتر حکومت را ساقط نمیکند. همه از ظلم بپرهیزیم و به حقوق ملت و خدا احترام بگذاریم.
والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته
عده ای مثل آقای کوثری نماینده مجلس این روزها هیچ صدائی از شان درباره فاجعه بازداشتگاه کهریزک که بی شک یک لکه ننگ بسیار بزرگ و مایه شرمساری است در نمی اید اما هی چپ و راست زور میزندد تا به هر نحوی شده پتی جناب آقای موسوی منتخب بیش از 14.000.000 نفر را به دادگاه بکشند
بخوانید
در همین زمینه بخوانید نظرات رئیس ستاد انتخاباتی میر حسین را درباره تهدید ها و تهمت های به میرحسین و یاران انتخاباتی اش:
رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی اتهامات مطرح شده در مورد ارتباط این ستاد با بیگانگان را دروغ خواند.
دکتر قربان بهزادیاننژاد، رئیس ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در گفتوگو با قلمنیوز با تکذیب ادعاهای مطرح شده در دادگاه درباره ارتباط این ستاد با یکی از سفارتخانههای خارجی، گفت: همانطور که پیش از این نیز اعلام شد، از ابتدای تشکیل ستاد، ارائه پاسخ منفی به درخواستهای ملاقات سفرای کشورهای مختلف با مسوولان ستاد به عنوان یکی از سیاستهای اصلی مورد تصویب قرار گرفت و تا خاتمه کار ستاد این سیاست بهطور دقیق به اجرا گذاشته شد.
رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، ادعاهای مطرح شده درباره ارتباط این ستاد با سفارتخانههای خارجی را قویا تکذیب و تأکید کرد: هیچیک از مسئولان ستاد مهندس موسوی ارتباطی با سفارتخانههای خارجی نداشتهاند.
دکتر بهزادیاننژاد گفت: اگر به واقع در مورد مداخله بیگانگان در امور کشور حساسیت وجود دارد چرا برای مردم توضیح نمیدهند از سوی چه کسانی، چه تضمینی به انگلیس داده شده است که امروز نسبت به نقض آن واکنش نشان داده میشود.
نظرات مردم:
--- خاطی هر کس باشد باید مجازات شود. این مجرم هم همانند سایر مجرمین.
--- اگر ستاد جناب مهندس موسوی هم اینکاره باشد باید جوابگو باشد
از دو حالت خارج نیست یا اظهارات متهمین دادگاه دروغ است و کذب و یا ادعای شما آقای دکتر
باید این مسئله روشن شود
--- به نظرم به جای اینکه شما هی کار رسانه ای بکنید و تائیدو تکذیب نمایید یک شکایت مبنی بر اعاده حیثت تسلیم دادگاه وقوه قضاییه نمایید ان کنتم صادقین
مطلب خیلی ساده و صاف و صریح این است که جریان اصلاح طلبی توی کشور در انتخابات 14.000.000 رای داشته است.
شدت برخورد با جریان اصلاح طلبی بعد از انتخابات که اتفاقا همین 14.000.000 نفر به نتایج ان اعتراض داشتند و بسیاری شان هم هنوز قانع نشده اند نشان دهنده بروز و ظهور همین حمایت و رای بالای 14.000.000 نفری است.
ماجرای شنیع بازداشتگاه کهریزک که منجر به کشته شدن مظلومانه تعدادی از جوانان این مملکت شده است،
ماجرای سر هم نمودن تئوری انقلاب مخملین و زدن تهمت به کسانی که فقط و فقط برای آبادی و اصلاح امور کشور اقدام به شرکت گسترده و فعال در انتخابات ریاست جمهوری نمودن و در شرائط نابرابر رسانه ای و مالی و مادی توانستند رای خالص و بی شیله پیله 14.000.000 انسان اغلب از بدنه کارشناسی و بالاتر جامعه را به خود اختصاص دهند،
ماجرای قلع و قمع نمودن مخالفان کاندیدای پیروز انتخابات در مناصب و مراکز قدرت،
ارتباط دادن همه اعتراضات و سوالهای انتخاباتی و بعد از آن به مخالفت با نظام اسلامی،
ایجاد محدودیت و بوجود آوردن فضای تهمت برای یکی از با سابقه ترین و مخلص ترین عناصر انقلاب یعنی حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی و تعدادی دیگر ...
همه و همه نشان از ترسی و واهمه ای است که طرف پیروز از میزان محبوبیت جناح اصالح طلب و طرفداران آن دارد.
یکی از کسانی که در این میان به زور و با تحلیل های مخصوص به خودشان هر از چند وقتی اصلاح طلبان را با مردگی و حذف از صحنه سیاسی و شکست مفتضحانه می نوازد جناب محمد جواد لاریجانی است.
طبق معمول این تحلیل ها اغلب در مصحبه با نشریات و رسانه های طرفدار احمدی نژاد صورت میگیرد:
محمد جواد لاریجانی در گفت و گویی ضمن تحلیل رفتار انتخاباتی اصلاح طلبان،آنها رامنافق خواند واعلام کرداصلاح طلبی در کشور مرده است.
وی در گفت وگو با جام جم اظهارکرد:
از ویژگی های انتخابات اخیر این بود که سازمان تبلیغاتی یکی از نامزدها و کمپین انتخاباتی او توسط یک جناح سیاسی، کاملا مصادره و عملا پایه یک نوع تقابلی با نظام گذاشته میشود. آقای مهندس موسوی، در طول دوران انتخابات اولا اعلام کرده بود که مستقل است و مشی او ترکیبی از اصولگرایی و اصلاحطلبی است که این شعار بسیار زیبا و پرمعنایی است. ایشان همچنین اعلام کرده بود که پایبند قانون اساسی و ولایت فقیه است و این مسائل، امیدواری زیادی در میان افراد متدین و کسانی که ایراداتی نسبت به دولت آقای احمدینژاد داشتند ایجاد کرد. منتها اتفاق عجیبی که افتاد این بود که اصلاحطلبان با یک رفتار حساب شده، ایشان را مصادره کردند و آقای موسوی که اعلام کرده بود مستقل است عملا در مسیری که اصلاحطلبان برایش ترسیم کرده بودند قرار گرفت. اینجا آن نقطهای است که به نظر من از قبل طراحی شده بود و این اتفاق نمیتوانست در همان روزهای آخر اتفاق بیفتد. ما باید سوال کنیم که چرا اصلاحطلبان در کشورما به این سرانجام و به فرجام تقابل با نظام رسیدند؟
وی افزود:شما رفتار اینها را در روز قبل از انتخابات،شب انتخابات و فردای انتخابات نگاه کنید. این رفتارها باعث شد آقای موسوی خودش را کاندیدای برنده اعلام کند و به یکدیگر تبریک بگویند. بساط تقابل از همان زمان چیده شد و حتی مطالبی که این روزها به اسم اعلامیه منتشر میکنند ادبیات بسیار خصمانهای دارد. شما اگر ندانید که این اعلامیه از طرف چه کسی است هیچ فرقی با اعلامیههای دشمنان ندارد و اتهاماتی که به نظام اعم از دستگاه قضایی، تقنینی، اجرایی و شورای نگهبان میزنند دست کمی از اتهامات آمریکا و غرب ندارد.
لاریجانی در باره حرکت موسوم به جنبش سبز گفت:در این انتخابات چیزی به نام جنبش سبز که دقیقا نام دیگری از کودتای مخملی است کلید زده شد و مراسم کلیدزنی بسیار رنگارنگ داشت. گذشته از عناصر داخلی، ما در کلیدزنی این جریان میبینیم که از اوباما گرفته تا سارکوزی و دیگران شرکت دارند.
محمدجواد لاریجانی سپس به موشکافی جریان اصلاح طلبی پرداخت وگفت:به نظر من اصلاحطلبی در کشور ما، همان مسیری را رفت که مجاهدین خلق در ایران رفتند. مجاهدین خلق که بعدا به منافقین تبدیل شدند از آسمان نیامده بودند، بلکه بچههای متدین همین مملکت بودند که با وجود فهم سطحیشان از اسلام، علقههای دینی داشتند. این افراد مسحور ایدئولوژی مارکسیسم بودند و معتقد بودند که این مکتب، علمی، مدرن و عدالتطلب است. ضمنا مسکو و پکن هم در آن زمان توفیقات عظیمی پیدا کرده بودند و همه این مسائل سبب شده بود که این افراد شیفته مکتب مارکسیسم شده و میخواستند بین این دو را جمع کنند. یعنی به نظر من همان مسیری که مجاهدین خلق رفتند دوباره تکرار شد که دارای سه فاز مهم است. فاز اول، تنظیم یک مبنای فکری ناسازگار بود که اسم آن را قبلا در ادبیات ما التقاط میگذاشتند. فاز اول بتدریج خودش را به فاز دوم که ظهور نفاق بود رساند و نفاق هم به طور طبیعی به تقابل با نظام ختم میشود. عین همین سه مرحله که درخصوص مجاهدین خلق اتفاق افتاد در مورد اصلاحطلبی نیز تکرار شد.
وی همچنین گفت:فاز سوم این حرکت تقابل با نظام است. به اعتقاد من این سه مرحله را که ما در فرجام مجاهدین خلق دیدیم، دقیقا در رفتار اصلاحطلبی در ایران نیز مشاهده کردیم. تحلیل من این است که اینها به خاطر آن نقص مبنایی که داشتند به طور طبیعی به تقابل با نظام رسیدند و از این فرصت انتخابات، استفاده کاملا منافقانه کردند. آقای موسوی میبایست بسیار زرنگتر از این حرفها میبود و به نظر من ایشان در گردابی گرفتار شده است و سرانجام خودش را با سرانجام اصلاحطلبی گره زده است. اصلاح طلبی در ایران مرد، همانطور که نفاق و مجاهدین خلق در ایران نابود شدند.
لاریجانی در باره انقلاب مخملی گفت: انقلاب یا کودتای مخملی شاخ و دم ندارد. شما ببینید آقای مهندس موسوی چه چیزی ادعا میکند. او معتقد است چیزی به نام جنبش سبز در کشور پدیدار شده و کلید خورده است و خود ایشان رهبری این جنبش را به دست دارد. مطلب دیگری که بیان میکند اینکه این جنبش سبز قصد دارد ریشههای دروغ، بدی و کژی و اینها را در ایران اصلاح کند. خود این مطالب یعنی کودتای مخملی.
حالا چرا ایشان جنبشی را که اسم آن را جنبش سبز گذاشت کلید زد؟ به نظر من جنبش سبز همان کودتای مخملی است و چیزی فراتر از آن نیست. اسم آن عوض شده است. آقای موسوی باید برای این کار مبنا میداشت و نباید به مردم دروغ میگفت که من میخواهم کاندیدا شوم و بعد بیاید اعلام کند که تقلب شده است و جنبش سبز کلید بخورد.
این اتفاقات، کلید زدن حادثهای بود که با سوءاستفاده از امکانات تبلیغاتی انجام شد. مساله کودتای مخملی همین چیزی است که آقایان مطرح میکنند و همین عملکردی است که انجام میدهند.
انقلاب مخملی یک چیز هیولایی نیست که پیچیدگی خاصی داشته باشد. آری به نظر من جناح اصلاحطلب آلوده شد به نفاق و این نفاق منجر به تقابل با نظام شد. آقای مهندس موسوی هم گرفتار گرداب این پدیده شد.
دبیر انجمن صنفی صنایع پنبه پاک کنی استانهای خراسان گفت: 80 هزار تن وش پنبه در حالی از کشورهای خارجی خریداری شده است ، که 25 هزار تن پنبه تولید داخلی از سال گذشته در انبارها خاک می خورد.
به گزارش واحد مرکزی خبر، محمدتقی علافچی با بیان اینکه این میزان پنبه از کشور های ازبکستان ، تاجیکستان و ترکمنستان با تعرفه صفر وارد کشور شده است، افزود: این اقدام موجب کاهش سالیانه 20 درصد تولید پنبه در کشور و زیان دهی پنبه کاران می شود.
وی ، نبود راهکارهای حمایتی از تولیدکنندگان پنبه ، اختصاص نیافتن سرمایه در گردش به صاحبان کارخانه ، واردات بی رویه و صفر کردن تعرفه واردات را از مهمترین عوامل کاهش تولید این محصول در کشور عنوان کرد.
دبیر انجمن صنفی صنایع پنبه پاک کنی استانهای خراسان با اشاره به اینکه 12 هزار تن پنبه از سال گذشته در کارخانجات پنبه این استان انبار شده است ، گفت : امسال 30 هزار هکتار زمین کشاورزی در خراسان رضوی زیر کشت پنبه است که این رقم 40 درصد سطح زیر کشت پنبه در کشور را به خود اختصاص داده است .
پیش بینی می شود ، امسال از 85 هزار هکتار سطح زیر کشت پنبه در کشور 250 هزار تن وش پنبه برداشت شود.
این روزها تلویزیون و رادیو خیلی کسل کننده شده است.
از برنامه های کودک و نوجوان و خانواده گرفته تا برنامه های اخبار و تحلیل سیاسی و ... .
حتی روز جمعه اش هم یک برنامه سرگرم کننده و مفید پخش نمی شود.
شنیدم که تعدادی دیگر از کارگردانان را بعد از استاد شجریان و تعدادی از شاعران معاصر ممنوع التصویر کرده اند.
خبرش این است:
شایعات از احتمال ممنوع الکاری سه کارگردان نامدار خبر می دهد.
روزنامه تهران امروز نوشت:« خبر رسید کیومرث پوراحمد، کمال تبریزی و حسین برزیده به دلیل برخی مشکلات، حق ادامه همکاری با صداو سیما را ندارند.»
این در حالی است که این سه کارگردان، پروژه های مهمی را در حال ساخت دارند.
کیومرث پوراحمد در حال ساخت سریال «پرانتز باز»، کمال تبریزی در حال ساخت «روزگار کهن» و حسین برزیده نیز در حال ساخت اپیزود «خلسه» سریال «راه شیری» می باشد.
بنابراین گزارش، پس از اتمام این سریال ها، این سه کارگردان حق همکاری با تلویزیون ندارند.
این گزارش در حالی است که مسئولان تلویزیون، برخوردهای سلبی را رد کرده بودند.
اصغر پورمحمدی، نیز تصریح کرده بود که در تلویزیون، ممنوع التصویر نداریم.
اما خدا کند که این موج بر کنار کردن سبز ها و سبز اندیشان و کسانی که به هر نحو گول خورده و در دوران انتخابات از موسوی حمایت کرده و یا حرف هائی بر علیه احمدی نژاد زده اند، یک جائی تمام شود.
خدا کند.
امسال کسی در نیمه شعبان برای تبریک عید ولادت به محضر حضرت آیت الله بهجت نرفت.
چرا که نه دلی بود و نه دماغی برای تبریک گفتن.
و نه بهجتی و بهجتی.
برای اولین بار تهران را در ایام ولادت آقا امام زمان (عج) این قدر کسل و بی نشاط میدیدم.
تقریبا از سال ١٣٧٠ که در تهران هستم.
خدا به خیر کند.
خود آقا امام زمان (عج)به داد همه برسد.
خود آقا امام زمان (عج)فریاد رس همگان باشد.
خود آقا امام زمان(عج) پناه همه بی پناهان باشد.
خود آقا امام زمان(عج) در هم زننده معادلات ظالمان و کج اندیشان باشد.
این ها جملاتی است از مرحوم آقای بهجت در باره امام زمان (عج).
*
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.
*
ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.
*
دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.
*
در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!
*
با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!
*
هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را میدانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش میفرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!
*
علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.
*
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!
*
چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!
*
خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.
*
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.
*
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!
*
امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.
*
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!
*
اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!
*
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.
*
آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!
*
ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!
*
تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.
*
چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!
*
هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.
*
خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!
*
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!
*
اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!
*
با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها - اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد.
*
حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!
*
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.
*ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.
* دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.
* در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!
* با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!
*هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را میدانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش میفرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!
* علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.
* انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!
*چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!
*خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.
* مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.
* افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!
*امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.
* قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!
* اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!
*به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.
*آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!
* ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!
* تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.
* چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!
* هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.
* خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!
* آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!
* اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!
* با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها - اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد.
*حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!
* راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.
ایلنا: رئیس کمیسیون قضایی مجلس ششم گفت که ابطحی روحانی است و باید در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه شود زیرا محاکمه وی در این دادگاه ضربه به حیثیت و آبروی روحانیت است.
ناصر قوامی به متهم نمودن برخی از چهرههای نظام به عنوان دنبال کنندگان انقلاب مخملی اشاره کرد و گفت: گاهی اوقات برخی افرادی که خود را دلسوز نظام میدانند حرکتهایی میکنند و حرفهایی میزنند که خنده دار است.
وی با اشاره به دستگیری ملی-مذهبیها در زمان مجلس ششم اظهار داشت:آن زمان هم مطرح میکردند که این افراد برانداز حکومت هستند و ما بهاین دلیل آنها را دستگیر میکنیم، ما مطرح کردیم که این افراد گروههای سیاسی هستند که قبل از انقلاب هم کار سیاسی میکردند اما همانند منافقان مسلحانه اقدام نمیکنند با این حال اتهام فوق اثبات نشد و دستگیرشدگان پس از مدتی آزاد شدند و هیچکدام نیز محکوم به براندازی نشدند.
مشاور مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری دهم افزود: اکنون نیز حرف های خنده داری مبنی بر به راه اندازی انقلاب مخملی مطرح شده که بایدپرسید آیا آقایان هاشمی، خاتمی و کروبی نیز در جریان انتخابات اخیر قصد داشتند انقلاب مخملی به راه بیندازند؟
از اینکه چندتائی عاقل توی این مملکت هست که نه تنها در معرض اتهام انقلاب مخملی نیستند بلکه اصولا جنین توهماتی را انکار هم میکنند، جای خوشبختی است. وگرنه اگر به حرف تندورهائی مثل رسائی مجلس و ... باشد که باید همه این 14 میلیون نفر رای داده با آقای موسوی و خود آقای موسوی و خود آقای خاتمی را گرفت و حتی خود آقای هاشمی را گرفت و قلفتی انداخت توی حوض و خفه ش
در نتیجه انتخابات نیز مسئله دار و باطل میباشد .
پس ....