این روزها
یک چیزهایی می شنویم
یک چیزهای دیگری می بینیم
یک چیزهای دیگری توی کیهان و رجا نیوز می خوانیم
یک چیزهای دیگری توی اعتماد ملی و روزآنلاین می خوانیم.
یک چیزهای دیگری هم توی صدا و سیما می بینیم و می شنویم.
اما این آخری را
قربانش بشوم.
خیلی اتو کشیده است.
سوابق مردان بزرگ ایران انتخاب شده توسط رئیس جمهور.
اینان مدیران ارشد وزارتخانه ها خواهند شد و نفسی که آنها بدمند از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب ساری و جاری خواهد شد.
همه خوب و بد و زیبا و زشت های سالهای آینده ما در حوزه های مختلف به همین ٢١ نفر برخواهد گشت. خدا کند مسئولیت کارهایشان را نیز قبول کنند و خدای ناکرده روزه سکوت نگیرند.
این ٢١ نفر فهرست وزرای پیشنهادی رئیس جمهور احمدی نژاد برای ٢١ وزارتخانه به مجلس است.
شرح سوابق بعضی هایشان نیم صفحه هم نمی شود. اما خدا کند کار مهم بعدی شان که وزارت است بسیار چشمگیر و مرضی خدا و خلق خدا باشد.
وزارت آموزش و پرورش: سوسن کشاورز
- دکترای فلسفه تعلیم و تربیت
- معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی
**وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات: رضا تقی پور
- کارشناس ارشد مهندسی صنایع
- مدیر صنایع امنیت مخابرات - گروه صنایع مخابرات 1375- 1369
- مدیر عامل صنایع الکترونیک شیراز 1381 - 1375
- مدیر عامل صنایع مخابرات ایران 1386 - 1381
** وزارت اطلاعات: حجت الاسلام حیدر مصلحی
- دارای تحصیلات حوزوی در مقطع خارج فقه و اصول و کارشناس ارشد الهیات
- نمایندگی حضرت امام (ره) در قرارگاه کربلا و خاتم الانبیا در دوران دفاع مقدس
- نماینده ولی فقیه در نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی مقاومت بسیج
- مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت
- نمایندگی ولی فقیه و سرپرست کنونی سازمان اوقاف و امور خیریه
** وزارت امور اقتصادی و دارایی: سید شمس الدین حسینی
- دکترای اقتصاد بخش عمومی؛ بین الملل
- دبیر کارگروه تحولات اقتصادی با حکم رئیس جمهور
- رئیس کمیسیون اقتصادی دولت
- عضو کمیسیون تخصصی شورای بورس
** وزارت امور خارجه: منوچهر متکی
- وزیر امور خارجه دولت نهم
- نماینده دوره اول و هفتم مجلس شورای اسلامی
- معاونت ارتباطات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
- سفیر جمهوری اسلامی ایران در ترکیه و ژاپن
- معاون حقوقی، کنسولی و امور مجلس وزارت امور خارجه
- معاون امور بین الملل وزارت خارجه
** وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی : مرضیه وحید دستجردی
- دارای بورد تخصصی زنان
- عضو شورای آموزش پزشکی و تخصصی وزارت بهداشت از سال 75 - 1372
- عضو شورای سیاست گذاری وزارت بهداشت از سال 75 - 1373
- عضو شورای برنامه ریزی آموزش عالی کشور از سال 78 - 1371
- نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در دوره های چهارم و پنجم
- عضو شورای عالی نظام پزشکی کشور 79 - 1375
** وزارت تعاون : محمد عباسی
- دکترای مدیریت
- وزیر تعاون در دولت نهم
- نائب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی در مجلس هفتم
- معاون برنامه ریزی و اداری مالی استانداری مازندران
- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان های مازندران و گلستان
- معاون اداره کل آموزش و پرورش
** وزارت جهاد کشاورزی : صادق خلیلیان
- دکترای اقتصاد منابع طبیعی دانشگاه تربیت مدرس
- معاون و قائم مقام وزیر جهاد کشاورزی
- عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه تربیت مدرس
- عضو کمیسیون شورای اقتصاد کشور
- معاون موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور
-سرپرست دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس
** وزارت راه و ترابری : حمید بهبهانی
- دکترای راه و ساختمان از دانشگاه فلوریدای آمریکا و استاد تمام دانشگاه
- وزیر راه و ترابری در دولت نهم
- رئیس دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ایران از سال 1357 تا 1377 به مدت 20 سال
- مسئول ستاد رفاه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
- عضو شورای عالی برنامه ریزی وزارت راه و ترابری
- عضو شورای عالی مقررات ملی ساختمان وزارت مسکن و شهرسازی
** وزارت رفاه و تامین اجتماعی: فاطمه آجورلو
- دانشجوی دکترای روان شناسی تعلیم و تربیت
- نماینده کرج در مجلس شورای اسلامی دوره هفتم و هشتم
- عضو هیئت رئیسه تحقیق و تفحص از مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری
- عضو و مسئول کمیته معاونت دانشجویی تحقیق و تفحص از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
** وزارت صنایع و معادن : علی اکبر محرابیان
- مهندسی عمران از دانشگاه علم و صنعت
- وزیر صنایع در دولت نهم
- مشاور رئیس جمهور و رئیس ستاد طرح های ویژه در دولت نهم
- عضو شورای عالی فنی کشور
- رئیس و نماینده ویژه دکتر احمدی نژاد در ستاد تبصره 13
- مشاور شهردار تهران
** وزارت علوم، تحقیقات و فناوری : کامران دانشجو
- دکترای هوافضا از کالج لندن
- استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت
- استاندار تهران 87 - 84
- قائم مقام و معاون سیاسی وزیر کشور
- رئیس ستاد انتخابات کشور
** وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: سید محمد حسینی
- استاد و عضو هیئت علمی دانشکده الهیات دانشگاه تهران
- نماینده دوره پنجم مجلس شورای اسلامی
- معاون اجرایی صدا و سیما
- معاون پشتیبانی، حقوقی و پارلمانی وزیر علوم
- رئیس دانشگاه پیام نور و قائم مقام وزیر علوم
** وزارت کار و امور اجتماعی: عبدالرضا شیخ الاسلامی
- دکترای مهندسی عمران از دانشگاه علم و صنعت
- مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور در دولت نهم
- استاندار استان هرمزگان
- استاد و عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت
- دستیار ویژه رئیس جمهور در سازماندهی نیروی انسانی
** وزارت کشور : مصطفی محمدنجار
- کارشناسی ارشد در رشته مدیریت اجرایی با گرایش مدیریت استراتژیک از سازمان مدیریت صنعتی
- مسئول تعاون کل سپاه 1360
- قائم مقام گروه جنگ افزار وزارت سپاه
- معاون برنامه ریزی و توسعه ساصد
- وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در دولت نهم
** وزارت مسکن : علی نیک زاد
- رئیس سازمان مسکن و شهرسازی استان اردبیل
- معاون عمرانی استانداری اردبیل
- استاندار اردبیل
- معاون هماهنگی امور عمرانی و رئیس سازمان شهرداری ها و دهیاری های وزارت کشور
- عضو کارگروه توسعه حمل و نقل عمومی و مدیریت مصرف سوخت - دارای مدرک تحصیلی مهندسی عمران
** وزارت نفت: مسعود میرکاظمی
- دکترای مهندسی صنایع از دانشگاه تربیت مدرس
- وزیر بازرگانی در دولت نهم
- رئیس مرکز بررسی سیستم ها و افزایش بهرهوری
- رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل سازمان اتکا وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح
- رئیس دانشگاه شاهد
- رئیس مرکز مطالعات بنیادی
** وزارت نیرو : محمد علی آبادی
- دارای مدرک مهندسی عمران
- معاون عمرانی شهردار تهران از سال 84 - 82
- معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی در دولت نهم
- رئیس کمیته ملی المپیک
** وزارت بازرگانی : مهدی غضنفری
- معاون وزیر بازرگانی در توسعه روابط اقتصادی
- رئیس کل سازمان توسعه تجارت ایران وزارت بازرگانی
- عضو کمیته برنامه ریزی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
- رئیس دانشکده صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران
- مدیر تحصیلات تکمیلی دانشکده صنایع دانشگاه علم و صنعت
- مدیر دفتر برنامه ریزی دانشگاه دانشگاه علم و صنعت ایران
- مشاور سازمان بهره وری وزارت صنایع
- عضو هیئت علمی دانشگاه دانشگاه علم و صنعت ایران
- دکترای صنایع
.bmp)
فردا یا پس فردا ماه مبارک رمضان آغاز میشود.
یک ماه، میهمانی خدا.
یک ماه نگاه به خود به قصد خود سازی و اصلاح و تزکیه.
یک ماه،
نگاه به فقیر از خود.
نگاه به گرسنه تر ها
نگاه به تشنه تر
و نگاه داشتن نگاه از پلشتی ها و زشتی ها.
یک ماه،
دروغ نگفتن
و گوش ندادن به دروغ.
و باور ننمودن دروغ.
و نبودن با آدمهای دروغ و دروغ گو.
ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشود، و عبادت در یکی از شبهای آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیتای درست و دلی پاکیزه، پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»
آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزهداران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.
منابع :
مفاتیح الجنان، تفسیر نمونه، ج 1، ص 634؛ المیزان، ج 2، ص 15
در انتخابات اخیر بی شک بدنه کارشناسی جامعه علی الخصوص در ادارات دولتی در شهر تهران حامی و طرفدار کاندیدایی بودند که مربوط به نسل اول انقلاب بود.
جوانان و نوجوانان در تهران بی پروا و با تمام توان از میر حسین موسوی حمایت میکردند. کاندیدائی مربوط به دهه اول انقلاب و دوران حضرت امام رضوان الله تعالی علیه.
این خیل طرفدار بی شک در سالهای آینده نیز پر جوش و خروش تر خواهد بود و این ماجراهایی مثل بازداشت و بازداشتگاه کهریزک و شوی ابطحی ایران و ایرانی را رها نخواهند کرد. مطلب زیر را بخوانیدک
فرزانه رودی کارشناس ایرانی الاصل بررسی تغییرات جمعیتی در واشنگتن و مدیر موسسه ای به همین نام در واشنگتن ، می گوید با تغییر ترکیب جمعیتی ایران که در اثر رشد بی سابقه جمعیت ایران در دهه 1980 میلادی به وقوع پیوسته است ، بیش از 70 درصد جمعیت کنونی ایران زیر 30 سال سن دارند .
این کارشناس ایرانی الاصل در مصاحبه ای با نشریه اینترنتی " مرکاتور نت " در این باره می گوید : " سیاست ترویج افزایش جمعیت در دهه اول انقلاب و سپس جلوگیری از روند افزایش آن در دهه های دوم و سوم ویژگی خاصی به جامعه ایران بخشیده است . به طوری که هرم جمعیتی ایران را می توان به یک درخت کاخ تشبیه کرد که تنه و بالای آن کم حجم و میانه آن حجیم و پر شاخ و برگ است ".
این کارشناس می افزاید : " این ترکیب جمعیتی تاثیر خود را در وقایع اخیر پس از انتخابات ایران نشان داد به گونه ای که اکثر کسانی که با حضور در خیابان ها اعتراض خود را به نتایج انتخابات نشان دادند از میان جوانان بین سنین 15 تا 30 سال بودند ".
این کارشناس جمعیت می افزاید : " بیکاری در کنار بالا رفتن همه روزه هزینه های زندگی با تشدید محدودیت های اجتماعی زندگی از سوی دولت، وضعیت جامعه جوان ایرانی را به مرز غیر قابل تحمل رسانده است . در واقع اعتراض های گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در 2 ماه گذشته در ایران نه تنها صرفا بر سر انتخابات بلکه غلیانی اجتماعی از شرایطی است که جامعه ایران به ویژه جوانان در آن به سر می برند ".
در این زمینه پرفسور عباسی استاد دانشگاه ملی استرالیا معتقد است : " جمعیت جوان و تحصیلکرده ایران یک پتانسیل بسیار بزرگ برای جنبش دموکراسی خواهی در ایران به شمار می رود و با این پتانسیل ، قطعا ایران در سال های آتی شاهد تغییراتی عظیم در جهت دموکراسی خواهد بود".
در این گزارش آمده است : با وجودی که وجود یک جامعه جوان و تحصیلکرده یک مزیت بسیار بزرگ برای رشد و توسعه اقتصادی در ایران به حساب می آید اما با سوء مدیریت ها و عدم بهره گیری مناسب از این پتانسیل ، ایران هم اکنون با بیکاری 25 درصدی در بین جمعیت 18 تا 30 ساله خود روبروست .
منبع مطلب
صادق خلیلیان -وزیر احتمالی وزارت جهاد کشاورزی

حمید بهبهانی -وزیر احتمالی وزارت راه و ترابری

عبدالرضا شیخ الاسلامی -وزیراحتمالی کار و امور اجتماعی

حیدر مصلحی وزیر پیشنهادی برای وزارت اطلاعات

منوچهر متکی -وزیر احتمالی وزارت خارجه

مرتضی بختیاری وزیر احتمالی برای وزارت

فاطمه آجرلو -وزیر پیشنهادی رفاه و تامین اجتماعی

سید شمسالدین حسینی -وزیر پیشنهادی اقتصاد

رضا تقیپور -وزیر احتمالی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

سوسن کشاورز -وزیر احتمالی برای وزارت آموزش و پرورش

سید محمد حسینی -وزیر احتمالی فرهنگ و ارشاد اسلامی

کامران دانشجو -وزیر احتمالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

علی نیکزاد -وزیر احتمالی مسکن و شهرسازی

مصطفی محمد نجار وزیر احتمالی برای وزارت کشور

محمد عباسی -وزیر پیشنهادی تعاون

علیاکبر محرابیان -وزیر پیشنهادی صنایع و معادن

احمد وحیدی وزیر احتمالی برای وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

مرضیه وحید دستجردی -وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

سید مسعود میرکاظمی -وزیر احتمالی نفت

محمد علیآبادی -وزیر احتمالی نیرو
صادق زیباکلام در باب امکان فعالیت سیاسی مهندس موسوی و تشکیلات " راه سبز امید " در نظام جمهوری اسلامی گمانه زنی نمی کند. او تنها به مسئولان نظام توصیه می کند که مانع از فعالیت " راه سبز امید " نشوند تا جامعه ایران به سمت رادیکالیسم و آنار شیسم سوق داده نشود.
وی بازداشت موسوی، خاتمی و کروبی را موجب شادی و خرسندی دشمنان نظام جمهوری اسلامی و تعمیق بحران سیاسی در کشور می داند.
گفت و گوی زیبا کلام با عصرایران را بخوانید:
به نظر شما تشکیلات " راه سبز امید " امکان فعالیت در نظام جمهوری اسلامی را پیدا می کند؟
به نظر من حتی اگر پاسخ این سئوال از نظر مسئولین نظام منفی باشد، باید آنها را تشویق و ترغیب کرد که اجازه بدهند " راه سبز امید " به عنوان یک تشکل بتواند فعالیت کند ، زیرا صرفنظر از اینکه ما نتیجه انتخابات را بپذیریم یا نپذیریم، واقیعت امر این است که انتخابات 22 خرداد نشان داد که طیف قابل توجهی از اقشار فرهنگی و تحصیلکرده جامعه ایران، حتی اگر آنها را سیزده میلیون قلمداد کنیم، انتقاداتی نسبت به وضع موجود دارند و کمبودهایی را احساس می کنند.
بنابراین مسئولین نظام نمی توانند به این قشر مهم جامعه ایران پشت کنند و بگویند برای ما مهم نیست که شما چه نظری دارید. حتی اگر ما فرض کنیم که احمدی نژاد 24 میلیون رای آورده است، باز هم این اشتباه خواهد بو د که مسئولین نظام بگویند ما آن 24 میلیون رای را داریم و این 13 میلیون هم می توانند هر طور که می خواهند فکر کنند.
عقل سلیم و آینده نظام ایجاب می کند که شرایط برای فعالیت قانونی، رسمی، علنی و باز " راه سبز امید " فراهم شود. این 13 میلیون باید برای طرح مطالبات خودشان یک " پلات فرم " داشته باشند. اگر حکومت به هر دلیلی این امکان را از این جمعیت سلب کند و نگذارد که اینها در یک چارچوب قانونی و علنی فعالیت کنند، مرتکب خبط و خطا شده است؛ زیرا این رویکرد، بسیاری از این 13 میلیون را به سرخوردگی و یاس سیاسی و اجتماعی می کشاند و ممکن است اقلیتی از آنها به حرکتهای آنارشیستی و اقدامات کور و رادیکال و افراطی روی بیاورند. بنابراین حکومت باید به " راه سبز امید " اجازه فعالیت بدهد.
آیا این " باید " عقلانی، عملاً لحاظ می شود؟
طبیعی است که آقایان ترجیح می دهد راه سبزی وجود نداشته باشد و مهندس موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی رفسنجانی و سایرین تسلیم شوند و سکوت کنند. طبیعی است که این شرایط از نظر ایشان مطلوبتر است. همچنانکه بنده به عنوان استاد دانشگاه برایم مطلوبتر است که دانشجویانم مرا سئوال پیچ نکنند و ایرادهایم را نگیرند. اما به آن دسته از ممسئولین نظام که سودای مخالفت با حرکت " راه سبز امید " را دارند، باید تذکر داد که اگر شما اجازه فعالیت سیاسی علنی و قانونی به این جمعیت معترض ندهید، عملاً دارید آنها را به سمت رادیکالیسم هل می دهید و این امر حتی به نفع خود شما هم نیست. باید به این قبیل مسئولین گفت که مخالفت شما با فعالیت " راه سبز امید " و تشکلهایی از این دست، بر خلاف مصالح و منافع خودتان هم است.
چرا مهندس موسوی حزب یا سازمان تاسیس نکرده است و عنوان " تشکیلات " را برگزیده است؟
من شخصاً فکر می کنم و این نکته را در یادداشتهای دو ماه اخیرم نیز گفته ام که تشکل مهندس موسوی نباید حزب باشد. زیرا ما الان حزب منتقد و مخالف داریم. احزابی مثل اعتماد ملی، مشارکت، کارگزاران سازندگی، توسعه و همبستگی، همگی احزابی مخالف و منتقد هستند.
اگر مهندس موسوی هم حزب تاسیس کند، این حزب جدید، حزبی همانند و همردیف سایر احزاب اصلاح طلب خواهد شد. این اقدام خیلی به جایی نمی رسد. اقدام درست همین است که مهندس موسوی یک جبهه یا تشکل فراگیر را شکل بدهد. زیرا این 13 میلیون دارای یک فکر و یک خط یا جناح سیاسی نیستند بلکه در نقاطی مهم و کلیدی با یکدیگر مشترک هستند. بنابراین اگر ما بخواهیم حزب تاسیس کنیم، این حزب کارایی یک تشکل فراگیری را که واجد اهداف کلی و اولیه مشخص باشد، نخواهد داشت؛ در حالی که در شرایط فعلی، کاربرد جبهه یا چیزی نظیر آن خیلی موثرتر خواهد بود.
ظاهراً "تشکیلات" نیازمند مجوز دولت برای فعالیت نیست. احتمالاً مهندس موسوی این نکته را هم مد نظر داشته است.
قطعاً همین طور است. یعنی با توجه به وزارت کشور دولت احمدی نژاد و اینکه اکثریت اعضای کمیسیون ماده 10 احزاب طرفداران دولت احمدی نژاد هستند، به احتمال بسیار زیاد، دولت احمدی نژاد به مهندس موسوی و هوادارانش مجوز فعالیت سیاسی در قالب یک حزب یا یک سزمان نخواهد داد. بنابراین مهندس موسوی با توجه به چنین دغدغه هایی بحث ایجاد یک تشکیلات عام و فراگیر را مطرح کرده است.
با فعالیت تشکیلات " راه سبز امید "، روش پیشبرد دموکراسی در ایران ارتقا پیدا نمی کند؟
شاید روش کار در مقایسه با سالهای اصلاحات فرق کند ولی به هر حال جریانات و تحولات سیاسی - اجتماعی، همواره دچار قبض و بسط و فراز و فرود می شوند؛ ممکن است گاهی اوقات عقب نشینی کنند و گاهی اوقات موضع رادیکال اتخاذ کنند. ولی به هر حال هدف، تحقق دموکراسی، تحقق جمهوریت، حاکمیت قانون، تثبیت آزادیهای سیاسی و حقوق شهروندی است.
به نظر شما " راه سبز امید " تا چه حد می تواند نیروهای اجتماعی دموکراسی خواه را جذب کند؟
ما نباید انتظار داشته باشیم که بلافاصله پس از آغاز فعالیت این تشکیلات سیاسی، همه آن 13 میلیون نفر بیایند و فرم عضویت " راه سبز امید " را پر کنند. مسلماً بخشهایی از آن 13 میلیون در مقایسه با بخشهای دیگر، بیشتر به دنبال تحقق دموکراسی در ایران هستند. شاید قشر قابل توجهی از آن 13 میلیون خیلی دغدغه چنین اموری را نداشته باشند و صرفاً از سر مخالفت با احمدی نژاد به مهندس موسوی رای داده باشند. ولی به هر حال این نکته مسلم است که چنین تشکلی برای تحقق دموکراسی و تامین حقوق شهروندی و حاکمیت قانون، می تواند اقشار و لایه های مهمی مثل دانشجویان، دانشگاهیان، روحانیان و حوزویان، فعالین حقوق زنان و اقلیتهای قومی را به سمت خودش حلب کند.
برخی اصولگرایان مهندس موسوی را متهم کرده اند که " راه سبز امید " مبتنی بر الگوبرداری از تجربه های گذار به دموکراسی در سایر کشورها است. فارغ از اینکه چنین امری در نفس الامر بلااشکال است، آیا این حرف اصولگرایان صحت دارد؟
به هر حال اگر شما بخواهید با " راه سبز امید " مخالفت بکنید، می توانید بگویید این تشکیلات از فلان جریانی که در فلان کشور دنیا باعث سقوط یک حکومت غیردموکراتیک شده، کپی برداری شده است. شما می توانید بگویید چون این یک تشکیلات فراگیر است، می تواند محل فعالیت دشمنان نظام مثل سلطنت طلب ها و منافقین و عوامل استکبار جهانی بشود. اگر بنا بر این باشد که جلوی فعالیت این تشکیلات را بگیریم، بهانه های زیادی می توانیم بیاوریم. ساده ترین بهانه هم این است که بگویند مهندس موسوی ، کروبی و خاتمی فعلاً در دادستانی انقلاب پرونده دارند و تا به پرونده هایشان رسیدگی نشود، نمی توانند هیچ تشکیلات و حرکت سیاسی را ایجاد و رهبری بکنند.
شما احتمال دستگیری مهندس موسوی و مهدی کروبی را در چه حد می دانید؟
ببینید بحث اصلی این نیست که ما ببینیم احتمال این امر 10 درصد است یا 60 درصد یا 90 درصد. آنچه که به طور عقلایی می توانیم بگوییم این است که به هر حال در درون حاکمیت، قطعاً عناصر تندرویی هستند که معتقدند مهندس موسوی و کروبی و خاتمی باید از همان روز اول دستگیر می شدند.
آنها می گویند بزرگترین اشتباه ما این بوده که این افراد را بازداشت نکرده ایم و الان هم داریم چوبش را می خوریم. اما در درون نظام جریانات معقول تر و معتدل تری هم هستند که به روح انقلاب اسلامی و شاکله اهداف این انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نزدیکترند و معتقدند که بازداشت مهندس موسوی، کروبی و خاتمی صرفاً به تعمیق و گسترده تر شدن شکافهای اجتماعی، افزایش نارضایتی ها و بحرانی تر شدن شرایط منجر می شود.
آنها به درستی معتقدند که با بازداشت این سه نفر بحران تمام نمی شود. بنابراین بین جریانات معتدل و تندروی اصولگرایان در این خصوص اختلاف نظر و کشمکش وجود دارد. اما من برای آینده نظام و یرای اینکه از این بحران به سلامت عبور کنیم، شخصاً دعا می کنم که تفکر اصولگرایان رادیکال حاکم نشود و امیدوارم که رای اصولگرایانی که متعدل تر و پخته تر هستند، بر کرسی بنشیندو مهندس موسوی و کروبیو خاتمی بازداشت نشوند.
بیایید فقط برای یک لحظه خودمان را به جای دشمنان نظام بگذاریم یعنی کسانی که به چیزی کمتر از فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران رضایت نمی دهند. آیا غیر از این است که آنها از خدا می خواهند که این سه نفر بازداشت شوند. آیا voa ، سلطنت طلبان، طرفداران مسعود رجوی و سایر مخالفان نظام از خدا نمی خواهند که مهندس موسوی ، خاتمی و کروبی دستگیر شوند تا بحران کنونی در نظام جمهوری اسلامی عمیق تر شود؟
پاسخ این سئوال خیلی روشن است. حالا دیگر باید دید که بین دو گزینه بازداشت و عدم بازداشت مهندس موسوی، خاتمی و کروبی، کدام یک به نفع نظام جمهوری اسلامی است و کدام یک به ضرر این نظام.
منبع
امروزه هر جا سخن از استراق سمع و شنود مکالمات تلفن های همراه به میان می آید تصویری که در اذهان عامه نقش می بندد این است که در هنگام برقراری تماس ، مکالمات رد و بدل شده توسط دستگاهی واسط ضبط می شود و مورد شنود قرار می گیرد.این نوع استراق سمع اگر چه می تواند مورد استفاده قرار گیرد اما با پیدایش تلفن های همراه و گسترش ارتباطات سیار ، شیوه های جدید و کاراتری جهت شنود مکالمات و استراق سمع های محیطی به کار گرفته می شود.
هر تلفن همراهی قاعدتاً دارای یک میکروفون بسیار حساس است که همواره قابلیت فعال شدن را دارا می باشد.فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.
امروزه یکی از تجارت های پرسود برای شرکت های سازنده تلفن های همراه ، فروش دستگاه های فعال کننده میکروفون های تلفن های همراه و امکانات شنود این میکروفون های فعال شده می باشد.
این دستگاه ها قابلیت هایی به خریداران آنها می دهد که با استفاده از آن می توانند به راحتی ، تلفن همراه شخص مورد نظر خود را به میکروفون مخفی خود تبدیل نموده و کلیه مکالمات وی در محل کار ، منزل و یا حتی در جمع دوستان را به راحتی شنود نمایند.
البته این دستگاه های شنود تنها توسط شرکت های سازنده تلفن های همراه ، تولید نمی شودو سایر شرکت های تولید کننده نرم افزار های موبایل نیز می توانند در صورت داشتن کد های نفوذ به دستگاه های تلفن های همراه شرکتی خاص(مانند نوکیا) نرم افزار مناسب شنود این نوع تلفن های همراه را تولید نمایند.
البته فعال کردن این نوع سیستم ، عموماً نیاز به نصب نرم افزار مربوطه بر روی تلفن همراه افراد قربانی دارد که این عمل ممکن است از طریق ارسال پیامک ، بلوتوث و ... انجام گیرد.
در صورتی که فرد مهاجم بخواهد از شیوه ارسال پیامک برای نصب این نرم افزار مخفی استفاده نماید ، پیامکی عمومی مانند تبریک سال نو به طیف وسیعی از مشترکان یک شهر ارسال می کند و مشترکان تلفن های همراه نیز پس از خواندن این پیامک ، فرد مهاجم را در جایگذاری این جاسوس کوچک یاری می رسانند.
با استفاده از این تکنولوژی ، هر تلفن همراه یک جاسوس بالقوه می تواند باشد که حتی در صورت خاموش بودن دستگاه تلفن همراه نیز می تواند بسته به حساسیت میکروفون خود ، امواج صوتی را از شعاعی از محیط خود ، جذب و ارسال نماید.
لازم به ذکر است که این سیستم جاسوسی ، تنها محدود به شنود مکالمات محیطی نمی شود بلکه این دستگاه ها قادربه دسترسی به تمامی بخش های تلفن همراه از قبیل یادداشت های شخصی ، پیام های کوتاه ، لیست تماس ها و ... می باشند.
توصیه هایی برای مقابله با این جاسوس :
1. در صورتی که این سیستم جاسوسی توسط یکی از شرکت های سازنده تلفن همراه (مانند نوکیا) به فرد مهاجم فروخته شود ، عملاً هیچ کاری نمی توان انجام داد جز اینکه به هنگام حضور در جلسات کاری و خصوصی که اطلاعات با ارزشی (مانند اطلاعات مالی) ردوبدل می شود باتری موبایل خود را خارج کرده و فضای کاری را عاری از دستگاه تلفن همراه شرکت مورد نظر نمایید.
2. حتی الامکان شماره هایی که پیامک های گروهی ارسال می نماید را Ban نمایید.
3. پیامک هایی که از افراد ناشناس می رسد و دارای حجمی بیش از یک اس ام اس است را باز نکنید.
4. Bluetooth دستگاه موبایل خود را در مواقع غیر ضروری ، در حالت Off قرار دهید.
5. اطلاعات شخصی و حساس مانند رمز عبور سامانه بانکی ، شماره حساب و ... را در دستگاه تلفن همراه خود ذخیره ننمایید.
6. در بازه های زمانی کوتاه ، دستگاه تلفن همراه خود را Format نمایید.
7. به یاد داشته باشیم که دستگاه های تلفن های همراه نسل قدیم به دلیل قدرت پردازش و فضای حافظه اندک از امنیت به مراتب بالاتری نسبت به تلفن های نسل جدید برخوردار هستند.
8. توصیه ویژه : "شرکت نوکیا سابقه ای نه چندان درخشان در زمینه حفظ حقوق مشتریان دارد !"
نقل مطلب

حجتالاسلاموالمسلمین سیداحمد علمالهدی، در خطبههای عبادی سیاسی نماز جمعه امروز مشهد که در رواق امام خمینی(ره) حرم مطهر رضوی برگزار شد، تصریح کرد: کسی که با نامهاش خوراک یورش بیرحمانه دشمن به نظام را آماده میکند و نوشته او ابزار محکمی برای بردن آبروی نظام توسط دشمن میشود، عامل و عنصر استکبار است و نباید در دل ممکلت آزاد باشد.
امامجمعه مشهد گفت: آقایی که در نامهاش ادعاهای فوقالعاده میکند و به زندانهای کشور نسبتهایی میدهد که در شأن زندان ابوغریب است، باید بداند که در صورت عدم اثبات حرف خود، سرباز پیاده نظام دشمن محسوب خواهد شد.
حجتالاسلاموالمسلمین سیداحمد علمالهدی، در خطبههای عبادی سیاسی نماز جمعه امروز مشهد که در رواق امام خمینی(ره) حرم مطهر رضوی برگزار شد، تصریح کرد: کسی که با نامهاش خوراک یورش بیرحمانه دشمن به نظام را آماده میکند و نوشته او ابزار محکمی برای بردن آبروی نظام توسط دشمن میشود، عامل و عنصر استکبار است و نباید در دل ممکلت آزاد باشد.
به گفته وی، دستگاه قضایی باید فرد مدعی این ادعاها را که موجب جری شدن دشمن، بردن آبروی اسلام و مملکت امام زمان(عج) و نیز سراسیمه کردن مردم در داخل کشور شده است، مواخذه کند و از او اثبات حرفش را بخواهد.
علمالهدی معتقد است: از آنجا که این ادعاها باعث ترور شخصیت تمام مسوولان قضایی و امنیتی کشور شده است، مطرح کننده این ادعاها در صورت عدم اثبات حرفش یک تروریست است و باید جرم خود را بپذیرد.
عضو مجلس خبرگان رهبری، حوادث اخیر کشور را "فتنهالذهب" خواند و تاکید کرد: این حوادث موجب شد میزان خلوص و عیار نخبگان سیاسی معلوم شود که متاسفانه باید گفت برخی از این نخبگان در اثبات ادعای پیرویشان از ولایت فقیه دچار نقصان و مردود شدند.
وی با تاکید بر لزوم آزادی سیاسی در کشور، جامعهای را که به لحاظ سیاسی دچار تکصدایی شود، تقبیح کرد و ادامه داد: فضای سانسور و کنترل در کشور به مصلحت مردم و نظام نیست هر چند باید در کشور اندیشهها و جریانات سیاسی متفاوت وجود داشته باشد اما وقتی ولیفقیه تصمیم گرفتند، همگی باید پیرو تصمیم ایشان باشیم.
امام جمعه مشهد تصریح کرد: وقوع جنگ نرم در کشور ما مشهود است و امروز در وسط آن قرار داریم بهطوری که برخی وبلاگها، سایتها و پیامکها همان وظیفهای را ایفا میکنند که بمبافکنها و تانکها در تهاجمات نظامی عهده دارند.
وی افزود: با این قبیل سایتها و ابزار مشابه که در خدمت دشمن است، باید همان برخوردی را کرد که با ادوات نظامی دشمن در جنگها انجام میشود.
علمالهدی تصریح کرد : برای به دست آوردن آزادی موجود در کشور، بهایی ارزشمند چون خون شهیدان را دادهایم و اجازه نمیدهیم در این فضا تروریست آمریکایی و مزدور غربی پرورش یابد.
عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان تاکید کرد: همه حق دارند آزادانه حرف بزنند، بنویسند و نقد کنند به شرط آنکه مسوولیت تمام گفتار و نوشتار خود را بپذیرند.
اگر در جمهوری اسلامی، رفتار خلاف حیثیت و اخلاقی از سوی یکی از مأموران انجام گیرد، باید عزای ملی اعلام شود، چه برسد به اینکه اعمال شنیع علیه شماری از جوانان کشور صورت گرفته باشد، زیرا که سرمایه اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی، دستیابی به اخلاق و ارزشهای انسانی و اسلامی در اداره کشور بوده است.
اگر در جمهوری اسلامی رفتار خلاف حیثیت و اخلاقی از سوی یکی از مأموران انجام گیرد، باید عزای ملی اعلام شود، چه برسد به اینکه اعمال شنیع علیه شماری از جوانان کشور صورت گرفته باشد.
به گزارش «تابناک» صبح امروز، جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر با دکتر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کردند.
بنا بر این گزارش که مشروح آن در پایگاه اینترنتی محسن رضایی آمده است، در این دیدار، رئیس و شورای مرکزی این جمعیت، گزارشی از رخدادهای اخیر را به آگاهی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام رساندند.
دکتر احمدلو، رئیس جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر، در گزارش خود با اشاره به رخدادهای چند هفته گذشته اظهار داشت: محاکمات اخیر هم در شکل و هم در محتوا، نواقص حقوقی بسیاری دارد.
وی با بیان اینکه جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر، اقدامات فراوانی در راستای دفاع از حقوق مردم انجام داده است، افزود: جمعیت برای آزادسازی افرادی که جرمی مرتکب نشده بودند، تلاش بسیاری کرد و توانست در این مدت، عدهای از این گونه افراد را آزاد کند.
رئیس جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر اضافه کرد: جمعیت در این راستا، درباره بدرفتاری مأموران، گزارشهایی تهیه کرده که از راه مراجع قانونی در حال پیگیری آن است.
در ادامه این دیدار، محسن رضایی با قدردانی از تلاشهای جمعیت، حمایت همهجانبه خود را در راستای استیفای حقوق مردم اعلام کرد.
دکتر رضایی افزود: تقویت جمهوری اسلامی، صرفا به تأیید و تقویت نهادهای حکومتی و مقامات دولتی نیست، بلکه تلاش برای اصلاح رفتار آنها هم هست.
وی ادامه داد: اگر گزارشهای شما درباره بدرفتاری با مردم در خیابانها و زندانها درست باشد، دستکم باید همه مقاماتی که مسئول هستند، عزل و به دست دادگاه سپرده شوند.
وی اضافه کرد: اگر در جمهوری اسلامی، رفتار خلاف حیثیت و اخلاقی از سوی یکی از مأموران انجام گیرد، باید عزای ملی اعلام شود، چه برسد به اینکه اعمال شنیع علیه تعدادی از جوانان کشور صورت گرفته باشد، زیرا که سرمایه اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی، دستیابی به اخلاق و ارزشهای انسانی و اسلامی در اداره کشور بوده است.
رضایی با بیان اینکه بر شما تکلیف است که این گزارشها را برای مقامات مسئول کشور نیز بفرستید، خاطر نشان ساخت: از این گزارش، یک رو نوشت هم به بنده بدهید تا آن را پیگیری کنم.
گفتنی است، جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر که اعضای آن عمدتا از جانبازان دفاع مقدس هستند، مدتهاست با هدف دفاع از حقوق مردم در ایران فعالیت میکنند و برای چندمین بار است که با دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار و گزارش عملکرد خود را ارایه کردهاند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار با جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر، گفت: اگر در جمهوری اسلامی توسط یکی از ماموران عمل خلاف حیثیت و اخلاق صورت گیرد، باید عزای ملی اعلام شود چه برسد به اینکه اعمال شنیع علیه تعدادی از جوانان کشور صورت گرفته باشد .
به گزارش مهر، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی محسن رضایی ، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام صبح امروز چهارشنبه با جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر دیدار کرد و رئیس و شورای مرکزی این جمعیت، گزارشی از حوادث اخیر را به اطلاع دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام رساندند.
دکتر احمدلو، رئیس جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر، در گزارش خود ضمن اشاره به وقایع چند هفته گذشته اظهار داشت: محاکمات اخیر هم در شکل و هم در محتوا، نواقص حقوقی زیادی دارد.
وی با بیان اینکه جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر اقدامات فراوانی در راستای دفاع از حقوق مردم به عمل آورده است، افزود: جمعیت، برای آزادسازی افرادی که جرمی مرتکب نشده بودند، تلاش زیادی کرد و توانست در این مدت، عده ای از این گونه افراد را آزاد کند.
رئیس جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر اضافه کرد: جمعیت در این راستا ، درباره بدرفتاری ماموران، گزارشاتی را تهیه کرده است که از طریق مراجع قانونی در حال پیگیری آن است.
بنا بر این گزارش ، در ادامه این دیدار محسن رضایی ضمن قدردانی از تلاشهای جمعیت ، حمایت همه جانبه خود را در جهت استیفای حقوق مردم اعلام کرد.
رضایی افزود: تقویت جمهوری اسلامی صرفا به تائید و تقویت نهادهای حکومتی و مقامات دولتی نیست، بلکه تلاش برای اصلاح رفتار آنها هم هست.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: اگر گزارشات شما درباره بدرفتاری با مردم در خیابان ها و زندان ها درست باشد، تمامی مقاماتی که مسئول هستند حداقل باید عزل و به دست دادگاه سپرده شوند.
وی اضافه کرد: اگر در جمهوری اسلامی توسط یکی از ماموران عمل خلاف حیثیت و اخلاق صورت گیرد، باید عزای ملی اعلام شود چه برسد به اینکه اعمال شنیع علیه تعدادی از جوانان کشور صورت گرفته باشد زیرا که سرمایه اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی ، دستیابی به اخلاق و ارزشهای انسانی و اسلامی در اداره کشور بوده است.
رضایی با بیان اینکه بر شما تکلیف است که این گزارشات را برای مقامات مسئول کشور نیز ارسال کنید ، گفت : از این گزارش یک رو نوشت هم به بنده بدهید تا آن را پی گیری کنم.
جمعیت حقوقدانان دفاع از حقوق بشر که اعضای آن عمدتا از جانبازان دفاع مقدس هستند، مدتهاست که با هدف دفاع از حقوق مردم در ایران فعالیت می کنند و برای چندمین بار است که با دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کرده و گزارش عملکرد خود را ارائه نموده اند.


الف: متن پیاده شده نطق امروز احمد توکلی، نماینده مردم تهران، ری و شمیرانات در مجلس:
به مردم ظلم نکنیم تا نظام پایدار بماند
اعترافات وقیحانه آمریکا و فرانسه به دخالت در امور داخلی ایران، هم شدت سلطهطلبی و دشمنی دولتهای غربی را با مردم و کشور ایران نشان داد و هم عمق غفلت یا تغافل برخی سیاستمداران داخلی را. دشمنی با انقلاب اسلامی همیشه بوده و تا وقتی که این انقلاب ماهیت خویش را حفظ کند، ادامه خواهد یافت. آنچه باعث تاثیر دشمنی خواهد شد، ضعف داخلی است. در فضا میلیونها میکروب و ویروس پراکنده است، پس چرا همه بیمار نمیشوند؟ میکروب خارجی وقتی موثر میشود که بدن ضعیف باشد. راه مصون ماندن نیز عبارت است:
1) وحدت حول ملی محور قانون
2) ظلم نکردن به حقوق مردم به ویژه حق امنیت و آزادی
3) داشتن دولتی کارآمد برای سامان دادن بهتر به زندگی مردم
درباره رعایت قانون سیاستمداران و حاکمان برای رعایت قانون شایستهترند. هر چه نتایج قانونشکنی تلختر باشد و یا مقام فرد قانونشکن بالاتر باشد، قانونشکنی بدتر است. حاکمان باید در اجرای قانون پیشقدم باشند.
ندیده گرفتن قانون از طرف رئیس جمهور قابل قبول نیست، آقای احمدی نژاد که رئیس جمهور قانونی کشور است و برای اجرای قانون سوگند خورده است، باید پایبند به قانون باشد و مثل گذشته عمل نکنند. به دو مورد که همین ایام که قانون شکسته شده است اشاره میکنم.
مجلس شورای اسلامی در قانون بودجه تصویب کرد که هیچ یارانهای برای واردات بنزین پرداخت نشود و بنزین وارداتی فقط آزاد فروخته شود. دولت در 4 ماهه نخست امسال 1 میلیارد و 106 میلیون دلار واردات بنزین داشته این کار غیر قانونی است. دست بردارید از قانونشکنی.
درخصوص ماه مبارک رمضان دیروز سخنگوی دولت اعلام کرد که ساعت کار از 9 صبح تا 2 بعد از ظهر خواهد بود. این کار نیز غیر قانونی است. سال 86 این کار را آقای احمدینژاد کردندف ما تذکر دادیم زیر بار نرفتند، در تاریخ 86.2.26 رئیس مجلس وقت، جناب آقای دکتر حداد، به رئیس جمهور تذکر داد که تصمیم هیئت دولت غیر قانونی است، متاسفانه هنوز دارند آن را اجرا میکنند. من خودم هم در 86.6.29 کتبا به آقای دکتر احمدینژاد نوشتم و تذکر دادم که تصرفات ایشان طبق قانون باید صورت بگیرد، نه به صلاحاندیشی شخصی ساعات خدمترسانی به مردم را کاهش دهد. ایشان قسم خوردهاند باید به لوازم آن ملزم باشند. اگر حاکمان قانون را رعایت نکنند چه میشود؟
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی برآورند غلامان درخت از بیخ
دیدیم که در حادثههای اخیر که به حقوق مردم ظلم شد، برخی از غلامان درخت را از بیخ درآوردند. حقوق دستهای از مردم در حوادث پس از انتخابات ضایع شد، چه به دست اغتشاش گران و چه به دست ماموران. البته معنی این سخن من این نیست که زحماتی را که برای حفظ امنیت کشیده شده نادیده بگیریم و تلاشهایی که برای خنثی کردن سوءاستفاده دشمنان شده را نادیده بگیریم. باید از همه آنها تشکر کرد اما واقعیت این است که در مورد بازداشت شدگان حقوقی ضایع شده و نقض شده است. آخرین موردی که من شنیدم و بسیار تاسف برانگیز است بازداشت غیر منطقی برخی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف است. به نحوه رفتار اعتراض دارم نه به محتوای کار برای اینکه محتوای کار تا پرونده بررسی نشود، حق قضاوت وجود ندارد تازه باید قاضی باشد که قضاوت کند. اگر به حوادث کوی دانشگاه 10 سال پیش رسیدگی میشد وموضوع دستخوش جناح بازیهای سیاسی نمیشد این جنایت این دفعه تکرار نمیشد. الان هم عرض میکنم باید به این جنایت رسیدگی شود و مسئولیت اصلی به عهده دو شخص است یکی رئیس شورای عالی امنیت ملی که رئیس جمهور است، یکی هم رئیس قوه قضاییه. من حدود سه هفته پیش نامه نوشتم به جناب آقای هاشمی شاهرودی و این وظیفه قانونیشان را به ایشان تذکر دادم. الان هم باز تکرار میکنم رئیس قوه قضاییه و رئیس جمهور که مسئول اصلی قوه قضایی و ضابطین دادگستری هستند مسئول اصلی هستند در این امر. در مورد آزادی که مهمترین گوهر الهی است که تقدیم بشر شده است فشار بیهودهای که بر بعضی رسانهها میآورند غلط است. این اشتباه است. این فشارها باعث میشود که دروغ پردازیهای بیگانگان که در حادثه کاه را کوه میکنند یا اصلا کاه نبوده را کوه میسازند مثلا کسانی را که به دلیل دیگری جان باختند یا اصلا زنده هستند کشته حوادث مکنند و اینها را میکوبند بر سر نظام. این از نتایج سوء رفتار ما در مورد آزادی رسانهها داخلی است. من همین جا از آقای رئیس مجلس خواهش میکنم اطلاع رسانی گروه تحقیقی که قرار دادند زودتر انجام بدهند. نمایندگان محقق هستند که بدانند همکارانشان که زحمت کشیدند و برای کشف حقیقت تلاش کردند به چه نتایجی رسیدند؟ اگر از نظر امنیتی صلاح نیست که ممکن است صلاح نباشد بی موقع اطلاعات افشا شود، جلسه غیر علنی بگذارند و گزارش همکاران را استماع کنند.
خلاصه من عرض میکنم که ما چه بخواهیم چه نخواهیم؛ چه دشمن ما فعال باشد که هست، و چه نباشد، اگر ظلم کنیم خودمان با دست خودمان نظام را از بین میبریم. امیرالمومنان علی (ع) در نامه به مالک اشتر فرموده: «انصف الله و انصف الناس من نفسک و من خاصه اهلک و من لک فیه هوی من رعیته» تویِ حاکم باید نسبت به حقوق الهی و حقوق مردم انصاف داشته باشی و در برابر تمنیات نفسانی خودت و اطرافیان خاصت و تمنیات افرادی از مردم که به آنان تعلق خاطر داری، میخواهد جناحتان یا حزبتان باشد، مقاومت کنی و حق مردم و خدا را رعایت کنی و اگر این کار نکنی بدان که خدا با تو دشمنی میکند و اگر حکومت به دست به ظلم بزند امیرالمومنین می فرمایند که هیچ چیز به اندازه ظلم زودتر حکومت را ساقط نمیکند. همه از ظلم بپرهیزیم و به حقوق ملت و خدا احترام بگذاریم.
والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته
نامه مهم محسن رضایی به رییس مجلس شورای اسلامی
به هر حال تا پیاده شدن طرح های اساسی از قبیل این ایده ، مجلس باید برای جلوگیری از انتقال تنشهای سیاسی به حوزه اقتصاد ، چاره اساسی بیندیشد و لازمه این کار آن است که میثاقی را با آقای رییس جمهور منعقد سازید که عرصه اقتصاد را با تنش مواجه نسازند. در غیر این صورت، سیاستهای کلی اصل 44 و اهداف چشم انداز ایران 1404 با مشکل مواجه خواهند شد.
دکتر محسن رضایی در نامه ای خطاب به علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی ضمن تاکید بر نقش مهم مجلس در تعیین وزراء و تشکیل دولت ، نکاتی را خاطر نشان ساخت.
به گزارش تابناک، متن این نامه که در پایگاه اینترنتی محسن رضایی منتشر شده است، به شرح ذیل است:
بسمه تعالی
برادر ارجمند جناب آقای دکتر لاریجانی
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
با سلام و تحیت؛
نظر به نزدیکی زمان انتخاب وزراء و تشکیل دولت دهم و نقش مهمی که مجلس محترم شورای اسلامی طی سی سال گذشته بر عهده داشته و با عنایت به اینکه همواره تشکیل دولت، برآیند آراء رییس جمهور و مجلس بوده، نکانی قابل توجه است :
1-عرصه سیاست ایران طی سی سال پس از انقلاب و بلکه صد سال اخیر ، عرصه متلاطم ، پر تنش و همراه با تغییر و تحولات بوده است و احتمالا طی سالهای آینده نیز همین گونه خواهد بود، اگر قرار شود که این تنش ها به حوزه های اقتصادی نیز کشیده شود، ( همانطور که تاکنون بوده ) بی ثباتی در اقتصاد را در پی خواهد داشت ، ( یکی از دلایلی که اینجانب طرح فدرال اقتصادی را مطرح کردم تفکیک و جدا سازی اقتصاد از سیاست و عدم سرایت این تنشها به اقتصاد بود ).
به هر حال تا پیاده شدن طرح های اساسی از قبیل این ایده ، مجلس باید برای جلوگیری از انتقال تنشهای سیاسی به حوزه اقتصاد ، چاره اساسی بیندیشد و لازمه این کار آن است که میثاقی را با آقای رییس جمهور منعقد سازید که عرصه اقتصاد را با تنش مواجه نسازند. در غیر این صورت، سیاستهای کلی اصل 44 و اهداف چشم انداز ایران 1404 با مشکل مواجه خواهند شد.
2- کشور ما برای شتاب بخشیدن به توسعه ، به یک دولت کار آمد و متعهد نیازمند است. لذا باید قویترین و کارآمدترین افراد کشور ، وارد دولت شوند تا بتوانند به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی خدمت کنند. در غیر اینصورت تشکیل یک دولت ضعیف که تنها ویژگی اعضاء آن ، هماهنگی با رییس دولت باشد خلاف مصالح ملی و عقلانیت است و پیامدهای آن ممکن است جبران ناپذیر باشد.
3-پرسنل و منابع انسانیِ وزارتخانه های امور خارجه، اطلاعات و دفاع از سرمایه های راهبردی و کلیدی یک حکومت هستند و در هیچ کجای دنیا ، حتی رهبران کشورها به خود حق نمی دهند دفعتاً به تغییر و تحولاتی در آنها دست بزنند و یا به اخراج و بازنشسته کردن اجباری پرسنل نهادهای مذکور، اقدام کنند چراکه اگر چنین اقداماتی صورت گیرد، انواع سوء ظن ها در کشور شکل خواهد گرفت. مناسب است از آقای دکتر احمدی نژاد بخواهید که پرسنل با تجربه و قدیمی و متخصص این وزارتخانه ها به خصوص وزارت اطلاعات که از افراد انقلابی و دارای کارنامه درخشانی در عرصه دفاع از انقلاب و امنیت کشور هستند را حفظ کنند و نقل و انتقال پرسنل این مجموعه ها بر اساس قواعد و مقررات مرسوم در همان وزارتخانه ها صورت پذیرد.
و من ا... التوفیق
محسن رضایی
20 / 5/88
عده ای مثل آقای کوثری نماینده مجلس این روزها هیچ صدائی از شان درباره فاجعه بازداشتگاه کهریزک که بی شک یک لکه ننگ بسیار بزرگ و مایه شرمساری است در نمی اید اما هی چپ و راست زور میزندد تا به هر نحوی شده پتی جناب آقای موسوی منتخب بیش از 14.000.000 نفر را به دادگاه بکشند
بخوانید
در همین زمینه بخوانید نظرات رئیس ستاد انتخاباتی میر حسین را درباره تهدید ها و تهمت های به میرحسین و یاران انتخاباتی اش:
رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی اتهامات مطرح شده در مورد ارتباط این ستاد با بیگانگان را دروغ خواند.
دکتر قربان بهزادیاننژاد، رئیس ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در گفتوگو با قلمنیوز با تکذیب ادعاهای مطرح شده در دادگاه درباره ارتباط این ستاد با یکی از سفارتخانههای خارجی، گفت: همانطور که پیش از این نیز اعلام شد، از ابتدای تشکیل ستاد، ارائه پاسخ منفی به درخواستهای ملاقات سفرای کشورهای مختلف با مسوولان ستاد به عنوان یکی از سیاستهای اصلی مورد تصویب قرار گرفت و تا خاتمه کار ستاد این سیاست بهطور دقیق به اجرا گذاشته شد.
رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، ادعاهای مطرح شده درباره ارتباط این ستاد با سفارتخانههای خارجی را قویا تکذیب و تأکید کرد: هیچیک از مسئولان ستاد مهندس موسوی ارتباطی با سفارتخانههای خارجی نداشتهاند.
دکتر بهزادیاننژاد گفت: اگر به واقع در مورد مداخله بیگانگان در امور کشور حساسیت وجود دارد چرا برای مردم توضیح نمیدهند از سوی چه کسانی، چه تضمینی به انگلیس داده شده است که امروز نسبت به نقض آن واکنش نشان داده میشود.
نظرات مردم:
--- خاطی هر کس باشد باید مجازات شود. این مجرم هم همانند سایر مجرمین.
--- اگر ستاد جناب مهندس موسوی هم اینکاره باشد باید جوابگو باشد
از دو حالت خارج نیست یا اظهارات متهمین دادگاه دروغ است و کذب و یا ادعای شما آقای دکتر
باید این مسئله روشن شود
--- به نظرم به جای اینکه شما هی کار رسانه ای بکنید و تائیدو تکذیب نمایید یک شکایت مبنی بر اعاده حیثت تسلیم دادگاه وقوه قضاییه نمایید ان کنتم صادقین
مطلب خیلی ساده و صاف و صریح این است که جریان اصلاح طلبی توی کشور در انتخابات 14.000.000 رای داشته است.
شدت برخورد با جریان اصلاح طلبی بعد از انتخابات که اتفاقا همین 14.000.000 نفر به نتایج ان اعتراض داشتند و بسیاری شان هم هنوز قانع نشده اند نشان دهنده بروز و ظهور همین حمایت و رای بالای 14.000.000 نفری است.
ماجرای شنیع بازداشتگاه کهریزک که منجر به کشته شدن مظلومانه تعدادی از جوانان این مملکت شده است،
ماجرای سر هم نمودن تئوری انقلاب مخملین و زدن تهمت به کسانی که فقط و فقط برای آبادی و اصلاح امور کشور اقدام به شرکت گسترده و فعال در انتخابات ریاست جمهوری نمودن و در شرائط نابرابر رسانه ای و مالی و مادی توانستند رای خالص و بی شیله پیله 14.000.000 انسان اغلب از بدنه کارشناسی و بالاتر جامعه را به خود اختصاص دهند،
ماجرای قلع و قمع نمودن مخالفان کاندیدای پیروز انتخابات در مناصب و مراکز قدرت،
ارتباط دادن همه اعتراضات و سوالهای انتخاباتی و بعد از آن به مخالفت با نظام اسلامی،
ایجاد محدودیت و بوجود آوردن فضای تهمت برای یکی از با سابقه ترین و مخلص ترین عناصر انقلاب یعنی حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی و تعدادی دیگر ...
همه و همه نشان از ترسی و واهمه ای است که طرف پیروز از میزان محبوبیت جناح اصالح طلب و طرفداران آن دارد.
یکی از کسانی که در این میان به زور و با تحلیل های مخصوص به خودشان هر از چند وقتی اصلاح طلبان را با مردگی و حذف از صحنه سیاسی و شکست مفتضحانه می نوازد جناب محمد جواد لاریجانی است.
طبق معمول این تحلیل ها اغلب در مصحبه با نشریات و رسانه های طرفدار احمدی نژاد صورت میگیرد:
محمد جواد لاریجانی در گفت و گویی ضمن تحلیل رفتار انتخاباتی اصلاح طلبان،آنها رامنافق خواند واعلام کرداصلاح طلبی در کشور مرده است.
وی در گفت وگو با جام جم اظهارکرد:
از ویژگی های انتخابات اخیر این بود که سازمان تبلیغاتی یکی از نامزدها و کمپین انتخاباتی او توسط یک جناح سیاسی، کاملا مصادره و عملا پایه یک نوع تقابلی با نظام گذاشته میشود. آقای مهندس موسوی، در طول دوران انتخابات اولا اعلام کرده بود که مستقل است و مشی او ترکیبی از اصولگرایی و اصلاحطلبی است که این شعار بسیار زیبا و پرمعنایی است. ایشان همچنین اعلام کرده بود که پایبند قانون اساسی و ولایت فقیه است و این مسائل، امیدواری زیادی در میان افراد متدین و کسانی که ایراداتی نسبت به دولت آقای احمدینژاد داشتند ایجاد کرد. منتها اتفاق عجیبی که افتاد این بود که اصلاحطلبان با یک رفتار حساب شده، ایشان را مصادره کردند و آقای موسوی که اعلام کرده بود مستقل است عملا در مسیری که اصلاحطلبان برایش ترسیم کرده بودند قرار گرفت. اینجا آن نقطهای است که به نظر من از قبل طراحی شده بود و این اتفاق نمیتوانست در همان روزهای آخر اتفاق بیفتد. ما باید سوال کنیم که چرا اصلاحطلبان در کشورما به این سرانجام و به فرجام تقابل با نظام رسیدند؟
وی افزود:شما رفتار اینها را در روز قبل از انتخابات،شب انتخابات و فردای انتخابات نگاه کنید. این رفتارها باعث شد آقای موسوی خودش را کاندیدای برنده اعلام کند و به یکدیگر تبریک بگویند. بساط تقابل از همان زمان چیده شد و حتی مطالبی که این روزها به اسم اعلامیه منتشر میکنند ادبیات بسیار خصمانهای دارد. شما اگر ندانید که این اعلامیه از طرف چه کسی است هیچ فرقی با اعلامیههای دشمنان ندارد و اتهاماتی که به نظام اعم از دستگاه قضایی، تقنینی، اجرایی و شورای نگهبان میزنند دست کمی از اتهامات آمریکا و غرب ندارد.
لاریجانی در باره حرکت موسوم به جنبش سبز گفت:در این انتخابات چیزی به نام جنبش سبز که دقیقا نام دیگری از کودتای مخملی است کلید زده شد و مراسم کلیدزنی بسیار رنگارنگ داشت. گذشته از عناصر داخلی، ما در کلیدزنی این جریان میبینیم که از اوباما گرفته تا سارکوزی و دیگران شرکت دارند.
محمدجواد لاریجانی سپس به موشکافی جریان اصلاح طلبی پرداخت وگفت:به نظر من اصلاحطلبی در کشور ما، همان مسیری را رفت که مجاهدین خلق در ایران رفتند. مجاهدین خلق که بعدا به منافقین تبدیل شدند از آسمان نیامده بودند، بلکه بچههای متدین همین مملکت بودند که با وجود فهم سطحیشان از اسلام، علقههای دینی داشتند. این افراد مسحور ایدئولوژی مارکسیسم بودند و معتقد بودند که این مکتب، علمی، مدرن و عدالتطلب است. ضمنا مسکو و پکن هم در آن زمان توفیقات عظیمی پیدا کرده بودند و همه این مسائل سبب شده بود که این افراد شیفته مکتب مارکسیسم شده و میخواستند بین این دو را جمع کنند. یعنی به نظر من همان مسیری که مجاهدین خلق رفتند دوباره تکرار شد که دارای سه فاز مهم است. فاز اول، تنظیم یک مبنای فکری ناسازگار بود که اسم آن را قبلا در ادبیات ما التقاط میگذاشتند. فاز اول بتدریج خودش را به فاز دوم که ظهور نفاق بود رساند و نفاق هم به طور طبیعی به تقابل با نظام ختم میشود. عین همین سه مرحله که درخصوص مجاهدین خلق اتفاق افتاد در مورد اصلاحطلبی نیز تکرار شد.
وی همچنین گفت:فاز سوم این حرکت تقابل با نظام است. به اعتقاد من این سه مرحله را که ما در فرجام مجاهدین خلق دیدیم، دقیقا در رفتار اصلاحطلبی در ایران نیز مشاهده کردیم. تحلیل من این است که اینها به خاطر آن نقص مبنایی که داشتند به طور طبیعی به تقابل با نظام رسیدند و از این فرصت انتخابات، استفاده کاملا منافقانه کردند. آقای موسوی میبایست بسیار زرنگتر از این حرفها میبود و به نظر من ایشان در گردابی گرفتار شده است و سرانجام خودش را با سرانجام اصلاحطلبی گره زده است. اصلاح طلبی در ایران مرد، همانطور که نفاق و مجاهدین خلق در ایران نابود شدند.
لاریجانی در باره انقلاب مخملی گفت: انقلاب یا کودتای مخملی شاخ و دم ندارد. شما ببینید آقای مهندس موسوی چه چیزی ادعا میکند. او معتقد است چیزی به نام جنبش سبز در کشور پدیدار شده و کلید خورده است و خود ایشان رهبری این جنبش را به دست دارد. مطلب دیگری که بیان میکند اینکه این جنبش سبز قصد دارد ریشههای دروغ، بدی و کژی و اینها را در ایران اصلاح کند. خود این مطالب یعنی کودتای مخملی.
حالا چرا ایشان جنبشی را که اسم آن را جنبش سبز گذاشت کلید زد؟ به نظر من جنبش سبز همان کودتای مخملی است و چیزی فراتر از آن نیست. اسم آن عوض شده است. آقای موسوی باید برای این کار مبنا میداشت و نباید به مردم دروغ میگفت که من میخواهم کاندیدا شوم و بعد بیاید اعلام کند که تقلب شده است و جنبش سبز کلید بخورد.
این اتفاقات، کلید زدن حادثهای بود که با سوءاستفاده از امکانات تبلیغاتی انجام شد. مساله کودتای مخملی همین چیزی است که آقایان مطرح میکنند و همین عملکردی است که انجام میدهند.
انقلاب مخملی یک چیز هیولایی نیست که پیچیدگی خاصی داشته باشد. آری به نظر من جناح اصلاحطلب آلوده شد به نفاق و این نفاق منجر به تقابل با نظام شد. آقای مهندس موسوی هم گرفتار گرداب این پدیده شد.
دبیر انجمن صنفی صنایع پنبه پاک کنی استانهای خراسان گفت: 80 هزار تن وش پنبه در حالی از کشورهای خارجی خریداری شده است ، که 25 هزار تن پنبه تولید داخلی از سال گذشته در انبارها خاک می خورد.
به گزارش واحد مرکزی خبر، محمدتقی علافچی با بیان اینکه این میزان پنبه از کشور های ازبکستان ، تاجیکستان و ترکمنستان با تعرفه صفر وارد کشور شده است، افزود: این اقدام موجب کاهش سالیانه 20 درصد تولید پنبه در کشور و زیان دهی پنبه کاران می شود.
وی ، نبود راهکارهای حمایتی از تولیدکنندگان پنبه ، اختصاص نیافتن سرمایه در گردش به صاحبان کارخانه ، واردات بی رویه و صفر کردن تعرفه واردات را از مهمترین عوامل کاهش تولید این محصول در کشور عنوان کرد.
دبیر انجمن صنفی صنایع پنبه پاک کنی استانهای خراسان با اشاره به اینکه 12 هزار تن پنبه از سال گذشته در کارخانجات پنبه این استان انبار شده است ، گفت : امسال 30 هزار هکتار زمین کشاورزی در خراسان رضوی زیر کشت پنبه است که این رقم 40 درصد سطح زیر کشت پنبه در کشور را به خود اختصاص داده است .
پیش بینی می شود ، امسال از 85 هزار هکتار سطح زیر کشت پنبه در کشور 250 هزار تن وش پنبه برداشت شود.
این روزها تلویزیون و رادیو خیلی کسل کننده شده است.
از برنامه های کودک و نوجوان و خانواده گرفته تا برنامه های اخبار و تحلیل سیاسی و ... .
حتی روز جمعه اش هم یک برنامه سرگرم کننده و مفید پخش نمی شود.
شنیدم که تعدادی دیگر از کارگردانان را بعد از استاد شجریان و تعدادی از شاعران معاصر ممنوع التصویر کرده اند.
خبرش این است:
شایعات از احتمال ممنوع الکاری سه کارگردان نامدار خبر می دهد.
روزنامه تهران امروز نوشت:« خبر رسید کیومرث پوراحمد، کمال تبریزی و حسین برزیده به دلیل برخی مشکلات، حق ادامه همکاری با صداو سیما را ندارند.»
این در حالی است که این سه کارگردان، پروژه های مهمی را در حال ساخت دارند.
کیومرث پوراحمد در حال ساخت سریال «پرانتز باز»، کمال تبریزی در حال ساخت «روزگار کهن» و حسین برزیده نیز در حال ساخت اپیزود «خلسه» سریال «راه شیری» می باشد.
بنابراین گزارش، پس از اتمام این سریال ها، این سه کارگردان حق همکاری با تلویزیون ندارند.
این گزارش در حالی است که مسئولان تلویزیون، برخوردهای سلبی را رد کرده بودند.
اصغر پورمحمدی، نیز تصریح کرده بود که در تلویزیون، ممنوع التصویر نداریم.
اما خدا کند که این موج بر کنار کردن سبز ها و سبز اندیشان و کسانی که به هر نحو گول خورده و در دوران انتخابات از موسوی حمایت کرده و یا حرف هائی بر علیه احمدی نژاد زده اند، یک جائی تمام شود.
خدا کند.
امسال کسی در نیمه شعبان برای تبریک عید ولادت به محضر حضرت آیت الله بهجت نرفت.
چرا که نه دلی بود و نه دماغی برای تبریک گفتن.
و نه بهجتی و بهجتی.
برای اولین بار تهران را در ایام ولادت آقا امام زمان (عج) این قدر کسل و بی نشاط میدیدم.
تقریبا از سال ١٣٧٠ که در تهران هستم.
خدا به خیر کند.
خود آقا امام زمان (عج)به داد همه برسد.
خود آقا امام زمان (عج)فریاد رس همگان باشد.
خود آقا امام زمان(عج) پناه همه بی پناهان باشد.
خود آقا امام زمان(عج) در هم زننده معادلات ظالمان و کج اندیشان باشد.
این ها جملاتی است از مرحوم آقای بهجت در باره امام زمان (عج).
*
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.
*
ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.
*
دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.
*
در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!
*
با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!
*
هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را میدانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش میفرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!
*
علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.
*
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!
*
چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!
*
خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.
*
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.
*
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!
*
امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.
*
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!
*
اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!
*
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.
*
آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!
*
ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!
*
تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.
*
چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!
*
هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.
*
خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!
*
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!
*
اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!
*
با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها - اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد.
*
حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!
*
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.
*ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.
* دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.
* در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!
* با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!
*هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را میدانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش میفرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!
* علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.
* انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!
*چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!
*خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.
* مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.
* افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!
*امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.
* قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!
* اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!
*به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.
*آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!
* ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!
* تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.
* چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!
* هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.
* خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!
* آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!
* اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!
* با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها - اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد.
*حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!
* راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.
از اینکه چندتائی عاقل توی این مملکت هست که نه تنها در معرض اتهام انقلاب مخملی نیستند بلکه اصولا جنین توهماتی را انکار هم میکنند، جای خوشبختی است. وگرنه اگر به حرف تندورهائی مثل رسائی مجلس و ... باشد که باید همه این 14 میلیون نفر رای داده با آقای موسوی و خود آقای موسوی و خود آقای خاتمی را گرفت و حتی خود آقای هاشمی را گرفت و قلفتی انداخت توی حوض و خفه شان کرد که دیگر از این غلط ها نکنند و انقلاب مخملی و سیز به راه نیاندازند؟ تا هیج کس توی دنیا جرئت اعتراض به هیج چیزی را هم نداشته باشد.
بی شک آقای افروغ یکی از معدود عقلای این قوم است که نه این طرفی است و نه ان طرفی است اما حرف های حق میزند و میزند.
این روزها منتظریم، تا بالاخره ببینیم که دادستان و قاضی و دیگر افراد مرتبط با پرونده بازداشتشدگان اخیر چگونه و با استناد به چه ادلهای میخواهند ثابت کنند که بازداشتشدگان و متهمان اخیر، سران جریانساز انقلاب مخملین در ایران بودند؟
به عنوان یک روششناس که سالهای بسیاری را صرف پژوهش کردهام. معتقدم متهم کردن یک فرد به جریانسازی انقلاب مخملین چندان آسان نیست، زیرا انقلاب مخملین تصمیمی نیست که یک شبه اتخاذ شود و عدهای در کمتر از یک ماه آن را به سرانجام برسانند و به هدفشان برسند، بلکه زیربناهای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی بسیاری میخواهد. برای همین نیز سخت معتقدم آنچه در قالب برگزاری این دادگاهها به نمایش گذاشته شده است نهتنها ارتباطی با یک حرکت مخملین نداشت، بلکه حتی یک اعتراف معمولی هم نبود.
در این دادگاه شاهد حضور افرادی بودیم که پس از گذراندن چند روزی در زندان، تحلیلهایشان تغییر کرده بود و حالا به این نتیجه رسیده بودند که نگاهشان در گذشته درست نبوده است،بنابراین تغییر دیدگاه را چطور میتوان به برنامهریزی برای انقلاب مخملین ربط داد؟ چرا باید عدهای دستگیر شوند، آن هم تنها برای تنبه و اصلاح دیدگاه، فکر و عقیدهشان یا حتی اینکه معتقد بودند تقلبی صورت گرفته است؟
مگر در این میان پولی دریافت شده است؟ کدامیک از معترضان این معترفان چه جریانی را سازماندهی کرده بود، کجا جریانسازی کرده بودند و ملت را کجا جمع کرده بودند و به آنها درس انقلاب مخملین داده بودند که باقی بیخبر هستند و تنها ضابطان قانونی باخبر؟ آیا در جریان پخش مشروح دادگاه حرفی از استخدام این افراد به دست قدرتهای خارجی شنیدیم یا اینکه این افراد پا به میدان گذاشته بودند تا نظام جمهوریاسلامی ایران را از اساس و جوهره تغییر بدهند و به ساختار تازهای برسند؟ اصلا بحث ارتباط با خارجیها و خط گرفتن را هم اگر کنار بگذاریم، با کدام عینک واقعبینی میتوان به این نتیجه رسید که محمد عطریانفر و محمدعلی ابطحی چنین قدرتی در اختیار داشتند؟ چطور است که دو چهره مانند ابطحی و عطریانفر که همیشه از مدیران میانه بودهاند به یک باره دارای چنین قدرت براندازانهای شدهاند؟ اگر این نیست شاید هم موقعیت و پایههای نظام برای تغییر قدرت زیادی نمیخواهد!
برادران من! انقلاب مخملین تعریف روشنی دارد، زیربناهایی میطلبد، به این آسانیها نیست که هر کس که اعتراض کرد، نافرمانی مدنی کرد یا بر حسب ذهنیت خود تن به تصمیمی ندارد، را خیلی زود به عنوان نشانهای از وقوع انقلاب مخملین تعبیر کرد.
به عنوان یک جامعهشناس میگویم و نه از منظر سیاسی! چه کسی و با چه استدلالی میتواند ثابت کند که حضور مردم در خیابانها و اعتراضشان نسبت به شرایط اخیر ناشی از هدایت و تصمیم محمدعلی ابطحی و عطریانفر بود؟ چرا موقعیت و قدرت افراد را براساس واقعیتهای موجود مورد قضاوت و کنکاش قرار نمیدهید؟ مردم ایران یک حرکت خودجوش داشتند، رسانه خارجی نبود، پولی نگرفته بودند و در میتینگی به آنها نگفته بودند «ملت پیش به سوی انقلاب مخملین!» تنها ذهنیت حاکم بر افکارعمومی این ماجرا را پیش میبرد.
چرا شعور مردم و ملت را دست کم بگیریم و فکر کنیم ملت و افکار عمومی همیشه باید دنبالهرو باشند و خود قادر به گرفتن هیچ تصمیم جمعی نیستند، کاش در جریان این محاکمات و تئوریپردازیها ذرهای هم واقعیتهای موجود را لحاظ میکردیم. کجای قانون اساسی آمده است که اعتراض مدنی و آرام جرم است؟ این افراد که در بازداشت به سر میبرند، کجای این پروسه، قانون اساسی را از بیخ و بن نادیده گرفتهاند، کسی که در صدد انقلاب مخملین است که مدام پافشاری نمیکند تا حقوق قانونی که قانون اساسی برایش در نظر گرفته در جامعه پیاده شود، مگر اینکه قانون اساسی ما دستورالعمل دستیابی به انقلاب مخملین باشد و ما بیخبر، زیرا خواسته مردم کوچه و خیابان انقلاب مخملین نیست، بلکه استفاده از تمام آزادیهای سیاسی و اجتماعی قانون اساسی است.
از سوی دیگر انقلاب مخملین نسخهای است که تنها در جغرافیای سیاسی خاصی پیاده میشود. کشورهای سوسیالیستی اروپای شرقی که سالها زیر نوع کمونیسم شوروی بودند تنها بخشهایی هستند که این نسخه ناقص در آنها عمل کرده است. دلیل اصلی وقوع انقلاب مخملین در این کشورها هم منش دیکتاتوری حاکم بر آنها بوده است، آیا کسی میپذیرد که به لحاظ ساختار سیاسی دولت ایران منش دیکتاتوری داشته که حالا ما باید شاهد بروز انقلاب مخملین در آن باشیم؟ قطعا جواب واقعبینانه وجود این رویکرد را از بیخ و بن نفی میکند. اما به هر حال هر معادلهای از یک وجه ساختاری برخوردار است و نمیتوان آن را تنها از یک بخش مورد بررسی قرار داد، باید دو سوی معادله را نگریست. برای رسیدن به انقلاب مخملین ملزوماتی نیاز است، که از مهمترین آنها وجود و نفوذ قدرت خارجی به اضافه دولت دیکتاتوری است، کدامیک از این دو در کشور ما وجود دارد که اکنون ما براساس آن باید به توهم توطئه مخملین رسیده باشیم؟
کشور ما هرگز خصایص یک کشور سوسیالیستی یعنی بیتوجهی به آزادی را نداشته است، پس امکان پیاده شدن این نسخه از سوی دشمن خارجی و داخلی برای همیشه در نظام جمهوری اسلامی ایران منتفی است. این منش زیبنده جمهوری اسلامی نیست و صداوسیما سردمدار این منش جدید و تخریبگر شده است. اگر بپذیریم که این افراد بدون اعمال هیچفشاری دچار چنین تغییر نگرش ژرفی هم شدهاند، باز هم باید گفت این رویکرد جدید چه ربطی به اعتراف دارد و چه ربطی به کودتای مخملین که مدام این ترکیب نوآمده در صداوسیما تکرار میشود؟
مدتی است به این نتیجه رسیدهام که دیگر اظهارنظر و نقد فایدهای ندارد، اما نگرانم به عنوان یک شهروند پایبند به نظام جمهوری اسلامی ایران، نگرانم. نگران جوهره انقلاب، نگران وجهه آزادی که قرار بود در کشورم مستقر شود و نگران اعتماد عمومی ملتی که 30 سال برای کسب آن زحمت کشیده شده است. قرار نیست که برای تحکیم پایههای قدرت یک جناح دست به هر رویاروییای بزنیم، زیرا رویارویی اینچنینی میتواند تبعاتی داشته باشد. اگر اینچنین باشد پس امر به معروف و نهی از منکر در نظام ما چه میشود، مشورت، همدلی و همگرایی را در کجای این رویارویی میگنجانید؟ ای کاش محکمه قضایی تصمیم بگیرد، حتی در همین جای کار با استناد به مدارک مستدل مخملی بودن اعتراضها را ثابت کند و متهمان را با اتهامهایی در اندازه توانشان به محاکمه بکشاند و از همه مهمتر مردم را عاقل بپندارد، در غیر این صورت باید گفت که این اعتراف نیست و از این رویکرد نمیتوان مدرکی یافت مبنی بر برنامهریزی انقلاب مخملین، اگر قدرت هم وجود ندارد بهتر است که محاکمهها تعطیل شود تا آبروی قضایی کشورمان بیش ازین به خطر نیفتد. من هم مانند هر شهروندی نگرانم، نگران روزی که پس از این حرکت، هر اعتراضی نشانهای از قصد به انقلاب مخملین تعبیر شود و این لحظه دردناکی است...
ایلنا: رئیس کمیسیون قضایی مجلس ششم گفت که ابطحی روحانی است و باید در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه شود زیرا محاکمه وی در این دادگاه ضربه به حیثیت و آبروی روحانیت است.
ناصر قوامی به متهم نمودن برخی از چهرههای نظام به عنوان دنبال کنندگان انقلاب مخملی اشاره کرد و گفت: گاهی اوقات برخی افرادی که خود را دلسوز نظام میدانند حرکتهایی میکنند و حرفهایی میزنند که خنده دار است.
وی با اشاره به دستگیری ملی-مذهبیها در زمان مجلس ششم اظهار داشت:آن زمان هم مطرح میکردند که این افراد برانداز حکومت هستند و ما بهاین دلیل آنها را دستگیر میکنیم، ما مطرح کردیم که این افراد گروههای سیاسی هستند که قبل از انقلاب هم کار سیاسی میکردند اما همانند منافقان مسلحانه اقدام نمیکنند با این حال اتهام فوق اثبات نشد و دستگیرشدگان پس از مدتی آزاد شدند و هیچکدام نیز محکوم به براندازی نشدند.
مشاور مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری دهم افزود: اکنون نیز حرف های خنده داری مبنی بر به راه اندازی انقلاب مخملی مطرح شده که بایدپرسید آیا آقایان هاشمی، خاتمی و کروبی نیز در جریان انتخابات اخیر قصد داشتند انقلاب مخملی به راه بیندازند؟

محور دیگرى که پیرامون زندگى شخصى و کیفیت معیشت امام عصر(ع) نیاز به بررسى دارد, مسائله زن و فرزند آن حضرت است آیا با توجه به فلسفه غیبت و این که آن حضرت به شیوه ناشناس زندگى مى کند و کسى ازمکان وى آگاه نیست, ازدواج و داشتن فرزند, با این مسائله سازگار است؟
منابعى که در اختیار است, یا اشکال سندى دارند و یا ابهام دلالى ونظر قاطعى را ارائه نمى دهند. در این جا, سه احتمال وجود دارد:
1. اساساً حضرت مهدى(ع) ازدواج نکرده است.
2. ازدواج انجام گرفته, ولى اولاد ندارد.
3. ازدواج کرده و داراى فرزندانى نیز هست.
اگراحتمال اول را بپذیریم, لازمه اش این است که امام معصوم(ع) یکى از سنّتهاى مهم اسلامى را ترک کرده باشد واین با شان امام سازگار نیست. اما از طرفى دیگر چون مسائله غیبت, اهمّ است و ازدواج مهم, ترک ازدواج, با توجه به آن امر مهم تر, اشکالى را ایجاد نمى کند و گاهى براى مصلحت بالاتر, لازم وواجب نیز هست.
اما احتمال دوّم که اصل ازدواج را بپذیریم بدون داشتن اولاد, جمع مى کند بین انجام سنت اسلامى و عدم انتشار مکان و موقعیت حضرت. اما باز این اشکال باقى است که اگر قرار باشد, آن حضرت شخصى را به عنوان همسر برگزیند یا باید بگوییم که عمر او نیز مانند عمر حضرت طولانى است که بر این امر دلیلى نداریم یا این که بگوییم مدتى با حضرت زندگى کرده و از دنیا رفته است که در این صورت حضرت به سنت حسنه ازدواج عمل کرده و پس از آن, تنها و بدون زن و فرزند زندگى را ادامه مى دهد.
احتمال سوم آن است که آن حضرت ازدواج کرده و داراى اولاد نیز هست و اولاد آن حضرت نیز فرزندانى دارند و...
این مسائله افزون بر آن که دلیل محکمى ندارد اشکال اساسى آن این است که این همه اولاد و اعقاب بالاخره روزى در جست و جوى اصل خویش مى افتند و همین کنجکاوى و جست و جو مسائله را به جایى باریک مى کشاند که با فلسفه غیبت حضرت نمى سازد.
البته برخى خواسته اند از روایات و بعضى از ادعیه, بر این احتمال اقامه دلیل کنند که اشاره اى به ادله آنان مى کنیم:
1. مفضل بن عمر گوید از امام باقر(ع) شنیدم که فرمود:
صاحب الزمان(ع) را دو غیبت است: یکى از آن دو, به اندازه اى طولانى شود که بعضى گویند آن حضرت از دنیا رفته و برخى گویند کشته شده است و بعضى نیز بر این باور باشند که جز اندکى از یاران بر امامت وى ماندگار نماندند و کسى هم از مکان و جایگاه زندگى آن حضرت, آگاه نیست نه از فرزندان و نه دیگرى, جز آن کسى که امور وى را پى مى گیرد. (1)
استدلال براى اثبات زن و فرزند براى حضرت, به جمله اخیر روایت است: (ولا یطلع على موضعه احد من ولده...) اما این استدلال از چند جهت اشکال دارد:
الف. این روایت را نعمانى در کتاب غیبت خود, نقل کرده و به جاى کلمه (ولد) کلمه (ولى) آورده است, به این شکل: (ولا یطلع على موضعه احد من ولى ولاغیره) (2) بنابراین, اعتمادى بر آن روایت با توجه به این نقل نیست. دست کم با وجود این احتمال استدلال تمام نیست.
ب. در روایت نیامده است که الآن امام زمان(ع) داراى زن و فرزند است و از این جهت اجمال دارد. شاید به فرزندانى که بعداً در آستانه ظهور و یا بعد از آن به دنیا خواهند آمد اشاره داشته باشد.
ج. شاید از باب مبالغه در خفاء باشد. یعنى اگر بر فرض آن حضرت اولاد هم مى داشت از جایگاه و سرّ غیبت او آگاه نمى شدند(3). با این احتمال نیز استدلال به روایت براى اثبات اولاد براى امام زمان(ع) ناتمام است.
2. دلیل دیگر بر اثبات فرزند براى حضرت, روایتى است که ابن طاووس از امام رضا(ع) نقل کرده است:
الهی! مایه چشم روشنى و خوشحالى امام زمان(ع) را در او وخانواده و فرزندان و ذریّه و تمام پیروانش فراهم فرما. (4)
به این روایت هم نمى توان استدلال کرد, چون:
الف. از جهت سند قابل اعتماد نیست.
ب. به زمان ولادت فرزندان اشاره ندارد که پیش از ظهور است یا بعد از آن. از این جهت مجمل است.
3. روایت دیگرى نیز ابن طاووس از امام رضا(ع) نقل کرده است که فرمود: (اللهم صل على ولاة عهده والائئمة من ولده) (5)
این روایت بنا بر تصریح ابن طاووس, متن دیگرى دارد به این شکل: (اللهم صل على ولاة عهده والائمة من بعده) (6)
بنابراین روشن نیست که مقصود فرزندان بعد از او مراد است یا امامان پس از او. علاوه بر این که این دو روایت مربوط به بعد از ظهور حضرت است نه پیش از آن.
4. امام صادق مى فرماید: (... کائنى ارى نزول القائم فى مسجد السهله بائهله وعیاله (7))
این روایت نیز گذشته از ضعف سند دلالتى بر اثبات فرزند براى امام زمان(ع) پیش از ظهور ندارد. بنابراین این گونه از روایات که بدان اشارت کردیم در حدى نیستند که وجود زن و فرزند را براى امام زمان(ع) پیش از ظهور اثبات کنند. از سوى دیگر روایاتى داریم که با صراحت وجود فرزند را از آن حضرت نفى مى کند از آن جمله:
مسعودى نقل مى کند: على بن حمزه, ابن سراج و ابن ابى سعید مکارى بر امام رضا(ع) وارد شدند على بن حمزه به حضرت عرض کرد: از پدرانت نقل کرده ایم که هیچ امامى از دنیا نمى رود تا فرزندش را ببیند؟ امام رضا فرمود: آیا در این حدیث, روایت کرده اید: مگر قائم (8)
برخى خواسته اند با تمسک به داستان (جزیره خضراء) بگویند که امام عصر(ع), فرزندانى دارد و بر آن جزیره زیر نظر وى جامعه نمونه و تمام اعیار اسلامى را تشکیل داده اند(9) لکن با بررسیهاى گسترده اى که انجام گرفته جزیره خضراء افسانه اى بیش نیست و هیچ واقعیت ندارد. (10)
علامه مجلسى این داستان را جداگانه در نوادر بحار نقل کرده و مى نویسد: چون در کتابهاى معتبر بر آن دست نیافتم آن را در فصلى جداگانه آوردم.(11) شیخ آقا بزرگ تهرانى این داستان را داستانى تخیلى و رمانتیک شمرده است.(12)
افزون بر این, داستان به گونه اى است که نمى توان آن را پذیرفت:
تناقضات فراوان, سخنان بى اساس و... در سلسله سند آن افراد ناشناخته اى وجود دارند که نمى توان بر آنان اعتماد کرد(13). بنابراین از این راه نمى توان زن و اولادى براى حضرت مهدى(ع) ثابت کرد.
پاورقی:
(1) (کتاب الغیبة) شیخ طوسى 162
(2) (کتاب الغیبة) نعمانى 172
(3) (تاریخ الغیبة الکبرى) محمد صدر/ ج65/2, مکتبة الائم امیرالمؤمنین(ع) العامة, اصفهان
(6-4) (جمال الاسبوع) ابن طاووس 510 ، به نقل از (دراسة فى علامات الظهور والجزیرة الخضراء) سید جعفر مرتضى عاملى/260
(7) (بحار الائنوار) ج317/52
(8) (اثبات الوصیّة) مسعودى 221
(9) (نجم الثاقب یا زندگى مهدى موعود) محدث نورى, /252 ـ 260
(10) (دراسة فى علامات الظهوروالجزیرة الخضراء) سید جعفر مرتضى عاملى/ 263
(11) (بحار الائنوار), ج52, 159
(12) (الذریعة الى تصانیف الشیعة) شیخ آقا بزرگ تهرانى ج;108/5 شیخ آقا بزرگ تهرانى, قرن هشتم 145
(13) دراسة فى علامات الظهور والجزیرة الخضراء ، استاد جعفر مرتضى عاملى


انتظار :
« انَّ الارضَ یَرِثُها عِبَادی الصَّالِحُون »
زمین را بندگان درست اندیش ، درستکار به ارث می برند .
می بینیم انتظار یک نوید و عــامل خوشبختی تاریخی است .
عامل توجیه وراثت مبارزه ، تسلسل تاریخی ،جبرتاریخی ،ایمان
به عدالت و پیروزی وحقیقت و ایمان به نابودی قطعی ستم وظلم
و پلیدی در سرنوشت انسان و ایمان باینکه تاریخ در زندگی نوع
بشر بر روی همین زمین و پیش از مرگ ، نه درقیـامت و پس از
مرگ ، پیروزی ستمدیدگان و نابودی ستمکاران منتهی خواهد
شد ... منتظر ، انسان مسلمان متعهـدی است که هر لحظه در
انتظار انفجار قطعی ، نظانهای ضدانسانی است همواره خودرا
برای شرکت درچنین انقلاب جانی و بدردومی که با شمشیر علی
و زره پیغمبر و بدست فرزند پیغمبر و علی برپا می شود ، آماده
می کند و بنابراین انتظار مذهب اعتراض و نفی مطلق نظام
حاکم و وضع موجود است ، درهرشکل ، انتظار نه تنها از انسان
سلب مسئولیت نمی کند بلکه مسئولیت اورا درسرنوشت خودش
و سرنوشت حقیقت و سرنوشت انسان ، سنگین ، فوری ، منطقی و
حیاتی می کند . ( حسین وارث آدم / ص 303 - دکترعلی شریعتی )
سلام برمهدی ، انتظار سبز دوران ها ! آرمان مجسم عدالتخواهان
دوستانی هستند که هر جمعه و نه این جمعه که تولد امام زمان(عج) است پیامک انتظار فرج می فرستند. خدا کند در همین نزدیکی ها یک اس ام اس برای همه مسلمانان چشم انتظار و مشتاق ارسال شود با این عنوان که:
هم اکنون،مهدی فاطمه (عج) امام دوازدهم شیعیان از پرده غیبت همچو خورشیدی تابان طلوع نمودند. این ایام خجسته بر شما و خانواده محترمتان مبارکباد.
صمد صداقتی عزیز:
زمستان خسته شد از بی بهاری
جهان می لرزد از این بی بهاری
گمانم جمعه ای باقی نمانده
خدایا تا به کی چشم انتظاری؟
ای موعود!
ای نور چشم مومنان!
حضورت را بروشنی حضور خورشید پشت ابر در می یابیم و بر تیرگی دل خویش می نالیم.
آیا امروزبه فردائی که سیمای تو را به چشم بنگریم خواهد رسید؟
خوشا زمینی که قدمگاه تو ست!
استاد حاج علی :
نه هوای باغ سازد نه کنار کشت ما را
تو به هر کجا که باشی بود آن بهشت مارا
طلوع میکند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم میپرد نشانه چیست
شنیدهام که میآید کسی به مهمانی
کسی که سبزتر از هزار بار بهار
کسی شگفت کسی آن چنان که میدانی
* قیصر امینپور
ما دائم تأکید میکنیم که مسائل ما مسأئل ملی و داخلی است و ربطی به بیگانگان ندارد.
میرحسین موسوی در جمع گروهی از جوانان به اتهام انقلاب مخملی و یا ارتباط با بیگانگان که به حرکات مردم نسبت داده میشود اشاره کرد و اظهار داشت: این اتهامات بیپایه در حالی ایراد میشود که ما دائم تأکید میکنیم که مسائل ما مسأئل ملی و داخلی است و ربطی به بیگانگان ندارد. حتی ایرانیان خارج از کشور هم در حمایتی که از حرکت مردم در داخل کشور کردند به خارجیها پیوند نخوردند.
به گزارش آفتاب وی افزود: این حس در حرکت مردم ما خیلی قوی بود و باید این رویکرد را تشدید کنیم. چرا که درونمایه این حرکت تقویت هویت ملی ماست که در ذات خود نمیتواند بدون اجتناب از بیگانه شکل بگیرد. مسأئل ما در پیوند با بیگانه حل نمی شود و این را به عنوان یک اصل بایستی بپذیریم. مخصوصاً تجربیات 200 ساله گذشته ما نشان میدهد که لازم است ما در این زمینه مراقبت داشته باشیم. معنای آن این نیست که ما جهان را نشناسیم و از اتفاقاتی که در جهان به وقوع میپیوندد پند نگیریم و استفاده نکنیم. نه! اینها مواردی است که از آن استفاده می کنیم. ما نسبت به این نهضت عظیمی که آغاز شده هم در سطح ملی و هم در سطح بینالملی باید روشنگری کنیم. ذهنهای خلاق و انسانهای خوب و گروههای خوب را در جامعه جهانی به این سمت متمایل کنیم و از نظریات آنان هم استفاده کنیم. منتهی بحث بر سر تسلیم بودن و متأثر شدن از سیاستهای استعماری و سیاست کشورهای بزرگ است که مورد اشاره بنده است، که طبیعتاً یک فاصلهگذاری جدی و روشنی در این رابطه باید داشته باشیم».
«دادگری را دوست بدارید، ای که شما به کار داوری دنیایید.»
حکمت سلیمان، فصل اول
امروز قرار است مراسم تحلیف محمود احمدی نژاد رئیسی که می خواهد دولت دهم را تشکیل دهد در مجلس شورای اسلامی انجام شود. پس از انجام این مراسم رئیس دولت دهم موظف است طی دو هفته وزیران پیشنهادی خود را برای اخذ رای اعتماد به مجلس معرفی کند. معرفی نامزدان وزارتخانه ها، معاونان رئیس دولت و نیز دستگاه های دیگر مانند بانک مرکزی نشان می دهد رئیس دولت چه نگاهی به آینده دارد. اما به نظر می آید مهم تر از این نگاه، رفتار احمدی نژاد با وزیران، رئیسان دستگاه ها و حتی معاونان و مدیران ارشد دولتی در چهار سال گذشته بود. رفتاری که به نظر می آید تاب کوچک ترین انتقاد را ندارد به طوری که حتی هشت روز هم صبر نمی کند تا عمر دولتش به پایان برسد. این نوع نگاه و رفتار که می توان نگاه و رفتار حذفی نامید در طول چهار سال گذشته یقه بسیاری از مدیران دولت را گرفته است، به طوری که در یک نگاه می توان مشاهده کرد احمدی نژاد در دوره چهارساله گذشته خودش بیش از 40 نفر از وزیران، معاونان و مدیران ارشد خود را به راحتی حذف کرده است. به عبارت دیگر سالی حداقل 10 مدیر و هر یک ماه و نیم یک مدیر. هرچند آقای احمدی نژاد کابینه خود را به مثابه تیم فوتبال و رفتار حذفی خود را به مثابه تغییر در بازیکنان در میدان فوتبال تشبیه کرده است اما کمترین تاثیر پیامدهای این نوع حذف که حداقل در تاریخ پس از انقلاب بی نظیر است یک چیز بیشتر نبوده و آن بی دوام شدن سیاست ها است. گزارش زیر فهرست مدیرانی است که در چهار سال گذشته شمشیر داموکلس حذف بر سر آنها فرود آمده است.
داود دانش جعفری
بدون شک مهم ترین برکناری دولت نهم در بخش اقتصادی مربوط به داود دانش جعفری، وزیر امور اقتصادی و دارایی است. دلیل برکناری وی که یک سال به پایان کار دولت مانده بود مخالفت صریح وی با دخالت مستقیم رئیس دولت در اقتصاد و نظام بانکی بود. او روش احمدی نژاد در خرج کردن درآمدهای نفتی را به صورت بی رویه نمی پسندید و انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی، شورای پول و اعتبار و شورای اقتصاد را بی فایده می دانست. در نهایت او در اردیبهشت 87 با حالتی بغض کرده از کابینه نهم خداحافظی کرد. مهم ترین فراز سخنرانی خداحافظی دانش جعفری آنجا است که وی با اشاره به دلایل جهش نرخ تورم و قیمت مسکن، می گوید؛ «بعضی ها فکر می کنند نابسامانی های اقتصادی ما به ویژه در تورم و بخش مسکن ناشی از فعالیت های بدخواهانه علیه دولت است.» داود دانش جعفری که متولد 1333تهران است عضو کمیته انتخاب وزرا و معرفی آنها به احمدی نژاد بود و خود از جمله اصولگرایانی است که معتقد به اقتصاد آزاد است.
علیرضا طهماسبی
علیرضا طهماسبی که او را باید بحق وزیر شاکی از رسانه ها نامید، دومین وزیر مهم اقتصادی است که شمشیر داموکلس حذف بر سر وی فرود آمد. گفته می شود مهم ترین دلیل برکناری طهماسبی مخالفت های وی با شیوه اجرای طرح های زودبازده که کاملاً مورد حمایت شخص احمدی نژاد بود، بوده است. با این حال طهماسبی آنچنان که از دولتمردان دولت نهم انتظار می رفت نه تنها تغییر زیادی در مدیریت های وزارتخانه انجام نداد بلکه پست مدیران سابق این وزارتخانه را یک پله ارتقا داد تا برای 22 ماه ثبات در این وزارتخانه حاکم شود. بسیاری از دست اندرکاران بخش صنعت و معدن کشور به رغم تمام انتقاداتی که به طهماسبی دارند، ایجاد ثبات و عدم تغییر مدیران ارشد در وزارت صنایع و معادن را یکی از اقدامات مهم او می دانند. اما نگاه او به صنعت باعث شد بسیاری از فعالان بخش صنعت و معدن او را کابوس این بخش بنامند.
شاید به همین خاطر بود که از برکناری او نه تنها کسی نرنجید بلکه بسیاری از رفتن او خوشحال هم شدند. رفتار طهماسبی با مدیران زیرمجموعه خود نیز مناسب نبود. او سر مدیرانش داد می کشید و آنها را به خاطر کوچک ترین مسائل مورد بازخواست قرار می داد. حتی در یکی از جلسات شورای معاونین رئیس ایدرو را با عصبانیت مورد خطاب قرار داد که چرا آگهی شرکت ایران خودرو در مجله صنعت و توسعه که مدیرمسوول آن اسحاق جهانگیری است به چاپ رسیده است. طهماسبی سرانجام هفدهم مردادماه همزمان با وزیر نفت استعفا داد (بخوانید برکنار شدند) تا یار دبستانی احمد توکلی دوباره راهی ساختمان خیابان وصال شیرازی شده و در مرکز پژوهش های مجلس به کار گرفته شود.
وزیری هامانه
در کنار این برکناری ها بدون شک جنجالی ترین برکناری را می توان برکناری وزیری هامانه وزیر نفت دولت نهم قلمداد کرد. او کمتر از سه ماه پس از آنکه در یک فرآیند نامطلوب بنزین را سهمیه بندی کرد- امری که باعث شد چندین پمپ بنزین به آتش کشیده شود- برکنار شد. دوران وزارت سیدکاظم وزیری هامانه وزیر نامحبوب کابینه نهم حتی به دو سال هم نرسید. او در باشگاه مملو از جمعیت صنعت نفت در خیابان شریعتی و در حالی که سخنان بسیار مهمی را عنوان کرد، برکنار شد. او در آخرین روزهای مردادماه سال 86، صنعت نفت را با ارتش سال 57 مقایسه کرد؛ «آن زمان عده یی تلاش می کردند ارتش را منحل کنند که امام(ره) و مسوولان با درایت ارتش را حفظ کردند و امروز عده یی می خواهند صنعت نفت را از بین ببرند که این نیز درایت مسوولان را می طلبد.» (جمعیت سالن هامانه را تشویق کردند.) او همچنین تاکید کرد؛ «امروز عده یی می خواهند صنعت نفت را از بین ببرند و آن را شخم بزنند.» سیدکاظم وزیری هامانه که با ادای این سخنان خشم معاون اول رئیس جمهور (پرویز داودی) را برانگیخت، درباره استعفایش که رئیس دولت نهم دوست داشت این گونه باشد، چنین توضیح داد؛ «استعفا ندادم و توان کار کردن داشتم و دارم و این تشخیص رئیس جمهور بود که من برکنار شوم.»
اولین وزیر نفت دولت نهم در مراسم تودیع اش یک بار دیگر خط بطلانی روی مافیای نفت که شعار اصلی محمود احمدی نژاد در انتخابات نهم ریاست جمهوری بود، کشید؛ «در دو سال اخیر بیشترین نظارت روی سیستم نفت صورت گرفته و فشارهای گروه های نظارتی در حداکثر بود و حتی انتقام هشت یا 16 سال گذشته را نیز از ما گرفتند.» او همچنین در این مراسم برخی اصولگرایان را به خدا واگذار کرد؛ «اگرچه اصولگرایان تاکید فراوانی بر نظارت صنعت نفت داشته اند، ولی باید همه چوب ها را به این دو سال بزنند که انصافاً زده اند و من همه آنها را به خدا واگذار می کنم.» هامانه در این مراسم بیتی هم از خواجه حافظ شیرازی خواند؛ «دلا چنان معاش کن که گر بلغزد پا/ فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد».
فرهاد رهبر
برکناری فرهاد رهبر را می توان مظلومانه ترین برکناری در دولت نهم قلمداد کرد. او که در فرآیند انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی به کنار گذاشته شد تا آخر به سیاست های دولت نهم که خود وی یکی از کلیدی ترین افراد در تعیین کابینه آن بود، وفادار ماند. این وفاداری تا حدی بود که حتی پس از برکناری حاضر شد در مناظره یی که میان طرفداران سیاست های اقتصادی دولت و منتقدین آن که نمایندگی آن را محمد ستاری فر برعهده داشت، شرکت کند و به جد از دولت طرفداری کرد. در این مناظره نکته قابل توجه این بود که ستاری فر در انتقاد از سیاست های اقتصادی دولت به فرهاد رهبر گفت؛ شما را که برکنار کردند، که رهبر گفت؛ مرا برکنار نکردند، که ستاری فر گفت؛ استعفا که دادید. باز رهبر گفت؛ من استعفا ندادم. ستاری فر گفت؛ پس چی شد، استعفا که ندادید، برکنار که نشدید. می شود بگویید پس چگونه رفتید؟ اما گفته می شود علت برکناری فرهاد رهبر جدا از مخالفت های صریح وی در مقابل رئیس دولت که خواهان ادغام سازمان های مدیریت و برنامه ریزی استان ها در استانداری ها بود، دو تن از معاونان خود را از بین کسانی انتخاب کرد که گرایش اصلاح طلبی داشتند. این کار به شدت مورد انتقاد اصولگرایان قرار گرفت. رهبر به شدت به کوچک و کارا کردن دولت و به حفظ و صیانت از منابع ملی اعتقاد داشت. او در مقابل نگرش احمدی نژاد برای تحدید اختیارات سازمان مدیریت و برنامه ریزی مقاومت کرد. این دکترای اقتصاد در آبان 85 از سمت ریاست سازمان مدیریت و برنامه ریزی برکنار شد و احمدی نژاد سیدامیرمنصور برقعی (لیسانس مکانیک) را به جای او گماشت.
محمد رحمتی

محمد رحمتی تنها وزیر به جا مانده از دولت اصلاحات بود که حاضر شد با دولت نهم همکاری کند. اما این همکاری تا پایان ادامه نیافت چون با حکم محمود احمدی نژاد 31 تیر سال 1387 به بهانه بازنشستگی کنار گذاشته شد. او نهمین وزیر و یازدهمین مدیر ارشد کابینه نهم بود که نه استعفا داد و نه بازنشسته شد؛ بلکه به دلیل اختلاف نظر با احمدی نژاد 11ماه مانده به پایان عمر دولت نهم عزل شد. به باور برخی نمایندگان مجلس با توجه به عضویت رحمتی در کابینه خاتمی، همواره این انتقاد به او وارد بود که به اندازه کافی «اصولگرا» نیست و به همین دلیل، از همان ابتدای تشکیل دولت احمدی نژاد، همواره موضوع کنار گذاشتن او مطرح بود اما بیش از هر چیز مقاومت رحمتی در برابر فشارهای دولت بر سر تغییر مدیران و معاونانش و اعتراض او به دخالت های دولت در اجرای پروژه هایی که از نظر اقتصادی توجیه منطقی نداشت و همچنین ممانعت از بهره برداری نیمه کاره از راه ها، آزادراه ها و راه آهن ها باعث شد احمدی نژاد تاب نیاورده و او را برکنار کند. البته دولت نهم برای مبرا شدن خود بازنشستگی وزیر راه را در میان محافل خبری مطرح کرد که با تکذیب روابط عمومی وزارت راه و ترابری موضوع استعفای اجباری رحمتی پررنگ تر شد. با این حال رحمتی نه استعفا داد و نه سنش بازنشستگی را اقتضا می کرد چراکه در زمان برکناری سه سال تا بازنشستگی قانونی مهلت داشت و وزیر جدید معرفی شده نیز 18 سال بزرگ تر از رحمتی است.
ابراهیم شیبانی
برکناری ابراهیم شیبانی را می توان به عنوان چاشنی برکناری ها دید. او که پس از فوت محسن نوربخش حکم ریاست کلی بانک مرکزی را از خاتمی دریافت کرد در دولت نهم ماندگار شد و حتی به دفاع از سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد که خلاف دولت قبل بود پرداخت. می گویند شیبانی در دولت خاتمی با کوچک ترین سیاستی که حجم نقدینگی را افزایش می داد به شدت مخالفت می کرد اما این مخالفت ها در دولت نهم نه تنها دیده نشد بلکه حتی در نشستی که دولت نهم با اقتصاددانان منتقد داشت او به دفاع از سیاست هایی که باعث 100 درصد شدن حجم نقدینگی شده بود پرداخت. شیبانی به رغم این دفاعیات به ناچار کنار رفت یا کنار گذاشته شد. دلیل برکناری او کاملاً مشخص نشد اما سفیر شدن او در اتریش نشان می دهد او کماکان مورد قبول دولت نهم بوده است.
طهماسب مظاهری

اگر برکناری دانش جعفری مهم ترین برکناری و برکناری وزیری هامانه جنجالی ترین برکناری ها بود، برکناری طهماسب مظاهری را هم می توان پرهیاهو ترین برکناری ها نامید. مظاهری که با هدف کنترل تورم و نقدینگی ریاست بانک مرکزی را پس از شیبانی برعهده گرفت از همان روز اول به انتقاد از سیاست های انبساطی پرداخت و اولین نفر از دولت بود که اعلام کرد طی دو سال حجم نقدینگی دو برابر شده است. مهم ترین اقدام او سیاستی بود که او آن را سه قفله کردن خزانه نامید. همین امر موجب انتقاد شدید جهرمی وزیر کار که طرح زودبازده را اجرا می کرد، شد. طهماسب مظاهری در نهایت با ارائه بسته سیاست های پولی چالش جدی را در دولت و میان خود و جهرمی به وجود آورد که در نهایت احمدی نژاد جهرمی را بر او ترجیح داد و برکنارش کرد. او در اواخر کارش راهکارهایی را برای حل مشکلات اقتصادی کشور به احمدی نژاد ارائه کرد ولی در عین حال نوشته بود رئیس دولت نهم به این راه حل ها توجه نمی کند. مظاهری آخرین نامه خود به احمدی نژاد را برای عالی ترین مقام کشور نیز فرستاد تا اتمام حجتی باشد با دولت. مظاهری در مهرماه 87 در مراسم تودیع خود به احمدی نژاد گفت اصلاح نظام بانکی با تیغ و درفش ممکن نیست.
اکبر ترکان
کافی است بازیگر موفقی در ارائه نمایش بهترین ها نباشی آنگاه همانند اکبر ترکان از طریق تابلو اعلانات متوجه برکناری ات می شوی. اکبر ترکان مدیر موفق صنعت نفت و بازیگر ناموفق در عرصه نمایش دولت نهم است که به دلیل بیان واقعیات برکنار شد. خود او در گفت وگو با «اعتماد» می گوید؛ «آمارهای ارائه شده آقای احمدی نژاد درباره برخی از فازهای پارس جنوبی و پالایشگاه پارسیان غلط است.» اکبر ترکان که با آمدن نوذری از شرکت نفت و گاز پارس به معاونت برنامه ریزی وزارت نفت کوچ کرد این جابه جایی را خواست آقای نوذری نمی داند بلکه معتقد است از او خواسته شده او را جابه جا کند. اگرچه خود او این تغییر را در راستای خدمت معنا کرد اما آوردن علی وکیلی دانش آموخته دانشگاه علم و صنعت که از قضا به رئیس دولت نهم نزدیک بود به جای او در نفت و پارس شائبه جابه جایی از سوی محمود احمدی نژاد را پررنگ کرد. اکبر ترکان که به مدت تقریباً 12 سال در صنعت نفت مدیریت کرد، صنعت نفت چهار سال اخیر را ضعیف ترین صنعت در عرصه مدیریت می داند و معتقد است؛ دلیل اصلی تاخیر در اجرای بسیاری از پروژه ها از جمله پروژه پارس جنوبی ضعف مدیریت است. ترکان در آخرین گفت وگویی که با «اعتماد» انجام داده یک موضوع جالب را بیان کرد و آن اینکه آقای احمدی نژاد به برنامه و مدیریت اهمیتی نمی دهند بلکه اطاعت کردن از او برایش در اولویت است. او راست می گوید چون اگر مدیریت برای او مهم بود قطعاً اکبر ترکان محمدرضا نعمت زاده را برکنار نمی کرد. ترکان در کارنامه مدیریت خود هشت سال را به عنوان وزیر به جمهوری اسلامی خدمت کرد و هم اکنون نیز می گوید؛ نظام تنها فقط قوه مجریه نیست و ما همچنان در خارج از قوه مجریه به نظام جمهوری اسلامی خدمت می کنیم.
محمدرضا نعمت زاده

«محمود احمدی نژاد 180 درجه با شهید رجایی متفاوت است.» بیان این جمله از سوی محمدرضا نعمت زاده برای خشمگین کردن رئیس دولت نهم- که حامیانش او را نماد شهید رجایی می دانند- کافی است تا ظرف کمتر از 24 ساعت از سمت مشاور ارشد وزارت نفت برکنار شود. «اعتماد» که با هدف گفت وگو درباره برکناری محمدرضا نعمت زاده از سمت معاون وزیر نفت در امور پالایش و پخش به وزارت نفت رفته بود خواستار مقایسه یی شد که خشم پاستورنشینان را برانگیخت. به گونه یی که غلامحسین نوذری وزیر نفت کمتر از نیم روز در واکنش به گفت وگوی مشاورش سخنانی بر زبان آورد که انگار سخنان خودش نبود؛ «مردم گرایی، ساده زیستی و توجه به مستضعفان مهم ترین ویژگی شهید رجایی به عنوان رئیس جمهور کشور بود و رئیس دولت نهم با رفتار و سلوک مردمی خود خاطره نخستین روزهای آرمانی انقلاب را در یادها زنده کرد.» محمدرضا نعمت زاده تنها مدیری در نفت است که دو بار برکنار شد؛ نخستین بار از شرکت پالایش و پخش فرآورده های نفتی آن هم به خواست محمود احمدی نژاد. چون نعمت زاده می گوید؛ «آقای نوذری از کار من راضی بود چون بارها کارهای انجام شده را تایید کرد و من هم با کمال علاقه خدمت کردم. اصولاً برای من کار کردن با فلان وزیر یا رئیس جمهور فرقی نمی کند. هدف رفع نیاز و اعتلای کشور است. به همین دلیل وزرا و روسای جمهوری عوض شدند ولی کار را ادامه دادم. اما در شرایط کنونی وضعیت کشور به گونه یی است که تغییر مدیران عادی شده که اصلاً خوب نیست ضمن اینکه اداره کشور به این صورت جایز نیست.» محمود احمدی نژاد خود رسماً در تغییر مدیران در نفت دخالت دارد که در هیچ دولتی سابقه نداشت. حالا صنعت نفت کشور از تجربیات مدیر موفقی همانند نعمت زاده که با یک مقایسه برکنار شد اما بنزین و کارت هوشمند را سر و سامان داد بی بهره است و می توان در حال حاضر به راحتی گفت صنعت نفت تهی از مدیران موفق و باتجربه است.
هادی نژاد حسینیان

هادی نژادحسینیان، دیپلمات باسابقه کشور یکی از نخستین برکنار شدگان نفت در دولت نهم است که پس از آنکه مورد غضب سیدکاظم وزیری هامانه قرار گرفت از کار برکنار شد. دلیل برکناری او در 27 مهرماه سال 1385 بازنشستگی عنوان شد اما او خود را بازنشانده می داند و بر این موضوع تاکید دارد؛ من بازنشسته نشدم بلکه بازنشانده شدم. هادی نژاد حسینیان پس از برکناری در گفت وگویی با «اعتماد» می گوید؛ این گونه که شنیده ام ژنرال مشرف رئیس جمهور سابق پاکستان زنگ زده به آقای احمدی نژاد و گفته رئیس تیم مذاکره کننده شما در خط لوله صلح انعطاف لازم را ندارد و کار به نتیجه نمی رسد و پاسخ می شنود چهار ماه به این تیم فرصت می دهیم. اگر به نتیجه نرسید خودمان جلسه می گذاریم و تصمیم نهایی را اتخاذ می کنیم. این دلیل واقعی برکناری هادی نژاد حسینیان است که قرار بود با استفاده از تجربیات ارزنده خود در حوزه دیپلماسی از طلای ایران در اوج خرید و فروش صیانت کند. اما پس از کنار گذاشتن هادی نژاد حسینیان ادامه مذاکرات خط لوله صلح به حجت الله غنیمی فرد سپرده شد که تاکنون منجر به حذف هند از این خط لوله و تخفیف ویژه به پاکستان شده است. حسین نقره کارشیرازی عضو اتاق بازرگانی ایران جایگزین او در امور بین الملل وزارت نفت شد.
کاظم پور اردبیلی

حسین کاظم پوراردبیلی یکی از باسابقه های نفت است که در این دولت برکنار شد. او که در دوره ریاست جمهوری آیت الله خامنه یی، دوره نخست وزیری میرحسین موسوی و دوره های ریاست جمهوری آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی در دولت خدمت کرده، 29 اردیبهشت 1387 از صنعت نفت کنار گذاشته شد. او هم باید می گفت بازنشسته شدم. وقتی «اعتماد» 24 اردیبهشت ماه 87 از او درباره پشت پرده این بازنشستگی می پرسد، می گوید؛ این پرسش را از من نباید بپرسید. آن کسی که چنین تصمیمی گرفته است، باید پاسخ دهد. حسین کاظم پوراردبیلی با 24 سال سابقه خدمت تیرماه 87 تودیع شد و جایش را به سیدمحمدعلی خطیبی طباطبایی سپرد که در ابتدا با هدف آموختن کار از غنیمی فرد در امور قراردادها به امور بین الملل فرستاده شد ولی نتوانست نمره قبولی از کلاس غنیمی فرد به دست آورد و در نتیجه نماینده ایران در اوپک شد. او یکی از کارکنان موسسه تحقیقات انرژی وزارت نفت بود.
محمدجعفر مجرد
محمدجعفر مجرد از مدیران باسابقه بانک مرکزی بود. پس از انتصاب طهماسب مظاهری در شهریور 86 به ریاست بانک مرکزی، محمدجعفر مجرد را از معاونت ارزی برکنار کرد و رضا راعی را به جای او گماشت. پس از این تغییر مظاهری، مجرد را به عنوان مشاور عالی خود منصوب کرد. مجرد در دوره ریاست محسن نوربخش و ابراهیم شیبانی معاونت ارزی را بر عهده داشته است. در حالی که در پایان دولت خاتمی، موجودی حساب ذخیره ارزی بالغ بر 10 میلیارد دلار بود، مجرد در شهریور 86 اعلام کرد این حساب 3/6 میلیارد دلار موجودی دارد. محمدجعفر مجرد درخصوص تفاوت آمار بدهی کشور که از سوی بانک مرکزی اعلام شده با اطلاعات بانک تسویه حساب های بین المللی گفته بود؛ «موسسات بین المللی محاسبه دارایی ها و بدهی های ارزی کشور ها را بر اساس طبقه بندی خاصی انجام می دهند. بانک تسویه حساب های بین المللی بدهی های خارجی ایران را در پایان سال 2004 میلادی حدود 22 میلیارد و 300 میلیون دلار برآورد کرد اما بانک مرکزی میزان این بدهی را 7/15 میلیون دلار اعلام کرده است.»
مهدی مفیدی

اینکه چه کسی قرار است جانشین رضا ویسه شود خیلی مهم بود. ویسه رئیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) در دولت خاتمی بود. پشتکار و ابداعات ویسه باعث شد او را یکی از موفق ترین مدیران بخش صنعت کشور نام نهند. ویسه صنعت خودرو کشور را با تولید 280 هزار دستگاه خودرو که عمده آن پیکان بود، تحویل گرفت و ظرف چهار سال ظرفیت آن را به حدود یک میلیون دستگاه (بدون پیکان) در سال رساند. ویسه که رفت، مهدی مفیدی از سوی علیرضا طهماسبی حکم گرفت تا بر بزرگ ترین بنگاه صنعتی کشور مدیریت کند. مفیدی از همان ابتدا با تفکر و نگاه طهماسبی همراه شد تا او را تنها نگذاشته باشد. او در پروژه تولید موبایل ایرانی، ایدرو را مامور این کار کرد تا تولید موبایل در ایران را عملی کند. مفیدی همچون طهماسبی کمتر در رسانه ها حاضر می شد. او به عنوان رئیس ایدرو هرگز نتوانست جلوی خواسته ها و اقدامات سرخود مهرداد بذرپاش (که در آن زمان مدیرعامل پارس خودرو بود) بایستد. مفیدی پس از روی کار آمدن محرابیان از نخستین مدیرانی بود که حکم برکناری اش را دید تا احمد قلعه بانی مدیرعامل سابق سایپا به جای او در راس ریاست ایدرو قرار گیرد.
هدایت زاده؛ مرد میلیارد دلاری نفت
برای کسی که شناخت کوچکی از نفت و فروش نفت ایران دارد، نام سیدمجید هدایت زاده رضوی آشناست. برای کسانی که ماجرای انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیرماه را فراموش نکرده اند نیز این نام غریب نیست. مرد میلیارد دلاری نفت ایران که در سال 1331 در مشهد به دنیا آمد سال گذشته برکنار شد. برکناری او نفت را انگشت به دهان کرد چون باید با بنیانگذار شرکت نفتیران اینترترید (نیکو) خداحافظی می کرد. نیکو تنها شرکتی است که اجازه دارد نفت ایران را غیر از راه اصلی اش (بخش بین الملل شرکت ملی نفت) بفروشد. هدایت زاده هم چنان بود که بنزین کشور را بخرد و میلیاردها دلار برای اجرای پروژه های نفت و گاز فاینانس جذب کند. او اگر جلوی دوربین ظاهر نشد و سال ها مصاحبه نکرد در ازایش پشت میز مذاکره بین المللی نفت حضوری مدام داشت تا روابط منحصربه فردی با سیاسیون و نفتی های چهار گوشه عالم پیدا کند. هدایت زاده پول بسیاری از پروژه های نفتی را هم به کشور آورد. گفته می شود نیکو در این سال ها حدود 15 میلیارد دلار فاینانس (با سپرده و سود) برای پروژه های نفتی ایران جذب کرده است. جایگزین هدایت زاده، محمد جواد عاصمی پور است که رئیس غلامحسین نوذری در مناطق نفت خیز جنوب بود. نوذری اگر چه او را مدیرعامل شرکت ملی نفت نکرد اما او را به ساختمان 300 میلیون فرانکی زیبا و مشرف به دریاچه لوزان فرستاد تا حرمتش را نگه دارد.
غنیمی فرد؛ فروشنده نفت ایران

18تیرماه 1387 خبر عجیبی روی سایت ها قرار گرفت که حاکی از برکناری باسابقه ترین فروشنده نفت ایران یعنی حجت الله غنیمی فرد بود. اقتصاد خوانده صنعت نفت ایران که در اوج تبلیغات رسانه یی پیرامون آنچه مافیای نفت معرفی شد، بیش از هر فرد دیگری با ذکر نام، هدف تبلیغات تخریبی جناح های رقیب در داخل با نفت سیاسی ایران قرار گرفته بود، برکناری خود را اجتناب ناپذیر تلقی می کرد اما در آن ایام و در فرصتی غیررسمی که پیش آمده بود، اظهار کرد میز خود را پاک کرده و تا چند روز بعد برای تدریس به دانشگاه نفت کوچ خواهد کرد. به رغم این پیش بینی ها، غنیمی فرد آن بحران را بدون آسیب پشت سر گذاشت و دلیل اصلی برکنار نشدن او عدم جایگزین مناسب برای او بود. تا اینکه بالاخره نوذری وزیر دولت آقای احمدی نژاد تاب نیاورد و حجت الله غنیمی فرد را که 14 سال عقد قراردادهای فروش نفت ایران را برعهده داشت، برکنار کرد و عرشی را که معاون غنیمی فرد بود، جایگزینش کرد. حجت الله غنیمی فرد در مقطعی که نامش در نمودار مافیای نفت قرار گرفت، در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره اینکه نام شما به عنوان یکی از شاخص های اصلی مافیای نفت عنوان شد، در این زمینه چه صحبتی دارید، می گوید؛ کار کردن در اجتماع همیشه با انتقاد همراه بود اما بعضی در انتقاد منصف هستند و در بازگویی آن نقاط مثبت و منفی را در نظر می گیرند و برخی شما نقاط مثبت و عده یی نکات منفی را و متاسفانه برخی از روی غرض ورزی اقدام به انجام چنین کارهایی می کنند که موجب ضربه زدن به یک فرد، بخشی از اقتصاد و در بالاترین سطح به نظام یک کشور می شوند و امیدوارم افرادی که اقدام به چنین کاری کردند از روی غرض ورزی اقدام به چنین کاری نکرده باشند اگرچه انتقاد از روی حسن نیت حق مسلم آنان است. او همچنین معتقد است بهترین قاضی بعد از خدا، مردم هستند.
محمدحسین بصیری جانشین هدایت الله آقایی
همه چیز از یک خواب شروع شد. «قبل از اینکه مرا معاون وزیر کنید خواب دیدم سر صف نانوایی سنگک ایستاده ام. چند نفری جلویم بودند. نوبت من شد. داشتم سنگ ها را از نان جدا می کردم. دیدم یکی در این کار به من کمک می کند. پشت سرم را نگاه کردم. آقای احمدی نژاد بود که به کمکم آمده بود.» محمدحسین بصیری در روز معارفه اش به عنوان معاون امور معادن و صنایع معدنی وزیر صنایع و معادن علیرضا طهماسبی این خواب را تعریف کرد. او مهر 84 به جای هدایت الله آقایی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران که اکنون در زندان به سر می برد در این پست قرار گرفت. بصیری پیش از آن مدیرکل دفتر آمار و اطلاع رسانی وزارت صنایع و معادن در دولت اصلاحات بود. قرار بود بیستمین کنگره جهانی معدن آبان ماه 84 در ایران برگزار شود به همین سبب بصیری رئیس ستاد ملی برگزاری این کنگره شد. گفته های بصیری فقط به آن خواب معروفش ختم نشد. او روز افتتاحیه کنگره در حضور نزدیک به هزار نفر از مهمانان داخلی و خارجی که عمدتاً از دانشمندان معاصر علم مهندسی معدن بودند، گفت «وقتی در انگلستان تحصیل می کرده رفیقی داشته که دزد بوده است». این سخنرانی او نیز مثل خوابش معروف شد تا گفته شود معاون وزیر صنایع و معادن ایران در انگلیس دوستی دارد که دزد است. بصیری در ادامه سخنرانی هایش یک روز به اصفهان رفت تا در مراسم 40سالگی ذوب آهن شرکت کند. او در آن روز صنعت فولاد را به ساندویچ «مک دونالد» تشبیه کرد و گفت صنعت فولاد ایران باید مثل این نوع ساندویچ باشد. از گوجه و خیارشور هم به عنوان سنگ آهن و زغال سنگ یاد کرد و گفت اگر اینها در کنار شرکتی باشد، اقتصادی خواهد شد. بصیری سرانجام با رفتن طهماسبی نیز رفتنی شد. اگرچه در روزهای نخست ورود علی اکبر محرابیان به وزارت صنایع و معادن سعی داشت جایگاه خود را در وزارتخانه مستحکم تر از گذشته کند. او اواخر سال 85 سرانجام برکنار شد و جای خود را به محمدمسعود سمیعی نژاد داد تا از آن پس فقط در وزارت صنایع و معادن مشاور وزیر باشد.
منوچهر منطقی مدیرعامل ایران خودرو
اواخر سال 77 وارد ایران خودرو شد. او بنیانگذار شرکت تام ایران خودرو است. می گویند مغز صنایع موشکی کشور است. البته ابوترابی فرد نایب رئیس مجلس او را پدر موشکی ایران نامگذاری کرده است. در زمان مدیرعاملی منوچهر غروی تا سمت قائم مقامی ایران خودرو ارتقا یافت و سرانجام آذرماه 1381 در دولت اصلاحات مدیرعامل ایران خودرو شد. او هنگامی این سمت را پذیرفت که ایران خودرو به تازگی موفق به ساخت خودرو ملی شده بود. منوچهر منطقی 30 ماه با دولت اصلاحات همکاری کرد. در طول این مدت همکاری به اجبار دولت و شخص وزیر صنایع و معادن (اسحاق جهانگیری)، منطقی مجبور شد پیکان را به عنوان گاو شیرده ایران خودرو از رده خارج کند. این اقدام باعث شد بزرگ ترین کارخانه خودروسازی کشور با مشکلات زیاد مالی روبه رو شود که تاکنون این مشکلات نیز ادامه دارد. شاید تلخ ترین روز همکاری او با دولت اصلاحات همین خروج پیکان باشد. منطقی در دولت نهم چهار سال و چهار ماه کم، فعالیت کرد تا در نهایت هفدهم فروردین ماه سال 88 با حکم وزیر صنایع و معادن از سمتش برکنار شد و برای همیشه با صنعت خودرو کشور خداحافظی کرد. او این اواخر می گفت هر 15 روز یک بار خبر برکناری اش را از ایران خودرو می شنیده است. منطقی در آخرین گفت وگویش با خبرنگاران اشاره کرد سیاست های اقتصادی دولت 25 درصد وقت این شرکت را هدر داده و واقعیت های اقتصادی شرکت را تلخ ترین خاطره اش در سال 87 نامید. منطقی تنها یک ماه پس از این اظهارات برکنار شد. او در حال حاضر رئیس مرکز مطالعات و تولید هواپیمای پهن پیکر است.
بهرام سبحانی مدیرعامل ذوب آهن اصفهان

حساسیت روی مدیران فولادی از همان روزهای ابتدایی دولت نهم بروز پیدا کرد. دولتمردان این دولت مدیران فولادی کشور را افرادی وابسته به حزب کارگزاران می دانستند و معتقد بودند چون آنها از زمان نخست وزیری مهندس موسوی وارد این صنعت شده اند صلاحیت فعالیت در دولت نهم را ندارند. اما انتخاب احمدعلی هراتی نیک به عنوان رئیس سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) سدی در برابر این تفکر رادیکالی شد. تا زمانی که علیرضا طهماسبی بر کرسی وزارت صنایع و معادن نشسته بود، در سطوح مختلف بخش ایمیدرو تغییراتی حاصل نشد اما با روی کار آمدن علی اکبر محرابیان ثبات این وزارتخانه با چالش مواجه شد. او از همان ابتدا انگشتش را به سمت برخی مدیران فولادی نشانه گرفت تا برکنارشان کند اما چون شخص مناسبی را برای جایگزینی نیافت در این کار دست نگه داشت. تا اینکه در هفدهم فروردین همزمان با برکناری مدیرعامل ایران خودرو، سبحانی را نیز از کار برکنار کرد. سبحانی از مدیرانی بود که از مبارکه سال 1362 برای ساخت پروژه فولاد مبارکه وارد کار شد و پس از آن به مدت هشت سال مدیرعامل شرکت فولاد خراسان شد و این کارخانه را پایه گذاری کرد. سپس به ذوب آهن برگشت و معاون مدیرعامل این شرکت شد تا در ابتدای دولت نهم جایش را با مدیرعامل ذوب آهن عوض کند. انتخاب سبحانی از همان روزهای نخست بحث برانگیز بود. برخی از نیروهای داخلی شرکت که انجمن طرفدار دولت را تشکیل داده بودند با انتصاب او به مخالفت پرداختند. این عده حتی چند تن از جانبازان را راهی تهران کردند تا با تجمع در مقابل وزارت صنایع و معادن خواستار برکناری سبحانی شوند. او پس از 28 سال از صنعت فولاد کشور کنار گذاشته شد تا دوران بازنشستگی خود را در بخش خصوصی سپری کند.
علی اصغر پورمند مدیرعامل شرکت ملی مس ایران

با اینکه عاشق معدن و معدنکاری بود در روز تودیع خود گفت؛ می خواهم از این پس بروم خانه و با نوه ام بازی کنم. او زمان مرحوم نیلی (وزیر معادن و فلزات میرحسین موسوی) وارد مجموعه دولتی شد. ریاست بر سازمان صنایع و معادن استان تهران و مدیرکلی روابط بین الملل وزارت معادن و فلزات از پست های مهم او در بخش معدن کشور است. در دولت اصلاحات پس از تشکیل ایمیدرو به شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران رفت و معاون این شرکت شد. با انتقال پالیزدار (رئیس وقت شرکت تهیه و تولید) به ایمیدرو او با حکم مصطفی موذن زاده معاون اسحاق جهانگیری رئیس این شرکت شد. پورمند در دولت نهم چند ماهی در این پست ماند تا اینکه پس از برکناری مراد علیزاده از شرکت ملی مس ایران مدیرعامل این شرکت شد. مس آخرین ایستگاه او بود تا پس از دو سال و نیم فعالیت در این شرکت از آن خداحافظی کند. اگرچه گفته می شود به سن بازنشستگی رسیده بود اما شنیده ها حاکی است با پافشاری علی اکبر محرابیان از این پست برکنار شد تا محمدهادی اردبیلی مدیرعامل مس در دهه 60 جایگزین او شود. پورمند پس از آن به بخش خصوصی رفت و مدیرعامل شرکت هلدینگ معادن و صنایع معدنی خاورمیانه شد. او تمام افرادی را که از مجموعه ایمیدرو برکنار شده اند وارد این شرکت کرد و به آنها پست داد تا دوستان سابقش را تنها نگذاشته باشد.
کاپیتان خانلری

کاپیتان خانلری 23 تیر 88 یک سال پس از برکناری اجباری رحمتی از سمت ریاست سازمان هواپیمایی کشوری عزل شد. او مانند برخی دیگر از برکنارشدگان همزمان با خبرگزاری ها از برکناری اش مطلع شد و حتی فرصتی برای جمع بندی کارنامه کاری اش نیافت چراکه مشاور امنیتی اش در کمتر از 24 ساعت به جای او نشست. خانلری که با هدف تغییر ساختار صنعت هوایی و افزایش نظارت بر فرودگاه ها و شرکت های هواپیمایی به ویژه شرکت های دولتی آمده بود و سعی در کاهش عمر ناوگان هوایی از 20 سال به 14 تا 16 سال داشت، به دلیل ایستادگی در برابر دخالت های غیرتخصصی مسوولان رده بالای دولتی به ویژه وزیر جدید کنار گذاشته شد. گفته می شود مخالفت با ساخت 10 فرودگاه جدید، ورود هواپیمای ایران 140 به ناوگان هوایی و مقاومت در برابر تغییر ترکیب نیروهای تخصصی حوزه هوانوردی و استاندارد پرواز از دلایل اصلی برکناری او بوده است. به اعتقاد خانلری تعداد فرودگاه ها با توجه به گستره کشور کافی است و باید فکری برای فرودگاه های غیراقتصادی کرد نه اینکه تحت فشار های سیاسی و غیرمنطقی دوباره فرودگاه ساخت. او همچنین سقوط هواپیمای ایران 140 در اصفهان را از نقاط کور ساخت این هواپیما می داند و معتقد است؛ در پرونده ارسالی به سازمان هواپیمایی کشوری به دلایل اصلی سقوط اشاره نشده است. شنیده ها حاکی است انتقاد خانلری به ساخت این نوع هواپیما با فرمت نظامی و اصرار بر افزایش نظارت بر شرکت های هواپیمایی دولتی و فرودگاه ها و تاکید او بر حفظ نیروهای متخصص به جای تازه کار، مشکلاتی را برای روسا فراهم کرده بود که در نهایت اختلافات به اوج رسید و وزیر عزل را بر رفع مشکلات ترجیح داد. خانلری همچنین معتقد بود بهبهانی، وزیر راه دولت، هیچ آشنایی با حمل و نقل هوایی ندارد.
صادق خلیلیان

در پی موج گسترده برکناری معاونت ها و مدیران میانی وزارت جهاد کشاورزی، صادق خلیلیان معاون اقتصادی و برنامه ریزی اسکندری نیز شش آذرماه 87 از این وزارتخانه خداحافظی کرد. محمدرضا اسکندری به دلیل فشارهای پی در پی مجلسی ها و قوت گرفتن استیضاحش، جعفر خلقانی معاون تحقیقاتی این وزارتخانه را جانشین خلیلیان کرد. شنیده ها حاکی از آن است که محمدرضا اسکندری برای فرار از استیضاح و انتقاد کارشناسان بخش کشاورزی به شکست طرح خودکفایی گندم، جو و دانه های روغنی، معاون برنامه ریزی خود را برکنار کرد تا شاید بحث استیضاح را کمرنگ کرده باشد. خلیلیان با سکوت در برابر اتفاقات تلخ رخ داده مانند کاهش تولید گندم، افت بیش از 70 درصدی کشت چغندرقند و شرایط نامساعد تولید و صادرات زعفران، پسته و همچنین افزایش افسارگسیخته واردات محصولات کشاورزی اسکندری را همراهی کرد و با خداحافظی از وزارتخانه تا حدی از فشارهای وارده رها شد.
اکبر کمیجانی

اکبر کمیجانی پس از اخذ دیپلم، در سال 1351 وارد دانشگاه تهران شد و لیسانس تعاون از این دانشگاه گرفت. او دکترای اقتصاد را در سال 62، از دانشگاه ویسکانسین- میلواکی ایالات متحده امریکا دریافت کرد. مدتی بعد عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران شد. این اقتصاددان از خردادماه 77 معاون اقتصادی بانک مرکزی ایران شد. با انتصاب مظاهری به ریاست بانک مرکزی، وی رامین پاشایی فام (متولد سال 1344 و دارای دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران) را از تاریخ 5/8/1386 به جای کمیجانی منصوب کرد. کمیجانی مخالف کاهش دستوری نرخ سود بانکی بود. ارائه گزارش آمار کسری حساب سرمایه تراز پرداخت های کشور از گزارش های مهمی بود که توسط کمیجانی در تابستان 85 ارائه شد. براساس آن گزارش در سال 84 خالص حساب سرمایه کشور دارای کسری معادل 412میلیون دلار بود. گفته می شود تسلیم نشدن در مقابل برخی تصمیمات و پافشاری روی نظرات کارشناسی شده از ویژگی های بارز کمیجانی بود.
محمدرحیم رستی مدیرعامل شرکت ملی فولاد ایران

روزی که برکنار شد دوست و همکلاسی دوره دبیرستانش را به جای او نشاندند تا حرمت نگه دارد و از این برکناری گلایه یی نکند. محمدرحیم رستی نیز همچون سایر مدیران برکنارشده هم رده خود در دهه 60 با انتخاب محمدرضا آیت اللهی به عنوان وزیر معادن و فلزات وارد صنعت فولاد کشور شد تا مدیریت بخشی از شرکت فولاد خوزستان را برعهده بگیرد. او سال ها در این شرکت ماند تا اینکه با انتخاب هراتی نیک به عنوان رئیس هیات عامل ایمیدرو به مدیرعاملی شرکت ملی فولاد ایران انتخاب شد. سه سال مدیریت او بر این شرکت باعث شد زیر بار اجرای هشت طرح فولادی دولت نهم برود؛ هشت طرحی که به گفته بسیاری از کارشناسان صنعت فولاد کشور از غیراقتصادی ترین و گران ترین طرح های فولاد کشور است. این طرح قرار بود پایان سال گذشته به بهره برداری برسد تا با سرمایه گذاری دست کم سه هزار میلیارد تومان، هشت میلیون تن به ظرفیت فولاد خام کشور اضافه شود. اما نه تنها این طرح ها به بهره برداری نرسید بلکه اکنون با گذشت بیش از سه سال از آغاز عملیات اجرایی آنها در مجموع 20 درصد پیشرفت فیزیکی نداشته، از طرفی هم به سبب کمبود اعتبارات و کاهش قیمت جهانی نفت تخصیص بودجه به این طرح ها با کندی صورت می گیرد که با این وضع بعید است تا سه سال آینده نیز طرح ها به بهره برداری برسند. منتقدان دولت اجرای این طرح ها را از سوی رستی نقطه سیاه پرونده کاری او می دانند و می گویند نباید زیر بار انجام این کار می رفت چراکه اجرای این طرح جز اتلاف وقت و هزینه های مالی عاید دیگری برای کشور نداشته است. خود او معتقد است این هشت طرح را پس از تصویب در شورای اقتصاد دولت نهم دوباره مورد بررسی قرار داده و متوجه شده کاملاً اقتصادی است و باعث محرومیت زدایی از هشت نقطه از مناطق کشور خواهد شد. رستی هفته اول آذرماه سال گذشته یکباره برکنار شد تا نجم السادات (مدیرعامل سابق فولاد خوزستان) به جای او مدیرعامل شود. او اکنون در بخش خصوصی مشغول کار است.
رمزی و طاهری دو مدیرعامل دخانیات

علی اصغر رمزی زیاد شناخته شده نبود. علیرضا طهماسبی او را به جای رحمانی خلیلی (مدیرعامل دخانیات در دولت خاتمی) گذاشت. اما طولی نکشید که رمزی را به ساختمان شماره دو وزارت صنایع و معادن در خیابان شهید کلانتری فراخواند تا از او به عنوان مدیری ستادی استفاده کند. معاونت اقتصادی و امور بین الملل جایی بود که باید رمزی مشغول به کار می شد تا در کنار شاطرزاده (معاون وزیر صنایع و معادن) کارهای مربوط به این معاونت را فراگیرد. شاطرزاده تا روزی که طهماسبی از وزارت صنایع و معادن برکنار شد، در این وزارتخانه ماند اما با روی کار آمدن علی اکبر محرابیان از سمت خود استعفا داد تا از آن پس به عنوان سفیر ایران در برزیل مشغول کار شود. طهماسبی باید مدیرعامل جدید (دومین مدیرعامل در دولت نهم) دخانیات را معرفی می کرد. طاها طاهری فردی بود که مسوولیت این شرکت را برعهده گرفت. او دو ماموریت داشت؛ مدیریت بر شرکت دخانیات و یافتن مافیای سیگار. طاهری تا تابستان 87 روی کار ماند. خبرگزاری های حامی دولت معتقدند او دست مافیا را رو کرد. اما او با این سابقه پس از آنکه محمود احمدی نژاد در جمع مردم قم از مافیای سیگار خبر داد از کار برکنار شد تا در ادامه فعالیتش جانشین سردار اسماعیل احمدی مقدم در ستاد مبارزه با مواد مخدر شود. او در حال حاضر همین پست را برای خود نگه داشته است. دلیل برکناری طاهری از این شرکت هیچ گاه مشخص نشد. انگار قانون «تا سه نشه، بازی نشه» باید در دخانیات به اجرا درمی آمد تا مدیریت در این شرکت میلیاردی ثبات یابد. سیدمحمود ابطحی که نتوانسته بود به مجلس هشتم راه یابد و در دادن رای اعتماد به محرابیان نقش موثری را در مجلس هفتم ایفا کرد، از سوی وزیر صنایع و معادن به عنوان سومین مدیرعامل دخانیات در دولت نهم انتخاب شد.
ابراهیمی اصل؛ قربانی اجرای مصوبه

سریع ترین برکناری در نفت بی شک برای علی اصغر ابراهیمی اصل جایگزین و معاون وزیری هامانه در پتروشیمی رقم خورد. گفته می شود برکناری او خواست محمود احمدی نژاد بوده است چون او طبق مصوبه شورای اقتصاد قیمت محصولات پتروشیمی را افزایش داد و طرح شناورسازی محصولات پتروشیمی را اجرا کرد. اگر چه سیدکاظم وزیر ی هامانه دلیل برکناری او را نارضایتی درون سیستمی از عملکرد وی اعلام کرد و معتقد بود اصغر ابراهیمی اصل به محض منصوب شدن به پست مدیریت شرکت ملی صنایع پتروشیمی 12 تن از مدیران این شرکت را تغییر داد، او خود اما معتقد بود با توجه به هدف دولت نهم مبنی بر گران نشدن قیمت ها و اینکه به مردم فشار وارد نشود یکی از آقایان گزارشی تهیه کرد مبنی بر اینکه مدیریت شرکت ملی صنایع پتروشیمی بدون مصوبه شورای اقتصاد یا هیات دولت، قیمت ها را افزایش داده است و باید برکنار شود و وزیری هامانه بدون مطالعه گزارش، تصمیم به برکناری من گرفت. جایگزین اصغر ابراهیمی اصل، غلامحسین نجابت و جایگزین نجابت عادل نژادسلیم است.
محمود محدث؛ کاشف نفت

هر سال در آستانه نمایشگاه نفت، گاز و پتروشیمی وزرای نفت دولت نهم به خبرنگاران وعده اعلام یک خبر خوش را می دادند و آن چیزی نبود جز کشف یک میدان جدید نفت و گاز در کشور که آن را با افتخار اعلام می کردند، کاشف این میادین جدید کسی نبود جز محمود محدث که او هم در آخرین تغییرات نفت در اردیبهشت ماه برکنار شد. دانش آموخته دانشگاه امیر کبیر مشهد اگرچه همسو با دولت نبود اما توانست کارنامه قابل قبولی در دولت نهم از خود بر جا بگذارد به گونه یی که حتی منتقدان او را نیز وادار به سکوت کرد. در گزارشی که معاونت برنامه ریزی وزارت نفت به کمیسیون انرژی مجلس فرستاد، بخش اکتشاف در چهار سال گذشته در مقابل دیگر بخش ها درخشان است و این به آن معناست که محمود محدث موفق بوده است، اما موفقیت برای ماندن در صنعت نفت کافی نیست. یک عضو فراکسیون خط امام(ره) می گوید؛ متاسفانه مدیران لایق قربانی ملاحظات سیاسی شده اند و عدم همکاری آنها با وزارت نفت نتیجه یی جز متزلزل کردن پایه های صنعت نفت نخواهد داشت.
مهدی کرباسیان 
مهدی کرباسیان رئیس صندوق بازنشستگی صنعت نفت در آخرین ماه های فعالیت دولت نهم برکنار شد. به نظر می رسد دلیل اصلی برکناری او مخالفت با ادغام صندوق بازنشستگی نفت با برخی سازمان های بیمه یی مانند تامین اجتماعی بود. همچنین گفته می شود او در برابر برداشت از این صندوق برای پرداخت سود سهام عدالت در اوایل سال جاری مقاومت کرده بود. او که پیش از این در سمت های مدیریت عامل سازمان تامین اجتماعی، رئیس گمرک ایران، عضویت در هیات مدیره صنعت نفت و سمت های اجرایی فعالیت داشته تا آخرین روزهای دولت تمام تلاشش را کرد تا به صنعت نفت خدمت کند اما موفق به ادامه خدمت نشد تا مشخص شود مخالفت با وزیر نفت و رئیس دولت نهم یعنی اخراج و برکنار شدن. با برکناری کرباسیان، محمود احمدی نژاد یک قدم به خواسته خود مبنی بر تجمیع صندوق بازنشستگی نفت و تامین اجتماعی نزدیک تر شد. سیف الله جشن ساز هم اینک سرپرست این صندوق است که می تواند رئیس دولت نهم را در رسیدن به اهدافش کمک کند اگرچه مخالفان، ادغام صندوق بازنشستگی صنعت نفت بدون رضایت کارکنان و بازنشستگان را مغایر با شرع می دانند.
علی طیب نیا

علی طیب نیا متولد 1339 اصفهان است و دانش آموخته اقتصاد. تز دکترای او در مورد تورم ساختاری در ایران است. طیب نیا در دولت دوم میرحسین موسوی مشاور او بود و در دولت دوم هاشمی دبیر کمیسیون اقتصادی دولت و در دوره خاتمی مشاور کمیسیون اقتصادی دولت. طیب نیا استادیار دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران است. پذیرش ریاست سازمان مدیریت و برنامه ریزی از سوی فرهاد رهبر موجب شد وی طیب نیا را برای معاونت اقتصادی سازمان انتخاب کند. رهبر از سال 56 به بعد با طیب نیا در دانشگاه همکلاسی و در خوابگاه هم اتاقی بوده است. حضور طیب نیا در سازمان مدیریت موجب شد برنامه چهارم توسعه تغییرات عمده یی را به صورتی که احمدی نژاد می خواست تجربه نکند. طیب نیا موافق تنظیم بودجه انقباضی به منظور کنترل تورم بود اما این نوع بودجه مورد قبول احمدی نژاد نبوده و نیست. طیب نیا باور دارد که بودجه تنها ابزار دولت برای عدالت در توزیع منابع و ثبات اقتصادی است. گرایش طیب نیا به اصلاحات هم موجب خشم اصولگرایان شده بود. در نهایت طیب نیا مجبور به خروج از سازمان مدیریت شد.
فرهاد دژپسند

فرهاد دژپسند متولد 1341 بهشهر مازندران است. او در دولت دوم خاتمی، معاون برنامه ریزی اقتصادی وزارت بازرگانی شد و در تهیه قانون تجارت و قانون تجارت الکترونیکی نقش عمده یی ایفا کرد. میرکاظمی وزیر بازرگانی دولت نهم، این نوع کارها را اقدامات لوکس می دانست. دژپسند تحصیلکرده اقتصاد تا سطح دکترا است. او در سال 64 که به همشهری اش در خوابگاه دانشگاه تهران سر می زد، با هم اتاقی های او یعنی فرهاد رهبر و علی طیب نیا آشنا شد. دژپسند در سال های 68 و 69 در مقطع فوق لیسانس دانشجوی پرویز داوودی (متولد 1331 تهران) بود. با انتصاب فرهاد رهبر به ریاست سازمان مدیریت و برنامه ریزی، وی دژپسند را به عنوان معاون تولید و برنامه ریزی برگزید. دژپسند گرایش اصلاح طلبی دارد. اما از آنجا که دژپسند، فرهاد رهبر اصولگرا را آدمی مستقل و معتقد به کوچک و کارا کردن دولت می دید، پست معاونت را برگزید. دژپسند در اردیبهشت 85 گفت ارتباط منسجمی بین برنامه و اقدامات اجرایی دولت وجود ندارد. استعفای او در مهر 85 اتفاق افتاد و مدتی بعد هم فرهاد رهبر نیز استعفا داد.
رضا راعی

رضا راعی متولد 1345 دهق اصفهان است و دکترای مدیریت مالی دارد و استادیار دانشکده مدیریت دانشگاه تهران است. اولین سابقه اجرایی او سرپرستی امور دانشجویی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سال های 72 تا 76 است. راعی از سال 83 تا 85 قائم مقام مالی مدیرعامل ایران خودرو بود. گفته می شود راعی پس از آنکه تحصیلات تکمیلی طهماسب مظاهری در رشته مدیریت از یک دانشگاه خارجی به دانشگاه تهران منتقل شد، استاد راهنمای پایان نامه مظاهری شد. در پی حضور مظاهری در بانک توسعه صادرات ایران، وی راعی را به عنوان عضو هیات مدیره این بانک انتخاب کرد. با انتصاب مظاهری به ریاست بانک مرکزی، وی راعی را در آذر 86 به معاونت ارزی این بانک گماشت. راعی مخالف کاهش دادن دستوری قیمت دلار بود که دولت نهم می خواست. راعی با دستور محمود بهمنی رئیس فعلی بانک مرکزی در روز سوم مرداد 88 برکنار شد. راعی گفته؛ «دکتر بهمنی به من گفت؛ از من خواسته شده تا شما را برکنار کنم ولی نمی دانم چرا.»
رامین پاشایی فام

شاید خود رامین پاشایی فام نمی دانست آخرین قرعه در برکناری های دولت نهم به نام او بخورد. او که پیش از این در گفت و گو با «اعتماد» خبر برکناری خود را نه تایید می کرد نه تکذیب، بالاخره روز 12 مرداد که آخرین روز کاری دولت نهم به حساب می آمد، از سمت خود که معاون اقتصادی بانک مرکزی بود، برکنار شد. پاشایی فام متولد سال 1344 است. او تز دکترای خود را درباره ارزیابی تطبیقی برنامه اول و دوم توسعه نوشته است و در سال 78 از دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران دکترا گرفت. اولین سابقه اجرایی او کارشناسی دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه در سال 69 است. با انتصاب مظاهری به ریاست بانک مرکزی، وی در آبان 86 پاشایی فام را به عنوان معاون اقتصادی این بانک برگزید. پاشایی فام خود را از شاگردان تفکر دکتر عظیمی در اقتصاد می داند. سال گذشته پاشایی فام در نظری خوشبینانه اعلام کرد آزادسازی قیمت ها، نرخ تورم را 11 تا 15 درصد افزایش خواهد داد. وی چند ماه قبل با صراحت گفته بود؛ «بانک مرکزی مخالف تزریق پول به بانک ها است.» وی سه شنبه هفته قبل (6 مرداد) ضمن تکذیب خبر برکناری یا استعفای خود از معاونت اقتصادی بانک مرکزی گفت؛ «همچنان در مسوولیت خود مشغول انجام وظیفه هستم. چنین شایعاتی در روزهای اخیر با اهداف مشخصی صورت می گیرد و هیچ مبنایی ندارد.»
صادق افشار.jpg)
صادق افشار 8 آذر سال 87 از مدیرعاملی شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور کناره گیری کرد. او که یکی از بهترین مدیران مجموعه وزارت راه و ترابری بود، به دلیل اختلاف شدید با برخی از مدیران وزارت راه استعفا داد. گفته می شود ماجرای قطار برقی تهران-مشهد و دعواهای زیاری (مدیر راه آهن) با افشار برای گرفتن پروژه های زیرساختی راه آهن از شرکت ساخت و توسعه و میانجیگری مسوولان به نفع زیاری باعث شد این مدیر باتجربه از سمت معاونت استعفا دهد. به گفته برخی از مدیران داخلی وزارت راه، عدم برکناری یکی از مدیران افشار که با حکم وزیر باید اتفاق می افتاد نیز در استعفای صوری افشار بی تاثیر نبوده است. به هر ترتیب با تغییر افشار، برخی مدیران میانی حوزه زیرساخت و توسعه مانند منتظری نیز کنار گذاشته شدند. البته با خداحافظی افشار بسیاری مخالف بودند چراکه تغییر او بسیاری از پروژه های توسعه آزادراه و راه آهن را با مشکل روبه رو کرد.
اصغر کتابچی
اصغر کتابچی نیز به دنبال اعمال فشار دولت نهم به برکناری مسوولان فرودگاهی از سمت مدیرعاملی شرکت فرودگاه های کشور کنار گذاشته شد. شنیده ها حاکی است محمد رحمتی وزیر سابق راه و ترابری در دوران وزارت خود برای تغییر مسوولان فرودگاهی کشور تحت فشار بود ولی هیچ گاه تن به این خواسته نداد. اما با نشستن استاد محمود احمدی نژاد در دوره دانشگاه بر مسند وزارت راه و ترابری، تغییرات اتوبوسی از شرکت فرودگاه ها آغاز شد. وزیر جدید در تداوم تغییرات مدیریتی در سطوح مختلف علاوه بر کتابچی، بخشی زاده، مهابادی و باقریان که اعضای هیات مدیره شرکت فرودگاه های کشور بودند را نیز برکنار کرد. گفته می شود کتابچی و بخشی زاده قبل از تغییر خود تقاضای بازنشستگی کرده بودند. در حال حاضر بسیاری از مدیران برکنارشده وزارت راه و ترابری مدیران دوره وزارت احمد خرم وزیر راه و ترابری دولت خاتمی هستند. که در کنار سایر معاونان رحمتی معزول شدند.
رحمانی رفت، قالیباف آمد

27 آبان سال 87 رحمانی مدیرعامل شرکت بورس اوراق بهادار تهران پس از دو سال مدیریت این شرکت طبق مصوبات مجمع عمومی و طبق مصوبات آن برکنار شد تا حسن قالیباف اصل سکان شرکت را در دست گیرد. رفتن رحمانی از بورس برای اصحاب رسانه کمی غیرمنتظره بود. مقاومت های رحمانی در برابر خواسته های سازمان بورس باعث شد سرمایه گذاری امید به جای رحمانی، حسن قالیباف را در مجمع به عنوان نماینده خود و نهایتاً مدیرعامل شرکت بورس اوراق بهادار (سهامی عام) معرفی کند. رحمانی مدیرعامل سابق بورس در گفت وگو با «اعتماد» پیشنهاداتی برای مدیر جدید داشت. او به قالیباف پیشنهاد کرد مدیریت بازار سرمایه با انعطاف پذیری بالا خود را با شرایط بازار همراه کند و با اصلاح قوانین به حقوق سهامداران توجه بیشتری داشته باشد و قوانین مقتضی در این باره را به دقت اجرا کند تا امنیت برقرار شود. او اجرای این پیشنهادات را شاه کلید موفقیت مدیریت بازار سرمایه عنوان کرد.
محمدباقر قالیباف که در دوران دفاع مقدس فرمانده لشکر نصر خراسان بوده در وبسایت خود خاطره ای را در مورد خود نقل کرده است.
قالیباف نوشته است:
یکی از مشکلاتی که در راه اثبات کارآمدی دین در اداره جامعه با آن مواجه هستیم، هزینه کردن دین برای پوشاندن نقص ها و کم کاریهایمان است، که مصداق آن را در جاهای مختلف می توانیم ببینیم.
در ایام جنگ یک روز به یکی از رزمندگان دستور دادم تا برای شناسایی قبل از عملیات، مسیری را شناسایی کند تا از آن معبر عملیات کنیم. فردای آن روز وقتی به سنگر رفتم دیدم همه بچه های لشکر جمع هستند؛ رزمنده ای که قرار بود کار شناسایی را انجام دهد برای بچه های لشکر صحبت می کرد.بدون اینکه کسی متوجه حضورم شود به حرفهای او گوش دادم.
داشت به بچه ها می گفت: «من دیشب خواب آقا امام زمان(عج) را دیدم، ایشان به من گفتند که فردا نباید از آن مسیر عملیات کنید و مسیر دیگری را برای عملیات به من نشان دادند و...»
کاسه صبرم لبریز شد. رفتم جلو و پس گردنی محکمی بهش زدم. کلی دعوایش کردم که «این حرفها چیه می زنی؟» بعد با همان عصبانیت گفتم: «برو به همان محوری که امام زمان در خواب به تو گفته و آن محور را شناسایی کن. ما که توی خواب تو نبودیم که ببینیم امام زمان چه محوری رو برای شناسایی و عملیات معرفی کرده!»
چند ساعت بعد از این حرفها و درگیری لفظی، این رزمنده آمد پیشم وگفت: «حاج باقر معذرت میخواهم؛ ببخشید. اون حرفهایی که داشتم به بچه های لشکر در مورد خوابم می گفتم همش دروغ بود. حلالم کنید.»
از او پرسیدم: «چرا این حرفها رو زدی ؟»
جواب داد : «حاج آقا راستش رو بخواهید ترسیده بودم برای شناسایی برم. برای اینکه شما من رو از شناسایی آن محور معاف کنید مجبور شدم این حرفها رو بزنم؛ ببخشید. آخه خیلی ترسیده بودم»
بعد از شنیدن حرفهاش از او خواهش کردم به مشهد برگردد و دیگر به لشکر ما نیاید.
همیشه دیده ام آدمهایی را که برای نقصها و کم کاریهایی که درکارهایشان دارند از دین هزینه می کنند. برای اینکه خود را حفظ کنند دین را سپر خود قرار می دهند. و چه ضربه های از این راه به دین وارد شده و چه انحرافهایی که در دین آمده است
این که چه کسانی در تاریخ شلوغکاری میکنند و یا صفحات تاریخ را خطکاری میکنند مهم نیست.
اینکه چه کسانی تاریخ را هم پر میکنند مهم نیست.
مثلا ناصرالدین شاه قاجار 50 سال تاریخ ایران را پر کرده است.
درست در زمانی که جهان غرب چهار نعل به سوی تمدن و پیشرفت میتاخت،ناصرالدین شاه دائم به سفر غرب و در رفت و آمد بود و چه بسا هر بار که از سفر میآمد عده ای بسیار به استقبالش میرفتند و هنگام عزیمت نیز عده ئی دیگر به مشایعتش.
اما در حافظه تاریخ چه تصویری از افراد نقش میبندد این فوق العاده مهم است.
بی هیچ شکی از حاج محسن رضائی نقش بسیار منوری در تاریخ درخشش خواهد کرد و از سردار 600 هزار رائی دفاع مقدس خاطره ئی بسیار درخشان در حافظه تاریخ خواهد ماند.
بخوانید مطلب زیر را از سایت تابناک تحت عنوان
خطر سوسیالیسم و استبداد دینی کمتر از غربزدگی نیست
خبلی وقت ها چیزهائی که خبرنگاران تحویل بینندگان و شنوندگان خود میدهند آنی نیست که واقعا" بوده است و ما غافل از همه جا و همه چیز می نشینیم و حاصل سیاه بازی خبرنگاران و گزارشگران را می بینیم.
چه بسا خبرنگار با قیافه حق به جانب در حال قلب تاریخی یک حقیقت بزرگ باشد.
آقای مرآتی خبرنگار و مصاجبه گر تلویزیون در برنامه اعترافات تلویزیونی محمد عطریانفر و محمدعلی ابطحی که از شبکههای مختلف تلویزیون پخش شد در واقع یک کار حرفه ای خبرنگاری و مصاحبه گری را انجام داد البته از نوع خودش.
در پائین هم عکس یک اعتراف گیری خیابانی است البته آن هم از نوع خودش و با حضور میکروفون بدست خبرنگار نمائی به نام مرآتی.
خداوند به این جوان میکروفون بدست خیر بدهد و عاقبت اش را ختم به خیر کند که باعث تنویر افکار عمومی میشود.

بی شک هزینه گفتگو از هزینه کشیده زدن و توپیدن کمتر و اثراتش بیشتر است. کاش رئیس جمهور مان همه را با پنبه سر میبرید و اینقدر توپ و تشر نمی زد. ان وقت ما رئیس جمهورمان را خیلی دوست میداشتیم.
بیانات رئیس جمهور در جمع اساتید بسیجی چقدر بوی خشانت میدهد تا عطر گفتگو :
محمود احمدینژاد روز گذشته در جمع اساتید بسیجی از آغاز دورهای جدید خبر داد که بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری به ظهور رسیده است.
به گزارش «فردا»، رئیسجمهور در مراسم افتتاحیه یازدهمین هماندیشی اساتید بسیجی که برخلاف سالهای گذشته که در سالن قدس حرم امام رضا(ع) برگزار میشد در سالن صبای صداوسیمای مشهد برگزار شد. در تبیین آنچه هنگام و پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری رخ داد سخن گفت. او با بیان اینکه «من یک عدد هم نیستم» گفت: «مردم در این انتخابات راه امام(ره) و آرمانهای انقلاب اسلامی را انتخاب کردند.»
احمدینژاد با اشاره به اینکه انتخابات اخیر آزادانهترین انتخابات در همه دنیا و پس از انقلاب بود، افزود: انتخابات اخیر مبانی دموکراسی لیبرال را در تئوری و عمل زیرسؤال برد.
احمدینژاد خاطرنشان کرد: مردم در این انتخابات استیلای قدرت، ثروت، حزب و رسانه را در هم شکستند و الگوی جدیدی برای بشریت ارائه شد. رئیسجمهور حزب و رسانه را از ابزار نظام سلطه خواند و گفت: «احزاب و مردم از هم جدا هستند، وابسته به قدرتند و مردم نقشی در احزاب ندارند.»
رئیس کابینه دهم در ادامه اطلاع خود را از عصبانیت کسانی که «آنها» خطاب میکرد به حضار رساند و با بیان اینکه «دوره جدیدی آغاز شده است» تأکید کرد: «بگذارید مراسم تحلیف برگزار شود، دولت کارش را شروع کند، یقهشان را میگیریم و سرشان را میچسبانیم به سقف».
رئیسجمهور در بخش دیگری از سخنان خود دولت را با اندیشه ولایی معرفی کرد و گفت: «در روزهای اخیر عدهای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبری عزیز را خدشهدار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القاء کنند».
احمدینژاد که در این سخنرانی نامی از معاون اول مستعفیاش نبرد همه آنچه درباره انتصاب مشایی رخ داد را جریان رسانهای خواند و با «احمق» خطاب کردن جریان سازان رسانهای گفت: «وارد شدن بدخواهان در چنین عرصهای و القاء چنین شبهاتی حرکتی بینتیجه است و آنها قطعاً چنین آرزویی را به گور خواهند برد و این راه به روی شیاطین بسته است».
احمدینژاد بر اساس خبر سایت اطلاعرسانی دولت با بیان اینکه در روزهای اخیر عدهای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبر عزیز انقلاب را خدشهدار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القاء کنند در حالی که آنان نمیدانند که نوع رابطه ما با مقام معظم رهبری فراتر از قالبهای سیاسی و اداری است و از جنس محبت، اعتقادی و پدر و پسری است.
وی تصریح کرد: «نفهمیدند روابط را، روابط ما با رهبری عزیز سیاسی نیست. نفهمیدند اصلاً این رابطه پدر وپسری است». او در ادامه خواست طرفداران آمریکا، انگلیس، منافقان و لیبرالها در این باره حرفی نزنند.
رئیسجمهور در بخش دیگری از سخنان خود عدالت را روح حاکم بر فعالیتهای دولت دانست و تأکید کرد: عدالت نقطه آغاز حرکت به سمت کمال است به هر میزانی که به سمت عدالت حرکت میکنیم شکوفاییها اتفاق خواهد افتاد و باید به نقطهای برسیم که هیچ کس در ایران احساس نکند که فرصتی از او دریغ شده است. باید همه احساس کنند که شهروند درجه یک هستند.
احمدینژاد ادامه داد: از سوی دیگر هم، باید به نقطهای برسیم که هیچ کس خیال نکند صاحب مملکت است، اختیارات فراقانونی دارد. او افزود: همچنین نباید کسانی برای خود و فرزندانشان حق و انحصار ویژهای قائل باشد. رئیسجمهور با بیان اینکه در این راه مبارزه خود را آغاز کرده است، تصریح کرد: «گر چه کار سخت و نبرد گسترده و همه جانبهای است اما شدنی است. این دولت تا آخر محکم پای اجرای عدالت ایستاده است».
احمدینژاد با بیان این که «دولت در دوره جدید باید به دنبال ایجاد تحولات اجتماعی باشد»، خاطر نشان کرد: «در نظام اسلامی همه باید احساس امنیت و آرامش کنند و هیچکس نباید احساس کند که کرامت او مخدوش شده است و از این رو جامعه اسلامی باید سرشار از نشاط، شادابی، سرزندگی و امید باشد.»
رئیسجمهور در آغاز سخنان خود در افتتاحیه هم اندیشی اساتید بسیجی با تأکید بر اینکه ضرورت دارد در افق نگاه خود تجدیدنظر کنیم، اظهار داشت: «باید در دانشگاهها سطح انتظار از خودمان را بالا ببریم و انتظار این است که دانشگاه و حوزه پرچمدار تحولات گوناگون در کشور باشند».
احمدینژاد از حوزه و دانشگاه به عنوان مراکز نخبه پرور نام برد که هر دو در همه سالهای پس از انقلاب عملکرد ضعیفی داشتهاند. او در این باره بیشترین قصور را متوجه دانشگاه آزاد اسلامی دانست و گفت: دوبار خواستیم دانشگاه آزاد را درست کنیم؛ فرمودند دست نگه دارید. اینها مملکت را به هم میریزند.
به نوشته روزنامه خبر، رئیسجمهور با انتقاد از تعامل برخی دانشگاهها با بسیج دانشجویی و اساتید نسبت درباره برخورد با آنها گفت: «رئیس دانشگاهی به بچهها گفت:دادن جایی برای فعالیت بسیج در دانشگاه برای من هزینه دارد. من گفتم حضور تو هم در این دانشگاه برای من هزینه دارد». او افزود: دانشگاه باید با فرهنگ و اندیشه بسیجی اداره شود و پرچم فرهنگ بسیج به عنوان پرچم عزت، آزادیخواهی و روحیه نشاط باید در دانشگاه برافراشته شود».
محمود احمدینژاد که پیش از تصدی ریاست دولت نهم نیز عضو بسیج اساتید بوده است، تصریح کرد: امروز سازمان بسیج اساتید درخت تناوری است که نقطه امید و اتکای انقلاب اسلامی در عرصههای علمی، فکری و فناری تبدیل شده است.
هرچند سازمان بسیج اساتید به عنوان یکی از اتاقهای فکر دولت نهم معرفی میشود، اما رئیسجمهور در افتتاحییه یازدهمین هم اندیشی اساتید بسیجی با موضوع این همایش که طرح تحول اقتصادی و اصلاح الگوی مصرف بود آشنا شد و گفت: «خوشحال شدم وقتی متوجه موضوع نشست علمی شما شدم». این در حالی است که بررسی طرح تحول اقتصادی و اصلاح الگوی مصرف از پنج ماه پیش به سازمان بسیج اساتید واگذار شده بود.
همچنین با غیبت محمدحسین صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاد معزول دولت، وعده علی بختیاری، رئیس سازمان بسیج اساتید که در گفت و گو با «خبر» از اولویت بودن مسائل فرهنگی در این سازمان گفته بود در این همایش محقق نشد.
به گزارش «خبر» در پایان مراسم افتتاحیه یازدهمین هماندیشی اساتید بسیجی یادداشتهای خبرنگاران و عکس برخی عکاسان ضبط شد تا خبر جلسه «تنها همان طور که باید منتشر شود، منتشر شود».
احمدینژاد که روز پنجشنبه پس از ورود به مشهد سریعاً به استانداری خراسان رضوی رفت تا در همایش استانداران سراسر کشور سخن بگوید؛ جلسهای که هیچ خبرنگاری به آن راه نیافت و پشت درهای بسته برگزار شد و فقط چند عکاس توانستند از این جلسه عکسهایی را تهیه کنند. احمدینژاد را که در این سفر و علیرغم سفرهای قبلیاش، مشایی یار و مسئول دفتر این روزهایش همراهش نبود را در این سفر محصولی وزیر کشور، هاشمی ثمره دستیار ارشد رئیسجمهور و زریبافان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران احمدینژاد همراهی میکنند.
یادم هست وقتی اموزش تخریب یعنی خنثی نمودن مین و مواد منفجره را میدیم،میگفتند اولین اشتباه - آخرین اشتباه است. یعنی مواظب باشید حتی یک اشتباه هم نکنید چرا که خودتان و کل خط پشت سرتان را بر باد میدهید.
حالا وقتی شخصی را در نظر بگیرید که رئیس جمهور است . رئیس امور اجرائی کشور است. بی شک اگر اشتباه کند و علی الخصوص زیاد هم اشتباه کند و بویژه فقط بتازگی ۶ اشتباه کرده باشد آن وقت چه بلائی بر سر ما که رئیس جمهورمان آقای احمدی نژاد عزیز است می آید؟
سایت سایت الف نوشته است:
اشتباه اول آقای احمدی نژاد این بود که بر فرض درستی اعتقاد ایشان به شایستگی و توانایی های آقای مشایی، می بایست فضای فکری مناسبی را در سطح جامعه و نخبگان بویژه روحانیت برای این تصمیم آماده می نمود ودر صورت موفقیت در ایجاد چنین شرایطی، نامبرده را به این سمت منصوب می کرد. ظاهراً تصور ایشان چنین بوده که منتقدان در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته و اعتراضات پس از مدتی خاموش خواهد شد. این می تواند حاکی از عدم شناخت کافی و کامل از افکار و انتظارات جامعه از سوی ایشان باشد.
دومین اشتباه آقای رئیس جمهور این بود که پس از اعلام خبر انتصاب معاون اولی آقای مشایی در ٢۶ تیرماه در مشهد و دریافت نامه دستور ملغی نمودن این انتصاب در٢٧ تیرماه از سوی رهبرانقلاب که طبق ماده قانونی مورد اشاره خود آقای احمدی نژاد لازم الاجرا می بود تاخیر نمود واین حکم در تاریخ دوم مرداد اجرا گردید. این تاخیر یک هفته ای با توجه به اطلاع همگان از وجود چنین نامه و مضمون آن، نه تنها در بهبود موقعیت آقای مشایی در افکار عموم و خواص جامعه تاثیر نداشت بلکه موجب ضعیف جلوه نمودن رابطه مستحکم رهبری و رئیس جمهور و بروز گمان های منفی نسبت به ایشان نیز گردید.
سومین اشتباه آقای احمدی نژاد این بود که به مفاد این دستور عیناً عمل ننمود. در دستور آمده که حکم ملغی شود در حالیکه آقای مشایی پس از علنی شدن نامه رهبری استعفا نمود و آقای احمدی نزاد با این استعفا موافقت کرد. در اینصورت حکم ملغی نشده است بلکه به استعفا پاسخ داده شده و اگر چه نتیجه در هر حال یکی است ولی شیوه اجرا کاملاً منظور متفاوتی را بیان می کند.
چهارمین اشتباه آقای احمدی نژاد لحن و ادبیات سرد و رسمی بکار گرفته درپاسخ به نامه رهبری است به خصوص پس از نامه پذیرش استعفای آقای مشایی که همراه با تکریم ها و تجلیل ها و اظهار تاسف هاست. چنین لحنی نیزبه نوعی تعمد در اظهار نارضایتی و ناراحتی ایشان از لغو حکم انتصاب است.
پنجمین اشتباه اقای رئیس جمهورانتصاب فوری آقای مشایی به ریاست دفتر نهاد ریاست جمهوری بود. این انتصاب با مضمون مصلحت اندیشی مورد سفارش در نامه رهبری هم خوانی نداشت و ایشان را بی توجه به آن مطلب نشان می دهد هر چند مقام پایین تری را به ایشان واگذار می کند اما همچنان او را در یک موقعیت کلیدی حفظ می کند.
اما ششمین اشتباه آقای احمدی نژاد برکناری وزیر یا وزرایی از کابینه پس از این تحول ودرست چند روز مانده به پایان دوره دولت نهم بود. این اشتباه بزرگ چند پیامد بسیار مهم در پیش رو داشت :
١) نشان می داد عصبانیت آقای احمدی نژاد از این واقعه جدی است طوریکه ایشان بدنبال اولین موقعیتی است تاعصبانیت خود را علنی و اعلام کند و این با عزل وزرایی که ظاهراً با موضوع آن انتصاب اظهار مخالفت داشتند بهتر عملی می گشت. در حالیکه ایشان باید عصبانیت خود را فرو می خورد واز انجام حکمی که به مصلحت ایشان و کشور بود اینچنین ناراحت نمی شد.
٢) وزیر یا وزرایی را مورد قهر و غضب قرار می دهد که در انتصاب آنها در تمام ادوار گذشته و دولت ها بدلیل اهمیت جایگاه آنان هماهنگی کاملی با نهاد رهبری وجود داشته است و این نیزپیامی خوشایند به استحکام روابط و تعاملات بین این دو نهاد نمی توانست باشد.
٣) در شرائط حساس کنونی و نقش تعیین کننده وزارت اطلاعات، عزل غافلگیرانۀ وزیر می تواند وضعیت نامطلوبی برمدیریت این نهاد و امور جاری آن به جای گذارد و این اقدام به هیچ وجه با درایت ومصلحت کشورداری سازگار نبود.
۴) این اقدام آنقدر شتابزده و فوری انجام گرفت که به پیامد آن یعنی عبور کابینه از حد نصاب و غیرقانونی شدن جلسات هیئت دولت تا پس از رای اعتماد و مشکلات عدیده حاصل شده پس از آن توجهی نشده بود. طبق اعلام خبرگزاری ها عزل دو وزیر اطلاعات و ارشاد به آنها ابلاغ و این خبر باضافه معرفی جانشینان آن دو از طریق پخش پیامک نهاد ریاست جمهوری اعلام گردیده بود. اما با واکنش سریعی که از طریق نمایندگان مجلس در خصوص حد نصاب کابینه طرح شد عزل وزیر ارشاد منتفی اعلام شد. عصبانیت و شتابزدگی بخصوص در اشتباه اخیر بوضوح چهره ای بسیار شکننده و غیر قابل پیش بینی از ریئس جمهور ترسیم نمود. چهرهای که در برخی تصمیمات و رفتارهای گذشته ایشان نیز تا حدی احساس می شد.
سلسله اشتباهات یاد شده که با عزل وزیر اطلاعات تائید و تکمیل شد متاسفانه اثرات ناخوشایندی را در حرکت اجرایی کشور با سکانداری آقای احمدینژاد در آستانه آغاز دوره چهارساله دوم بوجود آورده است. نقش محوری ریاست جمهوری در برقراری تعامل بین نهادهای رهبری و تقنینی از یکسو و بدنه نظام اجرایی کشور از سوی دیگر ضرورت همکاری نزدیک و اعتماد و احترام متقابل را ایجاب می کند. بویژه در تعامل منحصربفرد نهاد رهبری و ریاست جمهوری، استحکام این اعتماد و همکاری بسیار خطیر است. حمایت های آشکار و پنهان رهبری از دولتها چه در دوره امام خمینی و چه در دوران آیتالله خامنهای بهخصوص در چهار سال گذشته در پیشبرد امور دولت و هموار نمودن مشکلات آن تعیین کننده بوده است. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ولی فقیه یک مقام تشریفاتی نیست که تنها از حمایتهای معنوی و سیاسی او بهرمند شده و با تکریم و احترام یاد شود بلکه مقامی است مسئول، که نقش رهبری و راهبردی نظام و مصلحتاندیشی را بهویژه در مواقع خطیر به عهده دارد و در هنگامه تعارض با نظرات دیگران نظر او فصلالخطاب و نافذ خواهد بود.
از سوی دیگر وقتی رئیسجمهور با وزرایی که چهارسال همراه و همکار او بودهاند در واپسن روزهای کاری با چنین شیوهای برخورد مینماید فارغ از جنبههای منفی و غیر اخلاقی این نحوه از برخورد، مسلماً دایره افراد توانمندی که در دولت آینده حاضر به پذیرش مسئولیتها شوند کوچکتر و کوچکتر خواهد شد و این مطلب احتمال تصدی موقعیتهای مهم به دست افراد نالایق و بله قربانگو را بیشتر کرده نتیجهای جز کاهش کارآمدی دولت و زیان ملت و کشور نخواهد داشت. افزون بر این، شتابزدگی درتصمیمات، امنیت و آرامش روانی حاکم بر کل مجموعه نظام اداری را مورد تهدید و خطر جدی قرار میدهد و آثار نامطلوبی بر وضعیت کشور و مردم خواهد داشت.
این اشتباهات همچنین طمع دشمنان انقلاب و کشور را در کشف نقاط ضربهپذیری نظام آسان نموده به آنها در طرحریزی برنامههایی که در بستر این نقاط ضعف بتوانند به کشور و انقلاب لطمه وارد سازد یاری میکند.
آدم با خواندن اعترافات این روزهای بازداشت شدگان احساس میکند زمانه بدی است و بد جور همه چیز به هم پیچانده میشود و بد جور همه آنچه در ذهن های ما است متلاطم میشود. در این میان بعضی چیزها هم همانند چراغ است در میان تاریکی ها.
نامه دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی درباره گفته های بازداشت شدگان:
مهر: دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در اطلاعیه ای بخشی از سخنان محمد علی ابطحی در جلسه دادگاه مبنی هم قسم شدن هاشمی رفسنجانی با خاتمی و موسوی برای پشتیبانی از هم را کذب محض دانست.
دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی در اطلاعیه ای تاکید کرد: با توجه به اظهارات یکی از بازداشت شدگان اخیر در خصوص هم قسم شدن آیت الله هاشمی رفسنجانی با آقایان خاتمی و موسوی در جهت پشتیبانی از همدیگر، به اطلاع می رساند این خبر از اساس کذب محض است و معلوم نیست در چه شرایط و ملاحظاتی بیان شده است.
جهت تنویر افکار عمومی به اطلاع می رساند در دیداری که بعدازظهر شنبه و بعد از جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام و نه روز دوشنبه با حضور آقایان خاتمی ، موسوی و حاج حسن خمینی انجام شده بود، آقای خاتمی اعلام مواضع خود را به تشکیل جلسه مجمع روحانیون مبارز موکول کرده و آقای موسوی نیز مواضع خود را با صدور بیانیه ای که قبلا منتشر شده اعلام کرده و آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در آن جلسه بر رعایت موازین قانونی در اعلام مواضع و پیگیری خواسته ها تاکید کرده بودند .
همانگونه که آیت الله هاشمی رفسنجانی در نامه مورخ 19 / 3/ 88 خود تصریح کرده اند، در این انتخابات از هیچ یک از نامزدها حمایت نداشتند و در جریان حوادث بعداز انتخابات کوچکترین دخالتی نکرده اند و نظر ایشان برای برون رفت از وضع نامناسب جاری همان است که در خطبه های نماز جمعه مورخ 26 / 4 /88 بیان کرده اند . پس هرگونه مطلبی خارج از این چارچوب کذب محض می باشد.
در پایان این اطلاعیه آمده است: انشاءالله همه ما در بیان مطالب و همچنین اعتراف گرفتن از بازداشت شدگان اخیر برای خوشایندی یک جریان خاص، اصل و اساس نظام را زیر سئوال نبریم.
این روزها خواندن مظالب مربوط به دادگاههای اغتشاشگران خواندنی است بویژه حرف های آقای ابطحی مسئول دفتر آقای خاتمی.
ابطحی دیروز

و ابطحی امروز:

اللهم اجعل عواقب اومرنا خیرا"

به گزارش خبرنگار «تابناک»، دکتر محسن رضایی که در میان اعضای هیأت علمی کمیسیون اقتصادکلان، بازرگانی و اداری دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام سخن میگفت، با بیان مطالب بالا افزود: برای بهبود وضع اقتصاد باید بستر آن درست شود. مسایل اجتماعی و سیاسی با مسایل اقتصادی ارتباط تنگاتنگ دارند. باید بحثهای عمیقی روی این مسایل انجام شود و از حوادث تاریخی درس بگیریم، چرا که اگر از رویدادهای تاریخی درس بگیریم، میتوانیم برخی از این خسارات را بازسازی کنیم.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه تأکید کرد: ما با اشتباهات زنجیرهای روبهرو میشویم که ریشه در اختلافات سیاسی دارد. برای بهبود مشکلات کنونی باید مسأله را از نقطه آغاز مشکلات که همان اختلافات سیاسی است، حل کرده و ضعف مدیریت در فعالان سیاسی کشور را درست تحلیل کنیم. همچنین جلوگیری از تداوم حوادث اخیر ضروری است؛ بنابراین، باید به سمت ایجاد فضای اعتماد حرکت کنیم.
در ادامه این جلسه اقتصاددانان و اساتید حاضر در جلسه، مهمترین مشکل کنونی را به وجود آمدن فضای عدم اطمینان و کاهش سرمایه اجتماعی به ویژه پس از برگزاری انتخابات، ذکر کردند که بر اقتصاد ایران هم از بعد داخلی و هم از بعد خارجی تأثیرگذار بوده است.
در همین باره، دکتر جمشید پژویان با بیان این مطلب که هماکنون کشورهای غربی در صدد فلج کردن اقتصاد ایران هستند گفت: با توجه به حوادث پس از انتخابات، متأسفانه فضای مناسبی برای کشورهای بیگانه فراهم شده تا اقتصاد کشورمان را تحت فشار قرار دهند.
وی ادامه داد: هماکنون باید به صورت جدی توجه خود را به مسائل اقتصادی معطوف سازیم و امنیت اقتصادی را در کشور به وجود آوریم، زیرا امنیت جامعه از امنیت اقتصادی سرچشمه میگیرد.
این استاد دانشگاه افزود: ما تنها به متغیرهای کلان اقتصادی نگاه میکنیم در حالی که مشکل ما ساختاری است و بنابراین فقط ابزار سیاستهای خُرد اقتصادی است که میتواند با افزایش کارآیی و حذف ناکارآمدیها به حرکت اقتصاد کمک کند. حل این مشکل باید به شکل یک بسته سیاستی باشد.
دکتر مسعود درخشان از صاحبنظران اقتصادی نیز با تأکید بر موضوع اصلاح الگوی مصرف گفت: سال 88، سال اصلاح الگوی مصرف است. اما هم اکنون به تنها مسألهای که پرداخته نمیشود، همین موضوع است. پس از نام گذاری سال 88 توسط مقام معظم رهبری به نام «سال اصلاح الگوی مصرف»، من بارها گفتهام که امسال، سال اقتصاد و اقتصاددانان است، اما کمتر کسی به این مسأله بسیار مهم توجه میکند.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه افزود: نبود اطمینان در همه ابعاد اقتصادی همچون بخش مسکن ظاهر شده است. آثار رکود در بخش مسکن به همه جا سرایت کرده و سرمایهگذاران منتظر آینده اقتصاد هستند تا با دیدن اطلاعات امیدوار کننده، به فعالیت بپردازند. از سویی، دشمنان نیز به دنبال تحریم اقتصاد ایران هستند و این مسأله موجب نگرانی زیادی است.
دکتر اکبر کمیجانی نیز با اشاره به این که در مورد وضعیت بازار نفت همواره نگرانی وجود داشته است، گفت: چه دولت کنونی و چه هر دولت دیگری که بر سر کار میآمد، شرایط سختی برای اقتصاد ایران در سال 88 و حتی سالهای بعدی، قابل پیشبینی بوده و هست.
این استاد دانشگاه تهران افزود: درآمدهای نفتی نسبت به مقدار پیشبینی شده در بودجه سال 1388 بالاتر رفته است، ولی متأسفانه با کسری بودجه بسیاری نیز روبهرو هستیم. از طرفی، دولت به دنبال راههای تأمین کسری بودجه است و زمزمه ارایه متمم بودجه به گوش میرسد. متمم بودجه و کاهش اعتبارات عمرانی، شرایط رکود را تشدید خواهد کرد و فعالیتهای اقتصادی را مختل خواهد کرد.
دکتر کمیجانی با بیان این مطلب که در ماههای اخیر، شمار بسیاری از بنگاههای اقتصادی دچار کمبود یا عدم نقدینگی شدهاند، گفت: دولت تصمیم گرفته است که مطالبات سیستم بانکی به تعویق بیفتد و این در حالی صورت میپذیرد که مقدار مطالبات سیستم بانکی در حال افزایش است. این موضوع، قدرت دادن تسهیلات توسط بانکها را بسیار کاهش داده است.
این استاد دانشگاه با تأکید بر برنامه پنجم توسعه، افزود: هم اکنون در اواسط سال پایانی برنامه چهارم توسعه هستیم و برنامه پنجم از سال 89 آغاز خواهد شد. بهنظر میرسد به جز تدوین سیاستهای کلی توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام، در زمینه تدوین برنامه پنجم توسعه حرکت جدی صورت نگرفته است. سرعت بخشیدن به تدوین برنامه پنجم توسعه لازم و ضروری است، زیرا بودجه سال 89 نیز باید بر اساس این برنامه تدوین شود.
دکتر مهدوی، از دیگر صاحبنطران حاضر در این جلسه نیز گفت: یکی از مهمترین سرمایههای یک کشور، سرمایه اجتماعی است و این سرمایه بر فعالیتهای اقتصادی نیز آثار فراوانی دارد. در شرایط کنونی، به نظر میرسد سرمایه اجتماعی کاهش چشمگیری داشته است.
در ادامه جلسه، دکتر موسی غنینژاد از صاحبنظران اقتصادی به موضوع ریسک پذیری در شرایط اقتصادی کنونی پرداخت و گفت: در اوضاع کنونی، ریسک سرمایهگذاری در کشور بسیار بالا رفته و سرمایهگذاران تمایلی برای سرمایهگذاری ندارند. بخش خصوصی نیز با مشکلات فراوانی روبهروست. بسیاری از بنگاههای بخش خصوصی، تأکید کردهاند که معاملات را تنها بصورت نقدی انجام میدهند.
دکتر طیب نیا دیگر اقتصاددان شرکت کننده در این جلسه نیز با تأکید بر مشکل عدم اعتماد کنونی، گفت: توجه کارشناسی به مسائل کشور به ویژه مباحث اقتصادی، بسیار کمرنگ شده و جایگاه کارشناسان در مسائل کشور معلوم نیست.
گفتنی است؛ در این جلسه که با هدف بررسی مشکلات و معضلات کنونی اقتصاد ایران تشکیل شده بود، اساتید و صاحبنظران مطرح اقتصادی و برخی از مسئولان دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام چون، دکتر محسن رضایی، دکتر جمشید پژویان، دکتر اکبر کمیجانی، دکتر علی طیب نیا، دکتر مسعود درخشان، دکتر ابوالقاسم مهدوی، دکتر موسی غنینژاد، دکتر مجید قاسمی و دکتر رویا طباطبایی یزدی حضور داشتند، مباحث راهبردی مهمی مطرح شد که میتواند برای شرایط کنونی اقتصادی کشورمان راهگشا باشد.
در کوران انتخابات ریاست جمهوری با هر کس که صحبت میکردم بهش میگفتم که مشکلات مملکت ما بیکاری نبود فضای کسب و کار افزایش تورم و فساد است و به کسی رای بدهید که این ها را برطرف کند. احمدی نژاد در طول 4 سال اول برای بیکاری برای تورم و برای بهبود شرائط کسب و کار کار قابل ملاحظه ای نکرد و بی شک وضع در پیرامون ما بد تر و بدتر هم شد.
این گزارش را بخوانید:
افزایش نرخ سه درصدی بیکاری در تهران
پس از اعلام افزایش سه درصدی نرخ بیکاری استان تهران در فصل بهار امسال نسبت به همین مدت در سال گذشته، کارشناسان و فعالان عرصه اشتغال این استان نه تنها این موضوع را یک هشدار جدی برای تهران میدانند بلکه حتی اعتقاد دارند این نرخ بیش از 13 درصد اعلام شده توسط مرکز آمار است.
به گزارش خبرآنلاین، استان تهران با توجه به جمعیت بیش از 12 میلیونی خود و دارا بودن حجم انبوهی از امکانات کشورمان در میان استانهای کشور، جایگاه خاصی در کشور دارد و چه بسا اگر معضل یا مسئلهای در تهران شیوع کند، خیلی زود به استانهای دیگر کشور منتقل خواهد شد.
از سوی دیگر موضوع اشتغال هم از جمله مسائل مهم این استان به شمار میآید که نبودش منجر به بروز معضلات و آثار مخرب اجتماعی و اقتصادی در پایتخت کشورمی شود. با وجود این، چند روز پیش رئیس مرکز آمار از افزایش سه درصدی نرخ بیکاری این استان در فصل بهار نسبت به مدت مشابه در سال 87 خبر داده بود که اعلام همین نرخ در حد یک هشدار جدی برای استان تهران محسوب میشود.
مدد در مورد نرخ بیکاری استان تهران بیان کرده بود: «در بهار سال جاری نرخ بیکاری در استان تهران به 4/13 درصد رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل که 3/10 درصد بود، از رشد 1/3 درصدی برخوردار بوده است.» اما این تنها شروع یک ماجرای تلخ و موج عظیم بیکاری در تهران است که هرچند بیشتر مقامات کارگری و کارفرمایی و کارشناسان از این موضوع ابراز نگرانی میکنند اما مسئولان دولتی این استان، این موضوع را آن چنان جدی نمیدانند و معتقدند این موضوع ملاک بیکاری نیست.
بیکاری در تهران روز به روز در حال افزایش است
ناصر برهانی (رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار تهران) از جمله مقامات کارگری است که تشکلات آنها در دولت نهم، نسبت به خانه کارگر طرد شده از دولت، بیشتر مورد توجه وزارت کار قرار گرفته است و بالطبع نمایندههای این کانون نیز باید کمتر نوک پیکان انتقاد خود را به سمت وزارت کار نشانه بگیرند اما با وجود این، او در مورد نرخ بیکاری استان تهران نه تنها افزایش سه درصدی این نرخ را قبول ندارد بلکه معتقد است بیکاری در تهران بیش از این است.
برهانی در این مورد به خبرنگار «خبر» میگوید: «بیکاری در تهران روز به روز در حال افزایش یافتن است و ما نیز منتظر مشخص شدن تکلیف دولت هستیم.»
او در مورد واقعی بودن نرخ بیکاری 13درصدی استان تهران تصریح میکند: «در کشور ما در همه زمینهها آمار صحیحی وجود ندارد، به خصوص در مورد اشتغال کشور که بیکاری رو به افزایش است.»
وجود 300 کارگاه بحرانی در تهران
اسماعیل حق پرستی (مدیر اجرایی خانه کارگر استان تهران) نیز در مورد نرخ بیکاری این استان به وجود 300 کارگاه بحرانی در تهران اشاره میکند و به خبرنگار «خبر» میگوید: «این واحدها بیشتر در بخشهای لوازم خانگی، تولیدات قطعات خودرو و نساجیها هستند که زیان و بدهی آنها به شدت بالا و در مقابل فروش آنها بسیار پایین است.»
وی از جمله شرکتهای مربوط به لوازم خانگی که دچار بحران هستند را شرکتهای پارس الکتریک، شهاب و ارج عنوان و اظهار میکند: «این واحدها در باطلاق بدهکاری گرفتار شدهاند و مشکلات نقدینگی دارند و نمیتوانند کار خود را پیش ببرند.» حق پرستی ادامه میدهد: «از سوی دیگر در این شرایط این واحدها بعد از اتمام قراردادهای کارگران خود، دیگر قراردادشان را تمدید نمیکنند و این گونه بیکاری کارگران خود را توجیه میکنند، در حالی که این اقدام آنها به منزله اخراج کارگران محسوب میشود.»
وی در ادامه بزرگترین مشکل در این زمینه را مربوط به نبود همکاری و هماهنگی مسئولان اقتصادی کشور از جمله مسئولان وزارتخانههای کار، اقتصاد، صنایع و بازرگانی میداند و میگوید: «باید همه این وزارتخانهها در موضوعاتی مانند کنترل قاچاق کالا، واردات بیرویه، استمهال بدهیهای واحدها و موارد دیگر با یکدیگر هماهنگ عمل کنند.»
ندادن اعتبار به بنگاهها، علت افزایش بیکاری است
اما علاوه بر مقامات کارگری تهران، بیشتر مقامات کارفرمایی این استان هم این افزایش را هشداری میدانند که باید علل به وجود آمدنش هرچه زودتر رفع شود.
ولی الله داودآبادی (عضو هیأتمدیره کانون عالی کارفرمایان کشور) در این مورد به خبرنگار «خبر» میگوید: «یکی از علل بالا بودن نرخ بیکاری سیاست بانکها در واگذاری اعتبارات است.»
وی علاوه بر موضوع ندادن اعتبار به واحدها، گران شدن مواد اولیه در صنعت را نیز علت مؤثر دیگر در افزایش نرخ بیکاری عنوان میکند و میگوید: «واقعیت این است که بحث انتخابات ریاست جمهوری نیز مثل همیشه در این موضوع تأثیر داشته است که این موضوع تنها مربوط به این دوره از انتخابات نیست، بلکه همیشه روند در زمان انتخابات این گونه بود.»
وی با اشاره به کمکهایی که دولت اخیراً برای واحدهای اقتصادی در نظر گرفته است، اظهار میکند: «این کمکها نیز مشکلدار بودن واحدهای اقتصادی را نشان میدهد.» داودآبادی در مورد آمار اعلام شده مرکز آمار در مورد نرخ بیکاری استان تهران نیز هرچند به صراحت نمیگوید که این آمار را قبول ندارد اما بیان میکند: «دادن آمار دقیق در کشور کار هر کسی نیست.»
توجیهات دولت برای افزایش نرخ بیکاری
اما علاوه بر این مقامات کارگری و کارفرمایی استان تهران، از مقامات دولتی نیز هرچند این روزها کسی کمتر سخن میگوید اما رئیس سازمان کار و امور اجتماعی استان تهران در گفتوگویی با ایسنا، علت افزایش نرخ بیکاری تهران را ناشی از فشار نشأت گرفته از بیکاریهای فصلی استانهای دیگر دانست و گفت: «نیروهای کار سایر استانها در فصول کم کاری به دلیل وجود فرصتهای شغلی بیشتر به تهران هجوم میآورند و هیچ ضابطهای هم برای جلوگیری از ورود نیروی کار از استانی به استان دیگر وجود ندارد.»
مظهری با اشاره به اینکه به گمان کارجویان، تهران از فرصتهای شغلی بیشتری برخوردار است، افزود: «در تهران مشاغل خدماتی نسبت به مشاغل گروههای شغلی دیگر بیشتر و استقرار کارجویان در اینگونه مشاغل هم بیشتر از کارهای مهارتی است، ضمن اینکه جمعیت زیاد تهران مشاغل خدماتی زیادی را میطلبد که به هجوم نیروی بیکار جویای کار کمک میکند.»
او با تأکید بر اینکه تهران فشار ناشی از بیکاریهای فصلی سایر استانها را تحمل میکند، تصریح کرد: «نرخ بیکاری فصلی در استانها متفاوت است و بسته به وجود یا نبود اشتغال فصلی در سایر نقاط کشور، نرخ بیکاری فصلی در تهران هم تغییر میکند.»
وی افزایش سه درصدی نرخ بیکاری فصل بهار تهران در سال جاری نسبت به سال قبل را ناشی از فراهم بودن زمینه اشتغال در سایر نقاط کشور طی بهار سال گذشته دانست و خاطرنشان کرد: «در استان تهران تعداد بیکاران مقیم کمتر از بیکاران ورودی است، بنابراین نرخ بیکاری فصلی در برنامهریزیها نمیتواند ملاک مورد استناد باشد.»
هرچند این سخنان رئیس سازمان کار تهران نیز دردی دوا نمیکند و تنها توجیهاتی بیش نیستند اما آنچه که در این میان مهمتر است افزایش نرخ بیکاری استان تهران و شیوع آن به بخشهای دیگر کشور و پیامدهای ناشی از بیکاری در پایتخت کشور است که قطعاً اگر دیدگاههای مسئولان کشور چون رئیس سازمان کار تهران باشد، آن گاه دیگر مسئولان باید خود را آماده پذیرفتن هرگونه عواقب ناشی از بیکاری در کشور کنند.
این مطلب را از سایت الف خواندم.
من ناطق را نمیشناسم اما تیتر بالا در ذهنم نقش بست. شاید هر کس دیگری هم همینطور باشد.
آدرس مطلب
سعید قاسمی از یادگاران هشت سال دفاع مقدس گفت: بعضیها میخواستند با شال سبز و تکیه بر مقدسات انقلاب اسلامی را شکست دهند.
به گزارش فارس از عسلویه، سردار قاسمی چهارشنبه شب در مراسمی که در ارتباط با دیپلماتهای ربوده شده ایرانی به دست مزدوران اسرائیلی در کانون فرهنگی امام خمینی (ره) عسلویه برگزار شد، اظهار داشت: بعضی از آقایان قصد داشتند به وسیله مقدسات و شال سبز به جنگ این نظام بیایند.
وی افزود: بار دیگر تاریخ تکرار شد، مسعود رجوی هم قبل از حمله نیروهایش را به حرم حضرت عباس (ع) میبرد و رو به ایشان میگفت که حضرت ابوالفضل، قسم به دستهای بریدهات، شاهد باش که ما میرویم اسلام را زنده نگه داریم و با کفار بجنگیم و ... باز همان ماجرا تکرار شده و به اسم کاندیداهای دیگر، اسم حضرت امام (ره) را یدک میکشیدند.
یادگار هشت سال دفاع مقدس با گلایه از فعالیتهای دوران ریاست جمهوری خاتمی و هاشمی، خاطرنشان کرد: در زمانی که حاج احمد ربوده شد، حاج همت تصمیم بر ربودن نیروهای فالانژیها گرفت که در صورت امکان بتواند حاج احمد را با آنها معاوضه کند ولی مسئولان در آن زمان به ایشان گفتند این کار را نکنید ما خودمان به وسیله روابط دیپلماسی آنها را آزاد میکنیم ولی هنوز که هنوز است، نتوانستهاند.
قاسمی تصریح کرد: آقای خاتمی در سال آخر دوره دوم یکسری خبرنگار جمع کرد و فرستاد تا مانوری دهد و بعضی از آقایان را مسئول کردند و فرستادند، ولی در عوض رفتند کنار دریا و منازلی خریدند و به دنبال تفریح و ... بودند.
این رزمنده دفاع مقدس ادامه داد: ولی در زمان آقای احمدینژاد خوشبختانه یک کارگروهی تشکیل شد که مسئول آن، رائد موسوی فرزند یکی از دیپلماتهای ربوده شده بود که پیشرفتهای مضاعفی هم به دست آوردند.
وی در ادامه به دیدار خود با سیدحسن نصرالله درباره دیپلماتها اشاره کرد و افزود: در دیداری که با سید داشتم، سیدحسن به من گفت که ما انتظار داشتیم که شما پای کار بیایید ولی در این چند سال پای کار نیامدید و ما هم کاری انجام ندادیم، ما در اینجا متهم به جنگ نیابتی و گرفتن اسلحه از شما بودیم و اگر شما پای کار میآمدید، میتوانستیم این گره را باز کنیم، ما اسرای اسرائیلی را در اختیار داشتیم و دستمان هم باز بود و میتوانستیم مطالبات شما را نیز پیگیری کنیم ولی ما دیدیم که شما خودتان پای کار نیستید در حالی که اسرائیل برای دو سرباز خود یک جنگ راه انداخت.
قاسمی در ادامه بیان داشت: با قاطعیت کامل اعلام میکنم که اگر حاج احمد ربوده نمیشد و در این مملکت حضور داشت هیچ وقت جام زهر را به حضرت امام (ره) نمینوشاندند.
یادگار دفاع مقدس در ادامه در ارتباط با اظهارات یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری که رفتن حاج احمد به سوریه را بدون هماهنگی ذکر کرده بود، تصریح کرد: حاج احمد بعد از اینکه از طرف محسن رضایی حکم ماموریت اعزام به سوریه به ایشان ابلاغ شد به آقای رضایی گفت من میخواهم از مقام بالاتر رسما بشنوم، آقای رضایی ایشان را ارجاع به مقام معظم رهبری میدهند که دستور ماموریت را از ایشان میشنوند، مقام معظم رهبری نقل میکند در آن لحظه حاج احمد در پوست خود نمیگنجید و سرشار از شور و شعف بود.
قاسمی خاطرنشان کرد: بعد از آنکه به سوریه رفتند و مدتی گذشت یک تیم به آنجا اعزام شد و گزارشی به حضرت امام (ره) داد که سوریها میلی به انجام کار ندارند و فقط از ما به عنوان برگ برنده استفاده میکنند و سپس حضرت امام (ره) جمله معروف خود " راه قدس از کربلا میگذرد " را فرمودند، این در صورتی است که بعضی از آقایان کاندیدا ادعا میکردند که بدون هماهنگی حضرت امام (ره) این کار انجام شده و این خلاف واقع هست و حضرت امام در جریان جزئیات کامل کار بودند.
به سابقه شما که نگاه میکنم تحصیلاتتان در حوزه مدیریت است و معلم آموزشوپرورش تعلیموتربیت کجا، مباحث مربوط به زلزله کجا. چگونه شد که بحث خانه امن را طرح کردید؟
من اصالتا اهل رودبار هستم. (رودبار شهر زیتون) به یاد دارید که در سال 69 زلزلهای اتفاق افتاد که بسیاری بر اثر آن جان خود را از دست دادند. در این حادثه من هم نزدیک به 300 نفر از اقوام نزدیک خود را از دست دادم صحنه خیلی ناراحتکننده بود به اتفاق برادرم بسیاری از اقوام را از زیر آور بیرون آوردیم و دفن کردیم.زلزله رودبار و حواشی آن همیشه این انگیزه را در من ایجاد کرده بود که بهدنبال راهحلی برای کاهش مرگومیر ناشی از زلزله پیدا کنم. خیلی فکر کردم تا اینکه طرح اتاق امن را که بسیار ساده و داری هزینه تمامشده پایینی است به نظرم رسید.
طرح به چه شکل بود؟
در این طرح بخشی از خانه ایمن میشود و روی آن دوباره نازککاری میشود تا شرایط ایجاد شده برای بالا بردن ایمنی به چشم نیایید و نمای اتاق خراب نشود. تجربه نشان داده اگر چنین خانهای در درون ساختمانها ایجاد شود مرگومیر در صورت وقوع زلزله کاهش مییابد. من یک مثالی میزنم زلزله بم وقتی اتفاق افتاد خیلیها کشته شدند (بیش از 40هزار نفر) اگر در بم اتاق امن احداث میشد میزان کشته شدهها این میزان نبود. زیرا در تلویزیون زن و شوهری در شب حادثه را اینگونه تشریح کردند، ساعت 1:30 شب اولین زلزله اتفاق افتاد ما دویدیم به سمت حیاط و بچهها را هم بیدار کردیم، منتها چون ایام امتحانات بود بچهها خسته بودند و به زحمت بیدار شدند گفتیم بچهها آماده باشید که زلزله آمده بیرون هم نمیتوانستیم برویم چون هوا آنقدر سرد بود که نهتنها ما هیچکس نمیتوانست بیرون برود. برای همین همه به اجبار به خانههایشان برگشتند. دوباره زلزله ساعت 3:30 اتفاق افتاد و همان ماجرا تکرار شد ولی پس از مدتی چون بیرون نمیتوانستیم بمانیم دوباره به خانه برگشتیم.وقتی زلزله ساعت 5:30 صبح اتفاق افتاد ما چون بیدار بودیم ناخودآگاه به سمت حیاط رفتیم اما سهفرزندمان زیر آوار ماندند. در واقع سهدخترشان در یک لحظه کشته شدند.
حالا اگر اتاق امن، که هزینه در حدود 300 هزار تومان داشت ایجاد میشد هزار نفر هم نمیمردند چون طراحی آن بهگونهای بود که در صورت تخریب دیگر بخشهای خانه آن اتاق از هر آسیبی مصون میماند.
این طرح را شما خودتان به تنهایی کارهای مطالعاتیاش را انجام دادهاید؟
بله، به محض اینکه به ذهنم رسید به دلیل آنکه مطمئن نبودم مشابه این طرح وجود دارد به استادان درجه یک این رشته مراجعه کردم افرادی نظیر آقای پرفسور خالوت، دکتر کاظمی از استادان دانشکده شریف به پژوهشگاه زلزله مراجعه کردم و با آقای دکتر ناطقالهی که در دنیا طراز اول هستند در بحث مقالات زلزله کار کردهاند درباره طرح صحبت کردم.
قبلا نسبت به این استادان شناخت داشتید؟
خیر همینطور رفتم و جستوجو کردم که در مورد زلزله چه کسانی طراز اول هستند که این آقایان را به من معرفی کردند و من رفتم که مطمئن بشوم که آیا این طرح بدیع هست یا نه و قبلا اجرا شده است
واکنشها چگونه بود؟
همه تعجب کردند و تشویقم کردند که طرح را دنبال کنم گفتند این طرح جدیدی است و خوب است آن را ادامه دهی. مخصوصا آقای دکتر ناطقالهی.
این تشویقها بیشتر ترغیبم کرد تا طرح را دنبال کنم و بخشهای ناقص آن را تکیمل کنم چون طرح اولیه ماکت یک پناهگاه بود که زیاد کارایی نداشت اما کمکم طرح را تغییر دادم تا به طرح اتاق امن رسید.
مرحله اول شما سال 82 است؟
بله، این طرح را من خرداد 82 اختراع کردم. به صورت دو مدل داخل ساختمانی و بیرون ساختمانی.
پس از تکمیل طرح را کجا بردید؟
برای ثبت به ادره ثبت اختراع بردم یعنی وقتی مطمئن شدم طرح بدیع است برای ثبت اقدام کردم اما رئیس اداره ثبت اختراعات به من گفت:نمونه ساختهاید گفتم که نمیشود ساخت چون خیلی پرهزینه است گفتند پس برو با یکی از ادارات مثل شهرداری یا وزارت مسکن شریک شو وقتی نمونه ساختید آنوقت یک CD یا فیلمش را بیاورید یا بگویید ما خودمان میآییم آنجا و به نام شما ثبت میکنیم. گفتم باشد.
پس از آن چه کردید؟
به وزارت کشور نامه زدم و طرح را معرفی کردم. دقیقا2 ماه قبل از زلزله بم در هشت آبانماه 82 نامه ثبت شده آن را هم دارم بعد از یک ماه دیدم که هیچ خبری نشد آنها جواب مشخصی به من ندادند. بعد از آنجا من این طرح را به سازمان تحقیقات مسکن ارائه دادم به خانم دکتر پرهیزکار که رئیس آنجا بودند.پس از آنکه من سه نامه برای این مرکز ارسال کردم به من جواب دادند و تایید کردند که طرح من برای طبقه قدیمی مناسب و بافتهای جنوب شهر یا فرسوده و روستاها خیلی خوب است این نامه را دیماه 82 دادهاند به خانم دکتر پرهیزکار که برای من فرستادند. بعد به پژوهشگاه زلزله مراجعه کردم در آنجا آقای دکتر محمود حسینی، معاون پژوهشی خیلی من را تشویق کردند اما گفتند ما ردیف بودجه نداریم و تنها جایی که میتواند برای نمونهسازی و اجرای طرح کمکت کند شهرداری است چون بودجه دارد.
اینگونه به شهرداری وصل شدید؟
بله اتفاقا روزی بود که زلزله بم اتفاق افتاد نامه را به دفتر دکتر مازیار حسینی رئیس سازمان مدیریت بحران شهرداری که از شاگردان آقای دکتر محمود حسینی هستند تحویل دادم. به من گفتند شما نامه را اینجا ثبت کردید بروید ما خبرتان میکنیم چیزی حدود 10 روز الی 2 هفته بعد آقایی به نام دکتر روحانیمنش معاون آقای دکتر حسینی با من تماس گرفتند که راجع به این طرح با هم صحبت کنیم من به دفتر ایشان رفتم حدود یک ساعت کامل من راجع به طرح توضیح دادم. سوالیهایی کردند راجع به جزئیات و اینجور مسائل. چیزی که ایشان در طول گفتوگو تاکید داشت این بود که آقا این طرح اورجینال است گفتم من که نمیدانم شما که در این زمینه در دانشگاه آمریکا تحصیلکرده هستید شما جایی شنیدهاید اگر شنیدهای که من کاسه کوزهام را جمع کنم بروم گفت نه بنده هم اولین بارم است که میشنوم. گفتم بنابراین من آمدهام که با شما برای ثبت اختراع شریک بشوم. گفت من به شما خبر میدهم. یک هفته بعد از آن دیدار متوجه شدم که تقدیرنامهای پست کردهاند به درب منزلمان که ضمن تشکر از تلاش صادقانه شما، برای اینکه این موضوع به ما مربوط نمیشود به وزارت مسکن مراجعه کنید در صورتی که من به وزارت مسکن رفته بودم و تاییدیهای هم گرفته بودم آنها هم مرا به شهرداری حواله داده بودند اما شهرداری در این تقدیرنامه گفت به ما مربوط نمیشود.
بعد چه کردید؟
من گفتم که یک مخترع هستم و اختراع و سرگرمیهای دیگری هم داشتم رفتم سراغ کارهای دیگرم. گفتم که من به اندازه کافی تلاشم را کردهام تا ببینم چه پیش میآید. رفتم بهدنبال طرحهای دیگر یا مدل بیرون ساختمانی را که بر رویش کار میکردم.
دیگر طرح درون ساختمانی خانه امن را رها کردید؟
بله موقتی گذاشتم کنار تا زمان بگذرد.
این اتفاقات همه مربوط به سال 82 است؟
بله، دی ماه سال 82 بود البته در طول این مدت تلاشیهایی برای معرفی طرح کردم در بهمن 82 در نشریهای به نام زمینلرزه که نشریهای تخصصی انجمن زلزله ایران است مقالهای را در معرفی خانه امن به چاپ رساندم. در این مجله تمام اساتید زلزله عضو هیات تحریریه هستند به مقاله من با اینکه نشریهتقریبا 30 صفحه بیشتر ندارد 4 صفحه اختصاص دادند یک بیوگرافی هم از من نوشتند و در پایان هم نقد و بررسی کردند گفتند که چه محاسنی و چه معایبی دارد روزنامه جامجم هم با من مصاحبهای داشت چون موضوع زلزله بم داغ بود از این بحثها استقبال میشد. ماهنامهراهوساختمان به مدیریت آقای دکتر شجاعیان هم مصاحبهای با من کردند. دیگر قضیه را رها کردم تا اینکه در تابستان 83 روزنامه همشهری دوباره مقالهای را درباره اتاق امن چاپ کرد. ولی اسم مرا در مقاله ننوشت فقط نوشته بود این آقا، این مخترع اسم به نام سلیمی داخل مقاله نبود. من رفتم به دفتر روزنامه رفتم و اعتراض کردم که چرا اسم مرا ننوشتهاند عذرخواهی کردند و گفتند که اشتباه شده است. 2 روز بعد یک اصلاحیه نوشتند مبنی بر اینکه ما از حضور آقای سلیمی عذرخواهی میکنیم اسم ایشان از قلم افتاده بود. ایشان اولین مخترع اتاق امن نهتنها در ایران بلکه در جهان هستند که من این روزنامه همشهری را دارم در تابستان 83 بود روزنامه همشهری بنده را به عنوان اولین مخترع اعلام کرد.
بعد از آن در اسفند 83 که با همسرم خرید عید رفته بودیم دیدم که در صفحه اول روزنامه همشهری با فونت درشت نوشته است که اتاق امن توسط کارشناسان شهرداری اختراع شده است. (روزنامهاش را هم دارم) من و خانم از این موضوع شوکه شده بودیم من فکر کردم که خواب میبینم طرحی که یک سال بود ازش هیچ خبری نبود یک مرتبه اینچنین سروصدا کرد. 19 اسفند 82 بود شب عید بود من هیجانزده متن را نگاه میکردم. دیدم بله این آقایان در طی یک سالی که ما در سکوت بودیم از دی ماه 82 تا الان که بنده از همه جا بیخبر بودم مخفیانه روی طرح کار کردهاند.
کدام آقایان؟
آقای مازیار حسینی آقای علیاکبر محرابیان، آقای موسی مظلوم.
بر چه اساسی این حرف را میزنید.
طبق شواهد و مصاحبههایی که خودشان داشتند.آنها در مصاحبههایشان گفتند ما به شکل محرمانه روی این طرح کار میکردیم. در بیابانهای سعادتآباد که زمینش متعلق به شهرداری تهران بود یک ساختمان 3 طبقه را نمونهسازی کردند. اتاق امن در آن به کار بردند و آدمک گذاشتند، پس از اتمام کار با زلزله مصنوعی این ساختمان را خراب کردند از تمام مراحلش فیلم و عکس تهیه کردند، ساخت، تخریب و... .بعد که این کارها را انجام دادند به قول خودشان دیدند این طرح جواب داده چون اتاقک امن سالم مانده بوده و بقیه آپارتمانها تخریب شده بودند. آدمکهایی را که خودشان میگویند حتی به صورت ایستاده گذاشته بودند تکان نخورد دقیقا آنچه ارائه شد طرح من بود اما دیدم که هیچ اسمی از بنده نیست. من خودم تحویل شهرداری داده بودم، رسید داشتم خودشان تقدیرنامه برای من فرستاده بودند اما اسمی از من نبود حالت بدی به من دست داد متوجه شدم که یک حرکت زشتی انجام دادهاند، طرح من را به اسم خودشان معرفی کردهاند.
بعد چکار کردید؟
بعد از این ماجرا آرام و قرار نداشتم به شدت عصبی شده بودم و خیلی این طرف و آنطرف رفتم با دفتر آقای مازیار حسینی تماس گرفتم به منشیاش گفتم به آقای دکتر بگویید که چرا طرح من به اسم دیگری ثبت شده است. دکتر حسینی وقت ملاقات نمیداد اما از طریق منشی به من پیغام داد که به من هیچ ربطی ندارد. به آقای محرابیان بگویید. گفتم آخه این طرح من چطور به دست آقای محرابیان رسیده، خانم منشی گفت: آقای دکتر گفتند که هیچربطی به من ندارد و از من هیچ سوالی نپرسید، بروید پیش آقای محرابیان گفتم من ایشان را نمیشناسم. گفتند ایشان مشاور آقای احمدینژاد (شهردار) هستند و دفترش هم در ساختمان شهرداری است. من با یک ترفندی شماره موبایل محرابیان را پیدا کردم و با همراهش تماس گرفتم. تا جواب دادند گفتم فرزاد سمیعی هستم مخترع اتاق امن، از شهرداری هم رسید دارم شما چرا طرح مرا به اسم خودتان مطرح کردهاید. پای تلفن خیلی عصبانی شد. گفت آقا از این حرفها خیلی زدن شما اولین نفری نیستید که این حرف رو میزنید. خیلیهای دیگر گفتند که طرح متعلق به آنهاست ما جوابشان را دادیم و رفتن. گفتم پس من هم خدمت شما میآیم و شما جواب من را هم بدهید. اگر کسی رسیدی داشت که قبل از تاریخ رسید تحویل طرح از طرف من به شهرداری بود حرفی برای گفتن ندارم ولی این رسیدی که بنده دارم کسی ندارد،ایشان بعد از این جملات من، گوشی را قطع کرد.دو یا سه روز بعد از آن مکالمه به شهرداری رفتم و دفتر محرابیان را پیدا کردم با آقایی به نام ترابی هم اتاقی بود.
این موضوعات مربوط به چه زمانی است؟
این موضوع شب عید است (اسفند 83) چند روز بعد از درج آگهی، خودم را به آقای محرابیان معرفی کردم و گفتم این رسید، تقدیرنامهای را که آقای مازیار حسینی داده بود، نشان دادم.
واکنش محرابیان چه بود؟
گفت بروید پیش خودشان (مازیار حسینی رئیس سازمان مدیریت بحران) مگر از شما تعریف و تمجید نکردهاند خب از ایشان جوابتان را بگیرید، بنده عرض کردم که ایشان گفتن که از شما جواب بگیرم محرابیان گفت اصلا طرح شما چه چیزی است برایش توضیح دادم. در جواب من گفت خب طرح ما فرق میکند، من گفتم چه فرقی میکند من تیرآهنها را ضربدری زدهام، شما افقی زدهاید اینکه تاثیری ندارد به هر حال اتاقک است هیچ ربطی ندارد.گفت رشته تخصصی شما چیست؟ گفتم مدیریت گفت خب رشته شما اصلا هیچ تخصصی ندارد. در جوابش گفتم خب آقای محرابیان این حرفها یعنی چه شما باید جواب من را بدهید. این طرح ما مثل یک نیمه سیب است بنده برای طرح اتاق امن از شهرداری رسید دارم. این کار شما معنی بدی میدهد. بعد دیدم یک زونکن خیلی بزرگ و خاص که داخلش پر از عکس و CD بود نشانم داد، گفت: ببینید ما اینجا نمونهسازی کردهایم. کلی فیلم و عکس گرفتیم، این پکیج را بردهایم لندن ایراد گرفتند برگرداندهاند دوباره درست کردهایم و فرستادهایم در لندن ثبت اختراع شده در تهران هم همینطور حالا شما از راه رسیده با توجه به اینکه رشته تخصصیتان هم مدیریت است میگویید که طرح مال خودتان است. گفتم آقای محرابیان عزیز اگر همین چند برگ و توضیحات اولیه بنده نبود این پکیج به قول شما قطور هم وجود نداشت شما طرح و ایده مرا برداشتهاید و نمونهسازی کردهاید. خب اگر من هم این سرمایه را داشتم قطورتر از این پرونده تشکیل میدادم آزمایشات مجهزتر از این انجام میدادم در ضمن آزمایشات شما هم خیلی ایراد فنی دارد، اعتبار علمی ندارد ولی به هر حال این کار رو هم کردهاید این دلیل نمیشود، شما برای انجام این کار بودجه داشتهاید من نداشتم، آمدم با شما شریک بشوم و بگویم آقا بودجه را بیاورید با هم کار کنیم شما به تنهایی بودجه را برداشتید و خودتان کار کردهاید و طرح را به نام خودتان ثبت کردهاید. حدودا یک ساعت با یکدیگر بحث کردیم ولی نتیجهای نداشت بنابراین با عصبانیت از اتاقش بیرون آمدم. حدود 6 روز بعد آقای ترابی که هم اتاقی محرابیان بود با بنده تماس گرفت.
شما مگر شماره تماستان را داده بودید؟
بله داده بودم چون نامههای زیادی به شهردار آقای احمدینژاد،شخص آقا محرابیان و آقای مازیار حسینی در همین مدت کوتاه نوشته بودم و در این نامهها همیشه شماره تماس مینوشتم.خلاصه آقای ترابی تماس گرفتند که آقای محرابیان از آن روزی که شما تشریف بردهاید خیلی ناراحت هستند دوست ندارند که کسی از ایشان آزرده باشد میخواهند دوباره شما را ببینند، من گفتم اگر بحث جدیدی است بیایم دیدم تاکید دارند فردای آن روز یعنی دقیقا یک هفته بعد از دیدار اولی با محرابیان روز دوشنبه 4 بعدازظهر این دیدار انجام شد. رفتم و دیدم دوباره همان آقای ترابی بهاتفاق آقای محرابیان در اتاق هستند. این بار و بر خلاف دفعه قبل آقای محرابیان برخورد خوبی داشت. خیلی تعارف کرد و از پشت میزشان آمد و کنارم نشست با میوه و شیرینی هم پذیرایی کرد. به محض اینکه شروع کرد به صحبت دقیقا این جمله را به کار برد، گفت: یعنی شما میگویید که ما طرح شما را دزدیدهایم. وقتی این حرف را زدند من یک مقدار شک کردم و پیش خودم گفتم نکند که در حال ضبط کردن صدای من هستند چون بیمقدمه این چنین حرفی را زد کمی محتاط شدم و جواب دادم نخیر من نمیگویم شما طرح مرا دزدیدهاید من گفتم شما طرح مرا به اسم خودتان ثبت اختراع کردهاید. حالا اسمش هرچی هست، من نمیدانم اسمش دزدی است یا خیر. دوباره بحث کردیم دیدیم که باز همان صحبتهاست و حرف جدیدی نیست. بعد از نیم ساعت و 3 ربع بحث کردن دوباره من با عصبانیت خارج شدم و گفتم من به دادگاه شکایت میکنم. گفت شما اگر خیلی ناراحت هستید بروید پیش آقای احمدینژاد گفتم من با ایشان هیچ کاری ندارم. اسم شما در ثبت اختراع آمده و همه هم میگویند شما مدیر پروژه هستید من فعلا مشکلم را با شما باید حل بکنم با آقای احمدینژاد کاری ندارم.
آقای محرابیان واکنش خاصی نشان ندادند؟
چرا، گفت ما در حال چاپ یک ویژهنامه هستیم.چند هفته دیگر در روزنامه همشهری از زیر چاپ بیرون میآید و شما تازه از راه پیدا شدهاید و کاری هم که نکردهاید.
منظورش از کاری نکردهاید، چه بود؟
گفت: شما هیچ کاری نکردهاید فقط یک طرحی دادهاید. من هم پاسخ دادم این مسلم است هر اختراعی از ایده ساده شروع شده همین تلفن همراه را اگر به آقای گراهام بل که تلفن را اختراع کرده، بدهید نمیداند چه هست ولی اختراع ایشان بود. هواپیما با آن عظمتش ابتدا دو تا تخته را به یکدیگر میخ زدند گفتم شما آدم علمی هستید شما فوق لیسانس عمران هستید از شما بعید است اینجوری حرف زدن این حرف منطقی نیست کتاب فارسی چهارم ابتدایی را مطالعه کنید در توضیح داستان اختراع تلفن آقای گراهام بل در متن کتاب نوشته که هر اختراع بزرگ از ایده ساده شروع شده و شما این ایده ساده را از بنده گرفتهاید. بعد خوردیم به تعطیلات عید و سال بعد. من رفتم روزنامه همشهری بخش ایرانشهر سال 84. چون شنیده بودم که قرار است ویژهنامه در اینباره چاپ کند.با مسوول ویژه نامه صحبت کردم گفتم این طرح مال من است و شما در حال چاپ ویژهنامهای درباره آن هستید شما نباید این کار را بکنید چون طرح من مصادره شده و این کار شما اشکال دارد. او خیلی عصبانی شد و با حالت ناراحتی گفت که به بنده هیچ ربطی ندارد من مامورم و معذور. شما مشکلتان را با آقای محرابیان حل کنید به ما دستور دادند باید چاپ کنیم. بعد از آن من خیلی ناامید برگشتم اما به جاهای متعددی مراجعه کردم به آقای چمران و اعضای شورای شهر نامه نوشتم پیش آقای شریعتمداری عضو شورای شهر در دانشگاه علم و صنعت رفتم. منتظر شدم که از سر کلاس بیرون بیایند. وقتی ماجرا را توضیح دادم گفت ما کاری نمیتوانیم بکنیم. گفتم آقای دکتر این طرح دزدیده شده شما عضو شورای شهر هستید باید از طرح من دفاع بکنید. آقای دکتری را که همکارش بود، صدا کرد.
اسمش چه بود؟
اسمش الان در خاطرم نیست ظاهرا آن آقا معاون آقای احمدینژاد بود، گفت آقای دکتر ایشان حرفهای جالبی دارند مرا به اتاقش برد و گفت قضیه چیست گفتم چنین چیزی است و من چنین طرحی را پارسال ارائه دادهام و الان آقای محرابیان، آقای احمدینژاد و آقای مازیار حسینی میگویند این طرح برای ماست و خیلی هم تبلیغ میکنند. ایشان گفت بله اتفاقا این طرح به ذهن خود من هم قبلا رسیده بود یک شب در عالم خواب و بیداری بودم گفتم بهتر است که با چوپ و خرید چند ستون از چوب اتاقم را محکم درست کنم که یه وقت اگر زلزله آمد من با بچهها و خانم در امان باشیم. طرح سادهای است این جواب یک آقای دکتر عمران که استاد دانشگاه است به من بود. گفتم آقای دکتر ببخشید پس جواب بنده، شما که تخصصتان این است مدیر پروژه عمران هستید استاد دانشگاه هستید این طرح اگر به ذهنتان رسید برای اجرایش چه کار کردید.آنجا هم نتیجه نگرفتم. آقای شریعتمداری و شورای شهر هیچ کاری نکردند رفتم پیش آقای چمران وقت ملاقات نداد 3 – 4 بار رفتم رئیس دفترشان کاملا بنده را میشناسد نامه هم دادم به آقای چمران و ثبت دفترم هم کردم بعد دیدم ایشان پاراف کرده برای بایگانی و هیچ جوابی به من نداد. آقای چمران متاسفانه خیلی بیتفاوت بودند از آقای حمزه شکیب هم که حتی در بحث اتاق امن در ویژهنامه اظهارنظر هم کرده بود بارها وقت گرفتم گفت وقت ندارم.
با شخص آقای احمدینژاد ارتباطی نگرفتید؟
نامههای زیادی برایشان ارسال کردم اما بی نتیجه بود دوباره رفتم پژوهشگاه زلزله دست به دامن آنجا شدم. آقای دکتر محمود حسینی که معاون پژوهشی ضد زلزله دقیقا در جریان قضیه بودند. آقای دکتر سروقد مقدم دبیر انجمن زلزله هم همینطور. خلاصه آنان لطف کردند نامهای از طرف پژوهش زلزله به صورت رسمی به شخص آقای احمدینژاد نوشتم مبنی بر اینکه جناب آقای احمدینژاد همکار محترم در دانشگاه علم و صنعت آقای فرزاد سلیمی مخترع اتاق امن است و ایده اولیه از ایشان است. برای اولین بار سال گذشته طرح را به ما عرضه کرد ولی ما بهدلیل کمبود امکانات و بودجه به شما (شهرداری) معرفی کردیم. متاسفانه الان شهرداری ادعا میکند که ثبت اختراع برای شهرداری است و از آقای سلیمی هم هیچ اسمی برده نشده است، در نامه درخواست اصلاح شده بود.
آقای احمدینژاد بعد از نامه چه دستور داده بودند؟
کپی نامه را دارم پارافهای مختلفی زیر نامه خورده.
آقای احمدینژاد چه پاراف کردند؟
رئیس دفتر ایشان آقای شیخالاسلام پاراف کرده بود به آقای محرابیان که جوابشان را بدهید محرابیان در دو صفحه به پژوهشگاه زلزله پاسخ دادند ولی متاسفانه این جزو مسائل شرمآوری است که در پرونده «اتاق امن» است چون دو صفحه نامه با لحنی توهینآمیز به پژوهشگاه زلزله و آقای محمود حسینی که خودشان استاد زلزله هستند و فردی بسیار وارسته و ارزشمند هستند نوشتند.
پس از این طریق هم نتیجه نگرفتید
خیر،بعد از آن تبلیغات شروع شد که در این فاصله با بحث انتخابات ریاست جمهوری همراه بود آقای احمدینژاد هم کاندیدا شد.
در سطح شهر تابلوهای12 متری برای تبلیغ اتاق امن زدند. سایت اینترنتی ویژه برای آن راه انداختند بعد در آن آورده بودند که این طرح متعلق به شهرداری تهران است و هیچکس حق دخل و تصرف در آن را ندارد و حقش محفوظ است آقای احمدینژاد هم تبلیغات گستردهای کرده بود در انواع روزنامهها.
چه میگفتند؟
آقای احمدینژاد میگفت که کارشناسان شهرداری اتاق امن را اختراع کردهاند. طرح ابتکاری شهرداری تهران است شخص آقای احمدینژاد هم مصاحبه میکرد و کسی به جز ایشان راجع به اتاق امن مصاحبه نکرد. حتی آقای محرابیان هم هیچ حرفی راجعبه اتاق امن نزده چیزی حدود یک ماهی آقای احمدینژاد تبلیغات گستردهای کردند و گفتند که روی این طرح حدود 30 هزار نفر ساعت کار شده و 60 آزمایش تخصصی انجام شده و 1200 مقاله بینالمللی و خارجی مطالعه شده و طرحی است که کارشناسی شده و بسیار کارایی دارد این طرح تنها راه مقابله با زلزله است. اینها عین همان گفتههایی است که در مصاحبه آورده شده.
آقای احمدینژاد آن زمان در جریان بودند که شما طراح این طرح هستید؟ شاید اطلاع نداشتند؟
من به قدری نامه داده بودم که حد نداشت به صورت مسلسلوار نامه میدادم.
بعد از آن آقایان درگیر انتخابات شدند.ولی در جریان همین نامهنگاریها و در نزدیک انتخابات آقای احمدینژاد به یکی از نامههای بنده دستور بررسی داد اگر حق با ایشان است باید در تمامی تبلیغات اصلاح شود و نام ایشان ذکر شود. عین دستورشان که نامه رسمی است وجود دارد.آقای شیخالاسلام رئیس دفترشان پاراف کرده بود برای آقای اعلایی مدیر کل روابط عمومی منشی او با منزل تماس گرفت که آقای اعلایی میخواهد شما را ببیند، رفتم پیش آقای اعلایی.
گفت که آقای احمدینژاد دستور دادهکه من به این موضوع رسیدگی کنم بعد از اینکه مدارک من را دید و در یک نامه خوب و کاملی نتیجه را به آقای احمدینژاد جواب دادند که جناب آقای احمدینژاد بنا به دستور شما بررسی کردیم بر اساس مدارک و نامهها حق با ایشان است و اسم ایشان باید به عنوان اولین طراح اتاق امن اصلاح شود و در تبلیغات بیاید این نامه در 5/4/84 بود درست روزی که آقای احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور انتخاب شدند. طبعا نامه بلاتکلیف رها شد و همه آنها به صورت اتوبوسی به نهاد ریاستجمهوری رفتند و دیگر کسی در شهرداری نبود که به نامهها پاسخ بدهد، مدتی گذشت حدود یک یا 2 ماه بعد متوجه شدم آقای ااعلایی مدیرکل تشریفات ریاستجمهوری شده دوباره پیگیر شدم اما از طریق منشیجواب داد به آقای سلیمی بگویید دیگر به ما مربوط نیست ما در ریاست جمهوری هستیم و موضوع شما مربوط به شهرداری میشود و ما اکنون در شهرداری نیستیم بنده نامهای به ایشان فکس کردم که آقای اعلایی درست است که شما در ریاست جمهوری هستید اما بحث شخصی است و اداری نیست آقای محرابیان،آقای احمدینژاد طرح من را به اسم خودشان ثبت کردند و همان آقایان الان در کنار شما هستند بگویید حق من را بدهند.
بعد چه کردید؟
مجبور شدم شکایت کنم من در قسمت خواندگان اسم 4 را نوشته بودم یعنی از 4 نفر در آن واحد شکایت کرده بودم در جدول. آقای دکتر احمدینژاد، آقای علیاکبر محرابیان آقای مازیار حسینی و موسی مظلوم.
چرا آقای مظلوم؟
چون شنیده بودم که اسم ایشان در ثبت اختراع بود. در ثبت اختراع اسم آقای محرابیان و آقای مظلوم بود وگرنه منآقای مظلوم را ندیده بودم و نمیشناختم ولی چون اسمش در ثبت اختراع بود و در ویژهنامه هم عکس ایشان چاپ شده بود و به عنوان دبیر پروژه معرفی شده بود از او شکایت کردم.
و چرا آقای احمدینژاد؟
اتفاقا دادیار هم همین را گفت و پرسید چرا از آقای احمدینژاد چرا اینجا به عنوان خوانده ردیف اول شکایت کردهاید.
گفتم چون تمام کارها با مسوولیت ایشان انجام شده و طبق مستندهایی که بنده دارم آقای مازیارحسینی تعریف کرده چون زلزله بم اتفاق افتاده بود آقای احمدینژاد نگران تهران بودند آمدند به همه اخطار دادند که برای تهران راهحل بدهید که ما طرح اتاق امن را به ایشان ارائه کردیم. آقای مازیار حسینی گفته طرح اتاق امن را به آقای احمدینژاد ارائه کردیم و ایشان این طرح را پسندیدند و دستور پیگیری و اجرا دادند. این جمله خیلی مهم است چون بعد از این میخواهم به موضوعی اشاره بکنم که اهمیت زیادی دارد.
بعد از آن گفتم چون آقای احمدینژاد هم شهردار هستند این قضیه به ایشان هم بر میگردد که گفتند نه اسم ایشان را لاک بگیرید تا من دادخواست شما را بپذیرم. من هم همین که دادخواست را نوشته بودم ترسم داشتم. آقایان دیگر رئیسجمهور شده بودند و ایشان هم مشاور رئیسجمهور بود جو از لحاظ روانی مساعد نبود من اولین نفری بودم که در این وادی قدم میگذاشتم یعنی علیه رئیسجمهور دادخواست میدادم. بنابراین تسلیم نظر خانم دادیار شدم گفتم باشد با دستوردادیار لاک گرفتم پروندهها را دادم و 2 آبان 84 شکایت کردم.
یک ماه بعد اولین جلسه دادگاه تشکیل شد و آقای دکتر مظلوم به جلسه دادگاه آمدند. آقای مظلوم تا مرا دید گفت به من بگو که باید بیایم وقتم را با توی بیسواد در دادگاه تلف کنم.
من به ایشان گفتم الحمدلله خداوند شما آدم باسواد را محتاج من بیسواد کرده که بیایید طرح من بیسواد را به اسم خودتان ثبت اختراع کنید.
شما قبلا آقای مظلوم را دیده بودید؟
بله.ایشان عضو هیات علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی است،در نارمک هم با آقای محرابیان و احمدینژاد همسایه است.بار دوم که رفتم پیش آقای محرابیان شواهدی خوب گیرم آمد.
چه شواهدی؟
در دیدار دوم آقا محرابیان به من گفت: چرا اینقدر حساسیت نشان میدهیدشما نیت خیری دارید و میخواهی جان انسانها را نجات بدهی بنده نیز میخواهم چنین کاری بکنم حال چه فرقی میکند این طرح به اسم بنده باشد یا شما. گفتم جناب آقای محرابیان اگر عکس و اسم خودتان را در ویژهنامه چاپ نمیکردی من میگفتم که نیت شما خیر است ولی چون با امکانات شهرداری این کار را کردهاید اینچنین شعارهایی را برای من ندهید نکته دیگر بحث بر سر ایده اختراع بود.
به محرابیان گفتم: اصلا همه ایرادها به کنار من از شما سوالی دارم، مگر شما نمیگویید که شما 3 نفرآقای احمدینژاد، آقای محرابیان و آقای مظلوم اختراع کردهاند. گفت چرا.سوال کردم یک اختراع در یک زمان به ذهن 3 نفر نمیرسد حتما ابتدا به ذهن یکی از شما رسیده کدامتان اولین نفر بودید؟ گفت به ذهن آقای دکتر مظلوم که استاد دانشگاه هم هستند و رشته تحصیلیشان هم این است.
پیش آقای مظلوم رفتم و اولینبار دانشگاه دیدمش. خودم را معرفی کردم کمی جا خورد همان سوال را از آقای مظلوم پرسیدم در جواب گفت شما خبر دارید که ما کتاب چاپ کردیم، گفتم خیر، گفت در ماشین دارم بیا تا یک نسخه هدیه کنم. از اتاقش تا پارکینگ حدودا 10 دقیقه در راه بودیم مسافت خیلی طولانی بود من در این فاصله پرسیدم از شما یک اسم میخواهم این طرح به ذهن کدامیک از شما زودتر رسید.
گفت الان کتاب را میدهم داخل کتاب نوشته شده اسم را نگفت از داخل ماشین نشان یک نسخه از آن کتاب را به من داد. بعد نشست داخل ماشین و با سرعت رفت من هر چه گشتم که متوجه شوم اسم چه کسی داخل کتاب نوشته شده اما چیزی نبود یعنی هیچکس جرات نکرد به صراحت بگوید چه کسی این طرح را اختراع کرده چون میدانستند که این طرح را از جای دیگری برداشتند این جسارت را نداشتند فقط گفتند طرح ابتکاری شهرداری تهران.
در دادگاه چه اتفاقی افتاد؟
قاضی ارجاع کرد برای کارشناس.چون آقایان مدعی بودند که طرح ما فرق میکند و هیچ شباهتی به طرح این آقا ندارد ادعای اولشان این بود که قاضی در سوالاتی از کارشناس پرسید از قاضی آیا این دو طرح یکی هستند یا خیر متفاوتاند.
کارشناس جواب داد این دو طرح کاملا شبیه به هم است. طرح آقای فرزاد سلیمانی چون در سال 82 در روزنامههای مختلف چاپ شده مقدمتر از طرح خوانندگان است.
یک ماده قانونی در قانون ثبت اختراعات است که اگر کسی طرحی را در رسانهها به یک شکلی علنی کند همان روز میشود روز ثبت اختراعش. حتی اگر ثبت اختراع نکرده باشد و اگر بعد از آن تاریخ کسی برود و ثبت اختراع کند ثبت اختراعش باطل است ماجرای من هم همینطور بود اما مسائل دیگر به آن اضافه شد و آن اینکه آقایان تصادفی نیامدهاند طرح مرا کپیبردارند طرح من در اختیارشان بود که برداشتند به نام خودشان ثبت کردند نه اینکه به صورت تصادفی باشد یا اینکه اینها هم به ذهنشان این طرح رسیده است.
بعد از نظر کارشناس چه واکنشی از طرف خواندگان اتخاذ شد؟
قبل از اینکه به این سوال جواب دهم باید یک نکته را بگویم، عنوان اختراع ثبت شده از سوی محرابیان و مظلوم ایمنی ساختمان با بافت فرسوده در مقابل زلزله بود که کارشناس اعلام نظر کرده بود این عنوان با طرح و اجرای اتاق امن همخوانی ندارد، چون آقایان در مصاحبهها گفتهاند اتاق امن اما عنوان اختراع فرق داشت.
نظر کارشناسی رفت برای دادگاه و دادگاه ابلاغ کرد وکیل آنها کلی اعتراض نوشته بود که این آقای کارشناس تخصصش را ندارد و بیسواد است. من تقاضای 3 نفر کارشناس دارم که قاضی پذیرفت.
اینها در چه سالی انجام شد؟
فکر میکنم وارد سال 85 شده بودیم. یا اواخر 84.
اما در این مرحله کار کمی طول کشید
چرا؟
فکر کنم تحت فشار بودند و حتی در مراحلی قصد استعفا داشتند اما سرانجام نظر کارشناس اولیه را پذیرفتند.
وکیل این دو نفر مجددا تقاضای 5 کارشناس را داد این بار که قاضی رای صادر کرد به این مضمون که به
علت تقلید و مشابهسازی، ثبت اختراع آقایان باطل و به نام فرزاد سلیمی منتقل میشود. وکیل آنها اعتراض کرد. رفت برای دادگاه تجدیدنظر در آنجا متاسفانه آنجا بیش از حد معمول طول کشید.
چه سالی؟
تقریبا مهرماه 87
حکم قاضی چه زمانی صادر شد؟
یک ماه قبل از آن در تابستان 87 حکم قاضی صادر شد.
یعنی شما از سال 85 تا 87 در رفت و آمد بودید برای گرفتن حکم؟
بله البته من سال 84 شکایت کردم.
از سال 84 تا 87 سهسال طول کشید تا حکم صادر شود?
بله. اطاله دادرسی بود. چون یکی از ترفندهای آقای وکیل آقایان این بود که به یک بهانهای حکم به عقب بیندازد. مثلا آمدند قضیه را دور زدند و رفتند سراغ دفاعیه دیگری گفتند اصلا میدانید چی است طرح را نه ما اختراع کردیم نه آقای سلیمی بلکه یک آقای انگلیسی مخترع آن بوده که در سال 1950 کتابی در آن باره نوشته این باز مشکلات دیگری ایجاد کرد که شما میگویید این طرح از طرف یک آقای انگلیسی است پس چرا به اسم خودتان ثبت کردهاید چه جوابی دارید البته من بعدا تحقیق کردم و دیدم این حرف موضوعیت ندارد، این آقا یک قفس توری برای جنگ جهانی دوم برای مقابله با بمباران هوایی ابداع کرده که ظرف و عتیقهجات را در آن بگذارند که زیر آوار نماند یا اگر شد 2 تا آدم به صورت درازکش میتوانند داخلش بروند، چون در بمباران هوایی از 15 دقیقه قبل آژیر میکشند و مردم متوجه میشوند که قرار است بمباران نزدیک است، ولی زلزله که اینچنین نیست، زلزله ناگهانی است و 2 الی 3 ثانیه بیشتر وقت نداری، در بمباران هوایی یک ربع طرف وقت دارد. بنابر این رد شد.
قاضی تجدید نظرهم اردیبهشت ماه سال حکم داد یک ماه طول کشید تا حکم از تایپ بیرون بیاید و رای ابلاغ شود رای هم قطعی بود و آخر اردیبهشت 88 به من ابلاغ شد.
در طول این مدت کار را از مسیر دیگر پیگیری کردید؟
بله از طریق حاج داوود احمدینژاد و آقای غرقی رئیس شکایتهای مردمی.با حاج داود 45 دقیقه درب منزلش صحبت کردم موضوع را توضیح دادم گفت مساله زیاد مهمی نیست حاج داوود اصلا به تحقیقات زلزله اعتقاد نداشت و میگفت نمیتوان از این طریق با زلزله مقابله کرد طرح خاص خود را داشت.
چه طرحی؟
معتقد بود با توجه به آنکه بر اساس تحقیقات مختلف حیوانات کمی زودتر از انسان زلزله را متوجه میشوند در چهار گوشه تهران چهار طویله احداث کنیم و تجهیز آنها به علایم هشداردهنده به محض دریافت علایم سیستم هشدار به صدا درآید تا از این طریق مردم از وقوع زلزله متوجه شوند.
برای شما کار خاصی انجام نداد؟
چرا نامهای داشتم که به دفتر تحویل داد البته فکر نمیکردم این کار را کند اما انجام داد ولی جوابی دریافت نکردم آقای غرقی هم پس از مدتی پیگیری گفت به من مربوط نیست.
احتمالا آقای احمدینژاد مطلع نشده و گرنه در سال 84 به دنبال احقاق حق بود.
من 4 سال جان کندم ابتدا چنین نظری داشتن اما بعد به نتایج دیگری رسیدم.
چه نتایجی؟
من سه سال مزاحم یکی از معتمدان نظام میشدم که الان نمیتوانم نام ایشان را بیاورم در جریان کار قرارش دادم ابتدا باور نمیکرد و قصد ورود به ماجرا نداشت اما بعد از رای دادگاه قصد میانجیگری داشت و اواخر سال قبل با آقای احمدینژاد شخصا در این باره حرف زده بود. آقای احمدینژاد عصبانی شده و گفتند که این آقا برای خودش گفته این طرح مال من بوده و به آقای محرابیان هدیه دادم که به اسم خودش ثبت کند.
مطمئنید؟
بله.این شخص که آدم متینی است خودش بدون واسطه شنیده بود و برای من نقل کرد. او شاهد است و چون انسان متدینی است دروغ در کارش نیست.
شاید واقعا به ذهن آقای احمدینژاد هم رسیده؟
به چند دلیل نمیشود.اول صحبت آقای محرابیان که گفت به ذهن آقای مظلوم رسیده، دوم مصاحبه آقای مازیار حسینی، رئیس سازمان مدیریت بحران که در مصاحبهای با خبرنگاران اعلام کرد: این طرح به آقای احمدینژاد ارائه شد و ایشان آن را پسندیدند نکته سوم نامه ایشان قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 اگر طرح مال خودش بود چرا دستور بررسی داد، کدام حرفش درست نامه رسمی یا ادعای آنکه طرح ایده خودش بوده.
با این حساب قضیه را چگونه پیگیری میکنید برای شما با احقاق حق تمام شده؟
نه قصد دارم دنبال کنم چون ماجرا چند بعد دارد.
در دادگاه اول فقط راجع به ابطال ثبت اختراع شکایت بررسی میشد و به مسائل دیگر وارد نمیشد
اما راجع به ضرر و زیان باید کیفری اقدام کرد.
این کار را میخواهید انجام دهید؟
بله این قضیه از چند بعد قابل پیگیری است آقای احمدینژاد همهجا گفتهاند که طرح برای شهرداری تهران است و حقوحقوق برای شهرداری محفوظ است. پس چرا به نام شخص ثبت اختراع شده آیا این سوءاستفاده از عنوان دولتی نیست. تمام هزینههای اجرای طرح با منابع شهرداری بوده پس چرا به اسم آقای محرابیان ثبت شده چرا به اسم شهرداری ثبت نشد چون فرد این کار را نکرده و با بودجه دولتی انجام شده باید به اسم دولت ثبت اختراع شود.
به اسم اتاق امن آقای مظلوم رفته 2 بار هم استرالیا. تاریخهای سفرش را هم دارم مالزی رفته ایتالیا رفته و راجع به اتاق امن کنفرانس داده.
چرا؟
میدانید در این چهار سال چه بر سر خانواده من آمده زندگی خانواده 4 سال زیر سایه اتاق امن بود یک بار دخترم از عصبانیت تمام کاغذها را پاره کرد هنوز کاغذ پارهها را دارم خسته شده بود از این مساله.چهار سال دویدم. خانم من جانباز شیمیایی است 4 سال زندگیاش وقف یک طرح شده بود که از شوهرش دزیده بودند آیا اینها قابل پیگیری نیست.منتظر واکنش آقایان هستم اگر همچنان مغرورانه برخورد کنند حتما شکایت خواهم کرد.
هفته قبل مراسم افتتاح خط جدید اتوبوس های تندرو بود. بعد از مراسم افتتاح با چند نفر از دوستان شهرداری سوار یکی از اتوبوس ها شدیم تا درکنارمردم یک بار کل خط را بازدید کنیم. در یکی از ایستگاهها پیرمردی هفتاد و چند ساله سوار اتوبوس شد.اتفاقاً در کنارم نشست و در کمال تعجب دیدم برخلاف دیگر مسافران به سلامی بسنده کرد.
اول احساس کردم که من را نشناخته است.خوشحال شدم. فرصت را مناسب دیدم تا بتوانم بعداز مدت ها بدون غل و غش و تعارفات و چند رنگی هایی زمانه، با او به صحبت بنشینم و از خلوص اش بهره ببرم.
سئوال کردم: پدر جان چه کاره ای؟
گفت : حمالم!
از صراحت لهجه اش جا خوردم! ادامه داد : در بازار با گاری بار جابجا می کنم.
گفتم : اوضاعت خوب است؟ راضی هستی؟
گفت : شکر خدا راضیم. روزی ده، پانزده هزار تومان درآمد دارم.
دیگر سر صحبت باز شده بود. در میان صحبت چند نفری آمدند و نامه دادند. احساس کردم به این مصاحبت نیاز دارم و دارد از دستم می رود. هرچه با پیرمرد بیشتر صحبت می کردم به اخلاصش بیشتر پی می بردم.همسرش 2، 3 ماه پیش فوت کرده بود و حالا تنهاست.
چند نفر از دوستان شهرداری که در کنارم بودند؛ با خنده گفتند: این پیرمرد حتماً نمی داند پیش چه کسی نشسته است؟ و گرنه درخواستی مطرح می کرد.
نگاهش کردم. از صحبت هایش فهمیده بودم که من را شناخته است، دیدم لبخندی از سر آرامش و رضایت و یا به طعنه به آنها زد و سرش را پایین انداخت. محترمانه گفتم اگر درخواستی دارد مطرح کند.
گفت : من از زندگیم خیلی راضیم، روزی ما هم دست خداست. تا به حال بیشتر از آنکه فکر می کردم خدا به من لطف کرده. احتیاجی هم ندارم.
واقعاً به حال او غبطه خوردم.
دوباره افرادی که متوجه صحبت های او نبودند زمزمه می کردند که این پیرمرد حواس پرتی است، نکند یادش برود که کجا پیاده شود. خیلی وقت است اینجا نشسته است.
نمی دانم! شاید وجود آن پیرمرد جلوی حرفها و کارهای آنها را گرفته بود و یا اذیتشان می کرد.
ناگهان پیرمرد گفت : نترسید من ایستگاه بعد پیاده می شوم.
محو تماشای او بودم. خداحافظی کرد و پیاده شد. با نگاهم تعقیبش کردم. دیدم رفت و گاری اش را برداشت. یادم آمد اسمش را هم نپرسیده ام! ولی عجب آدمی بود. مثل گوهری بود در این زمانه ای که صداقت ، سلامت و توکل کیمیا شده است. کیمیایی که زنده کننده و حیات بخش جامعه است. «ومن یتوکل علی الله فهو حسبه» هر کس بر خدا توکّل کند، خداوندکفایت امرش را مىکند.
این بیماری این بار نه از کشورهای فقیر جهان سومی بلکه از دنیای متمدن غرب و از اروپا و آمریکا در جهان پخش شده است.
آنفلوآنزای خوکی بیماری تنفسی خوکها است که از ویروس آنفلوانزا نوع "A" نشأت میگیرد ویروس آنفلوآنزای خوکی (SIV) به بیماری آنفلوآنزایی اشاره دارد که توسط اورتومیکوویروسهایی ایجاد میشود که در میان خوکها بومگیر هستند.
آنفلوآنزای خوکی یک بیماری ویروسی است که معمولا خوک را مبتلا میکند اما هرساله مواردی از ابتلای انسان به این بیماری، به ویژه از راه تماس با این حیوان، گزارش میشود
این بیماری در انسان از طریق تماس با فرد مبتلا نیز سرایت میکند و نشانههای معمول آن تب، سرگیجه، خشکی مفصلها، حالت تهوع و در موارد پیشرفته، بیهوشی و مرگ است
موارد انسانی آنفلوآنزای خوکی بیشتر در افرادی رخ میدهد که در فاصله نه چندان دوری در نزدیکی خوکها بهسر میبرند اما امکان دارد ویروس از انسان به انسان دیگری منتقل شود.
علائم ابتلا به آنفلوانزای خوکی چیست؟
علائم آنفلوانزای خوکی بسیار شبیه به آنفلوانزای معمولی است و شامل تب، سرفه، گلودرد، بدن درد، سردرد، لرز و خستگی است و در بعضی افراد تهوع و استفراغ هم گزارش شده است. این بیماری ممکن است با علائم دیگری نیز همراه باشد. به یاد داشته باشید که هیچ پزشکی فقط از روی علائم بالینی قادر به تشخیص قطعی آنفلوانزای خوکی نیست و تشخیص قطعی آن فقط با انجام تست لابراتواری ممکن است.
آنفلوانزای خوکی چگونه از فردی به فرد دیگر سرایت می کند؟
ویروس آنفلوانزای خوکی دقیقا مشابه آنفلوانزای معمولی سرایت می کند. شما ممکن است از طریق تماس با فرد آلوده و یا لمس کردن سطوح و اشیایی که قبلا توسط این افراد لمس شده اند و سپس دست زدن به چشم و دهان و بینی خود به این بیماری مبتلا شوید. در یک فرد آلوده، انتشار این ویروس به محیط از یک روز قبل از شروع علائم بیماری آغاز می شود و تا یک هفته پس از ابتلا ادامه می یابد.
تا کنون چند نفر به این بیماری مبتلا شده اند؟
تعداد افراد مبتلا به این بیماری هر لحظه تغییر می کند اما طبق آخرین اطلاعات تا تاریخ ۲۸ آپریل ۲۰۰۹ تعداد ۶۴ مورد ابتلا انسان به این ویروس فقط در ایالات متحده آمریکا به ثبت رسیده است و در کشورهایی مانند مکزیک، اسپانیا، سویس، چین و برزیل نیز مواردی از ابتلا به این بیماری گزارش شده است. آخرین آمار ابتلا به این بیماری را در پی نوشت های همین مطلب دنبال کنید.
آنفلوانزای خوکی چگونه درمان می شود؟
ویروس آنفلوانزای خوکی به داروهای ضد ویروس Tamiflu و Relenza حساس است و این داروها به خوبی بیماری آنفلوانزای خوکی را مهار می کنند. این داروها بهترین اثربخشی را زمانی دارند که در ۴۸ ساعت اول ابتلا به این بیماری مصرف شوند.
آیا واکسنی برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری وجود دارد؟
خیر. ویروس آنفلوانزای خوکی که انسان ها را مبتلا می کند یک گونه کاملا جدید است و تا کنون واکسنی برای آن ساخته نشده است و ساخت واکسنی برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری ممکن است چندین ماه به طول بیانجامد.
بیماری آنفلوانزای خوکی تا چه اندازه خطرناک است؟
شدت و میزان خطر این بیماری در افراد مختلف متفاوت است. به طوری که در Mexico منجر به مرگ تعدادی از مبتلایان شده، در حالی که در افرادی دیگر بدون دریافت داروی ضدویروس، بیماری خود به خود بهبود یافته است. واقعیت این است که این ویروس دائما در حال تغییر ژنتیکی است و ممکن است درآینده خطرناک تر شود و یا از خطر آن کاسته شود. دانشمندان در حال تحقیق بر روی این موضوع هستند.
چگونه می توان از ابتلا به بیماری آنفلوانزای خوکی پیشگیری کنیم؟
- دستان خود را به طور مرتب با آب و صابون بشویید، مخصوصا زمانی که عطسه یا سرفه می کنید و یا وقتی که از بیرون به خانه باز می گردید.
- از تماس نزدیک با خوک ها و یا انسان هایی که آلوده هستند بپرهیزید.
- از دست زدن به اشیا و سطوحی که ممکن است آلوده باشند،مخصوصا در اماکن عمومی بپرهیزید.(مانند میز های کافی شاپ ها و رستوران ها، دستگیره درب وسائل حمل و نقل عمومی، نرده ها و …)
- از دست زدن به دهان، بینی و چشمان خود بپرهیزید.
در پی نامه دور از شان دیپلماتیک و سبک احمدی نژاد به مقام معظم رهبری و ولی امر مسلمین که باعث بهت و حیرت همگان و سرخورگی و یاس و ناامیدی زودهنگام طرفداران احمدی نژاد گردید، یکی از خوانندگان سایت جهان با کنایه به رئیس جمهور، نامه کوتاهی از طرف حامیان احمدی نژاد نوشت که متن کامل آن بدین شرح است:
جناب آقای رئیس جمهور
با سلام
به پیوست انصراف میلیونها دل عاشق ولایت از رای به شما ارسال می گردد.
ضمنا از این به بعد شما احمدی نژاد ما نیستید و تنها طبق اصل 114 رئیس جمهورید.
ایام سرمستی مستدام.
ستاد حامیان مردمی نژاد سابق
بعد ظهر پنجشنبه است و من همه کارهای انجام نداده یک هفته را قرار است توی همین عصر پنجشنبه انجام بدهم .چون شنبه که برسد کارها و گرفتاریهایش هم رسیده است.
محمد حسین و محمد صادق بهمراه مادرشان همانند یک گردان ولی خیلی خونسرد آمده اند و محل کارم را فتح کرده اند.
محمد صادق با کمک دیوار و میز و صندلی و بعضی وقتها با دست و پا همه جا را سرک میکشد و روی میز همه می نشیند و بویژه مانیتورها و لامپ ها را روشن و خاموش میکند.
تا بحال بیش از صد بار داخلی های شرکت به صدا در آمده اند اما از پشت همه تلفن ها صدای محمد صادق به گوش میرسد.
پیامبر ما حضرت محمد (ص) فرمودند که علموا أولادکم السباحة والرمایة ورکوب الخیل
که به فرزندان خود شنا و تیراندازی و اسب سواری بیاموزید.
اما در این دوره زمانه مثل اینکه علاوه بر موارد فوق باید به فرزندان خود فوتبال هم بیاموزیم.
جهت تضمین دنیای آنها.
ببینید قرارداد پیشنهادی علی کریمی به تیم پرسپولیس را:
عباس انصاری فرد، مدیرعامل سرخپوشان معتقد بود که کریمی پیش قراردادی را تنظیم کرده که شبیه قرارداد ترکمانچای است و به همین دلیل باشگاه از پذیرش آن سرباز زده است. اما حالا که سایت گل برای اولین بار متن این قرارداد پیشنهادی را منتشر کرده، میشود به قضاوت اهل فن و افکار عمومی رجوع کرد تا اصل ماجرا بیش از پیش روشن شود.
متن قرارداد
این قرارداد فیمابین باشگاه فرهنگی ورزشی پیروزی تهران به نمایندگی آقای انصاریفرد به عنوان مدیرعامل و آقای محمدعلی کریمی بهعنوان بازیکن حرفهای فوتبال در تاریخ .............. منعقد گردید.
1 - مقرر شد، آقای علی کریمی عضویت تیم فوتبال پیروزی تهران را برای مدت یک فصل در فصل 89-88 بپذیرد.
2 - مقرر شد، باشگاه ورزشی پیروزی تهران بابت قرارداد فصل 89-88 مبلغ سیصدوپنجاه میلیون تومان به بازیکن طبق مقررات سازمان لیگ فدراسیون فوتبال ایران پرداخت نماید.
3 - مقرر شد، باشگاه ورزشی پیروزی تهران 35درصد از کل مبلغ قرارداد معادل 5/132میلیون تومان به حروف یکصد و سی و دو میلیون تومان را در وجه چک تضمینی هنگام عقد قرارداد داخلی به بازیکن تحویل بدهد، همچنین 2 عدد چک در وجه 5/132میلیون تومان در تاریخ مهرماه 88 و وجه 85میلیون تومان در تاریخ فروردین 90 در هنگام عقد قرارداد به بازیکن تحویل داده میشود.
4 - مقرر شد، باشگاه ورزشی پیروزی تهران 5درصد بهعنوان مالیات تکلیفی، از مبلغ کل قرارداد به حساب اداره دارایی واریز و فیش آن را در اختیار بازیکن قرار دهد. تاکید میشود که این 5درصد مالیات را باشگاه پرداخت میکند و از مبلغ قرارداد کسر نمیشود.
مبالغ مالیاتی، مازادبر این 5درصد هم کاملا به عهده باشگاه میباشد و پس از پرداخت آن فیش پرداختی آن را به اداره دارایی و در اختیار بازیکن قرار میدهد.
5 - مقرر شد، بازیکن در زمان نقلوانتقال قانونی فدراسیون فوتبال ایران در فصل 89-88 میتواند با پرداخت 50میلیون تومان به حروف پنجاهمیلیون تومان در این زمان تیم پرسپولیس را ترک و به باشگاه دیگری انتقال پیدا کند و باشگاه در این صورت موظف به ارسال رضایتنامه بازیکن میباشد.
6 - مقرر شد که در صورت تمایل بازیکن این قرارداد در فصل 90-89 با اضافه حداقل 20درصد به مبلغ کل قرارداد باتمام شرایط فوق از طرف باشگاه تمدید میشود. در این صورت بازیکن باید تا قبل از شروع بازیهای رسمی در فصل 90-89 تمدید قرارداد خود را به باشگاه اعلام کند.
7 - بازیکن مکلف به رعایت کلیه قوانین انضباطی باشگاه و قوانین مربوط به فدراسیون فوتبال میباشد.
8 - در صورتی که بازیکن از حق خود برای تمدید قرارداد در بند 1 استفاده نکند، بدون پرداخت و به مبلغ 10درصد که در ایران مرسوم میباشد، باید رضایتنامه خود را از باشگاه دریافت کند.
9 - باشگاه بابت پاداش بردها و مساویها طبق آییننامه پاداش نسبت به پرداخت به بازیکن اقدام مینماید.
10 - بیستوپنجمیلیون تومان بابت پرداخت به مدیر برنامه بازیکن محمود رضا فاضلی در وجه یک چک تضمینی در روز عقد قرارداد به بازیکن تحویل داده میشود.
برگرفته از
برای من که مجبورم برای انجام کارهایم وقت و بی وقت سوار هواپیما شوم سقوط و حوادث هوائی بسیار ناراحت و نگران کننده است.
بعضی وقت ها قبل از سوار هواپیما شدن اخرین کارهایم را به همکارانم تحویل میدهم و یکی از برنامه ریزی های کاریم این است که با توجه به اینکه کسب و کار و شرکت مان کاملا خصوصی است تا حد ممکن این مجموعه به من وابسته نباشد و همیشه دنبال افراد با عرضه ای هستم که بتوانند برای همیشه روی ماندن آنها حساب کنم و پس از نبودنم شرمنده مشتریانی که از محصولات ما استفاده میکنند نباشم و در عوض خدمات بروز و مستمری به آنها ارائه شود.
اما در خارج از کشور،
وقتی در طول ده روز دو حادثه سقوط هواپیما و یک حادثه برخورد قطار در یک کشور به نام ایران رخ میدهد بی شک آن توریستی که قصد دارد برود ایران برود سعدی و حافظ برود سی سه پل برود اردبیل برود سرعین برود کنار دریا برود سفید کنار برود مشهد امام رضا برود شاهچراغ برود ماسوله برود قلع رودخان برود .... نگران میشود و در لیست جاهائی که میتواند برود بی شک دنبال تعویض برنامه مسافرت و گردش اش می شود و حق هم دارد.
این قصه خراب بودن وضعیت مدیریت کشور قصه تلخی است که در همه چیزمان هم تاثیر میگذارد. همه چیز خراب میشود.
درآمد ناچیزی هم که ممکن است از محل جذب توریست داشته باشیم بخاطر نبودن شرائط ایمنی حمل و نقل بر باد میرود. ان وقت رحیم مشائی نمیدانم این دوستی مردم ایران و اسرائیل را از کجایش در می آورد که میگوید برای جذب توریست و بهبود نظر مردم دنیا است.
بخوانید نظرات و گله های یک تورگردان را :
پروازهاى داخلى تورهاى خارجى تحت تأثیر سوانح اخیر هوایى در کشور قرار گرفته اند.
محمدعلى واقفى - عضو هیأت مدیره جامعه تورگردانان - اظهار کرد: البته تورهاى خارجى مدت زیادى است در حال لغو شدن هستند و هم چنان این روند ادامه دارد، اما همان تعداد اندک گردشگران هم که تصمیم گرفته بودند، به ایران بیایند، با توجه به حوادث اخیرى که در ناوگان هوایى داخل کشور رخ داد، به استفاده از مسیرهاى هوایى در ایران تمایل ندارند.
وى افزود: اگر در برنامه تور این گردشگران، مسیر هوایى باشد، آن ها درخواست مى کنند، مسیر زمینى را جایگزین کنیم.
این تورگردان ادامه داد: از لغو سفر تورهاى ورودى به ایران خیلى متضرر شده ایم چراکه، سفر آن ها تحت تأثیر حوادث هوایى کشور قرار گرفته است.
واقفى گفت: این گردشگران از ما مى خواهند که قطار یا اتوبوس را براى سفرهاى داخلى آن ها در نظر بگیریم، چون پروازهاى داخلى ما امنیت ندارند در این شرایط خروج یک قطار از خط نیز ما را دچار تردید کرده است که اکنون چه باید کنیم.
به جرأت میتوان گفت که قاطبه افراد غیرمغرضی که در سی سال گذشته با انقلاب قهر کردهاند، به دلیل یک واژه سه حرفی بوده است: «ظلم». این افراد، یا ظلمی بر خودشان رفته و فریادرسی ندیدهاند، و یا ظلمی آشکار در حق یک فرد ـ مانند آنچه در جریان بازجویی وحشتناک بر همسر سعید امامی رفت ـ شاهد بودهاند، ولی هر چه به انتظار نشستهاند آب از آب تکان نخورده است. درد و سخن در این زمینه بسیار است؛ تنها به ذکر چند نکته بسنده میکنم.
1. دفاع از یک نظام اسلامی با توسل به شیوههای غیراسلامی و بلکه غیرانسانی، همان قدر موفقیت آمیز است که کسی بخواهد با شرابخواری از سنت نبوی پاسداری کند. برخی رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقایع اخیر و خانواده هایشان گواهی میدهد که گروهی پرنفوذ ـ که حفظ آبرویشان تضمین شده است ـ برای اینکه به خیال خودشان چشم فتنه را در بیاورند مجاز به هر نوع ظلمی هستند حتی اگر چیزی از آبروی انقلاب و امام باقی نگذارند.
2. به نظر میرسد که در کشور ما همه مسائل، جز یک مسأله، قابل چشم پوشی و یا اهمال است حتی آنجا که پای یک حکم اسلامی و یا روحانیت در میان باشد. آن استثنا آنجاست که مساله، نام «امنیتی» به خود بگیرد، به طوری که تقاضای اجرای عدالت در مورد یک مساله امنیتی از سوی هر کس، مساوی است با همسو خوانده شدن با اسرائیل.
به همین دلیل است که برای آزرده نشدن برادران اروپایی حکم قطع دست سارق (در شرایط خاص) که در قرآن هم آمده اجرا نمیشود و حتی در مورد اعدام شروران متجاوز به عنف به کودکان و نوامیس مردم به خاطر اعتراض کشورهای غربی کوتاهی صورت میگیرد (چون این مسائل «امنیتی» نیست و بنابراین میتوان کوتاه آمد)، اما در مورد مرگ افرادی چون زهرا بنی یعقوب در زندان اگر تمام آبروی اسلام و نظام و انقلاب هم فدا شود مسألهای نیست چون پای دردانههای امنیتی در میان است. باز از همین روست که فیلم «مارمولک» با اینکه شائبه به ملعبه درآمدن روحانیت را داشت از سوی کارشناسان امنیتی بی اشکال اعلام شد اما فیلم «به رنگ ارغوان» که در مورد یک مأمور امنیتی است به خاطر ممانعت آنان جواز نمایش نمیگیرد.
3. هنوز پس از سی سال معلوم نیست که وظیفه نخبگان و مردم در قبال ظلمهای مشهود در نظام اسلامی چیست؟ من نمیدانم که چرا باید درباره رابطه میان جمهوریت و اسلامیت صدها کتاب و مقاله نوشته شود اما موضوع مهمی مانند وظیفه مسئولان، علما و مردم در قبال ظلمها در یک نظام اسلامی، مورد توجه قرار نگیرد؟ حضرت امام (ره) در وصیتنامه خویش در مورد ترویج فساد چنین هشدار دادند که «مردم به دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند». البته به مخیله امام هم خطور نمیکرد که بتوان برخی افراد بازداشتی در جمهوری اسلامی را به بهانه شرایط امنیتی، بدون محاکمه مستقیما از اتاق بازجویی روانه قبرستان کرد و الاّ چه بسا امام در وصیت نامه خود راه حلهایی در این مورد ارائه میداد.
4. افراد بازداشت شده حتی اگر مرتد و منافق و محارب هم بودند نباید با خانواده هایشان چنین رفتار میشد. این دیگر چه صیغهای است که وقتی کسی بازداشت میشود افراد خانواده اش باید گاهی تا چند هفته سراسیمه در بیمارستانها و پزشکی قانونی سرگردان باشند و یا در اطراف زندانها تنها برای گرفتن کوچکترین اطلاعی از محل نگهداری آنان ضجه زده و التماس کنند و کسی پاسخگو نباشد و نهایتا منتظر تماس یک فرد ناشناس بمانند؟ (مگر آنکه قصدی در تکثیر مخالفان نظام در میان باشد).
در مقابل، وقتی گروهی از نمایندگان مجلس، در سایت خود از خانوادههای بازداشت شدگان میخواهند به آنان مراجعه کرده شاید بتوانند آنها را در پیداکردن عزیزانشان یاری کنند بلافاصله آن سایت فیلتر میشود! آیا این همان "آزادی تقریبا مطلق" در ایران است که چندی پیش رئیس جمهور در جواب خبرنگار خارجی از آن سخن میگفت؟ داستان مکرر چگونگی رفتار با خانوادههای جان باختگان و تعهدات اجباری هنگام تحویل جنازه از جمله اینکه «هیچ شکایتی نداریم»، خود حکایت جانسوز دیگری است.
5. عمل به قانون هم مثل خیلی چیزهای دیگر جناحی شده است. خلاف قانون، فقط این نیست که کاندیدایی به حکم شورای نگهبان تمکین نکند. نمیشود در این مورد فریاد را به عرش رساند اما در قبال هرگونه رفتار غیرقانونی با مردم معترض ـ که با اندک محبتی میتوانستند قاطبه آنان را جذب کنند ـ سکوت کرد. چنانکه پیش از این نیز گفته ام اگر نظام ما با برخی از آنچه تحت لوای «حفظ نظام» صورت میگیرد سقوط نکند بسیار بعید است که با عامل دیگری، حتی حمله نظامی از پا درآید.
6. میان «جمع کردن» یک بحران با «حل کردن» آن تفاوت بسیار است. اولی از کسانی برمی آید که به هر مساله تنها به دید امنیتی مینگرند و دومی کار افراد بصیر و دلسوزی است که دیدی جامع به مسائل داشته و راه حلهای امنیتی را آنهم بدون وقوع هیچ ظلمی آخرین گزینه میدانند نه اولین گزینه. با ظلم میتوان یک مسأله را جمع کرد اما نمیتوان آن را حل کرد. در یک نظام مردمی همیشه راه حل غیر امنیتی مقدم و بسیار کارساز است.
روشن نیست افرادی که خود را «دشمن شناس» میدانند چگونه درباره این کارخانههای بزرگ ضد انقلاب سازی که حتی از به کام مرگ فرستادن فرزند یک مقام مسئول در بازداشتگاه هم ابایی ندارند، از رد پای دشمن در بازداشتگاهها سخن به میان نمیآورند؟ به راستی کسانی که با فرزند یک مقام مسئول این میکنند با جوانان بی نام و نشان چه میکنند؟
این را هم باید اضافه کرد که ما امروز «دشمن شناس» خودخوانده زیاد داریم. عدهای توجه ندارند که به ویژه در هنگام بحرانها، دشمنشناسی تنها از معدود افراد بصیر، عالم و متقی بر میآید و نباید اجازه داد یکی با دسترسی به شنود، دیگری با خواندن چند بولتن محرمانه، سومی برای تسویه حسابهای شخصی، چهارمی با تفسیرهای سودجویانه تحلیلهای بیگانگان و پنجمی برای خودشیرینی یا شهوت پست و مقام، خود را «دشمن شناس» جا بزنند.
این به اصطلاح دشمن شناسان، که اخیرا آیت الله استادی گروهی از آنان را به نقد کشید، به دلیل قضاوت بر اساس جناح بازی ـ که به عقیده من نوعی شرک است ـ عملا بسیاری از طرفداران واقعی انقلاب اسلامی، از مردم عادی گرفته تا دیگران را نه تنها از انقلاب که گاهی از اسلام هم بیزار کرده و میکنند و در عمل ولو با نیت خیر، خیانتی را انجام میدهند که از هیچ دشمنی بر نمیآید.
7. کسی نمیتواند خود را پیرو ولایت فقیه بداند و در عین حال در مورد ظلمهایی که نهایتا کل نظام اسلامی را به نابودی خواهد کشاند بی تفاوت بماند، مگر آنکه پیامبر (ص) را ـ نعوذ بالله ـ دروغگو بپندارد. به فرموده پیامبر (ص)، ظلم یک حکومت را نابود میکند و حتی کفر چنین اثری ندارد. بنابراین هر کس نسبت به رهبر انقلاب ارادت بیشتری دارد باید نسبت به ظلم به مردم که در واقع، خطری است که رهبری و کل نظام را تهدید میکند بیشتر فریاد بزند. کسی که در شرایط فعلی تنها دم از اطاعت از رهبری میزند و در عین حال بر این ظلمها چشم میبندد چاپلوس رهبری است نه مطیع و مرید او.
چه اتفاقی باید بیفتد که قاطبه علما که خود نیز برای استقرار و دوام نظام زحمتها کشیدهاند فارغ از جناح بندیها و دعواهای انتخاباتی در مقابل این ظلمها واکنش جدی نشان دهند؟ آیا برای مردم قابل قبول است که برای فوت یک عالم دست چندم ـ که البته تکریمشان واجب است ـ چندین اطلاعیه از سوی علما در کمتر از 24 ساعت صادر شود ولی برای مرگ چند جوان در بازداشتگاههایی که هیچ کس مسؤولیت آن را نمیپذیرد سکوت پیشه شود؟ نقش روحانیت در نظام اسلامی تملق گویی نسبت به نظام نیست، بلکه همان طور که شهید مطهری تاکید داشت ـ و البته تا حد زیادی مغفول ماند ـ رویکردی نظارتی و منتقدانه با تکیه بر عدالت است.
در اینجا ذکر دو مطلب لازم است. اول آنکه آنچه گفته شد، نه به معنای نادیده گرفتن خدمات قاطبه دست اندرکاران امنیت کشور است که بدون توسل به ظلم، خدمات زیادی برای مردم انجام داده و میدهند و نه به معنای عدم لزوم مجازات سنگین برای آشوبگران واقعی که بسیار هم اندک بودهاند. دیگر آنکه راه حلهایی از قبیل تشکیل چند کمیته رسیدگی ـ که متاسفانه تا قبل از کشته شدن فرزند یکی از مسئولان صورت نگرفت ـ اگر قرار است نهایتا به تهیه چند گزارش «خیلی محرمانه» و ارسال آن برای مسئولان بینجامد، هیچ کمکی به باور مردم به مقابله جدی با این فجایع نخواهد کرد و شاید تشکیل ندادنش مفیدتر باشد زیرا برای مردم امید واهی ایجاد میکند.
روشن است که مرحوم محسن روح الامینی تنها مقتول مظلوم نبود گر چه اکثر صداها تنها پس از مرگ او درآمد. ما به جز چند نام دیگر مانند سهراب و اشکان نشنیدهایم، اما آنچه مسلم است هر کس به ظلم کشته شده باشد در قیامت کبری با کفن خونین راه را بر مسببان و نیز سکوت کنندگانی مانند نویسنده خواهد بست. به سبب سیاست خبری موجود، کسی نمیداند آیا مثلا آنچه در مورد افراد بیکسی مانند «ترانه موسوی» دهان به دهان میگردد راست است؟ خانواده وی که ظاهرا در اطراف مسجد قبا دستگیر شده به کجا باید مراجعه کنند؟ متأسفانه سیاست خبری رسانه ملی هر خبری را باورپذیر کرده است.
آیا رسانه ملی در مورد آنچه بر او گذشته است خبر موثقی خواهد داد و در صورت اثبات جرم، مجرمین را معرفی خواهد کرد؟ اگر چنین باشد امیدی به عدم تکرار اینگونه فجایع هست اما به نظر میرسد این رسانه، فعلا موظف به رصد کردن ظلم در جهان به جز ایران است آنهم در مورد کشورهایی که با ایران مشکل سیاسی دارند.
شربینی که توسط یک «شهروند» آلمانی در یک کشور سکولار کشته شد و در بیش از 200 بخش خبری در کشورمان از او یاد شد بسیار مظلوم بود، اما آیا یک جوان ایرانی که در یک اعتراض آرام خیابانی دستگیر شده و بعد جنازه اش در سانسور کامل خبری ـ آن هم در کشوری که خود را پرچمدار استقرار عدالت در جهان میداند ـ از بازداشتگاه بیرون میآید صدها بار مظلومتر از شربینی نیست؟
اینکه بیگانگان در حوادث اخیر دست داشتند یا نداشتند، نقشه قبلی یا انقلاب مخملی در کار بود یا نبود، نظام در خطر بود یا نبود، مسبب اولیه و ثانویه این بود یا آن، اینها بر فرض صحت، هیچکدام مجوز سر سوزنی ظلم به کسی نمیشود. در اسلام رعایت عدالت نسبت به قاتل امیر المؤمنین (ع) هم واجب است.
muhammadmotahari@gmail.com

نقل مطلب از سایت تابناک
امشب تلویزیون یک فیلم نمایش داد.
فیلمی بود تلویزیونی و نه سینمائی.
البته من هیچ رغبتی به فیلم و تلویزیون ندارم. حین بازی با محمد صادق و محمد حسین ماجرا را دنبال کردم
البته یه فرق کوچک و دقیقی بین فیلم های با عنوان سینمائی و فیلم های با عنوان تلویزیونی وجود دارد که دراینجا جایش نیست.
توی فیلم،
یه نوجوان خیلی معمولی به نام جو از خانه فرار میکند و گم میشود.
٧ روز پلیس و مردم به دنبالش میگردند و در پایان روز هفتم او را توی اتومبیل سقوط کرده اش توی یک دره پیدا میکنند و به طرز معچزه آسائی با تلاش خلبان هلی کوپتر و مادر و مردم شهر و نیرو های پلیس نجات پیدا میکند.
در آن جا که مادر،پسرش را پیدا کرد فکر کردم گریه ام گرفته است. خیلی احساس شده بود. اما خودم را زدم به بازی با محمد صادق.
نمیدانم چطور شد به یاد این افتادم که جوانی از بچه های این مملکت توی همین شهر و در راه بازداشتگاه و مسلما عاقل تر و عزیزتر و دوست داشتنی تر از جو، به ناگاه میمیرد و مجلس ترحیم اش هم در خانه حاج محسن رضائی بر گزار میشود.
به یاد بچه های شهید باکری افتادم که این روزها همه توی اینترنت کلمه توهین ذوالنور به باکری را جستجو میکنند تا بدانند ماجرا چیست.
به ناگاه محمد صادق را سخت بغل کردم. احساس کردم ما توی این تهران خیلی بی کس و غریب هستیم.
خدا نکند خانه مان خراب شود. آنگاه جائی برایمان توی قبرستان هم نیست چه برسد به شحنه و قاضی.
اللهم فک کل اسیر
اللهم رد کل غریب
اللهم سد فقرنا بغناک
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
فرمانده نیروی انتظامی با تاکید بر اینکه ناجا به دنبال احقاق حق و برقراری آرامش است تصریح کرد: البته هیچ حرکتی نباید باعث شود که ماموران ناجا از حدود قانون پا را فراتر بگذارند.
به گزارش مهر سردار اسماعیل احمدی مقدم بعدازظهر چهارشنبه در مراسم تودیع و معارفه فرماندهان جدید پلیس پیشگیری و راهور ناجا گفت: در پی اغتشاشات اخیر و تماس 440 نفر از هموطنان با مرکز 197 از 300 نفر از خسارت دیدگان دلجویی و جبران خسارت شد.
به گفته وی میزان این خسارتها 500 میلیون ریال بود که به خسارت دیدگان پرداخت شد.
احمدی مقدم افزود: شاید شکسته شدن اتومبیل از نظر رقم و مبلغ قابل توجه نباشد اما این خسارات تاثیرات روانی را در پی خواهد داشت.
رئیس پلیس کشور ادامه داد: بعضی از ماموران در این حوادث افراط گریهایی را داشتند و در تعقیب اغتشاشگران خسارتهایی را به مردم وارد کردند.
وی با تاکید بر اینکه ناجا به دنبال احقاق حق و برقراری آرامش است تصریح کرد: البته هیچ حرکتی نباید باعث شود که ماموران ناجا از حدود قانون پا را فراتر بگذارند.
احمدی مقدم با بیان اینکه دغدغه من این است که رفتارها فراتر از قانون نباشد افزود: با دستوراتی که ابلاغ شد نسبت به تظلم خواهی و دلجویی مردم اقداماتی صورت گرفت.چ
منبع خبر
رییس فرهنگستان هنر در پیامی درگذشت سیفالله داد را تسلیت گفت.

به گزارش ایلنا ، در متن پیام میر حسین موسوی آمده است:
و آن الی ربک المنتهی گذر از معبر دنیا و نیل به جوار رحمت و کرمش، سنتی است الهی و تغییر ناپذیر، و ما شاهدان حسرت زده عبور عزیزانمان از این گذرگاه، جز تاسف براین داغها و دعای خیر چه می توانیم کرد.
سیفالله داد، یاری ثابت قدم از یاران انقلاب اسلامی در پیش و پس از پیروزی، هنرمندی متعهد و خلاق، مدیری دلسوز و کارشناسی صاحب نظر از خانواده فرهنگستان هنر به سوی معبود و خالق خویش پرکشید.
این ضایعه را به خانواده محترم و معززنشان و به همه اصحاب فرهنگ و هنر تسلیت می گوییم.
مقایسه آمار صادرات و واردات در سه ماههاول سال جاری با سهماهه اول سال گذشته نشان میدهد، صادرات و واردات (به دلار) با کاهش مواجه بوده و کاهش صادرات 2 برابر کاهش واردات بوده است.
به گزارش "الف"، بررسی آمار صادرات و واردات کشور نشان میدهد، اقتصاد ایران در 3 ماهه نخست سال جاری، 3619 میلیون یورو صادرات داشته است که این رقم در مقایسه با میزان مشابه سال گذشته 6.54 درصد کاهش نشان میدهد. صادرات سه ماهه نخست سال 87، 3872.44 میلیون یورو بوده است.
بنابراین گزارش، اقتصاد ایران در سه ماهه نخست سال جاری 8711 میلیون یورو واردات داشته است که این میزان نسبت به واردات مشابه سال گذشته 3.31 درصد افزایش نشان میدهد. اقتصاد ایران در سه ماهه نخست سال 87، 8431.5 میلیون یورو واردات داشته است.
اگر این آمار را به دلار محاسبه کنیم، صادرات 19.56 درصد کاهش و واردات نیز 10.92 درصد کاهش نشان میدهد که کاهش صادرات تقریبا 2 برابر کاهش واردات است. این مساله از آنجا اهمیت دارد که به بدتر شدن وضعیت بازار کار و اشتغال خواهد انجامید.
ولایت پذیری در عمل
سه نمونه جهت مقایسه بهتر افراد و اشخاص
با عنایت به یکی از دستورات واضح اسلام که در سخنان مقام معظم رهبری نیز به آن اشاره شد و آن رعایت انصاف و عدالت است، کمی به گذشته برگردیم و به زمانی بنگریم که حامیان یک کاندیدای ریاست جمهوری برای تخریب رقیب از ابزاری همچون عدم تمکین
در نتیجه انتخابات نیز مسئله دار و باطل میباشد .
پس ....