الله الذي خلقكم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوة ثم جعل من بعد قوة ضعفا وشيبة يخلق ما يشاء وهو العليم القدير ﴿54﴾
چند سالی گذشته است که محمد حسين از ضعف و ناتوانی دوران نوزادی به اندازه دوران کودکی قدرتمند شده است؛ توانمند شدن برای راه رفتن،صحبت کردن،ابراز احساسات،يادگيری چيزهای جديد و جديد تر،يافتن جايگاه مستقل و مشخص در ميان خانواده و اطرافيان و .... همه و همه در مقابل ضعف های دوران تولئ و نوزادی خيره کننده است و اين ها همه در عرض چند سال اتفاق می افتد.
در همين دوران،پدر و مادر آنقدر سرگرم کودک و تغييرات جسمی و روحی او می شوند که گذر عمر خود را پاک از ياد می برند.
اما برای پدر بزرگ،همين سالها،سالهای پيری و کهولت بوده است و در همين مدت کم،توان و نيرو و انرژی اش را از دست داده است.
اين بار که به خدمت رسيدم،دوش هايم کمک خوبی بود برای برخاستن پدر. پدری که قدرتش را از وقتی که کودکی بيش نبودم ديده ام و برای خودش نیز رسيدن به مرحله ای که دوش های کودک ديروزاش عصای راه رفتن اش باشد،معنی ديگری داشت.
ايام کودکی و جوانی و ميانسالی و پيری چقدر زود می گذرد و ايام قدرت و توانمندی چقدر زود به سر می آيد.
بقول امير مومنان حضرت علی عليه السلام که:
ما اکثر العبر و اقل الاعتبار
چقدر عبرت ها زياد است و عبرت گرفتن ها کم است.






